در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
برگزاری 12 نمایشگاه انفرادی
شرکت دربیشاز 80 نمایشگاه گروهی و بینیال داخلی
و خارجی (ایتالیا، انگلستان، آمریکا، سوئیس، چین
اردن، سوریه، ترکمنستان، ترکیه، بنگلادش، عمان و ...)
دریافت تقدیرنامه از سازمان ملل متحد
برنده اول مسابقه نقاشی هزاره دوم در ایران
تقدیر شده از سوی هیات داوران در اولین دوسالانه جهان اسلام
فروش آثار متعدد به مجموعهداران داخلی و خارجی
اشارهای بر دورههای متفاوت کاری:
کارهای تکثیری (53-52)
اجرایی از آثار نقاشان بزرگ (54)
هنر + هنر (55)
هنر پستی (56-55)
هنر برای تولید (57 - 56)
پوسترهای اجتماعی (60-55)
شیوه کنونی نقاشی (از سال 52)
در نمایشگاه اخیر شما، جلوه ای از المان رنگ به چشم میخورد که در کنار خطوط درهم تنیده در قالب فیگورها، عنصر غالب است و این رنگها هستند که ما را به سمت مفاهیم مورد نظر سوق داده و هدایت میکنند. حال این شیوه و نوع بیان، مبین چه اندیشه و فلسفه ذهنی بوده و قدمت رنگ چه اندازه توانست در به تصویر کشیدن آن ذهنیات به شما یاری رساند؟
صحبت درباره نقاشی مشکل است، نقاشی را باید نقاشی کرد و دید. هر چقدر هم قدرت بیان داشته باشیم، بازهم نمیتوانیم تمام زوایا را تشریح کنیم تنها تا جایی که نقاشی اجازه میدهد، میتوانیم صحبت کنیم.
این نمایشگاه جلوهای از برخورد هنرمند با تصویر خود است که به جای استفاده از شکل ظاهری و گذاشتن چشم و ابرو، با تکنیک و شیوه خاص خود، آن را به تصویر کشیده است و نوعی برخورد تازه با خود است. حال این خود در اینجا خود هنرمند است.
خیلی ساده بگویم هر فردی در برخورد با افراد مختلف و در موقعیتهای متفاوت، نسبت به آن فضا و محیط، تغییر میکند و شکلهای مختلفی به خود میگیرد. البته این اشکال در ظاهر کمتر هویداست و یا اصلا دیده نمیشود اما در باطن، فکر، اندیشه و احساس درونی بروز و جلوه بیشتری دارد.
البته نقاشی، کاری مشکل است. اگر قرار بود ذهنیات خود را بنویسیم، میتوانستیم آنچه در فکرمان میگذرد را حلاجی کنیم و روی کاغذ بیاوریم، ولی اینجا نقاشی است و زبان آن فرم، رنگ، کمپوزیسیون و هارمونی. من در این نمایشگاه در قالب 30 تابلو، از رنگ به عنوان نمادی برای بیان این درونیات بهره گرفتم. فکر کردم که اگر من در موقعیتهای مختلفی قرار بگیرم آیا باز هم همین گونه هستم یا تغییر میکنم، تغییرات جزئی است یا کلی کمرنگ است یا پررنگ و در درون چه حالتهایی به خود خواهم گرفت.
این تابلوها هرکدام دارای شخصیت و هارمونی خاص هستند که بیانگر موقعیتهای متفاوتی از حالتهای انسان است که با بهره از رنگها بیان شده که میتواند بینهایت باشد چون درون ما بینهایت است.
چرا در تمام تابلوها تنها از یک پرتره ثابت استفاده کردهاید و متناسب با تغییر نمادین رنگها، پرتره را تغییر ندادهاید؟
مخصوصا تغییر ندادم، چون این پرتره آبستره نمادی از تصویر ظاهری من است که در برخورد با حالتهای متفاوت، دچار تغییر نمیشود بلکه این تغییر از درون اتفاق میافتد که با استفاده نمادین از رنگها و در حد بضاعت نقاشی این تحولات درونی به تصویر کشیده شده و بیان شده است. حال این نوع بیان میتواند در شعر، موسیقی و سایر هنرها با اشکالی دیگر بروز نماید.

حالتهای درونی مصور شده در چه حیطهای از حالات و احساسات ما قرار میگیرند؟
همه حالاتی که انسان میتواند به خود بگیرد، بینهایت حالت.
هر تابلو با هارمونی، کمپوزیسیون، فرمها و رنگهایش نمایانگر یک احساساند. گاهی تنالیتههای آرام رنگی و گاهی کنتراست شدید رنگها که هرکدام معانی خود را در بر دارند.
چرا در برخی از تابلوها رنگها بسیار نزدیک و شبیه به هم بوده و بیننده در نگاه اول احساس تکراری بودن اثر را میکند؟
زیرا همیشه غمها، شادیها و احساسات ما تضاد زیادی باهم ندارند. گاهی اختلاف اندکی با یکدیگر دارند و میتوان با یک تغییر رنگ کوچک، آن را نشان داد.
تعاریف رنگها در ذهن یک نقاش چگونهاند. آیا تعاریف از پیش تعیین شدهای دارند؟
در ذهن یک نقاش یک رنگ، دارای یک تعریف خاص نیست. هر رنگی در مواجهه با مکان و موقعیتهای مختلف، معانی و مفاهیم متفاوتی به خود میگیرد و هر رنگ در کنار رنگی دیگر، شخصیت تازهای مییابد. این که برای یک رنگ، تعریف مشخصشدهای داشته باشیم، تفکری نادرست است. مثلا رنگ زرد را رنگ بیوفایی دانستن و یا رنگ قرمز را علامت خشم. بستگی دارد ما رنگها را در کجا به کار بریم تا چه مفاهیمی را به ما القا کنند و حتی گاهی درک ما از رنگها متاثر از موقعیتها و احساسات درونی خود ماست.
برداشت مخاطبین از نمایشگاه، چه اندازه با اندیشه و ذهنیت شما نزدیک بود؟
بسیاری نزدیک بودند و بسیاری دور.
اما نقاشی فهمیدن، موسیقی فهمیدن، شعر فهمیدن و فهم هنر مستلزم زحمت و بینش لازم است. همانگونه که هنرمند برای به تصویر کشیدن ذهن خود، زحمت میکشد و خلاقیت به خرج میدهد، مخاطب هم باید در پرورش و بالا بردن تفکر، بینش و قدرت ادراک خویش تلاش نماید تا بتواند با یک اثر هنری (نقاشی) ارتباط برقرار سازد.
اگر بهترین شعر و غزل برای شما خوانده شود، اما ذهنتان آمادگی گوش کردن و فهم آن را نداشته و تربیت نشده باشد، آن را نخواهید فهمید.
در یک نمایشگاه نقاشی هم، همینگونه است و نیاز به یک دید و فهم تربیت شده داریم.
آیا استفاده از این تکنیک (شیوهای که در به تصویر کشیدن آثار نقاشیتان استفاده میکنید) هنوز جا برای کار دارد؟
بله. هنوز خیلی جا دارد. من دورههای مختلفی را در زمینههای متفاوت در کارهایم تجربه کردهام که هریک برای خود پروسهای بودهاند و پس از طی دوره های متفاوت مسیر هنریام، به این تکنیک رسیدهام. بیشتر نقاشان دنیا نیز یک تکنیک داشتهاند. یعنی به تکنیک مدنظرشان رسیده و آن را ادامه دادهاند و در همان تکنیک و قالب، کارهای نوینی ارائه دادهاند.
آیا روند تجرید و انتزاع در نقاشی نقاشان امروز، همگام با درونیات هنرمند است و یا متاثر از شرایط دنیای حاضر؟
اجتماع و هنرمند، هر دو متاثر از یکدیگرند. هم هنرمند از جامعه تاثیر میگیرد و هم جامعه از هنرمند. اما گاهی سوژههای نو و مبهمی وجود دارند که تنها در هنر زاده میشوند و هنر همیشه یک گام جلوتر است.
یک هنرمند نقاش چه باید بکند که به تکرار نرسد و نو بودن هنر را حفظ کند؟
اگر همیشه در کار هنر، نوجو و پویا باشد، هرگز به تکرار نمیرسد.
ممکن است من یک تکنیک داشته باشم، اما نمیگذارم به تکرار برسد. با کار کردن و تجربههای متعدد، همان تکنیک به جاهای جدیدتری میرسد. البته این بستگی به خود هنرمند دارد که بتواند این مسیر هنری را طی کند یا خیر.
هنر مقوله سادهای نیست و هنرمند شدن آسان نیست و مستلزم صبر و تحمل و مشقت و سختیهاست.
اگر یک نقاش به سبک و تکنیکی رسید که تقلیدی نبود و ایده خودش بود کار بسیار مهمی انجام داده است. چون در هنر شیوهای برای خود داشتن، بسیار دشوار است. حیف است که نقاشی شیوهای نو را پیدا کند و آن را کنار گذاشته و از شاخهای به شاخه دیگر برود بلکه میتواند شیوهاش را تکمیل کند و رشد دهد.
وقتی یک نقاش، با یک شیوه و تکنیک کار میکند، نمیتوانیم بگوییم خودش را تکرار میکند، بلکه او در یک قالب و زبان، حرفهای تازهای میزند و آثار نویی خلق میکند.
مریم جلالی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: