در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نگارش تاریخ همیشه با نگاه و زاویه دید سفارشدهندگان و نویسندگان مناسبت دارد؛ چشمانداز هر حکومت از یکسو و چشمانداز تاریخنگاران از سوی دیگر، شیوه تاریخنگاری را تعیین میکند.
شاید به همین دلیل باشد که بر بسیاری از حقایق تاریخی، مهر سکوت خورده باشد. این اتفاق هنگامی ملموستر میشود که نگارش تاریخ یک جنگ در میان باشد. جنگی که یک سوی آن تجاوز و چپاول و عدول از همه مبانی انسانی بود به قصد انهدام یک انقلاب مردمی و سوی دیگر آن آن مشحون از فداکاریها و مقاومت و پایداری برای حفظ نوامیس و جلوگیری از تجزیه یک کشور. چگونه میتوان این دو نحله را با مشارکت دو دانشگاه مذکور نوشت؟ آیا محققان دانشگاه المستنصریه بغداد تحقیقا به همان نتایجی درباره آغاز و ادامه جنگ از سوی حزب بعث عراق رسیدهاند که محققان دانشگاه تهران رسیدهاند؟ آیا آنها آمادگی دارند رسما و صریحا به تجاوز سربازانشان در جنگ 8 ساله اعتراف کنند؟
چگونه میتوان باور کرد محققان دانشگاههای دو کشور که یکی مورد تجاوز و هجوم قرار گرفته و دیگری عامل این تجاوز و هجوم است، تاریخ یک جنگ واحد را بنویسند؟
سوال دیگر که مهمتر است این که روی این پیشنهاد که از سوی رئیس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس مطرح شده است، چه مقدار کارشناسی و تحلیل صورت گرفته است؟
علی رغم مناسبات دوستانهای که میان ملت بزرگ ایران و مردم ستمدیده عراق پدید آمده است، نمیتوان منکر این واقعیت شد که مردم مسلمان عراق مجبور به شرکت در جنگی شدند که حاصل آن ویرانی در کشور عراق و ایران شد. حال چگونه میتوان بر این اتفاق یک تاریخ واحد نوشت؟
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: