دکتر محمود جمعه پور عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی:ایمن سازی روستاها در برابرحوادث متولی میخواهد

بیشتر روستاها مکان یابی درستی ندارندو اغلب براساس دسترسی به منبع آبدر حاشیه رودخانه ها ودر مسیر رودخانه های فصلی ساخته شده اند و در مقابل سیل آسیب پذیرند
کد خبر: ۲۰۶۸
به نظر شما علت آسیب پذیری روستاها بر اثر عوامل طبیعی چون زلزله ، سیل و... چیست؛براساس مطالعاتی که در روستاهای خالی از سکنه جنوب خراسان صورت گرفته ، مشاهده شد که علت خالی شدن حدود30 ،40 درصد از این روستاها مسائل طبیعی و بویژه سیل و یا خشک شدن منابع آب بوده است.بیشتر روستاها مکانیابی درستی ندارند و اغلب براساس دسترسی به منبع آب در حاشیه رودخانه ها و در مسیر رودخانه های فصلی ساخته شده اند و در مقابل سیل آسیب پذیرند حتی مکان روستاهای جدید که در غرب کشور برای اسکان عشایر ایجاد شده در واقع همان محل استقرار چادرهای عشایری است و فقط چادرها تبدیل به خانه های گلی شده است در حالی که ممکن است خانه ها در مسیر یک آبراهه باشد.حدود90 درصد خانه های روستایی ساخت غیراصولی دارند، حتی خانه هایی که با مصالح جدید ساخته می شود. حدود70 درصد هم با مصالح غیراستاندارد و یا با مصالح در دسترس ساخته می شود که در منطقه ای گل و چوب است و جای دیگر سنگ و چوب و منطقه دیگر تنها چوب ، که کمترین مقاومت را در برابر زلزله دارد.در خانه های جدید هم که با مصالح جدید ساخته می شود، برای صرفه جویی در هزینه ها از آجر و ملات گل به جای ملات سیمان استفاده می شود و در بسیاری مواقع مصالح در حد استاندارد به کار نمیرود.از لحاظ مقدار، نوع استفاده و به کارگیری مصالح هیچ گونه ضوابط استاندارد و مقررات لازم برای مسکن به کار گرفته نمی شود. می توان گفت که مکانیابی غلط و بدون مطالعه و ساخت و سازهای غیر اصولی باعث تخریب روستاها و آسیب پذیری بیشتر روستاها میشوند.چه سازمان و نهادی باید برروی ساخت و سازها و مکانیابی ها و جای دهی مجدد نظارت کند؛نظارتی به آن صورت وجود ندارد. سازمان خاصی متولی نظارت بر مکانیابی روستاها یا جابه جایی مکان روستاها نیست . اگر هم کاری انجام می شود سازمان ها تابع اقداماتی هستند که مردم به صورت خودسرانه انجام می دهند. البته یک مساله که کار را سخت می کند و تا حد زیادی مکانیابی و ساخت مسکن تابع آن است ، مساله مالکیت است و چون مساله مالکیت مساله بسیار پیچیده ای است ، بخصوص در روستاها تابع ابعاد سیاسی ، اجتماعی و ریشه های عمیقی است ، لذا هر مساله مرتبط با آن هم خود به خود مساله پیچیده ای می شود. کارهایی در جاهایی برای سامان دهی روستاها و طرحهای بهسازی انجام شده که این طرحها بیشتر به اصلاح فیزیکی معابر مربوط میشود.بندرت مواردی پیش آمده که به دلیل حادثه خیزی یک مکان روستایی که دایر است ، جا به جا کنند؛ مگر این که اتفاق افتاده باشد. هیچ گونه کار پیشگیری انجام داده نمیشود.آیا طرح مشخصی برای بازسازی و بهسازی روستاها داریم؛ممکن است مطالعات به صورت پراکنده انجام شده باشد؛ مطالعاتی در مورد میزان خسارت ، مکان گزینی روستاها، راههای کاهش آسیب پذیری روستاها، ولی در عمل چون سازمان خاصی متولی این کار نبوده ، این طرحها به کار گرفته نشده و اگر مطالعات دارای نتایج مثبت هم بوده در اجرا به کار گرفته نشده است.در استان خراسان طبق آمار سال 65 چیزی حدود8 هزار روستا خالی از سکنه شده است ، اگر حدود30 درصد به دلیل مسائل طبیعی خالی از سکنه شده باشد، چیزی حدود2700 روستا به دلیل مسائلی چون سیل ، زلزله و خشکسالی از بین رفته است ؛ ولی هیچ گونه طرحی برای پیشگیری از این مساله به کار گرفته نشده است.آیا اعتباراتی برای پیشگیری چنین مواردی به کار گرفته شده است؛حتی اعتباراتی هم که هزینه می شود، بیش از آن که تاثیرات مثبت داشته باشد، فقط هزینه کردن سرمایه بدون هیچ گونه بازدهی و نتیجه مثبتی است . وقتی خشکسالی می شود به کشاورزان برای جبران خسارت وام می دهند؛ ولی هیچ وقت قبل از بروز معضل خشکسالی پیش بینی نشده است که چه کاری باید برای پیشگیری انجام شود.علت این امر چیست؛علت این است که ما هنوز طبق آمار بیش از یک سوم جمعیت کشورمان در روستاها هستند و اگر روستاها را به صورت علمی تعریف کنیم که شامل سکونتگاه های زیر25 هزار نفر جمعیت و یا حتیدر مواردی سکونت گاه های زیر50 هزار نفر است ، هنوز حدود نیمی از جمعیت کشور به طور مستقیم و یا غیرمستقیم جمعیت روستایی است ؛ در حالی که از وزارتخانه های متعدد موجود در کشور یک وزارتخانه به صورت مشخص متولی مسائل روستایی نیست و تنها در وزارتخانه جهاد کشاورزی معاونت عمران روستایی داریم که این معاونت بیشتر به اصلاح فیزیکی روستاها مانند معابر می پردازد و نیز در برنامه سوم زمانی که قرار بود در واقع بخش روستایی تعریف و برنامه های آینده توسعه روستایی تنظیم شود، نمایندگان واقعی جامعه روستایی و آشنا با مسائل روستا و توسعه روستایی در این مسائل حضور نداشتند و تنها مهندسان عمران و شهرسازان حضور داشتند. در حال حاضر هم روستاها را تابع کشاورزی کرده ایم ؛ در حالی که توسعه روستایی اعم از کشاورزی است و کشاورزی یک جز از روستاست . ما باید روستاها را توسعه دهیم تا توسعه کشاورزی صورت بگیرد. در واقع روستاهای ما برای برنامه ریزی و توسعه آینده متولی مشخصی ندارند و این عامل اصلی در توسعه نیافتگی روستاها به شمار میرود.بجز این موارد، چه زمینه هایی ، روستایی را در روستا ماندگار می کند؛وقتی می بینیم که در روستا هزینه ساخت مسکن با مصالح جدید مساوی شهر است ، ولی قیمت آن )مسکن ساخته شده ( به مراتب کمتر از شهر، نباید وام یا تسهیلاتی که به روستاییان داده می شود، همان سود بانکی را داشته باشد که در وامی که به شهری داده می شود، اعمال می شود، نگاه ما باید به جامعه روستایی به عنوان جامعه تولیدکننده با یک جامعه مصرف کننده متفاوت باشد. ممکن است به یک جامعه مصرفی کالا را با یک قیمت واقعی بفروشیم ؛ ولی به یک تولید کننده برای حمایت از آن ضمن این که تولیدش را باید به قیمت واقعی بخریم ، باید امتیازاتی را هم به خاطر این که تولید می کند بدهیم . تا جایی که سود تولیدکننده کمتر از یک واسطه و دلال باشد تولید در آن جامعه وضعیت مطلوبی نخواهد داشت.یکی از عوامل مهم در آسیب پذیری زیاد در روستاها این است که در نگرش ما به روستاها نگرش بخشی و انتزاعی است . تا زمانی که نگرش ما به مسائل روستایی نگرش انتزاعی وغیر سیستمی باشد، در برنامه ها موفق نخواهیم بود. ما از یک طرف شهر و روستا و بخش صنعتی و کشاورزی را از هم جدا کردیم ؛ در حالی که اینها از هم جدا نیستند، بلکه باید اینها را به صورت یکپارچه و یک سیستم ببینیم . همچنین در داخل روستاها در اجرای برنامه نگرشها بخشی است ؛ یعنی هر سازمانی بدون توجه به مسائل واقعی روستا و ارتباط آنها با هم به صورت جداگانه اقدام به اجرای پروژه هایی می کند؛ نتیجه این اقدامات جداگانه این است که به عنوان مثال برای روستا راه ساخته می شود؛ ولی به جای این که منجر به رونق روستا شود، منجر به مهاجرت میشود.هیچ کشور توسعه یافته ای را نمی بینید که صنعت پیشرفته ولی کشاورزی عقب مانده ای داشته باشد. اینها همه یک زنجیره هستند.نکته دیگر این که کارکرد سازمانها کارکرد واقعگرایی نیست و براساس نیازهای واقعی جامعه ، جامعه روستا اتفاق نمیافتد.یک روستای توسعه یافته روستایی نیست که به شهر تبدیل شده باشد. الان در برنامه های توسعه روستایی پروژه هایی که اجرا می شود و نگرشی که وجود دارد، در همین جهت است که ما به روستاهایمان در واقع شکل و ظاهر شهری بدهیم ؛ مانند طرح بهسازی ، طرح شهردار روستایی ؛ در حالی که روستا روستاست . برنامه های ما باید در این جهت باشد که در یک توسعه پایدار و واقعی در روستاها چگونه به دست می آید و یک روستای نمونه و مبتنی بر یک الگوی توسعه پایدار چگونه روستایی است.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها