نوشته: رابرت فیسک / ترجمه: علی کسمایی‌

جنگ در عراقستان‌

هفته گذشته هفته غم‌انگیزی در آمریکا بود. روز سه‌شنبه هنری پولسون، وزیر خزانه‌داری به ما گفت که همه چیز درباره مالیات‌دهندگان آمریکایی است و این تنها چیزی است که برای ما اهمیت دارد. اما صبح روز بعد در روزنامه‌ها با تازه‌ترین آمارهای غم‌انگیز مواجه شدم که آمریکایی‌ها باید بیشتر نگران آن باشند: «تا بعدازظهر چهارشنبه 4173 آمریکایی در جنگ عراق کشته شده‌اند. از بدشانسی بوش، 700 میلیارد دلار درخواستی او برای کاستن از بحران مالی آمریکا تقریبا معادل همان پولی است که بوش در جنگ مضحک و ناعاقلانه خود در عراق هدر داده است، جنگی که حالا ظاهرا به علت افزایش نیروهای آمریکا در بغداد، در آن «برنده» شده‌ایم. البته این واقعیت که کاهش تلفات آمریکا با تکمیل پاکسازی قومی سنی‌ها همراه بوده، ربطی به ما ندارد.
کد خبر: ۲۰۵۷۹۶

 بعد، پس از مرگ 250 هزار عراقی  یا نیم میلیون یا یک میلیون نفر، چه کسی اهمیت می‌دهد؟ - شتابان به کابل و قندهار بازگشتیم تا بار دیگر در افغانستان به پیروزی برسیم. این مناقشه حالا باعث شرمندگی دوستان قدیم ما در پاکستان یعنی سازمان جاسوسی پاکستان است که تحت حمایت مالی عربستان و آمریکا قرار دارد و دوستان طالبان آن دوباره نیمی از افغانستان را کنترل می‌کنند. حالا سربازان شجاع ما در داخل خاک کشور مستقل پاکستان هم به آنان حمله می‌کنند.

ما در واقع حالا مشغول جنگ در جایی هستیم که من آن را عراقستان می‌نامم. جنگی ناامیدکننده، درهم ریخته، شرم‌آور، غیراخلاقی و غیرقابل پیروزی و هیچ تعجب‌آور نیست که آقایان اوباما و مک‌کین برای رهایی از شر آن‌ به سرعت به موضوع بحران اقتصادی آمریکا پناه بردند. آنان نمی‌توانستند مبارزات انتخاباتی خود را برای بحث درباره بزرگترین بحران نظامی تاریخ آمریکا از زمان ویتنام، متوقف کنند، اما برای وال‌استریت مشکلی وجود نداشت. نامزدهای ریاست جمهوری مجبور نیستند باز هم درباره فاجعه  جهنم عراق یا درباره روابط آمریکا  اسرائیل، اکسون یا شورون یا بریتیش پترولیوم  موبیل یا شل بحث کنند. نبرد غول‌آسا و دروغین جورج بوش بین خوب و بد به مناقشه بین مالیات‌دهندگان خوب و بانکداران بد تغییریافته است و این هیچ ربطی با زندگی و مرگ مردم خاورمیانه ندارد. تا برگزاری انتخابات آنان مردان و زنان دیروز هستند  مگر این که 11 سپتامبر دیگری رخ دهد.

البته مناقشه اسرائیل  فلسطین دیگر جایی در بحث‌های نامزدها ندارد. دیدار مک‌کین و اوباما از خاورمیانه  که طی آن آنان در خوش رقصی به لابی اسرائیل از یکدیگر سبقت گرفتند (و خوش‌خدمتی اوباما قطعا باعث شد اگر وارد کاخ سفید نشود به عضویت پارلمان اسرائیل درآید) موضوعی مربوط به گذشته است. بدون هیچ بحثی، مقامات اسرائیلی و آمریکایی طی ماه جاری دیداری سه روزه در زمینه امنیت و فناوری در واشنگتن داشتند که با تصمیم بحث نشده دولت در حال احتضار بوش برای تحویل 330 میلیون دلار دیگر در سه معامله تسلیحاتی جداگانه برای اسرائیل، از جمله تحویل 28 هزار سلاح ضد زره سبک 66 میلیمتری 7 M72A و هزار بمب 9 - GBU قطر کوچک از بوئینگ همراه بود. احتمال دارد تحویل 25 فروند جت جنگنده53 - F لاکهید مارتین نیز تا قبل از انتخابات به تصویب دولت آمریکا برسد. مذاکرات اسرائیل و آمریکا به عنوان «مذاکرات دوجانبه در عالی‌ترین سطح درباره فناوری که تاکنون بین دو متحد انجام شده است»، توصیف شد. البته چیزی درباره این جلسه و نتایج آن در رسانه‌های آمریکا درج نشد. یک رسوایی بالقوه نیز در لس‌آنجلس رخ داد که آنتونیو ویلارایگوسا، شهردار آن اخیرا از سفری 225 هزار دلاری با سه عضو شورای شهر و سایر مقامات شهر (همراه با خانواده‌ها، کودکان و سایرین) از اسرائیل برگشتند که درباره آن نیز تقریبا در هیچ نشریه معتبر آمریکایی چیزی چاپ نشد (غیر از واشنگتن ریپورت). هدف از این سفر پنهانی چه بود؟ انعقاد توافق‌های تازه برای حفظ امنیت فرودگاه بین‌المللی لس‌آنجلس. وقتی معترضان گفتند که شورای شهر قبل از طرح موضوع با شرکت‌های امنیتی آمریکایی چرا با یک طرف خارجی مشغول مذاکره شده، اعضای شورا با تلفن‌های همراه خود به پرت و پلا گفتن پرداختند و از سالن خارج شدند.

یکی از معترضان گفت اگر سپردن امنیت فرودگاه لس‌آنجلس به اسرائیلی‌ها کار خوبی باشد پس چرا در حالی که اسرائیلی‌ها امنیت بوستون لوگان و نیوآ-ک را به عهده داشتند مشتی شرور جلوی چشم آنها در 11 سپتامبر 2001 به آن جنایات علیه بشریت دست زدند. اما چه کسی به این حرف‌ها اهمیت می‌دهد؟

منبع: ایندیپندنت‌

متن کامل را در جام‌جم آنلاین بخوانید

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها