در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
روزی برای سالخوردگان
ایرانیان عهد باستان نخستین مردمی بودهاند که برای ادای احترام و بزرگداشت و سپاسگزاری از سالخوردگان روز مشخصی را در سال تعیین کردند و این روز، 25 شهریور ماه هر سال بود و قدمت آن به 3000 سال میرسد. در آن زمان و تا 14 قرن پیش روزهای هر ماه ایرانی نام خاص داشت و روز 25 شهریور «اشیش وانگ» خوانده میشد که روز اخلاقیات و معنویات و روان پاک بود. ژاپنیها هم 15 سپتامبر (25 شهریور) را به عنوان روز سالخوردگان برگزار میکنند که گمان نمیرود ربطی به روز باستانی سالخوردگان ایران داشته باشد. این در حالی است که تنها از چند دهه پیش توجه به سالخوردگان و بازنشستگان در سراسر جهان چشمگیر شده است. به همین مناسبت دهم مهرماه (اول اکتبر) از سوی سازمان ملل به عنوان روز جهانی سالمندان نامیده شده است. در این روز توجه جهانیان به موضوع سالمندی و پیر شدن جمعیت جلب میشود.
جمعیت سالمند در ایران
به دلیل ساختار نامناسب جمعیت کشور، طی چند سال آینده پیش از آن که از بحران ناشی از انفجار جمعیت کودک و نوجوان خارج شویم، در بحران افزایش جمعیت سالمندی گرفتار میشویم.
طبق برآوردها طی 50 سال آینده 20درصد افراد جامعه را سالمندان تشکیل خواهند داد. بر این اساس طی
50 سال آینده بیش از 26 میلیون سالمند بالای 60 سال در کشور خواهیم داشت. این امر ضرورت توجه بیش از پیش مسوولان را نسبت به امور سالمندان و برنامهریزیهای لازم در این خصوص آشکار میسازد.
در سال 1335، تنها 3درصد افراد جامعه بالای 60 سال داشتند که این تعداد با 2 برابر افزایش به 6/6 دهم درصد در سال 1375 رسیده است.
برمبنای محاسبات انجام شده میانگین سن جمعیت کشور در سال 1355 در ایران 4/17 سال بوده که این آمار در سال 75 به 4/19 سال و در سال 81 به 22 سال رسیده است و پیشبینی میشود در سال 1425 میانگین سن جمعیت کشور به حدود 35 سال برسد یعنی دیگر جمعیت جوانی در کشور نخواهیم داشت و این همان بحرانی است که طی 50 سال آینده در صورت عدم برنامه ریزی صحیح در این زمینه با آن مواجه خواهیم شد.
سالمندان تنها
آمارها نشان میدهد که حدود 7 درصد سالمندان کشور به تنهایی زندگی میکنند، 30 درصد با فرزندان و 70 درصد با همسر و فرزندانشان زندگی میکنند اما میزان زندگی تنها در بین زنان سالمند 8/12 درصد و در بین مردان سالمند 8/2 درصد است یعنی 78 زن در مقابل 22 مرد سالمند مجرد هستند.
تعداد مردان و زنان سالمند مجرد را به ترتیب 16 هزار و 363 و 30 هزار و 387 نفر برآورد میشود متاسفانه در بین بیش از 25 درصد زنان و حدود 18 درصد مردان سالمند مجرد مشکلات عاطفی و روانی وجود دارد.
زنان سالمند به دلیل آن که معمولا خانه دار بودهاند و درصد بیسوادی آنها از مردان بیشتر است، زودتر خانهنشین شده و در نتیجه از آنجا که وابستگی آنها به خانواده بیشتر بوده و سیستم اجتماعی نیز چندان اجازه معاش در اجتماع را نداده است، با مرگ همسر و تجرد یا نداشتن خانواده در دوران سالمندی بیشتر دچار مشکلات میشوند.
تحقیقات نشان میدهد که 43 درصد زنان در برابر 40 درصد مردان سالمند از مشکلات حرکتی و جسمانی رنج میبرند و مصرف دارو و آرام بخش در زنان و مردان سالمند به ترتیب بیش از 46 و 34 درصد بوده است.
از آنجا که زنان سالمند مستمری و درآمد مشخصی نداشته و به منابع اجتماعی نیز دسترسی کمتری دارند، حتی بیماریهای حرکتی و جسمانی نیز در آنها بیشتر مشاهده میشود.
نتایج تحقیقی بر روی سالمندان زن که با دختران معلول ذهنی جوان نگهداری میشدند، نشان داده است که طول عمر و احساس رضایت خاطر زنان سالمند به جهت همجواری با دختران جوان افزایش بیشتری داشته است.
ازدواج مجدد، زندگی مشترک و داشتن همدم و مونس نقش تعیین کنندهای در ارتقای سلامت و طول عمر سالمندان دارد و سبب کاهش خطر افسردگی، انزوا، مصرف دارو و سایر مشکلات آنها میشود.
سالمندی ناتوانی نیست
دوره سالمندی تنها معنای از کار افتادگی و ناتوانی را نمیدهد. این دوره ویژگیهای بالقوهای دارد که میتواند در قالب کمکهای فراوان به خانواده و جامعه و به شکل سالمندی سالم و فعال جلوه گر شود.
شاید در بعضی جوامع، سالمندان را افرادی ناتوان یا حتی سربار بدانند، در صورتی که دوره سالمندی دوره خردمندی و با تجربگی و دوره انتقال تجارب زندگی به سنین پایین است؛ اما برای رسیدن به سالمندی فعال و سالم باید به تمام ابعاد سالمندی، بهداشت جسمی و روحی، مسائل اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و معنوی زندگی توجه داشت و از آنجا که بسیاری بیماریها و مشکلات دوران سالمندی ناشی از شیوه زندگی ناسالم است، باید پایه و اساس سلامت سالمندان را با بهکارگیری شیوه صحیح و ارتقای کیفیت زندگی از ابتداییترین مراحل حیات پیریزی کرد و به موازات آن، با ایجاد زمینههای مناسب، مشارکت سالمندان را در خانواده و جامعه و همچنین فراهم کردن زمینه مناسب حمایتی آنها در تمام جنبههای اقتصادی، اجتماعی، بهداشتی و تغذیه برای رسیدن به سالمندی سالم و فعال و زندگی موفق گام برداشت.
از آنجا که اشتغال سالمندان به وضعیت اشتغال در کل کشور وابسته است و با توجه به این که هنوز بستر اشتغال گروههای آماده به کار در جامعه نیز فراهم نشده است، اشتغال سالمندان در درجه دوم اهمیت قرار دارد. این در حالی است که در بسیاری از جوامع، بازنشستگان پس از فراغت کار همچنان به عنوان مشاور در سیستمهای کاری میمانند.
رسانه ملی و سالمندان
کشور ما جامعه ای جوان دارد و تصور عمومی بر این است که همه باید به فکر نسل جوان باشند. در این میان، نسلی دیگر در حال فراموشی است ؛ نسل قدیم که به آنها سالمند میگویند حتی، تلویزیون نیز به عنوان رسانه ملی، فراگیر و تاثیرگذار، سالمندان را فراموش کرده است.
شاید امروز چندان این مطلب جلب توجه نکند اما 20 15 سال آینده که جمعیت مسن زیادی خواهیم داشت، اگر برنامهریزی دقیق و کاربردی از سوی برنامهریزان کشور، بخصوص تلویزیون، سینما و مطبوعات صورت نگیرد، ما در آینده با فاجعه بیارزشی سالمندان روبهرو خواهیم شد.
سلامت سالمندان
از جمعیت 5 میلیونی سالمند کشور اکنون حدود 3میلیون نفر تحت پوشش یکی از سازمانهای بیمهای یا حمایتی هستند، یک میلیون و 300 هزار نفر تحت پوشش کمیته امداد، یک میلیون و 600 هزار نفر تحت پوشش سازمان تامین اجتماعی و بازنشستگی و حدود 100 هزار سالمند نیز در 250 مرکز نگهداری تحت پوشش بهزیستی زندگی میکنند.
این به معنای آن است که 2 میلیون سالمند فاقد هر گونه بیمه ای هستند.از سوی دیگر، بر اساس مطالعات صورت گرفته حدود 40درصد از مراجعان به مراکز درمانی و بیمارستانها را سالمندان تشکیل میدهند.
با توجه به اینکه سالمندان، رقمی حدود 7درصد از جمعیت را تشکیل میدهد. نتیجه مقایسه این ارقام، این است که سالمندان 4 برابر سایر اقشار به خدمات درمانی و بهداشتی نیازمندند. این در حالی است که تعداد متخصصان طب سالمندان در ایران از تعداد انگشتان دست بیشتر نیست. گ
فتنی است؛ به دلیل تغییرات خاص فیزیولوژیک و زیستی در بدن سالمندان و نیاز به ترکیب روشهای درمان دارویی، توانبخشی و روانشناسی برای درمان بیماران سالمند، نیاز به متخصصان طب سالمندان ضروری است. نکته قابل توجه این که براساس پژوهشهای صورت گرفته، 55 درصد از سالمندان از وضعیت اقتصادی و مالی خود در زندگی احساس نارضایتی میکنند و میگویند به دلیل مشکل مالی قادر به مراجعه منظم به پزشک نیستند.
قانون برای سالمندان
در حال حاضر متولی ارائه خدمات به سالمندان، سازمان بهزیستی است که خدمات آن نیز تنها به سالمندان بیسرپرست یا دارای بیماری صعبالعلاج اختصاص دارد. اما با توجه به مصوبه هیات وزیران درخصوص شورای ملی سالمندان و بر اساس قانون برنامه چهارم توسعه، دولت موظف شده است 25 درصد کل سالمندان را تا پایان برنامه چهارم توسعه در سال 88 تحت پوشش خود قرار دهد و به آنها خدمات ارائه کند.
ارائه خدمات شبانهروزی به 20 هزار سالمند و ساماندهی آنان در 200 مرکز شبانه روزی تا پایان برنامه چهارم توسعه، از دیگر برنامههای خدماتی سازمان بهزیستی است.
راهاندازی خط تلفن <صدای مشاور سالمندی> در سطح استانهای کشور تا پایان برنامه چهارم توسعه، اجرای برنامهای در زمینه فقرزدایی، حمایت و مستمری از دیگر برنامههای پیشبینی شده این سازمان است که جهت اجرای آن برای یک میلیون سالمند، به 133 میلیارد تومان تا پایان برنامه چهارم توسعه در سال 88 نیازاست
بهرغم تشکیل شورای ملی سالمندان همچنان سهم این عزیزان از قوانین ناچیز است.
بررسیها نشان میدهد سهم سالمندان از مجموع قوانین تصویب شده کشور تنها یک درصد است. از این میزان 62 درصد قوانین اقتصادی، 22 درصد اجتماعی و 16 درصد رفاهی و بهداشتی هستند. البته همین سهم ناچیز نیز به صورت پراکنده یا در قالب آیین نامههای اجرایی دولت و سازمانهاست.
به نظر میرسد تعریف و جایگاه سالمندی و سالمندان در برنامه ریزی فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی کشور نیاز به سرفصلهای مشخصی دارد.
سالمندی و تغییرات جمعیتی، جایگاه و موقعیت فرهنگی اجتماعی سالمندان، هویت سالمندی و انتقال فرهنگی، مشارکت اجتماعی، خانواده، اوقات فراغت و ورزش، مراقبت و حمایت عمومی، بهداشت و سلامت، وضعیت اقتصادی و معیشت سالمندان، بازنشستگی، فضاهای سالمندی، مصرف کالاهای فرهنگی و آموزش و توانبخشی سرفصلهایی است که به نگرشی دقیق نیاز دارد.
علی اخوان بهبهانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: