در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
روز جهانی قلب نزدیک است. اصلا نامگذاری روزی به این نام چه ضرورتی دارد؟
مسلما قلب، یکی از حیاتیترین اعضای بدن است و همیشه ضربان قلب یکی از مهمترین علائم حیات محسوب میشود.
از طرف دیگر، بیماریهای قلبی در تمام جوامع اعم از صنعتی، توسعه نیافته و در حال توسعه در حال گسترش است، به طوریکه هماکنون بیماریها و نارساییهای قلبی اصلیترین عامل مرگومیر در جهان شناخته میشوند. بعلاوه پیشبینی سازمان بهداشت جهانی این است که تا سال 2020 نیز این دسته از بیماریها در جوامع در حال توسعه به صورت اپیدمی در خواهند آمد.
پس این مساله آنقدر اهمیت دارد که اختصاص روزی به آن برای جلب توجه جهانی به خطری که همه را به گونهای غیرقابل جبران تهدید میکند، ضرورت داشته باشد. شعار امسال روز جهانی قلب شناخت خطرات تهدیدکننده (Know Your Risk) است.
چرا که آنچه همه افراد در ارتباط با این بیماریها نیاز دارند، توجه به خطرات آن است. در واقع اولین روز نامگذاری شده در دنیا در زمینه پزشکی روز قلب است که از عمر آن حدود 10 سال میگذرد.
با این حال به نظر نمیرسد که طی این سالها چنین مراسم و برنامههایی کمک چشمگیری در کاهش ابتلا به بیماریهای قلبی و افزایش آگاهیهای مردم داشته باشد؟
احتمالا منظورتان در کشور خودمان است. باید اذعان کنیم هنوز آمار دقیقی که به روز باشد از همه ابعاد بیماریهای قلبی عروقی نداریم و بسیاری از افرادی که در معرض خطر بیماریهای قلبی هستند از این خطر و ابعاد آن آگاهی کافی ندارند. همچنان که تقریبا نصف مبتلایان به فشارخون بالا از وجود آن اطلاع ندارند یا کسانیکه چربی خون بالا دارند یا سیگار میکشند نمیدانند چه خطری میتواند در هر لحظه آنها را تهدید کند.
در کشور ما تقریبا از هر 7 نفر یک نفر سیگار میکشد، در نتیجه در کشور ما 10 میلیون نفر سیگار میکشند یا اینکه از هر 5 نفر یک نفر مبتلا به فشار خون بالاست که تازه 50 درصدشان هم از فشارخون خود اطلاع ندارند. این طبیعی است که ما با حجم انبوهی از بیماران قلبی روبهرو باشیم.
پس با این حساب در کشور ما باید کارهای زیادی در زمینه پیشگیری بیماریهای قلبی عروقی انجام شود؟
البته از سالها پیش برنامهریزیهایی در سطح کلان در وزارت بهداشت و درمان انجام شده و برنامههای بیشتری هم در حال طراحی است، اما تا رسیدن به اهداف آرمانی هنوز فاصله زیادی داریم و بیشتر توجه امروز معطوف به توسعه و تجهیز مراکز درمانی است که این در جای خود لازم و ضروری است. از طرفی توجه به مناسبتهایی چون روز جهانی قلب که فرصتی برای جلب توجه عمومی به این بیماری است به اندازه کافی نیست. این مراسم در کشور ما باید پررنگتر برگزار شود و رسانهها با همکاری وزارت بهداشت و درمان و انجمنها یا سازمانهای غیردولتی البته با تامین بودجه و امکانات کافی برای یک برنامهریزی کلان در سطح عمومی بسیج شوند.
در برخی کشورهای توسعه یافته، از حدود 30 سال قبل برنامهریزیهای منسجمی با همکاری انجمنهای داخلی یا بینالمللی مثل بنیاد بینالمللی قلب صورت گرفته و توفیقات قابل توجهی در زمینه کنترل بیماریهای قلبی به دست آمده است. در واقع آنها در 3 محور عمل کردند. یکی آنکه به مردم آگاهی دادند و عوامل خطرزای بیماری را معرفی کردند.
دوم تسهیلات برای دستیابی به شیوه زندگی کمخطر در اختیارمردم قرار دادند.
سوم اینکه موانعی را برای دسترسی آسان به زمینههای ایجاد خطر مثل مصرف دخانیات فراهم کردند و این اقدامات در راستای کنترل کیفیت غذا و دسترسی به هوای پاک و دیگر حمایتهای اجتماعی را دربرمیگیرد. در کشورهای در حال توسعه در زمینههای گفته شده وضعیت مطلوبی نداریم تا جاییکه حدود 80 درصد مرگهای ناشی از بیماریهای قلبی در دنیا در کشورهای با درآمد پایین و متوسط اتفاق میافتد.
گفتید سال 2020 بیماریهای قلبی در کشورهای در حال توسعه بهصورت همهگیر درمیآید. چگونه میشود جلوی این اتفاق را گرفت؟
مساله اینجاست که تنها بخشی از عوامل خطر قابل تغییر و کنترل هستند؛ به طور مثال عواملی چون سن، جنس (که مردها بیشتر در معرض خطر بیماریهای قلبی هستند) و زمینههای استعداد خانوادگی بیماری قلبی غیرقابل تغییر هستند.
از طرفی، عواملی چون اختلالات چربیهای خون، دیابت، سیگار و کمتحرکی توسط خود فرد قابل تغییر هستند. عوامل حاشیهای دیگری چون آلودگی هوا هم هست که خود فرد به تنهایی قادر به کنترل آن نیست و نیاز به همکاری سازمانهای مسوول دارد. نقش استرس هم مهم است که بخش محدودی از آن در کنترل خود فرد است و بخش عمدهای از آن در ارتباط با وجود روابط سالم اجتماعی و امنیت شغلی و احساس اطمینان از آینده در شرایط ناتوانی و بیماری است. در حال حاضر، توصیه مهم به مردم آن است که عوامل خطری را که بسادگی میتوان کنترل کرد مثل پرهیز از مصرف سیگار یا اصلاح شیوه غذایی و رو آوردن به ورزش را آغاز کنند.
جالب است بدانید در هر 6 ثانیه یک نفر در دنیا بر اثر مصرف سیگار دچار سکته قلبی میشود؛ البته اقداماتی در کشور ما برای کاهش مصرف سیگار صورت گرفته، اما با توجه به بالا بودن مصرف سرانه آن کافی نیست. سالانه برای 10 میلیون مصرفکننده دخانیات 24 میلیارد نخ سیگار وارد کشور میشود و مصرف کل آن 54 میلیارد نخ است.
به این ترتیب هزینه مصرف سیگار بعلاوه هزینه درمان بیماریهای ناشی از آن سالانه 12 هزار میلیارد ریال میشود.
در حال حاضر، بیشترین تلفات بیماران قلبی به کدام دسته از بیماریها وابسته است؟
نگرانکنندهترین گروه بیماریهای قلبی، بیماریهای عروق کرونر یا تصلب شرائین هستند. اگرچه از نظر شیوع، فشار خون بالا در راس این بیماریها قرار دارد و از آن به قاتل خاموش یاد میشود و غالبا بیعلامت است و خود یکی از مهمترین عوامل ایجاد بیماریهای قلبی و ایجادکننده تصلب یا گرفتگی عروق به شمار میرود. متاسفانه این بیماریها به واسطه تنگی و انسداد رگ موجبات سکته قلبی را فراهم میآورند و در مواردی مرگ فرد بیمار را به دنبال دارند.
درست است که سن بروز بیماریهای قلبی در کشور ما کاهش یافته است؟
برای تایید این مساله آمار رسمی وجود ندارد؛ اما شواهد نشان میدهد سن بروز بیماریهای قلبی در کشور ما کاهش یافته است که البته قابل اتنظار بود، چراکه بیتحرکی و چاقی مبتلابه جوانان ما بخصوص در سنین پس از 25 سالگی شده است. در دنیا هم یک چهارم بیماریهای قلبی به علت کم تحرکی است و حدود یک میلیارد نفر اضافه وزن دارند که یک سوم آنها چاق هستند. از سوی دیگر، سن شروع مصرف سیگار کاهش یافته است که این خود نیز عاملی دیگر برای کاهش سن بروز بیماریهای قلبی است. در کل میتوان گفت رو آوردن به شیوه غربی زندگی از بعد تغذیه، کمتحرکی، چاقی، مصرف سیگار همراه با هوای آلوده در شهرهای بزرگ و استرس، این بیماری را به سنین پایین تسری خواهد داد.
آیا کنترل بیماریهای قلبی با وجود این همه عامل خطرزا در کشور ما ممکن است؟
البته کنترل آن نیار به عزم ملی و هماهنگی بین بخشی میان نهادها و سازمانهای دولتی پزشکی و غیرپزشکی مثل سازمان محیطزیست، بازرگانی، شرکتهای خودروسازی و... دارد. ما نیاز به هوای پاک داریم. نیاز به اعمال سیستمهای شدید کنترل غذایی داریم به گونهایکه دسترسی به غذای سالم برای همه مقدور باشد. مواد غذایی باید دارای برچسب تعیین میزان کالری باشند؛ بعلاوه باید مصرف نمک و شکر در برنامه غذایی محدود شود و مردم بیشتر به خوردن سبزیها و میوهها روی بیاورند.
پیشرفتهای نوین در زمینههای درمان و تشخیص بیماریهای قلبی از جمله پیوند سلولهای بنیادی چه نقشی میتواند در کاهش بیماریهای قلبی بازی کند؟
بدیهی است امکانات تشخیص زودرس این بیماریها که خوشبختانه مردم عزیز ما در غالب موارد به آن دسترسی دارند، امیدوارکننده است و ما به خود میبالیم که با تلاش مسوولان و پزشکان بر خلاف بسیاری از کشورهای همجوار خودمان برای درمان پیشرفتهترین بیماریهای قلبی وابستگی به کشورهای دیگر نداریم. اما اصل مهم این است که باید توجه همگانی به امر پیشگیری باشد، چرا که درمان در برخی موارد ناکارآمد و از طرفی در مواردی بسیار پرهزینه است که این میتواند در ابعاد وسیع مانعی در راه توسعه اقتصادی و اجتماعی ایجاد کند.
در ارتباط با سلولهای بنیادی و پیوند بافت، علیرغم تحقیقات علمی ارزشمندی که در کشور ما همگام با کشورهای پیشرفته دنیا در حال انجام است، اما در حال حاضر هنوز این روش بهعنوان یک راه درمانی برای همه بیماران توصیه نمیشود و باید تحقیقات بیشتری انجام شود تا موانع سر راه برداشته شود، در حالیکه به طور یقین علم ژنتیک و مهندسی بافت و دانش مرتبط به سلولهای بنیادی، بسیاری از ابهامات موجود در درمان کامل بیماریهای قلبی عروقی را روشن خواهد کرد.
پونه شیرازی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: