بن‌لا‌دن هنوز هم خبر ساز است‌

در مسیر افراط‌

استیو کول، نویسنده آمریکایی سال‌هاست که زندگی خود را وقف بررسی زندگی خاندان بن‌لادن کرده است. او اخیرا کتابی را تحت عنوان «بن‌لادن‌ها» روانه بازار کرد که سروصدای زیادی به پا کرده است.
کد خبر: ۲۰۶۹۰۱
این کتاب نه‌تنها نگاهی روانکاوانه به حوادث یازدهم سپتامبر دارد که متضمن اطلاعات جالبی در مورد خاندان بزرگ بن‌لادن ، رابطه این خاندان با خاندان سلطنتی عربستان‌سعودی و نقشی است که این خاندان در شکل‌دهی افکار، آمال و باورهای مذهبی اسامه بن‌لادن کرده است.

هفته‌نامه آلمانی اشپیگل در آخرین شماره خود مصاحبه‌ای با کول را به چاپ رسانده که در آن به مسایلی چون محل اختفای اسامه بن‌لادن، نحوه پیشرفت پدر او و ماجراهای عشقی یکی از برادران اسامه اشاره شده است. در ادامه ترجمه گزیده‌ای از این مصاحبه آمده است.

آقای کول، اسامه بن‌لادن اخیرا سکوت طولانی خود را شکست. او در آخرین نوار ویدئویی خود خواستار آزادسازی نوار غزه شده و اروپا را تهدید کرده است. این اظهارات را چطور تفسیر می‌کنید؟ او کجا مخفی شده است؟

بن لادن از دیرباز متن مصاحبه‌هایش را به گونه‌ای تنظیم می‌کرد که به نوعی با مسائل روز دنیا پیوند داشته باشد. تصور این که او از مخفیگاه خود جایی در طول نقاط مرزی افغانستان با پاکستان به تماشای برنامه‌های الجزیره و CNN می‌نشیند و برای نطق بعدی خود یادداشت‌برداری می‌کند، چندان دشوار نیست.

به اعتقاد من اشاره او به اروپا در آخرین نوار ویدئویی‌اش با هدف جنجال‌آفرینی بوده است. او احتمالا پس از شنیدن خبرهای مربوط به تجدیدچاپ تصاویر موهن پیامبر اسلام این موضوع را در مصاحبه خود گنجانده است اما در عین حال این هم ممکن است که او از وجود طرحی برای حمله در اروپا اطلاع یافته است.

طی 2 سال گذشته ما شاهد شناسایی وجود ارتباطاتی بین عوامل توطئه در اروپا و القاعده بوده‌ایم. اشاره او به غزه هم نوعی تلاش برای نشان دادن علاقه القاعده به ایفای نقش در مناقشه اسرائیل و فلسطینی‌ها بود.  موضوع خیلی ساده است. او می‌خواهد نشان دهد که هنوز زنده است و از تحولات جاری جهان اسلام اطلاع دارد.

باراک اوباما، نامزد دمکرات‌ها در انتخابات ریاست‌جمهوری نوامبر امسال آمریکا، دولت بوش را به اهمال در جستجو برای یافتن محل اختفای بن‌لادن که همچنان درصدر فهرست تروریست‌های تحت تعقیب دنیا قرار دارد، متهم کرده است. آیا او درست می‌گوید؟

امکان شناسایی و دستگیری بن‌لادن حداقل طی سال‌های 1998 تا 2001 میلادی وجود داشت. تا قبل از 11 سپتامبر 2001 آمریکا عوامل جاسوسی زیادی در داخل افغانستان داشت که دقیقا همین عوامل در مورد امکان حمله به مخفیگاه بن‌لادن را برای بیل کلینتون، رئیس‌جمهور پیشین [آمریکا] فراهم آوردند. 

کلینتون در مورد اول با انجام حمله موشکی مخالفت کرد چرا که نمی‌خواست در عملیات کودکان قربانی شوند. این امکان وجود داشت که پایگاه بن‌لادن در حوالی خوست را تحت محاصره درآورده و  او را بازداشت کرد اما دستگیری او در آن زمان از اولویت‌های دولت نبود.

حتی پس از حوادث یازدهم سپتامبر هم در یک مورد امکان کشتن او وجود داشت. خود بن‌لادن بعدها در مورد بمباران‌های سنگین غارهای تورابورا در مناطق شرقی افغانستان واقع در مجاورت مرزهای پاکستان در دسامبر سال 2001 میلادی مطلبی نوشته بود.

او توانست در آخرین لحظات از مهلکه بگریزد و جان سالم به‌در برد. برخی اعتقاد دارند نیروهای افغان که در پیشروی به سوی تورابورا، آمریکایی‌ها را همراهی می‌کردند به فرار او کمک کرده‌اند اما در این مورد نظر قطعی و دقیقی وجود ندارد.

در آن زمان پنتاگون از آوردن یگان دهم عملیات رزمی کوهستان به تورابورا که در آن زمان بخشی از نیروهایش در ازبکستان استقرار داشت،‌ خودداری کرد که این تصمیمی غلط بود.

بن‌لادن الان کجاست؟

من اعتقاد دارم او هم‌اکنون در پاکستان است و حتی به خودم اجازه می‌دهم بگویم کجا مخفی شده است. او به احتمال زیادی در مناطق کوهستانی وزیرستان‌شمالی، جایی در نزدیکی شهر میرانشاه است. او این مناطق را به خوبی کف دستش می‌شناسند. این منطقه تحت کنترل نیروهای تحت امر سراج‌الدین حقانی است که مرید بن‌لادن تلقی می‌شود. در آن سوی ماجرا ارتش پاکستان جرات ورود به این منطقه را ندارد.

به گمان شما در جایی اردوگاه‌مانند که از آن بتوان روند فعالیت‌های گروه را سازماندهی کرد، اقامت دارد؟

بن‌لادن احتمالا از جایی به جایی دیگر درحال حرکت و نقل مکان است. او را همیشه تعدادی از نزدیکان مورد اعتمادش احاطه کرده‌اند که الزاما معنایش این نیست که هرگز به او خیانت نخواهد شد. او ظاهرا به اشکال مدرن ارتباطات از جمله تلویزیون و تلفن ماهواره‌ای دسترسی دارد. منطقه میرانشاه بر خلاف مناطق دور افتاده و پرت افغانستان به فناوری‌‌های نوین دسترسی دارد یا لااقل دسترسی آنها به امکانات جدید خیلی بیشتر از آن چیزی است که ما در غرب تصور می‌کنیم.

به اعتقاد من ایمن الظواهری، مرد شماره القاعده در همان جایی که بن‌لادن مخفی شده است، نیست.

آیا دلیل این جدایی دغدغه‌های امنیتی است یا مسائل تاکتیکی؟

شاید هر دو. با این حال طی 2 سال گذشته این دو به چنان سطحی از اعتماد به شرایط دست یافته‌اند که در جلسات مشورتی با هم دیدار می‌کنند. به درستی معلوم نیست آیا بن‌لادن شخصا فرمان حملات را صادر می‌کند یا ایمن الظواهری است که به نیابت از او امور روزمره القاعده را مدیریت کرده و دستورات را صادر می‌کند. آنچه تقریبا اثبات شده این که بن‌لادن در جریان همه حملاتی که قرار است القاعده انجام دهد، قرار می‌گیرد.

شما بخش اعظم کتاب اخیر خود را به خانواده بن‌لادن و خاستگاه این خاندان اختصاص داده‌اید. چرا؟

به گمان من بن‌لادن و تناقض‌های گسترده بین دین، سنت و مدرنیته در خاورمیانه که به طور همزمان متضمن دشمنی عمیق با غرب و نوعی دلبستگی به ایده‌ها و شیوه زندگی غربی است را تنها از دریچه شناخت خاندانی که او در آن رشد یافته است، می‌‌توان شناخت.

آیا شما خاندان بن‌لادن را گروهی تروریست می‌پندارید؟ یا آن که به عکس آنان افرادی معمولی و قابل احترام با تروریست‌هایی در میان‌شان هستند؟

خاندان بن‌لادن در واقع خانواده‌ای بزرگ است. اسامه به تنهایی 24 برادر و 29 خواهر دارد. این خاندان از دیرباز پذیرای طیف وسیعی از دیدگاه‌ها و گرایش‌های اعتقادی بوده که از افرادی خوشگذران و سرزنده چون سالم بن‌لادن که هوادار بیتل‌ها بود تا چهره‌های با گرایشات خشک و افراطی مذهبی را دربر گرفته است.

این تنوع و تطور در همان روز سرنوشت‌ساز در آمریکا هم مشهود بود. درست در همان روزی که هواپیمارباها با جت‌های تجاری مملو از مسافر به ساختمان برج‌های تجارت جهانی و ساختمان پنتاگون کوبیدند شفیق بن‌لادن، برادر ناتنی اسامه در حال انجام رایزنی با تعدادی از سرمایه‌گذاران در قالب نشستی در هتل رتیز کارلتون واشنگتن یعنی تنها چند صد کیلومتر آن‌سوتر از محل وقوع حملات بود. گروه کارلایل که خاندان بن‌لادن و خانواده بوش در زمره سهامدارانش هستند متولی برگزاری این کنفرانس بود.

آیا خاندان بن‌لادن هم بسان اکثر خاندان‌های موفق دنیا پیشرفت خود را مدیون یک چهره برجسته منفرد است؟

محمد پدر اسامه مردی خودساخته بود که خود را از جایگاه پسر کشاورزی بی‌سواد و معمولی به موقعیت فردی ابرپولدار رساند. خاستگاه او منطقه خضرا موت، منطقه‌ای دورافتاده، بی‌آب و علف و خشن در مناطق جنوبی شبه‌جزیره عرب بود که هیچ نامی دیگر برازنده‌تر از این نمی‌شد برایش یافت. خضرا موت در زبان بومی‌های منطقه به معنای مرگ است.

14 ساله بود که خود سکان هدایت سرنوشتش را در دست گرفت. در سال 1925 میلادی او از دریای سرخ گذشت و با لنجی مملو از مسافر راهی شمال شد. او خود را با شکمی گرسنه و جیبی خالی به جده رساند که در آن زمان شهری کوچک و به نسبت فقیر بود. در همین شهر بود که پدر اسامه بر فقر فایق آمد و به مکنت رسید.

او از عهده چه کاری برمی‌آمد که دیگران برنمی‌آمدند؟

او در خضرا موت شاهد ساختمان‌های بلند آجری بود که توسط اندک مهاجران عربستانی ساخته شده بود. او شیفته ساختمان‌سازی شده بود. برج‌ها و هواپیما سرنوشت او را متحول کردند.

سرمایه اولیه برای شغل آینده‌اش را از کجا تامین کرد؟

او گودالی در شن‌ها حفر کرده بود و شب‌ها آنجا می‌خوابید. روزها در قهوه‌خانه‌ای که به زائران خدمات‌رسانی می‌کرد مشغول به کار شد. عصرها در یک مغازه طلافروشی کار می‌کرد و ذره ذره پول خود را جمع می‌کرد. در سال 1931 کار و کسبی برای خود راه انداخت و خیلی زود وارد کارهای ساختمانی شد. 

در روزهای آغازین دوران شکوفایی نفتی عربستان‌سعودی بود که او به یمن کار کردن طاقت‌فرسا، جاه‌طلبی بی‌انتها و انعقاد چند قرارداد نان و آب‌دار به انتخاب اول خاندان آل‌سعود در پروژه‌های ساخت‌وساز تبدیل شد. دیری نپایید که شرکت او وارد حوزه‌های گسترده‌تری چون سدسازی و احداث جاده شد. او دیگر ثروتمند شده بود.

عربستان مردان ثروتمند زیادی داشت؟ او نفوذش را چطور کسب کرده بود؟

پول به تنهایی نمی‌توانست موقعیت اجتماعی او را در عربستان‌سعودی تغییر دهد. اگرچه او در سال 1955 به کابینه سعودی راه یافت و به دلیل صداقت و قابل اعتماد بودنش مورد احترام خاندان سلطنتی بود اما آنها هیچ‌گاه به او یا فرزندانش اجازه نمی‌دادند با دختران خاندان سلطنتی ازدواج کنند.

او احتمالا بین فرزندانش برخی را بر سایرین ترجیح می‌داده است. آیا اسامه در بین 54 فرزند او از 22 زنی که اختیار کرد یکی از فرزندان محبوب محمد تلقی می‌شد؟

محمد بن‌لادن خیلی زود از مادر اسامه که زنی سوری از ساکنان شهر بندری لاتاکیا بود، جدا شد. با این حال شواهد زیادی وجود دارد که نشان می‌دهد پدر الگویی تمام عیار برای اسامه بوده است. او به عنوان پسری خردسال همیشه پدر را در سفر به مکه و مدینه برای سرکشی به پروژه‌های شرکتش و برای زیارت مسجدالاقصی در بیت‌المقدس همراهی می‌کرد. 

بن‌لادن پدر مسلمانی معتقد بود و اجرای پروژه‌های عمرانی در شهرهای مقدس اسلامی به لحاظ شخصی برای او اهمیت زیادی داشت. با این حال او به هیچ عنوان مرتجع و تندرو نبود. به رغم پیشینه‌اش خیلی علاقه‌مند به نوگرایی بود.

از کجا این را می‌دانید؟

او مسیحیان و سایر غیرمسلمانان را برای اجرای پروژه‌های خود به خدمت می‌گرفت، چند دستگاه خودروی پاکارد مجلل و جدید خریده بود و اولین شهروند عادی عربستان‌سعودی بود که اقدام به خرید جت خصوصی برای خود کرد. او این هواپیما را از شرکت TWA  خریداری کرد و خلبانی آمریکایی را به خدمت گرفت که وقتی هواپیما در سال 1967 سقوط کرد هدایت آن را برعهده داشت.

محمد بن‌لادن به عنوان پدرخوانده خانواده آیا برای خود جانشین تعیین کرده بود؟ جایگاه اسامه در خانواده چگونه بود؟

اسامه که پسر هفدهم محمد بود وقتی پدرش مرد تنها 10 سال سن داشت. او بسان سایر فرزندان ذکور محمد دوسوم درصد از سهم شرکت را دریافت کرد در حالی که به دختران تنها 1 درصد از کل سهم شرکت رسید.

این سهام به علاوه بهره‌ای که به سود تجمیع شده فعالیت شرکت پس از سرمایه‌گذاری آن در بانک‌های غربی تعلق می‌گرفت اسامه را به مردی ثروتمند تبدیل کرد. او میلیونر بود اما جمع ثروت او هیچ‌گاه 300 میلیون دلاری که برخی مراجع اعلام کرده‌اند، نبوده است.

پس از یک دوره گذار که در ضمن آن ملک فیصل شخصا قیمومیت فرزندان محمد بن‌لادن را بر عهده گرفت سالم به ریاست شرکت بزرگ فامیلی بن‌لادن‌ها رسید. او حداقل 10 سال بزرگ‌تر از اسامه بود و در یک مدرسه شبانه‌روزی بریتانیا تحصیل کرده بود.

تعدادی از خواهر و برادرهای اسامه در غرب یا بیروت، پایتخت لبنان که در آن زمان فضایی لیبرال‌تر در قیاس با سایر پایتخت‌های عرب داشت،‌ تحصیل کردند. آیا اسامه رغبتی به تجربه کردن دنیای جدید در فراسوی مرزهای عربستان سعودی نداشت؟

او یک بار به بیروت سفر کرد اما این دیدار بیش از آن که برایش مسحور کننده و جذاب باشد مایه نگرانی بود. او گاهی به تماشای برنامه‌های تلویزیونی غربی می‌نشست و برخی اوقات در حالی که شلواری بلند به‌پا داشت با دوستانش فوتبال بازی می‌کرد.

او که پسری خجول بود با مرگ پدر درجستجوی الگویی جدید بود. او عمیقا مجذوب یکی از معلم‌هایش که اشاعه دهنده ایده‌های جنبش‌ اخوان‌المسلمین بود، شده بود. روند رادیکالیزه شدن اسامه به گونه‌ای نبود که او را در برابر خانواده‌اش قرار دهد.

او بی‌هیچ مقاومتی تکیه زدن سالم بر جای پدرش را پذیرفت اگرچه اشتیاق او به مصرف مشروبات الکلی، گریز پا بودن او و علاقه‌اش به موسیقی پاپ غربی را تایید نمی‌کرد.

گرایش‌های مذهبی اسامه در ابتدا هیچ تناقض با سیاست‌های خاندان آل‌سعود نداشت. به عنوان مثال او به لزوم تلاش برای آزادی قدس شریف و نبرد با کافرانی که افغانستان را به اشغال خود  در آورده بودند، اعتقادی راسخ داشت که هر دو به شکلی با سیاست رسمی دولت ریاض همگرا بودند.

آیا سایر برادر و خواهرهایش اسامه راتایید می‌کردند یا به او به دیده آدمی غیرعادی می‌نگریستند؟

به اعتقاد آنها سرسختی مذهبی او و باورهای عجیب و غریب‌اش غیرقابل توجیه بود. او به همسر جوانش اجازه نمی‌داد با نی نوشابه بنوشد و فرزندانش را از نوشیدن آب از بطری منع کرده بود چرا که گمان داشت این کارها غیراسلامی هستند.  با این حال هیچ‌کس در خانواده بن‌لادن به اسامه به دیده تافته‌ای جدا بافته نمی‌نگریست. همان‌طور که در فامیل‌های بزرگ اروپایی مرسوم بود که یکی از پسران خاندان به جامه مذهبی درآید بن‌لادن‌ها هم در مورد اسامه چنین احساسی را داشتند.

با این حال او از این سطح هم فراتر رفت...

بله. اسامه گام‌به‌گام قدر در مسیر افراطی‌گری گذاشت. در سال 1979 و با حمله اسلامگراهای افراطی به بیت‌الله‌الحرام، انقلاب اسلامی ایران و حمله ارتش سرخ به افغانستان بود که او به سمت افراطی‌گری متمایل شد.

مدتی بعد به شهر پیشاور در پاکستان سفر کرد تا وجوهی را که از محل کمک‌های ثروتمندان سعودی از جمله اعضای خانواده‌اش برای حمایت از شبه‌نظامیان شورشی علیه اشغال افغانستان را تحویل مبارزان دهد. همان جا بود که تصمیم گرفت به جمع مجاهدان بپیوندد.

خانواده چطور می‌‌توانست بین دیدگاه‌هایش و رابطه با شرق تعادل برقرار کند؟

سالم به عنوان رئیس خانواده و مردی تاجر کاملا موفق بود. او می‌دانست کمک‌های اعطایی به مجاهدین افغان تا چه حد اهمیت دارد. او به توصیه دوستان قدرتمند و با نفوذش در آمریکا همچنین در تامین بودجه فعالیت‌های کنترا در نیکاراگوئه نیز مشارکت داشت. 

علاوه بر آن هرچند سالم علاقه بیش از اندازه‌ای به آمریکا داشت و دراین کشور برای خود چند ویلا، خودروهای مجلل و لشکری از مستخدمان تهیه کرده بود اما به طور کامل در رویای آمریکایی خود غرق نشده بود. او عاشق سفر بود و حتی در عشق ورزیدن هم آدم عجیبی بود.

چطور؟

او 5 معشوقه داشت که آمریکایی، انگلیسی، فرانسوی، هلندی و آلمانی بودند. روزی از همه آنها خواست به لندن بروند. در آنجا آنها را به هم معرفی کرد و گفت حاضر است با هر 5 تای آنها به یک شرط ازدواج کرده و برای هر یک ویلایی به همراه یک خودرو مجلل ساخت کشور خودشان خریداری کند مشروط بر این که با هم بسازند و وجود هم را تحمل کنند.

معشوقه آلمانی بلافاصله او را ترک کرد اما مابقی هم نتوانستند همدیگر را تحمل کنند و او در نهایت با  معشوقه انگلیسی‌اش ازدواج کرد.

اما به ظاهر زندگی چندان شیرینی نداشت.

کاملا درست است. مدتی بعد به فاصله کوتاهی پس از آن که با هواپیمایی فوق‌سبک از فرودگاه سن‌آنتونیوی تگزاس در حال بلند شدن بود با وجود آن که خلبانی کارآزموده بود به دکل‌های انتقال نیرو برخورد کرد و سقوط کرد. اگرچه این یک سانحه هوایی عادی بود اما چون در آمریکا اتفاق افتاده بود اکثر برادرها آمریکایی‌ها را مقصر می‌دانستند.

باقر بن‌لادن که به جای سالم مدیریت شرکت و رتق و فتق امور خانواده را بر عهده گرفت مردی به نسبت مذهبی و دنیا دیده بود.

شکاف بین اسامه و خانواده چطور به وجود آمد؟

اسامه در سفر به پاکستان در نقاط مرزی این کشور با افغانستان با مردی به نام عبدالله عظام که از مرشدان اخوان‌المسلمین بود، آشنا شد. همانجا بود که در پی راهنمایی‌های عظام ایده جهاد با کفار در ذهن اسامه جای گرفت.  سلاح‌های جدید که با هزینه سعودی‌ها از ایالات‌متحده خریداری شده بود ورق جنگ را به نفع مجاهدین برگرداند.

پس از خروج نیروهای روس از خاک افغانستان بود که اسامه به عربستان‌سعودی بازگشت و کار روی پروژه‌های جدید را شروع کرد.  وقتی عراقی‌ها در سال 1990 به کویت حمله کردند او به خانواده آل‌سعود پیشنهاد داد جنگجویان عرب را برای مقابله با ارتش صدام بسیج کند و خود فرماندهی نیروهای چریکی اسلامی وفادار به خاندان سلطنت را بر عهده گیرد اما برخلاف انتظار او زمامداران ریاض ترجیح می‌دادند برخورد با صدام را به آمریکایی‌ها واگذار کنند و مجوز استقرار تعداد قابل توجهی از نیروهای آمریکایی در خاک عربستان‌سعودی را صادر کردند.

اما به ظاهر خاندان بن‌لادن از همین تحولات هم پول درمی‌آورد؟

بله. شرکت بن‌لادن‌ها تحت رهبری باقر یک سایت فرود هلیکوپتر برای ارتش آمریکا احداث کرد. به اعتقاد اسامه این کارکردها زیاده‌روی بود. او از بابت رد شدن پیشنهادش توسط آل‌سعود احساس سرخوردگی می‌کرد. او لحن خود در انتقاد از عملکرد ریاض در قبال حمله صدام به کویت را تندتر کرد وسپس به همراه 4 زن و فرزندان متعددش به سودان رفت تا مدتی را در آنجا زندگی کند.

پس از اولین حمله به برج‌های تجارت جهانی در سال 1993 میلادی بود که برای اولین بار اسامه و شبکه القاعده مورد ظن قرار گرفتند و پس از آن خاندان بن‌لادن سعی کرد از او فاصله بگیرد.

روابط اسامه و خانواده واقعا قطع شد؟

نه. عبدالله، اولین پسر بن‌لادن قبل از آن که او راهی افغانستان شود و فعالیت‌های ضدغربی خود را تشدید کند از او جدا شد و در عربستان‌سعودی ماند. همچنین می‌دانیم مادر اسامه و چند تن دیگر از اعضای خانواده او در ژانویه سال 2001 میلادی به قندهار رفتند تا در مراسم ازدواج محمد، دومین پسر اسامه شرکت کنند.

مترجم: رضا سادات‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها