غرش شیرهای انگلیسی بالاخره با مربیگری کاپلو به گوش رسید

دن فابیو، ساخت ایتالیا

کاپلوی ایتالیایی را چقدر می‌شناسید؟ درست است که تا به حال یک تیم ایرانی را مربیگری نکرده و به کشور ما نیامده، اما آنقدر کارنامه‌های روشن دارد که در هر جای جهان فوتبال‌دوستان او را خوب می‌شناسند. این ایتالیایی به ظاهر اخمو و خشن عجب مربی‌ای است! او از آن مربیانی است که خوب راه را از چاه تشخیص می‌دهد و می‌داند به کجا برود و هدایت چه تیمی را به عهده بگیرد که آبرو و اعتبارش را یک شبه به باد ندهد. مگر از دن فابیو غیر از این می‌توان انتظار داشت.
کد خبر: ۲۰۶۲۶۵

اما از کاپلو زرنگ‌تر، انگلیسی‌ها هستند که بموقع به سراغش رفتند و او را جذب جزیره کردند. البته خود کاپلو هم دنبال یک فرصت طلایی بود و بموقع چنگ زد و فرصت را گرفت.

ایتالیا معدن مربیان درجه اول فوتبال است. در این شک نکنید. کاپلو یکی از خالص‌ترین اکتشافات از این معدن است.
از معدن غنی مربیان ایتالیایی، خیلی‌ها بیرون آمده‌اند که نام چند تای آنها را می‌آوریم: مارچلو لیپی، آریگو ساچی، دینوزوف، مانچینی، آنچلوتی، تراپاتونی، انزو بیرزوت، چزاره مالدینی و جناب دن فابیوی خودمان که این روزها مرد محبوب انگلیسی‌ها شده و فعلا ترمز قطار انتقادها را کشیده‌اند.

شباهت‌های کاپلو و مورینیو

جان تری بازیکن کلیدی چلسی و تیم ملی انگلیس اعتقاد دارد کاپلو و مورینیو شباهت‌هایی با هم دارند. تری که در چلسی شاگرد مورینیو بود و میانه خوبی با او داشت، می‌گوید: کاپلو یکی از بهترین مربیان است. مورینیو نیز مربی بزرگی است. سایت گل به نقل از جان تری نوشته کاپلو اعتماد به نفس را به تیم انگلیس بازگردانده و خودش اعتماد به نفس بالایی دارد. مربیان بزرگ این گونه‌اند. یک وجه مشترک کاپلو و مورینیو این است وقتی کار تیمشان در زمین خوب پیش نمی‌رود، سرعت‌عمل به خرج می‌دهند و خیلی سریع آهنگ بازی تیم خود را تغییر می‌دهند. آنها حتی دست به تعویض زودهنگام می‌زنند. تری تاکید می‌کند: اگر پس از 5 یا 10 دقیقه اول مسابقه‌ای کار تیم کاپلو گره بخورد، او بدون معطلی بازیکن تازه‌ای را به میدان می‌فرستد. کاپلو برای گرفتن تصمیمات بزرگ، به خودش اعتماد دارد. او در مسابقات بزرگ و حساس، این شهامت را دارد که در همان 20 دقیقه اول، بازیکنی را از زمین بیرون بکشد و بازیکنی دیگر را جانشین او کند.

لمپارد مثل کاپلو فکر می‌کند

این هواداران یاغی انگلیسی آنقدر به مربیان و بازیکنان تیم ملی خود بد و بیراه گفته‌اند که خیلی از مربیان و بازیکنان نمی‌توانند تصور کنند که روزی هواداران جنجالی، سر به راه شوند و تیم کشورشان را خوب تشویق کنند.
فرانک لمپارد هم مثل کاپلو تردید دارد که پیروزی بزرگ بر کرواسی بتواند هواداران را با تیم ملی آشتی دهد.

به گزارش دیلی‌تلگراف، لمپارد گفت: آیا پیروزی بزرگ بر کرواسی اعتقاد هواداران به تیم ملی را بازمی‌گرداند؟
نمی‌دانم. البته پیروزی بر کرواسی اثر مثبتی در هواداران داشت و واکنش آنها را حس کردم. این آغاز واکنش اصلی خواهد بود.

بکهام، راضی به نیمکت‌نشینی‌

بیچاره دیوید بکهام که رنج سفرهای طولانی از لس‌آنجلس به لندن و سپس به کرواسی را بر خود هموار کرد تا جای ثابتی در تیم کشورش داشته باشد. بکهام دلخوش بود که با آمدن کاپلو به تیم ملی انگلیس جا برایش باز خواهد شد. کاپلو مربی بکهام در رئال مادرید بود و او را خوب می‌شناخت. کاپیتان سابق تیم انگلیس هنوز جوان‌تر و خام‌تر از آن بود که بفهمد در مغز مرد کارکشته‌ای چون فابیو چه می‌گذرد. فابیو شطرنج‌بازی است که مهره‌هایش را با فکر و برنامه می‌چیند و حرکت می‌دهد تا به پیروی برسد. او تشخیص دادکه در خط میانی فالکات جوان بیشتر به دردش می‌‌خورد تا بکهام کهنه‌کار و پر ادعا. به گزارش خبرگزاری رویترز بکهام دیگر انتظار ندارد در هر بازی انگلیس به میدان رود.

همین‌که دقایقی از مسابقه  کرواسی  انگلیس بازی کرد، راضی است و چاره‌ای جز آن ندارد که از والکات 19 ساله تعریف کند. او 3 گل از 4 گل تیمش را به کرواسی زد. بکهام گفت: من برای تئو والکات و تیم ملی خوشحالم و خوشحالم که در ترکیب تیم قرار گرفتم، حتی برای چند دقیقه در یک بازی. هافبک 33 ساله تیم انگلیس در مصاحبه باگاردین نیز از دعوت شدن خود به تیم ملی و به میدان رفتن در 2 بازی اول تیم ابراز رضایت و شادی کرد. او گفت: مهم صعود به جام جهانی است. بنابراین واقعا به این موضوع حساسیت ندارم که بازی کنم یا نه. از نوع بازی تیم و پیشرفت آن خوشحالم. مهم‌ترین هدفمان، پیروزی تیم است.

بکهام در دو بازی انگلیس مقابل آندورا و کرواسی به عنوان بازیکن تعویضی به جای والکات جوان 19‌‌ساله آرسنال به میدان رفت. نکته جالب این‌که والکات با پیراهن شماره 7 یعنی همان پیراهنی که بهکام در تیم ملی می‌پوشید، بازی کرد. خبرنگار گاردین سعی می‌کرد حساسیت بکهام را در این مورد تحریک کند، اما بکهام که خیلی پخته و با تجربه شده و پس از مدت‌ها انتظار به تیم ملی بازگشته، با هوشیاری و احتیاط گفت: تئو پیش از این خود را در تیم آرسنال نشان داد. سرعت بسیار زیادی دارد. من هرگز با بازیکنی سریع‌تر از او بازی نکرده‌ام. او در بازی‌‌های بزرگ و مهمی برای آرسنال شرکت کرده است. خوب گل می‌زند و فرصت‌های گلزنی خوبی برای دیگر بازیکنان ایجاد می‌کند. او حریفان را می‌ترساند.

کاپلو سیمای یک برنده‌

فابیو کاپلو از روزی که به انگلیس رفت و سرمربی تیم ملی این کشور شد، سوژه مطبوعات ورزشی و صفحه‌های ورزشی روزنامه‌های این کشور بوده است. این مرد با تجربه با مسائل رسانه‌ای خوب کنار آمده، اما در انگلیس برخلاف بسیاری دیگر از کشورها، ناشران هم ارتباط تنگاتنگی با چهره‌های مطرح ورزشی دارند و گوش به زنگ هستند تا فرصتی پیش آید و کتابی را درباره یک چهره خبر‌ساز و مطرح چاپ و منتشر کنند.

آنها برای این کار برنامه دارند و می‌دانند یک کتاب را چه موقعی وارد بازار کنند که طالبان بسیار دارد. نکته جالب و عجیب در مورد کاپلو این ‌‌که روزنامه‌نگاری برجسته به نام گابریله مارکوتی که ایتالیایی اما مقیم انگلیس است، زندگینامه کاپلو را با نثری خواندنی و جذاب نوشته و ناشر از حدود یک ماه پیش از بازی انگلیس و کرواسی اعلام کرده بود این کتاب روز 10 سپتامبر 2008 یعنی روز بازی این دو تیم منتشر می‌شود. نام کتاب این است: «کاپلو، سیمای یک برنده». حالا خودتان تصور کنید از روز پس از انتشار و به دنبال انعکاس پیروزی بزرگ انگلیس بر کرواسی، این کتاب با چه استقبالی مواجه شد.

بله در همان نخستین روزهای انتشار، نسخه‌های زیادی از کتاب به فروش رفت و پیش‌بینی می‌شود ناشر بسیار موقعیت‌شناس، با چاپ این کتاب و البته پیروزی شیرین انگلیس چه سودی برده و خواهد برد. تا یادمان نرفته بگوییم که خود دن‌ فابیو نیز درصد خوبی از فروش کتاب را به جیب می‌زند که مبارکش باشد. در مقدمه کتاب آمده است: فابیو کاپلو برنده‌ زاده شده است.  او در تیم‌های رم، یوونتوس و میلان به عنوان هافبک بازی کرد که حاصلش 4 قهرمانی در لیگ ایتالیا و 2 قهرمانی در جام حذفی این کشور بوده است.

او 32 بار نیز برای تیم ملی کشورش بازی کرد و تنها یک گل زد. البته این گل بسیار ارزشمند و به یاد ماندنی بود و به ده‌ها گل معمولی می‌ارزید. زیرا کاپلو آن را در سال 1973 در ویمبلی به انگلیس زد. کاپلو پس از آن گل و پیروزی ایتالیا بر انگلیس گفت: انگلیس آقای فوتبال جهان است و پیروزی بر آن بزرگ‌ترین افتخار است. به خود می‌بالم که به این تیم گل زده‌‌ام و با همین گل در ویمبلی لذت پیروزی بر انگلیس را حس کرده‌ایم.کاپلو در آن سال، هرگز فکرش را هم نمی‌کرد که روزی سرمربی انگلیس شود و در ویمبلی دغدغه‌اش تلاش برای پیروزی انگلیس شود.

در ادامه کتاب «کاپلو، سیمای یک برنده»‌ می‌خوانیم: اراده کاپلو برای کسب پیروزی در دوران مربیگری‌اش محکم‌تر شد و در حرفه مربیگری به مردی بزرگ و نامدار تبدیل شد. او در 16 سال مربیگری در تیم‌های مختلف، 9 جام قهرمانی به دست آورد و به هر باشگاهی رفت، تیم فوتبالش را قهرمان کرد. حالا کاپلو با بزرگ‌ترین چالش دوره مربیگری‌اش روبه‌رو است. او هدایت تیم ملی انگلیس را بر عهده دارد و می‌داند کار کردن با یک تیم ملی آن هم انگلیس پرحاشیه با فعالیت در تیم‌های باشگاهی چه تفاوت‌هایی دارد. بر این اساس خودش گفته است: مربیگری انگلیس بزرگ‌ترین و آخرین مبارزه‌جویی من است.

منبع: ساکر نت‌
ترجمه:جهانگیر چراتی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها