در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اما مدتی قبل تصمیم گرفتم که از تمام لحظات زندگیام بخوبی استفاده کنم و تا حد امکان از نظر روحی و معنوی نیز خودم را تقویت کردم زیرا احساس میکردم روزهایی که به عبادت میروم و یا در فعالیتهای دینی شرکت میکنم از نظر روحی در آرامش و ثبات بیشتری هستم.
در ضمن مدتی بود که احساس میکردم تمایل دارم بیشتر به خدا نزدیک شوم و مرتب با دیدن یا شنیدن هر چیزی به یاد خدا میافتادم. وقتی از روحانی محلمان در این مورد پرسیدم او گفت که خدا در حال
صدا زدن توست و تو را میخواند. زیرا هر بار که ما نام خدا را میآوریم در واقع او ما را صدا زده و به یاد خود انداخته است پس از این فرصت استفاده کن.
او به من گفت برای نزدیکی بیشتر با خدا 40 روز روزه بگیرم. راستش چهل روز برایم به قدری طولانی بود که اول فکر کردم این کار را نکنم، اما هر روز که میگذشت احساس میکردم نیاز بیشتر و قویتری به نزدیکی با خدا پیدا میکنم.
احساس میکردم صدایی به من میگوید به جای داشتن یک هدف خاص در زندگی مسیر زندگیات را پاکتر و روشنتر کن و همین امر انگیزهای برایم شد تا بتوانم قدم در این راه بگذارم.
به هر حال من نیز به عنوان یک نفر از نسل خودم وظیفهای در این جهان دارم که اگر بتوانم آن را بخوبی انجام دهم شاید حداقل اطرافیانم از آن بهرهمند شوند و مایه رضایت باشم.
پس با نیت نزدیکی به خدا روزه را شروع کردم. هر چند مطمئن نبودم بتوانم تا پایان دوره آن را ادامه دهم، اما میدانستم که خدا کمکم میکند.
جالب است بدانید هر چه بیشتر میگذشت حضور خدا را در نزدیکی و حتی در درونم بیشتر حس میکردم. احساس میکردم یک حامی قوی دارم که بلندترین مقام در کل جهان هستی است. پس دیگر نیازی به دیگران نبود. باید خود را به او میسپردم و تسلیم اوامرش میشدم.
وقتی استراحت میکردم دیگر فکرم مانند گذشته مشغول و مضطرب نبود.
وقتی با چنان قدرت بزرگ و عظیمی پیوند خوردم دیگر نیازی به نگرانی و استرس نبود زیرا فقط لازم بود در راه درست گام بردارم و بقیه امور را به دست خودش بسپارم.
حالا احساس میکردم به جای اختصاص زمانی برای خوردن یا نوشیدن وقتم را به لذت بردن از زندگی و مواهب الهی میگذرانم. جالب است بدانید حتی وقتی قدم میزدم از صدای آب در جوی، وزش باد در لابهلای درختان و صدای پرندگان به وجد میآمدم و لذت میبردم و از اینکه در این جهان هستم تا بتوانم از این همه زیبایی بهرهمند شوم خدا را شکر میکردم.
حتی اطرافیانم نیز متوجه این تغییر شده بودند. از آنجا که من همواره انسانی کمالگرا بودم تاکنون میخواستم همه چیز از وسایل و کارها گرفته تا روابط و رفتار افراد همه چیز در نهایت و اوج باشد و در غیر این صورت ناراحت میشدم، اما حالا همه چیز را طبیعی و خوب میدیدم و احساس میکردم همه چیز سر جای خودش است و باید همین طور باشد. پس باید همه چیز و همه کس را همینطور پذیرفت و با آنها هماهنگ بود.
در این میان جملههایی از کتاب مقدس نیز به من انگیزه میداد. جملههایی نظیر اینکه «اگر مردم به سوی من بیایند و به دنبال یافتن من باشند من هم به سوی آنها میروم و اگر آنها قدمی برای این راه بیایند من قدمهایی به سویشان میروم و گناهانشان بخشوده میشود و دردهایشان را آرامش میبخشم.»
فکر میکنم در تمام عمرم روزهایی مهمتر از روزهایی که روزه گرفتم نبود و نباشد. این روزها به طور ناخودآگاه مرا متحول کرد و به من زندگی واقعی را آموخت. آرامش مهمترین موهبت الهی است که در این ایام به طور شگفتانگیزی به من داده شد. به محض اینکه میخواستم علیه موردی برانگیخته شوم با خود میگفتم اینها مسائلی جزئی هستند که باید از راههای بهتری آنها را حل کنم. من برای ماموریت مهمتری به این جهان آمدهام.
جالب است بدانید حتی افکار منفی نیز در این زمان کمتر به سراغم میآمد. تا پیش از این تمایل بیشتری به انتقام و کینه به دل گرفتن از دیگران داشتم، اما در زمانهایی که روزه بودم با محبت بیشتری به همه چیز مینگریستم و در مقابل رفتارهای نامهربانانه دیگران نیز صبر و تحمل توام با آرامش داشتم. چیزی که در تمام عمر آرزوی آن را داشتم و در تمام دوران تحصیل و مطالعه و کار و پسانداز منابع مالی نتوانسته بودم به آن دست یابم.
حالا دلم میخواهد از تمام افرادی که مطالب و نوشتههای مرا میخوانند بخواهم که برای دیدن و حس کردن باطن واقعی خودشان و فطرت الهیشان این تجربه مرا تکرار کنند و با تمام وجود ببینند و بشنوند و درک کنند و بدانند که خدا در هر لحظه با ماست و در درون ماست و هرگز از ما غافل نمیشود بلکه این ماییم که به دلیل غوطهور شدن در مسائل مادی و بعضا جزئی از او و حضورش غافل شدهایم و تازه در بسیاری از موارد شکایت هم میکنیم.
به عقیده من این دوران روزهداری پردهای ضخیم از جلوی چشمانم کنار زد تا بتوانم بهتر ببینم و درک کنم. هر چند هنوز راهی بسیار طولانی برای رسیدن به مراحل عالی انسانیت پیش رو دارم.
مترجم : سحر کمالینفر
منبع: nternational christi
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: