در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آصفعلی زرداری، رئیسجمهور پاکستان با گذشت کمتر از یک ماه از دوران زمامداریش با چالشی جدی از سوی افراطیون مواجه شده که حملهای انتحاری علیه هتل ماریوت، از هتلهای مجلل اسلامآباد، پایتخت ترتیب دادند.
این حمله حداقل 53 کشته و صدها زخمی برجای گذاشت. او اکنون با توجه به وخامت شرایط امنیتی کشور از یک طرف و حملات آمریکا به مناطق مرزی این کشور برای بهبود وضعیت شرایط و نجات اقتصاد پاکستان تحت فشار فزایندهای قرار گرفته است.
شاید یکی از حساسترین و جدیترین مشکلات فراروی زرداری یافتن راهی برای همکاری با واشنگتن در جنگ با شبهنظامیان شورشی است بی آن که او به دستور گرفتن از آمریکاییها متهم شود. این که زرداری میتواند چنین بار سنگینی را بر دوش کشد مسالهای است که بسیاری از هموطنان او در موردش شک دارند.
اکثر مردم پاکستان به سختی میتوانند این واقعیت را فراموش کنند که زرداری 53 ساله رئیسجمهوری اتفاقی است که با ترور بوتو در واپسین روزهای سال گذشته میلادی ناگاه در کانون تحولات سیاسی پاکستان قرار گرفت.
با مرگ بوتو بود که زرداری به رهبری حزب مردم (PPP) رسید و دست بر قضا در انتخابات پارلمانی فوریه پیروز انتخابات از کار درآمد. با کنارهگیری پرویز مشرف، رئیسجمهور پیشین بود که پارلمان به ریاست جمهوری زرداری رای داد.
زرداری بلافاصله پس از برگزاری مراسم تحلیف طی نطقی اتحاد دوباره ملت، بازگشت به حاکمیت قانون را با اقداماتی چون بازگرداندن قضات برکنار شده دیوانعالی توسط مشرف به مناصب قبلیشان را به عنوان رئوس کار خود برشمرد اما لااقل تا این مقطع اقدامی جدی در جهت عمل به این وعدهها انجام نداده است.
عدم خویشتنداری آمریکاییها
اعزام نیروهای آمریکایی به داخل قلمرو پاکستان برای تعقیب تروریستها که مرگ صدها شهروند غیرنظامی، سرباز و افراد مظنون به عضویت در گروههای شورشی را به همراه داشت با واکنش منفی بسیاری از پاکستانیها مواجه شد که اعتقاد دارند زرداری از آمریکاییها تبعیت کرده و در خفا با این اقدامات موافقت کرده است.
آنچه بیش از هر چیز خشم پاکستانیها را برانگیخته اقدامات نظامی آمریکاییها از طریق قلمرو افغانستان است. فرزانه شیخ، از کارشناسان امور جنوب آسیا در چتهم هاوس، از موسسات نظریهپرداز بریتانیا در این رابطه میگوید: زرداری چارهای جز کسب حمایت همه احزاب طیف کامل سیاسی کشور ندارد.
او میافزاید: تنها در چنین شرایطی است که او میتواند مردم را متقاعد کند کشور در برابر شرایطی قرار گرفته که منافع ایالاتمتحده و پاکستان را در مسیر همگرایی قرار داده است.
نکته عجیب این است که زرداری به جای تلاش برای جلب حمایت مخالفانش در برابر درخواستهای آنان برای بازگرداندن محمد افتخار چودری، رئیس پیشین دیوانعالی پاکستان که توسط مشرف عزل شد، مقاومت میکند. همین مقاومت بود که موجب شد میان حزب او و حزب مسلملیگ شاخه نواز به رهبری نوازشریف، نخستوزیر سابق و مهمترین متحد ائتلاف حاکم جدایی بیفتد.
به اعتقاد شیخ اقدامات زرداری موجب به وجود آمدن این شائبه شده که او پیش از آن که دغدغه مقابله با گروههای شبهنظامی شورشی و حل و فصل مشکلات اقتصادی کشور را داشته باشد به دنبال میخکوب کردن مخالفانش است.
به دیده اکثر پاکستانی، زرداری همچنان همان دلالی است که حسابهای بانکیاش در 2 دوره نخستوزیری همسرش به ناگاه متورم شدند. او در بین مردم پاکستان با نام آقای 10درصدی شناخته میشود که به دلالبازیهایش برای واگذاری مناقصههای دولتی در برابر دریافت کمیسیون 10 درصدی اشاره دارد.
او به دنبال هر دوره نخستوزیری همسرش به زندان افتاد و در مجموع 11 سال را در زندان سپری کرد. او ادعا دارد اتهاماتی که به او وارد آمد ولی هرگز اثبات نشد، خاستگاهی سیاسی داشته است.
رهبر دچار روانپریشی؟
زرداری علاوه بر پاکستان در چند کشور دیگر از جمله بریتانیا هم به اتهام فساد تحت تعقیب قرار گرفت اما او به کمک دو پزشک آمریکایی که سال گذشته ادعا کردند ناراحتی روحی دارد از مجازات معاف شد.
این مساله اولینبار توسط فایننشالتایمز فاش شد. وقوع چنین حوادثی موجب شده بسیاری از مردم پاکستان به قابلیتهای زرداری برای هدایت کشور به دیده تردید بنگرند. رسول ثاقب، استاد علوم سیاسی دانشگاه لاهور میگوید: آیا این زرداری جدیدی است یا همانی است که از گذشته میشناسیم.
میافزاید: این مسالهای است که بعدا و با عملکرد او معلوم خواهد شد. اوست که مشخص میکند آیا پاکستان در دوران زمامداریاش از بحرانها به سلامتی گذر میکند یا درگیر ماجراهایی جدید میشود.
ثاقب و خیلیهای دیگر در عملکرد یکماهه زرداری گشایشی میبینند. پس از حمله هتل ماریوت بود که زرداری به شکلی موفقیتآمیز توانست از این حادثه بهرهبرداری کرده و افکار عمومی را متوجه لزوم مقابله با افراطیگری کند.
تا پیش از این مخالفان اقدام علیه شبهنظامیان افراطی سعی داشتند هر تلاشی در جهت مقابله با گروههای افراطی را در راستای منافع ایالاتمتحده به تصویر بکشند و آن را جنگی بهکام آمریکا نشان دهند اما بهظاهر زرداری موفقیتی هرچند کوچک در تغییر این دیدگاه به دست آورده است.
با این حال همه مشکلاتی که پاکستان با آنها دست به گریبان است با سیاسیکاری حل نمیشود. اقتصاد پاکستان طی چند ماه اخیر در مسیر قهقرا قرار گرفته، سرمایهگذاری خارجی رو به کاهش گذاشته، قیمت مواد غذایی رشدی مداوم را تجربه میکند و قطعیهای مکرر برق مردم را به تنگ آورده است.
ملاقات با پیلن
هفته گذشته و در حاشیه برگزاری نشیت مجمع عمومی سازمان ملل متحد بود که زرداری تمامی توان خود را به کار گرفت تا طرفهای خارجی را به اعطای کمکهای مالی به کشورش ترغیب کند.
از آنجا که پاکستان بهتازگی سهمگینترین حمله تروریستی تاریخ کوتاه خود را تجربه کرده زرداری از این فرصت استفاده کرد تا در دیداری با سارا پیلین، یار انتخاباتی جان مککین، نامزد حزب جمهوریخواه در انتخابات ریاستجمهوری 4 نوامبر امسال آمریکا خواستار افزایش حمایتهای واشنگتن از اسلامآباد شود.
او در این دیدار جذابیت چهره پیلین را ستایش کرد ولی بعید است این عملکرد او در جامعه پاکستان که همین حالا هم دولت زرداری را سگ دستآموز واشنگتن میخواند، انعکاس خوبی داشته باشد.
به اعتقاد تحلیلگران زرداری به جای این گونه اقدامات باید سعی کنند به مردم پاکستان بقبولاند مقابله با شبه نظامیان افراطی با منافع ملی این کشور همگرا است.
مخالفان مقابله با افراطیون فقط مردم عادی کوچه و خیابان نیستند بلکه بسیاری از مقامات ارشد کشوری و لشکری هم نمیتوانند با این رویکرد کنار بیایند. اگر ارتش از متابعت از دستورات زرداری امتناع کند شرایط برای ادامه حاکمیتش دشوار خواهد شد.
درست است که او به ریاستجمهوری رسیده اما معنایش این نیست که ارتش هم سر تسلیم در برابر این انتخابات فرود میآورد. ماه عسل زرداری خیلی زود تمام شد و او اکنون باید بتواند از پس کوه مشکلات پاکستان برآید.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: