قاب خوانندگان

مثل هیچ کس‌

سریال دیدنی «میوه ممنوعه» که سال گذشته از شبکه دوم سیما پخش شد، همگان را در آن انتظار گذاشت که امسال در ایام ماه مبارک رمضان با سریالی متفاوت روبه‌رو شوند. گرچه پخش سریال نمایشی «مثل هیچ‌کس» تا حدودی برتری‌های خاصی نسبت به سایر مجموعه‌های نمایشی داشت، اما نتوانست به جذابیت‌های ویژه «میوه ممنوعه» برسد.
کد خبر: ۲۰۵۷۷۳

 آنچه بیش از هر چیز در مجموعه «مثل هیچ‌کس» به آن برمی‌خوریم، قصه‌ای متفاوت با پرداختی کامل است، اما قصه متفاوت چه جایگاه ویژه‌ای در مثل هیچ‌کس دارد و واقعا این تفاوت توانسته جذابیت‌های خاصی را پی‌ریزی کند.
حکایت این داستان از خانواده‌ای آغاز می‌شود که در ظاهر هیچ مشکلی ندارند، ولی گویا قرار شده قصه برایشان مشکل ایجاد کند! «مثل هیچ‌کس» از نقطه‌ای آغاز می‌شود که روانی، آرامش، سکوت و خوبی آنقدر فراوان است که بیننده از همان ابتدا در انتظار یک طوفان وحشتناک است.

داستان مرتبا تکرار می‌کند که قرار است اتفاقی بد بیفتد تا پانزده، شانزده قسمت با کلام‌ها و برخوردهای مختلف این نکته را تاکید می‌کند، این امر بسیار خسته‌کننده می‌شود و یک مرتبه حادثه رخ می‌دهد! این پیش‌زمینه‌ها در مثل هیچ‌کس مرز ندارد و آنقدر پیش می‌رود که از پختگی خارج شده و کاملا می‌سوزد. در تعریف شخصیت‌ها که هر یک معرف روندی مجزا هستند، کارگردان سعی کرده همه شخصیت‌ها را با آن که منفرد و مستقل هستند، به نوعی در نقاطی به هم گره زند و تبدیل به یک رویکرد لازم و ملزوم نماید که از این حیث موفق نیز بود. اوج تمام این شخصیت‌ها، شخصیت داداشی است که به نوعی مهربانی، انسان‌دوستی، مردم‌خواهی و خانواده‌دوستی در او موج می‌زند، «داداشی یا محمدعلی» در داستان نیمه خوب و سفیدی است که عاملی می‌شود تا نیمه‌های خاکستری و سیاه نظیر، کاظم و جلال شوند، این برایش آنقدر صریح و آنی است که نیاز به هیچ پیش‌شرط و معرفی ندارد. فتنه‌هایی که کاظم با انواع کارهای خود نظیر سخن‌چینی و دروغ انجام می‌دهد برای هر کسی پیداست، اما واقعا معلوم نیست چرا کارگردان می‌خواسته این‌قدر آشکارا سخن گوید. جالب است در مقابل، گویا شخصیت‌های فیلم این وضعیت کاظم را نمی‌دانند! البته شاید گفته شود نوعی مدارا به جهت حفظ کانون خانواده رعایت گشته اما جایی که بنا می‌شود تا پایه و بنیان خانواده برچیده شود، آیا با حساسیت شخصیتی نظیر محمدعلی و بی‌بی به خانواده نباید با چنین تفکری مقابله شود. این تضاد آشکار، در بخش‌های متعدد «مثل هیچ‌کس» به چشم می‌خورد. به عنوان مثال شفاف سخن گفتن محمدعلی درخصوص مال و اموال ورثه با برخوردهای او در مقابل یک سوال کوچک در مورد وضعیت سهم‌الارث در تضاد نیست؟! از همان ابتدا هر بیننده‌ای می‌داند قرار شده این خانواده از هم متلاشی شوند، اما کارگردان آن‌قدر مباحث حاشیه‌ای را در اصل قرار می‌دهد که دیگر جایی برای طرح موضوع اصلی نمی‌ماند؛ ناگزیر بیننده شاهد خواهد بود در یکی دو قسمت مجادله و دعوا بالا می‌گیرد و در نهایت همه چیز به خیر و خوشی به پایان می‌رسد. انصافا چنین موضوعی که طرحش تقریبا در تلویزیون تازگی داشت، قادر بود بهتر از این مورد پردازش قرار گیرد و جذابیت‌های ویژه خود را داشته باشد. «مثل هیچ‌کس» آن‌قدر به مسائل حاشیه‌ای نظیر، زندگی امیرحسین و محمدباقر و ازدواج داداشی پرداخته، که اصل را فراموش کرده؛ البته نکته دیگر آن نیز جایگاه رمضانی این سریال است. به هر حال رمضان سریالی را می‌طلبد که حداقل بو و عطر خاص این ماه در داستان وجود داشته باشد، صرف پخت سمنو یا بیان چند دیالوگ خاص قادر نخواهد بود، حال و هوای رمضانی را در یک داستان پدیدار کند. قطعا داستان‌هایی که مناسبتی است و در ایامی خاص پخش می‌شود، می‌بایستی المان‌های خاصی از نظر محتوا و موضوعی با نوع مناسبت داشته باشد که متاسفانه مثل هیچ‌کس فاقد آن بوده.

سیدامیرعلی تهامی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها