در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
لطفا خودتان را بیشتر برای ما معرفی کنید.
فریبا پاکروان هستم. متولد شهریور 1354 تهران، عاشق نویسندگی و شعر. شغل اصلیام معلمی است و در کنار آن به نوشتن هم میپردازم.
چند سال است که نویسنده برنامه عموپورنگ و آقاجون سلیمون هستید؟
من از سال 83 به گروه برنامه عموپورنگ ملحق شدم و از همان سال تاکنون نویسنده این برنامه بودم مدت یکسال هم هست که نویسندگی برنامه آقاجون سلیمون را بر عهده دارم.
گفتید معلم هستید. در چه مقطعی و چه رشتهای را تدریس میکنید؟
در مقطع راهنمایی درس زبان انگلیسی تدریس میکنم. من اگر چه به حرفه نویسندگی روی آوردهام و شعر هم میگویم، اما رشته تحصیلیام زبان و ادبیات انگلیسی است.
از چه زمانی متوجه شدید که میتوانید بنویسید؟
من از همان دوران کودکی انشاهای خوبی مینوشتم. کلاس چهارم، پنجم ابتدایی که انشاء جزء دروس میشود، یادم هست برای انشاهایم نقاشی هم میکشیدم و همیشه هم نمره بیست میگرفتم.
پس هیچ وقت از بابت امتحان انشا و درس انشا نگرانی نداشتید؟
نه تنها من، بلکه خواهران و برادرانم و دوستانم هم بواسطه من چنین نگرانی نداشتند. آخر همیشه انشاهای آنان را هم من مینوشتم! و آنها فقط نمرهاش را میگرفتند!
چه طور شد نویسنده برنامه عمو پورنگ شدید؟
راستش من به کار اجرا در تلویزیون بسیار علاقهمندم و یک دوره هم در کلاسهای آزاد دوره گویندگی دیدم. در همان دوره استادم مرا به این گروه معرفی کرد. بعد از دو مرتبه بازی و اجرا در این برنامه نویسندگی آن را
بر عهده گرفتم.
راستی! شما این همه سوژه و موضوع را از کجا پیدا میکنید؟
من آنها را پیدا نمیکنم. آنها خودشان سراغ من میآیند! وقتی نویسنده باشی و لازم باشد هر روز بنویسی ناخودآگاه به همه اطرافت و اطرافیانت به چشم سوژه نگاه میکنی و از هر کلامی و هر اتفاقی که در اطرافت روی میدهد، برای نوشتن استفاده میکنی. البته اطرافیانم از جمله خواهرانم ایدهها و موضوعهای خوبی برای نوشتن به من ارائه میدهند. حتی مادرم هم همیشه برایم موضوع پیدا میکند!
پس به نوعی همه با کار شما درگیرند؟
بله و برایشان لذتبخش است. این کار ذهن را کنجکاو و خلاق میکند.
شعرهایی که در برنامه عمو پورنگ و آقاجون سلیمون خوانده میشود را شما سرودهاید؟
از شعرهای عمو پورنگ من فقط شعر نماز و باران را سرودهام. اما تمام شعرهایی که آقاجون سلیمون به طور زنده اجرا میکند، سروده خودم است.
آیا شما فقط برای کودکان شعر میگویید؟
نه، شعر برای مخاطبان بزرگسال هم میگویم. به تازگی هم مجموعه شعری با نام «همین سادگی» از من منتشر شده که مخاطبم بزرگسالان هستند.
کدام یک از شعرهایی که برای برنامه آقاجون سلیمون سرودهاید، بیشتر دوست دارید؟
شعر سلام، بچه، نوه، آقاجون، بیبیجون، اوشاغلار، اما شعر سلامم را که برای دخترم سرودهام بیشتر دوست دارم.
میشود آن شعر را برایمان بخوانید؟
من میگم سلام، تو بگو سلام
همه با هم سلام
من میگم لبخند، پس تو هم بخند
تو بخند تو چشمام
انگاری خدا چشمهای تو رو
نقاشی کشیده
انگاری خدا لبهای تو رو
نقاشی کشیده
هیچکی نقاشی به این خوبی
هیچ جایی ندیده
قربون خدا که تو رو به این
نازی آفریده
رابطهتان با امیرمحمد و عمو پورنگ چگونه است؟
امیرمحمد را مانند فرزند خود دوست دارم و برای عمو پورنگ بسیار احترام قائلم.
آیا شما متنها را برای برنامه میفرستید یا سر برنامهها هم حاضر میشوید؟
آن اوایل که امیرمحمد تازه به گروه آمده بود چون پسربچه کوچکی بود و حفظ کردن متنها برایش دشوار بود من سر تمام برنامهها حاضر میشدم. متنها را برایش میخواندم و توضیح میدادم و در عین اجرای برنامه کنار دوربین میایستادم و با اشاره دست و سر رمزهایی که برای امیر گذاشته بودم به او میفهماندم و او طبق همانها کار را پیش میبرد. اما الان که امیرمحمد برای خودش مجری و بازیگر قابلی شده کمتر سر برنامهها حضور پیدا میکنم.
خاطرهای از کارتان برایمان تعریف کنید.
کارمان همهاش خاطره است. زمانی که من در کنار گروه هنگام برنامه در جایی حضور دارم، همه تصور میکنند که من مادر امیرمحمد هستم و به طور مرتب باید به این سوال که آیا شما مادر امیر هستید پاسخ دهم. قبلا میگفتم: خیر من نویسنده برنامه هستم، اما دیدم گفتن آره راحتتر است و برای همین هر جا که امیر کنار من حضور دارد، میگویم مادرش هستم و خود را راحت میکنم.
برای اکثر مردم عجیب است که برنامه عمو پورنگ نویسنده دارد و تصور میکنند همه کارهای عمو پورنگ و امیرمحمد بداهه است! این هم نوعی کملطفی به نویسندگان تلویزیونی است که در پشت پرده حضور دارند.
چه کسی مشوق شما در عرصه نویسندگی و شعر بود؟
مادرم نقش بسزایی در موفقیتهای من دارد. من همه چیز زندگیام را مدیون ایشان هستم و از خدا میخواهم به ایشان عمر بابرکت بدهد. یک معاونی هم داشتیم در دبیرستان که بعدها رئیس دانشکدهمان شد به نام خانم حکیمی. ایشان در زمینه شعر بسیار الهامبخش و موثر بودند برای من.
اگر حرفی دارید در انتها بفرمایید.
از همه کسانی که در زندگی من و موفقیتم نقش داشتند، سپاسگزارم. همچنین از زحمات همکاران دیگرم در برنامه که شاید هرگز نامی از آنها برده نشود، اما سهم زیادی در پیشبرد و موفقیت برنامه دارند، تشکر میکنم.
محمدحسین قاسمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: