در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در اینجا هم نیازمند شناخت درست از ماهیت «برنامه مذهبی» هستیم. آیا به برنامهای مذهبی میگوییم که به طور مستقیم ارتباطی با بخش عبادی دین داشته باشد؟ اگر در برنامهای نامی هم از این شعائر برده نشده بود اما صفاتی مثل صداقت، محبت، بخشش، عفت و صبر مورد ستایش و رذائل اخلاقی همچون دروغ، کبر، ریا، بخل، غرور و بدخویی مورد نکوهش واقع شده بود، این برنامه شایسته اتصاف به عنوان «برنامه مذهبی» نیست؟
حرفی نیست که با تساهل و تسامح میتوان یک عنوان را ابتدائا پذیرفت و ملانقطی برخورد نکرد. مثلا ممکن است کسی در جواب بگوید مشخص است که منظور از «برنامه مذهبی» همان برنامههایی است که به شعائر دین میپردازند. در آن صورت پاسخ خواهیم داد که مشکلی نبود اگر تسمیه فقط در نامیدن، نقش ایفا میکرد. ایراد کار
آن جاست که تسمیه، فی نفسه ارزشگذاری میکند، تقسیم بندی مفهومی ایجاد میکند و موجب میشود رفته رفته دین و مذهب در فرهنگ عام به دلیل همین نامگذاریهای بیدقت، مترادف با و قشریگری پنداشته شود.
سخنان رهبر معظم انقلاب در دیدار با فرزانگان فرهنگ و هنر در سال 1380 در این خصوص راهگشاست: «من میخواهم این را عرض کنم که هنر دینی به هیچ وجه به معنای قشریگری و تظاهر ریاکارانه دینی نیست و این هنر لزوما با واژگان دینی به وجود نمیآید. ای بسا هنری صد درصد دینی باشد، اما در آن از واژگان عرفی و غیر دینی استفاده شده باشد... هنر دینی عدالت را در جامعه به صورت یک ارزش معرفی میکند؛ ولو شما هیچ اسمی از دین و هیچ آیهای از قرآن و هیچ حدیثی در باب عدالت در خلال هنرتان نیاورید.
بازمی گردیم به همان بحث شادی و غم. همانطور که گاهی گریه دلیل شادی و خنده دلیل غم است برنامهای هم که مستقیما به ظواهر دینی میپردازد میتواند برنامهای دینی نباشد و بالعکس برنامهای که به نظر، هیچ مناسبتی با دین و مذهب و خدا و رسول ندارد، نمونه کاملی از برنامه دینی و مذهبی به شمار آید. همه چیز به شناخت درست از مفاهیم برمی گردد و در این میان شناخت دین و مذهب به دلیل حساسیتهای پیرامون از همه مهمتر و ضروریتر است.
موضوع اصلی کتاب جهاد اکبر حضرت امام خمینی ره همین تمایز قائل شدن میان ظاهر و باطن دین است: «آیا معنای «شیعه» تنها داشتن ظاهری اسلامی است؟ بنابراین فرق شما با دیگر مسلمانان که در داشتن این امور خیلی از شیعه جلوتر و مقیدترند چیست؟ چه امتیازی بر آنان دارد؟» (جهاد اکبر یا مبارزه با نفس، صفحه 29)، «اگر با پایان یافتن ماه مبارک رمضان در اعمال و کردار شما هیچ گونه تغییری پدید نیامد و راه و روش شما با قبل از ماه صیام فرقی نکرد، معلوم میشود روزهای که از شما خواسته اند محقق نشده است. آن چه انجام دادهاید روزه عامه حیوانی بوده است» (جهاد اکبر یا مبارزه با نفس، صفحه 39)، «(عالمان بی یقین) به خدا و روز جزا عالماند، ولی یقین ندارند؛ از آنچه عقل درک کرده، قلب بی خبر است. طبق برهان میدانند خدایی است و معاد و قیامتی در کار است ولی همین برهان عقلی ممکن است حجاب قلب شده، نگذارد نور ایمان بر قلب بتابد.» (جهاد اکبر یا مبارزه با نفس، صفحه 48)
در این کلام آخر، اشاره ظریفی است به اینکه فروغلتیدن در دام ظواهر نه تنها میتواند مصداقی برای «نؤمن ببعض و نکفر ببعض» باشد بلکه اشکال فقط در ناقص بودن این نوع دینداری نیست. مساله، نقش بازدارنده آن از کشف حقیقت دین است. اینکه خود حجابی میشود در برابر ایمان.
به نظر میرسد در شرایط فعلی برای دانستن اینکه «برنامه مذهبی چیست؟» بهترین گزینه، تلاش برای یافتن پاسخ برای این سوال دیگر باشد که: «برنامه مذهبی چه نیست؟». مسلما قصد نداریم از آن طرف بام بیفتیم و ادعا کنیم برنامهای که به ظواهر دینی بپردازد نمیتواند مذهبی باشد.شاید بشود گفت برنامهای که نتواند حسن یک صفت پسندیده و قبح عملی ناپسند را آنطور که باید نشان بدهد مذهبی نیست. برنامهای که با ایمان (به معنای ارتباط قلبی با مبدا هستی) بیگانه باشد مذهبی نیست. برنامهای که به دلیل پرداخت ضعیف و نقایص ساختاری، حرفی را وارونه و با تاثیر معکوس منتقل کند، اگرچه همه دیگر شرایط لازم برای اتصاف به نام «مذهبی» و «دینی» را داشته باشد، بدون شک مذهبی نیست. برنامهای که بیشتر هنری باشد تا رسانهای (مثل فیلم و سریال) و پیام و شعار بدهد، مذهبی نیست. دعوت از کارشناس مذهبی و پاسخ به سوالات بینندگان هم اگر با عدم آگاهی و شناخت کافی کارشناس از خاستگاه دین و مبانی واقعی مذهب همراه باشد، خیلی اثرگذار نخواهد بود.
پاسخ دادن به چیستی هنر مذهبی و دینی در حد و اندازه این نوشته نیست اما به چالش کشیدن برنامههایی که مذهبی نامیده میشوند چرا، حال هدف چیست؟ هدف، پیرایش است. شناخت آفتها. آگاهی از انحرافات. حذف گزینههای غلط با هدف رسیدن به تک گزینه درستی که گاه متأسفانه از شدت بداهت به فراموشی سپرده شده است.
دین و مذهب هم مثل آدمی جسم دارد و روح و به هر دو نیازمند. اما همیشه جسم است که میبایست در خدمت روح باشد نه روح در خدمت جسم. روح دین، ایمان است و عشق به حقیقت کمال و زیبایی. شاید در یک تعریف کلی و ابتدایی بتوان برنامه مذهبی را اینگونه شناساند: «برنامهای که با روح دین همصدا باشد. همنوایی با جسم اگر مکمل همصدایی اول بود، چه بهتر؛ اما جسم، اگر بیگانه با روح دین شد و حجاب آن، دیگر جایی در برنامه مذهبی نخواهد داشت.
اضافه کنیم که این تعریف، تنها احتمال است. گمانی که نگارنده میبرد. حقیقت امر به گفته سید شهیدان اهل قلم تنها نزد حق بینان است و بس:
«در عالم ظاهر، آفاق سحر و معجزه خیلی به یکدیگر شبیه هستند. جادوگران نیز با سحر و جادو ظاهرا کاری شبیه معجزه انبیا انجام میدهند، اما در حقیقت، فقط معجزه وجود دارد و سحر و جادو جز فریبی بیش نیست. آفاق هنر رحمانی و هنر شیطانی نیز خیلی به یکدیگر شبیه هستند. اما جز اهل حق کسی آن دو را از یکدیگر تمییز نمیدهد». (آینه جادو، جلد اول، صفحه 176)
آزاد جعفری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: