وقتی افطاری از مفهوم واقعی‌اش دور می‌شود

مسابقه سفره‌های رنگی‌

کد خبر: ۲۰۶۱۲۸

زن به اتفاق اعضای خانواده به خانه برمی‌گردد. در را که باز می‌کند احساس می‌کند شانه‌هایش ذوب شده است اما اوخوب می‌داند آشپزخانه‌ای مملو از ظرف‌های کوچک و بزرگ پر، نیمه‌پر و خالی در انتظارش نشسته‌اند، کوه عظیمی از ظرف که یکی یکی باید بر شانه‌های ذوب شده‌اش سوار شوند.

وقتی ولع خوردن مهار نمی‌شود

«افطاری» بخشی از روزه است، حال اگر افطاری از مفهوم و ماهیت واقعی‌اش خارج و به میهمانی‌های مجلل تبدیل می‌شود، علت را باید در بد فهمیده شدن روزه جستجو کرد.

از خود پرسیده‌ایم چرا میهمانی‌های پرزرق و برق را به جای سفره‌های ساده افطاری نشانده‌ایم؟ میهمانی‌های رنگین با غذاهای متنوع به ما فرصت می‌دهند «ولع خوردن» را ارضا کنیم، پس این میهمانی‌ها نیز معلول نظرگاهی است که مفهوم ماه مبارک رمضان و روزه را در حد یک محرومیت غذایی کاسته است. گرچه ماه رمضان رو به پایان است، اما بد نیست کمی به عملکرد خودمان در این ماه مبارک نظر کنیم، شاید سال آینده اگر عمری باقی بود، به گونه‌ای دیگر باشیم.

وقتی روزه فقط محرومیت تعریف شود

درک ودریافتی که ماه رمضان را صرفا «مانع و ممنوعیت» برای خوردن می‌داند و روزه را با این پیش‌فرض و پیش‌داوری تعریف می‌کند، طبیعی است در زمان افطار خواهد کوشید جبران مافات کند و این محرومیت را با تناول حجم وسیعی از خوراکی‌های رنگارنگ بزداید.

اما سلوک و مشی بزرگان دینی ما نشان می‌دهد آنها روزه را فرصتی بسیار مغتنم برای پالودگی و تزکیه می‌دانسته‌اند، بنابراین اگر روزه را پالایشگاه جسم و جان تعریف کنیم دیگر کسی به آن به عنوان عاملی در محرومیت نگاه نخواهد کرد.

در نگاه محرومیتی، جسم کانون توجه است‌

هرچقدر از فلسفه اصلی روزه بیشتر دور می‌شویم، بیشتر در دام نگاه محرومیتی می‌افتیم. در نگاه محرومیتی، روزه‌دار تا زمان افطار شمارش معکوس خواهد کرد که کی می‌تواند دوباره دست به غذا ببرد. این نوع نگاه دو اشکال عمده ایجاد می‌کند؛ اشکال اول که خصلتی معنوی دارد فرد را از انجام مناسک و مراقبت‌های روحانی و معنوی دور می‌کند، برای این که خواست روزه‌دار فقط در حوزه «دوباره خوردن» تعریف شده است.اما اشکال دوم این نگاه، فرد را به سمت تدارک غذاهای متنوع، سفره‌های رنگین و مهمانی‌های گسترده سوق می‌دهد، معضلی که متاسفانه امروز در جامعه ما باب شده است، به طوری که مصرف مواد غذایی در ماه مبارک رمضان نه تنها کاهش پیدا نمی‌کند بلکه به میزان قابل توجهی (ناشی از همین نگاه محرومیتی)‌ افزایش نشان می‌دهد.

در واقع برخی از روزه‌داران که به روزه به عنوان یک محرومیت نگاه می‌کنند جسم و فقط جسم را کانون توجه قرار می‌دهند. طبیعی است وقتی جسم کانون و مرکز توجه باشد خواست‌های او نیز به تبع آن در مدار توجه خواهد بود، جسم از محرومیت چند ساعته نالان است، شکوه می‌کند و می‌خواهد با «خوردن» و «بیشتر خوردن» جبران کند، نهایتاً هم خود را فرسوده می‌کند و هم به روان و روح آدمی فرصتی برای پالودگی نمی‌دهد.

سادگی، استرس‌ها را از ما دور می‌کند

چرا ما باید سادگی در افطاری (به طور اخص)‌ و سادگی در زندگی (به طور اعم)‌ را رعایت کنیم؟ تشریفاتی و مجلل کردن فضای ماه مبارک رمضان چه آسیب‌هایی به روان و جسم ما می‌زند؟

امروزه بسیاری از روانشناسان معتقدند رعایت سادگی در زندگی ما را از فروغلتیدن در دامان بسیاری از استرس‌ها نجات می‌دهد. در ذهنتان خانه‌ای را تصور کنید که مملو از اشیای گران‌قیمت، عتیقه‌ها، زیرخاکی‌ها، تابلوهای نفیس نقاشی و اشیا دیگر قیمتی است. شاید وقتی این توصیفات را برای بار اول می‌شنوید در دلتان بگویید ساکنان این خانه چقدر باید انسان‌های خوشبختی باشند؟ چرا چنین قضاوتی می‌کنید؟ مگر  جز این است که مبنای داوری شما درباره خوشبختی ساکنان این خانه، دارایی‌ها و اموال آنهاست؟ شما احتمالا فکر می‌کنید ساکنان این خانه با داشتن چنین اشیایی زندگی رضایت‌مند توام با نشاط و شادمانی را تجربه می‌کنند، اما واقعیت چیز دیگری است. دقت کنید که ما در اینجا به هیچ وجه قصد پند دادن و نصیحت کردن‌های رایج را نداریم، بلکه دقیقا بر مبنای دید روانشناختی می‌خواهیم شما را به این نتیجه روشن برسانیم که اشیا استرس‌آفرین هستند، همچنان که کثرت غذاها هم می‌توانند چنین نقشی را بازی کنند.

ما چند قدم به آن خانه رویایی و ساکنانش نزدیک‌تر می‌شویم تا به حقیقت آن بیشتر پی ببریم. از خود بپرسید اشیا برای چه ساخته شده‌اند؟ اشیا ساخته شده‌اند که در خدمت ما باشند و فعالیت‌های ما را تسهیل کنند، حتی اشیا می‌توانند از ما مراقبت کنند، اما اگر توجه ما به اشیا شکل افراطی به خود بگیرد این قضیه وارونه خواهد شد، یعنی به جای آنها که اشیا در خدمت ما باشند و از ما مراقبت کنند، ما در خدمت اشیا خواهیم بود و شبانه‌روز ازآنها مراقبت خواهیم کرد.

حال توجه کنید چقدر انرژی و وقت باید صرف نگهداری، مراقبت، تمیز کردن، به سرقت نرفتن و ... این همه اشیای قیمتی شود؟

ساکنان این خانه فضاهای خالی خانه را که می‌تواند به آنها حس رهایی و آزادی بدهد با اشیای قیمتی پر کرده‌اند، از طرفی آنها دایم در برابر این سوالات منفی قرار می‌گیرند که: «نکند دزدی ... نکند اتفاقی ... نکند حواس‌پرتی و ...»

درواقع ساکنان این خانه نگهبان‌‌های اشیا شده‌اند. خادمانی که بیست و چهار ساعته حتی در خواب‌هایشان هم با نگرانی به سرنوشت اشیای خود فکر می‌کنند.

این استرس‌آفرینی در تبدیل کردن افطاری‌های ساده به مهمانی‌های مجلل هم صدق می‌کند.

طبیعی است وقتی توجه ما معطوف به ماهیت معنوی ماه مبارک رمضان نباشد بسیاری از خصلت‌های منفی ما از جمله رقابت‌های مبتنی بر چشم و هم‌چشمی نیز به متن این ماه راه پیدا خواهد کرد.

خانواده‌ای را در ذهن مجسم کنید که بعد از رفتن به افطاری مجلل یکی از بستگانشان، آنها را برای افطاری در یکی از روزهای این ماه دعوت می‌کند. آنها دایم در ذهنشان تکرار و تاکید می‌کنند که: «افطاری ما نباید به هیچ‌وجه چیزی از افطاری‌ آنها کم داشته باشد» و بلافاصله نتیجه‌گیری می‌کنند که: «این اتفاق مایه آبروریزی و شرمساری است.» حالا ما کمی با فاصله به آن خانواده و افکارشان نگاه می‌کنیم. آنها عملا نه به یک افطاری برای رضای خدا و نزدیکی قلب‌ها به همدیگر؛ که به یک مسابقه آشپزی پرزرق و برق فکر می‌کنند، در این مسابقه سفره دوم با اتکا به غذاهای بیشتر و خوشمزه‌تر می‌خواهد سفره اول را شکست دهد. طبیعتا زن این خانواده چند روز پیش از مراسم افطاری لیست بلندبالایی از مواد اولیه‌ای که برای تامین چیدنی‌های چنین سفره‌ای نیاز دارد تهیه می‌کند.
استدلال او مبنی بر عدم آبروریزی به این نتیجه منجر می‌شود که اقلام سفره افطاری بستگانش باید در یک ضریب بالاتر از یک ضرب شود. اگر آنها از دو نوع نوشیدنی استفاده کرده بودند ما حداقل باید سه نوع داشته باشیم،  اگر آنها سه نوع خورش داشتند ما حداقل .... و بلافاصله بعد از این جملات دوباره خود گوشزد می‌کند که: «وگرنه آبروریزی می‌شود» حال برای تهیه این همه غذا که طیف وسیعی از سالادها، دسرها، نوشیدنی‌ها، مرباها، حلواها، برنج‌‌ها، خورش‌ها و ... را در بر می‌گیرد حجم وسیعی از مواد غذایی باید خریداری و زمان بسیار زیادی صرف‌ پاک کردن، پخت و پز و تزئین آنها شود.

مطمئنا استرس‌های زیادی در این حجم از کار به اعضای خانواده بویژه زن تحمیل خواهد شد. او علاوه بر آن که باید در حالت روزه، انرژی زیادی را صرف آماده‌سازی این همه غذا کند بلکه دایم باید نگران کیفیت پخت و تزئین آنها باشد، برای این که کوچک‌ترین نقصان و ایرادی در تمام مراحل خرید، آماده‌سازی، پخت و تزئین غذاها مساوی است با جمله‌ای که دایم در ذهن او و اعضای خانواده‌  رفت و آمد می‌کند: «اگر غذاها خراب شوند مایه آبروریزی و سرافکندگی است.»

نکته مهم دیگر در برگزاری رقابت‌های پنهان آشپزی بین خانواد‌ه‌ها، تحت‌تاثیر قرار گرفتن روابط اعضای خانواده با یکدیگر است. زن از همسرش به خاطر خریدی که کیفیت لازم برای تامین استاندارد موردنظر این رقابت را ندارد شکایت می‌کند، در مقابل همسرش از خریدی که انجام داده دفاع کرده و به تدریج کار به بگو مگو، پرخاش و توهین می‌انجامد، این رفتارهای پرخاشگرانه می‌تواند بین سایر اعضای خانواده نیز بر سر درست انجام ندادن مسوولیت شکل بگیرد.

وقتی هزینه‌ها آشفته‌ات می‌کنند

برگزاری افطاری‌های پررنگ و لعاب به همان میزان که استرس‌‌زاست، پس‌لرزه‌هایش نیز ذهن اعضای خانواده را درگیر و مشوش می‌کند.

خانواده‌‌هایی با درآمد متوسط معمولا برنامه‌ریزی دقیقی برای صرف درآمد متناسب با هزینه‌هایشان دارند. آنها به خاطر محدود بودن میزان درآمدشان از قدرت ریسک‌پذیری پایینی در تغییر دامنه هر کدام از هزینه‌هایشان دارند، بنابراین وقتی به یک باره هزینه زیادی صرف یک مهمانی پرخرج می‌شود معلوم است این افزایش باید با کاهش در هزینه‌های دیگر زندگی به تعادل و تناسب برسد، از طرفی نیازهای دیگر از جمله هزینه‌های درمان، مسکن، رفت و آمد، خوراک و... عمدتا قابل حذف نیستند بنابراین با کاهش سهم این هزینه‌ها و برآورده نشدنشان تنشی به فضای خانواده وارد خواهد شد و روابط اعضا را با هم تحت‌‌تاثیر قرار خواهد داد.

به سمت نور معرفت در روزه دل‌

برگزاری مراسم‌ افطاری در مفهوم راستینش بیش از هر چیز نیازمند نزدیک شدن به مفهوم راستین زندگی است. امام علی(ع)‌ در عبارت حکیمانه‌ای می‌فرماید: «روزه دل بهتر از روزه زبان و روزه زبان بهتر از روزه شکم است.»
مولای متقیان در این عبارت 3 نوع روزه را از همدیگر تمییز می‌دهد: «روزه دل» که متعالی‌ترین روزه‌هاست، «روزه زبان» که در حد وسط قرار دارد و در نهایت «روزه شکم»، در واقع هر چقدر از روزه مبتنی بر محرومیت‌
 (روزه شکم)‌ فاصله می‌گیریم بیشتر می‌توانیم اوج بگیریم و روزه را صرفا در شمارش معکوس تا افطار تعریف نکنیم.

شیخ اجل، سعدی در گلستان حکایت زیبایی در این باره دارد:«عابدی را حکایت کنند که شبی ده من طعام بخوردی و تا سحر ختمی بکردی. صاحبدلی شنید و گفت اگر نیم نان بخوردی و بخفتی، بسیار از این فاضل‌تر بود.

اندرون از طعام خالی دار

تا در او نور معرفت بینی‌

تهی از حکمتی به علت آن‌

که پری از طعام تا بینی‌

شکوفه شیبانی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها