کیهان
«باخمینی(ره) بخوان با خامنه ای بمان» عنوان یادداشت روز روزنامهی کیهان به قلم حسین شریعتمداری است که در باتدای آن میخوانید؛امروز خورشید هم غمزده است، پای رفتن ندارد و هنوز به غروب نرسیده پا پس می کشد. انگار مرثیه جدایی بر لب دارد و ساز فراق می نوازد، نه این که فردا نیاید...! فردا باز هم خورشید از مشرق سر برمی آورد و روز دیگری آغاز می شود و این آمد و شد ادامه می یابد. اما، امروز، روز دیگری است، متفاوت با همه روزها، امروز با غروب آفتاب، ماه میهمانی خدا به پایان می رسد و آفتاب در مغرب زمین از ماه ترین ماه خدا، جدا می شود. فردا، باز هم روز دیگری از راه می رسد، غیر از روزهای ماه مبارک رمضان... امروز، جان های روزه دار، قرار از کف می نهند، دل های بی قرار، روی به قبله می نشینند و نه به میل که به اجبار با ماه خدا، و همه خوبی ها و زیبایی های آن خداحافظی می کنند،... لب ها با زمزمه امام سجاد(ع) به ترنم می آیند و سرود خداحافظی می سرایند... خداحافظ ای ماه خدا، خداحافظ ای ماه مهربانی ها، دعای سحرها، شب قدرها، خواندن ها و لبیک ها، در سوگ علی(ع) اشک ریختن ها، به شوق حسن(ع) شادی کردن ها، در روز قدس علیه مستکبران خروشیدن ها، نیمه شب ها به استغفار برخاستن ها و... اگر فردا عیدرمضان و امید به عیدی گرفتن از خدای مهربان نبود، دل های بی قرار به قرار نمی آمدند و جان های شیفته آرام نمی گرفتند و...
امام راحل ما(ره) در وصف ماه رمضان و عید آن می فرمود؛
«من فکر می کردم این ضیافتی که شما مومنین به آن دعوت شده اید و ضیافت الله است، این چیست؟ دعوت شدیم به ضیافت الله و ضیافت الله در عالم ماده عبارت از این است که ما را پرهیز بدهد از تمام شهوات دنیوی، این مرتبه مادی ضیافت الله است که همه کسانی که دعوت شده اند به این ضیافت، بدانند که ضیافت خدا در این نشئه، چشم پوشی از شهوات است و ترک آن چیزی که قلب انسان یعنی روح طبیعی انسان به آن مایل است، آن را باید ترک کند. این ضیافت خداست و ا ین ضیافت سایه ضیافت هایی است که در طول عالم وجود تحقق دارد. منتها در عالم ماده به این صورت است که ترک شهوات طبیعی است، شهوات جسمانی است و در عالم مثال، ترک شهوات خیالی است و در عالم بعد از مثال، ترک شهوات عقلانی است» صحیفه امام(ره) ج20ص266
ما-منظور نگارنده و امثال نگارنده- از مراتب و مراحل والا و بالایی که حضرت امام(ره) درباره ماه میهمانی خدا و ترک شهوات عالم مثال و بعد از مثال می فرمایند بی خبریم و مصداق «دست ما کوتاه و خرما بر نخیل»... ولی دراین وجیزه، اشاره به نکته ای ملموس و محسوس در حد و اندازه خویش خالی از لطف نیست. نکته ای شنیدنی برای ما «کوتاه آستینان» که فرصت «درازدستی»نداریم.
در ادامه یادداشت امده است؛«معنویت» از دستاوردهای برجسته ماه مبارک رمضان است و از سوی دیگر به قول امام راحل(ره) و خلف حاضر او، اگر معنویت در جامعه اسلامی و در میان مسئولان نظام-در هر مرتبه و مقام-حاکم شود، بسیاری از اختلافات که بازهم به فرموده امام(ره) ریشه در هوای نفس دارد، فرصت بروز و ظهور پیدا نمی کند و ماه مبارک رمضان نمونه ای مثال زدنی و تجربه ای محسوس از این واقعیت ملموس است.
در بخش دیگر یادداشت آمده است؛مردان و زنان خدایی، همه چیز را برای خدا و سعادت مردم می خواهند آنها نه در سر سودای سود دارند و نه در دل غم بود و نبود و چنین است که کارهای خوب و مفید دیگران را حتی اگر رقیب سیاسی آنها باشد به دیده تحسین می نگرند و اشتباهات و خطاها را نه با هدف مچ گیری و تضعیف رقیب، بلکه به قصد تصحیح امور و از دریچه خیرخواهی، به نقد می کشند. به این کلام از زبان مبارک حضرت امام(ره) توجه کنید؛ این سخن نیز در عید سعید فطر آمده است؛
در بخش پایانی یادداشت میخوانید؛« ما هرچه می خواهیم، برای خودمان می خواهیم. ما عدل را ]هم[ برای عدلش دوست نداریم، اگر این عدل برای ما جاری بشود و خلاف ما باشد، دشمن آن عدل هستیم. اگر یک ظلمی به نفع ما باشد، دوست آن ظلم هستیم. همه اینها ریشه اش در خود انسان است، اگر این ریشه کنده بشود و لااقل تضعیف بشود، کارها حل می شود، همه با هم دوست می شوند، ایراد به هم نمی گیرند، کمک هم می کنند. اگر یک کسی قیام به یک امری کرد، دیگران زیر بغلش را می گیرند، وقتی می بینند می خواهد یک کاری بکند. اگر یک ارگانی یک تصمیم مثبتی بگیرد، دیگران که می بینند این خوب است می روند دنبالش...» صحیفه امام(ره) ج17 ص532
و اما، گره گشا چیست و راه کدام است؟... با خمینی(ره) خواندن و با خامنه ای ماندن.
به امید آن که چنین باشد و چنان باد انشاءالله...
دنیای اقتصاد
«سه شرط اساسی برای مدل توزیع مستقیم پول نفت» عنوان سرمقالهی روزنامهی دنیای اقتصاد به قلم دکتر احمد یزدانپناه است که در ابتدای آن آمده است؛اینکه در قراردادهای کشورهای صادرکننده منابع طبیعی مثل صادرکنندگان نفتوگاز، بهطور هدفمند به ضرر منافع ملی مردم آن کشورها عمل میشود،حرف تازهای نیست.با تلاش سازمانهای غیردولتی و احزاب و مجالس قانونگذار و ناظر بر حسن انجام امور از جمله معاملات کلان، ایده «هرچه میپردازید منتشر کنید» را برای بهبود رابطه کشورها و شرکتهای چندملیتی خریدار نفت و گاز مطرح و پیگیری میکنند. یک نمونه موفق آن شرکت نفتی انگلیس یعنی BP در جمهوری آذربایجان است که ناظران آگاه و دلسوز منافع مردم از ابعاد گوناگون مثل بهره مالکانه دولت، مالیاتها، توانمندی و سلامت نفس گروه مذاکره کننده بر قراردادها، دیدهبانی مینمایند و به لطف انقلاب الکترونیک و رسانههای گفتاری و نوشتاری گزارشهای خود را با سرعت و سهولت در اختیار مردم قرار میدهند.
در بخش دیگر سرمقاله آمده است؛بانک جهانی برای نمونه رعایت این سه اصل، از نروژ مثال میزند که چگونه پارلمان آن هم بر مخارج دولت نظارت عالمانه دارد و هم بر چگونگی شکلگیری قراردادهای نفتی و حسن انجام آنها بر پایه منافع ملی کشور. در همین راستا از اواخر دهه 1980 آلاسکا نیز برای مراقبه عامه مردم بر استخراج و فروش ثروت ملی خود نهادی به نام «شورای مشورتی شهروندان» تشکیل داده است.
البته از نیکویی مدل آلاسکا باید گفت که توزیع مستقیم پول نفت باعث میشود که در استانهای نفتخیز کشور، نهادسازی خوبی صورت گیرد. به خصوص نهادهای مالی کارآمد ظاهر شوند، چرا که دولت دیگر انحصار مطلق درآمد نفتی را در دست ندارد.
در بخش دیگر سرمقاله آمده است؛توزیع مستقیم درآمد نفت و گاز بر پایه دو شکل تجربهشده است: اول مدل آلاسکا که در آن منافع و عایدات ناشی از پول نفت بین مردم بهطور مستقیم توزیع میشود و دوم حذف صندوق پسانداز و ذخیره ارزی است.
در ادامه میخوانید؛در مدل آلاسکایی توزیع مستقیم پول نفت و گاز که درآمد ثروت ملی به طور سالانه بین مردم از طریق صندوق سرمایهگذاری اجباری دولتی تقسیم میشود، شاهد آن هستیم که این نحوه محیطی فراهم میسازد که مصرف بر سرمایهگذاری رجحان پیدا کرده است.
در بخش پایانی سرمقاله آمده است به هر حال به قول گزارشی در 2006 درباره مدل آلاسکا رابطه بین دولت و ملت منحصرا بر مبنای چکهای توزیع پول نفت دولت برای ملت، نه چکهای مالیاتی مردم و در وجه دولت تعریف میشود و کسری مزمن بودجه دولتها معالجه نشده است؛ چرا که دولت مجبور شده است؛ سطح مخارج بالای بودجه خود را برای صدور آن چکها برای رضایت رایدهندگان حفظ کند. امیدوارم موسسات تحقیقاتی که قبلا از آنها نام بردم، قادر باشند عیب و هنر توزیع مستقیم و غیرمستقیم پول نفت را ارائه دهند و برای همه روشن نمایند که برای مثال شرط لازم برای توزیع مستقیم درآمد نفت حتی به صورت درصدی از آن، داشتن یک سیستم بانکی کارآمد و نهادهای مالی دیگر است وگرنه شکل رانتجوییها تغییر میکند و در اصل سازوکارها تحولی صورت نمیگیرد.
اعتماد ملی
«خارج از ضابطه» عنوان سرمقاله اعتماد ملی است که در ابتدای آن میخوانید؛آش رفتار دولت آنقدر شور شده که صدای آشپز هم بلند شده است. رفتارهای خلاف قاعده و ضوابط دولت نهم که به یک اپیدمی عمومی در ساختار مدیریت اداری و سیاسی کشور بدل شده صدای رئیس جدیدالورود دیوان محاسبات را نیز درآورده است.گویا رئیس و دیگر همکاران دولت نهم در خود انرژی و قدرت زایدالوصفی سراغ دارند که نظام بوروکراتیک و ساختار اداری کشور را یک مزاحم بزرگ برای خود میپندارند. این مدیران گویا نمیتوانند با صدای سوت مسابقه را آغاز و در یک فرآیند جمعی و براساس قواعد حاکم بر بازی رفتار کنند؛ یا زودتر حرکت میکنند یا دیرتر میرسند اما تکیه فراوان بر رفتارهای فراقانونی، دور زدن نهادهای ناظر، دخل و تصرف در بودجهها و جابهجاییهای غیرضرور آن و از همه مهمتر دور زدن نهادهای قانونی و بیتوجهی آشکار به قوانین روشن اینک به یک بلیه و تهدید برای نظام اداری و مالی کشور بدل شده است.
در بخش دیگر سرمقاله میخوانید؛چه بر این سازمان اداری و سیاسی آمده که مجلس و نهادهای ناظر را به وحشت افکنده است؟ همانطور که همه میدانیم وظیفه مجلس نظارت بر عملکرد اجرایی قوه اجراییه است. مجلس این رفتار خود را از طریق سازمانها و ابزار مختلف به اجرا میگذارد و دیوان محاسبات یکی از مهمترین این نهادها برای تحقق این امر حیاتی است، لذا جا دارد از این دیوان و مجلس محترم سپاسگزاری شود. اما از سوی دیگر ماجرا کمی قابل تامل است. اینک ریاست مجلس با علی لاریجانی است. رئیس دیوان محاسبات نیز یکی از همراهان قدیمی ایشان است.
در بخش دیگر سرمقاله آمده است؛در داستان کنکور باز هم با رفتار لجوجانه وزارت علوم به عنوان یکی از ارکان دولت نهم روبهرو شدهایم. سازمان سنجش که نحوه عملکردش موجب نارضایتی فراوان سرمایههای علمی کشور و خانوادههای محترمشان شد، علیرغم تعهد به مجلس شورای اسلامی در خصوص افزایش ظرفیت دانشگاههای مادر، باز هم به همان رفتار سابق خویش عمل کرده است. چنین رفتاری موجب واکنش بیش از 200 نماینده مجلس شده است!
در پایان آمده است؛شاید اقدامات کنترلی مجلس و دیوان محاسبات سبب شود منبعد شاهد چنین خودسریهایی نباشیم. بدیهی است دستگاههای ناظر باید بیش از پیش با حساسیت و دقت نسبت به اقدامات خود پایبند و کوشا باشند.
جمهوری اسلامی
«صوفیگری در پوستین عرفان!» عنوان سرمقالهی روزنامهی جمهوری اسلامی است که در آن میخوانید؛بازار عرفان های کاذب چندی است که داغ است . هر سال ماه مبارک رمضان که فرا می رسد اصحاب این بازار زمینه را بیش از هر زمان دیگر فراهم می بینند و به آن بیشتر دامن می زنند.
در بخش دیگر سرمقاله آمده است؛زرق و برق ظاهری بعضی از این عرفان های کاذب آنقدر زیاد است که حتی بسیاری از علما و بزرگان را که دقیقا متوجه خطر این انحرافات هستند وادار به سکوت می کند. آنها در جواب این سئوال که چرا سکوت می کنند می گویند افرادی که دست اندرکار طرح این مطالب انحرافی در جامعه هستند آنچنان ماهرانه و با بهره گیری از ابزارهای قدرتمند و پرنفوذ عمل می کنند و چنان سیاهی لشکری برای خود فراهم کرده اند که ورود ما به ماجرا و مقابله با این جریان ممکن است موجب بروز عوارضی منفی شود که شاید به صلاح جامعه نباشد. آنها سپس نتیجه می گیرند که با این جریان انحرافی باید از طریق کوتاه کردن دست عاملان آن از امکانات عمومی برخورد کرد و با محروم ساختن این عناصر از ابزارهای پرنفوذی که در اختیار دارند راه ارتباط آنها با توده های ساده دل و کم اطلاع را باید مسدود نمود.
برای آنکه نمونه ای از این انحراف که البته در قالبی بسیار ظاهرپسند عرضه می شود را معرفی کرده باشیم اشاره ای اجمالی به مطالبی که چندسال است در شب های قدر از طریق یکی از شبکه های تلویزیونی و البته با تبلیغات پرطمطراق قبلی و همزمان پخش می شود را مناسب میدانیم .
در ادامه می خوانید؛مخلوط کردن این مسائل با یکدیگر و چنان مطالب نادرستی را در قالب عرفان آنهم با ظاهری آراسته و حق به جانب از رسانه ملی مطرح کردن عوارض خطرناکی دارد که با سالها تلاش صدها دانشمند و سخنور و صاحب قلم نیز نمی توان آنرا زایل کرد. رسانه ملی باید نسبت به این دقایق بسیار هوشمند عمل کند و اجازه ندهد صوفیگیری در پوستین عرفان با استفاده ابزاری از امکانات نظام جمهوری اسلامی خود را بر افکار عمومی جامعه تحمیل نماید.
در پایان سرمقاله می خوانید؛هرچند این ماه رمضان نیز درحال سپری شدن است ولی برای آنکه در ماه رمضان های آینده و مناسبت های دیگر رسانه ملی از هر شائبه ای برکنار باشد هوشیارتر عمل کردن مسئولان آن یک ضرورت است . آنها باید از نظرات مشورتی کارشناسان مسلط بر مباحث عرفانی و دین شناسان واقعی بهره مند باشند تا بتوانند رسانه ملی را از شائبه ها حفظ کنند.
قدس
«آمریکا ؛ پایان تاریخ یا تکرار آن؟» عنوان سرمقالهی روزنامهی قدس به قلم غلامرضا قلندریان است که در ابتدای آن آمده است؛پس از فروپاشی شوروی سابق و پایان حیات نظام دو قطبی در عرصه تحولات بین المللی، هیئت جدیدی از نظام کارکردی، نظم نوین جهانی را با تفسیر آمریکایی به افکارعمومی و دولتها معرفی کرد.
در ادامه می خوانید؛با توجه به دیدگاه میلیتاریستی سردمداران کاخ سفید و مدیریت آمرانه بحرانهای جهانی با تفسیر آمریکایی و متأثر از اندیشه های صاحبان مجتمعهای صنعتی و نظامی، حضور فعال (مداخله جویی) این کشور امری اجتناب ناپذیر تلقی می شود.
در بخش دیگر سرمقاله میخوانید؛جرج بوش قبل از تهاجم 2003 به عراق، با لحنی غرورآمیز هزینه جنگ عراق را 50 میلیارد دلار برآورد کرد و زمان دستیابی به نتیجه را 6 ماه اعلام نمود. اکنون هزینه مداخله در عراق بالغ بر 700 میلیارد دلار برآورد می گردد و 5 سال از تهاجم آمریکا می گذرد، ولی هنوز نه تنها خواسته های مقامهای آمریکایی محقق نشده، بلکه کارشناسان سیاسی آمریکا حضور این کشور را در عراق یادآور شکست ویتنام عنوان نموده اند و تردید دولتمردان این کشور در خروج نیروهایشان از عراق را به منزله گرفتار شدن آمریکا در مرداب عراق تلقی می کنند.
سرمقاله قدس ادامه داده است؛حقیقت این است، ایالات متحده آمریکا در راهی گام برمی دارد که اتحاد جماهیر شوروی آن را در آخرین سالهای عمر خود پیمود و با وجود مشکلات اقتصادی خود، بر ادامه جنگ در افغانستان پافشاری می کرد. این امر سبب شد تا در پایان، اتحاد جماهیر شوروی با فروپاشی مواجه گردد.
در بخش دگر میخوانید؛از سوی دیگر، سر برآوردن قدرتهایی مانند روسیه، چین، هند، ژاپن و فرایند ادغام سیاسی و اقتصادی اتحادیه اروپا و دیگر کشورها، بیانگر وجود جهان چند قطبی است که در افقی متفاوت از ایالات متحده مکانیسم تعاملات سیاسی و اقتصادی را تدوین می نمایند و به کاخ سفید فرصت نمی دهند در عرصه روابط بین المللی جولان بدهد.
در پایان میخوانید؛امپراتوری آمریکا با همه پیشرفتهای محیرالعقول سالهای اخیر، بر اساس تحلیل و نظر اکثر کارشناسان اقتصادی، با توجه به شرایط موجود جامعه این کشور، افول پیشرفتهای گذشته را در آتیه ای نزدیک به نظاره خواهد نشست. بدون تردید، هر تمدنی طلوع و غروبی خواهد داشت و ایالات متحده آمریکا پس از قرار گرفتن در اوج پیشرفت، اکنون با شتابی روزافزون، روند سقوط به حضیض ذلت و شمارش معکوس را آغاز کرده است.
رسالت
«اختلاف فقها در اعلام عید فطر» عنوان سرمقالهی روزنامهی رسالت به قلم محسن غرویان است که در آن می خوانید؛هر سال متاسفانه شاهد اختلاف نظر بعضی از علما در اعلام روز عید فطر هستیم . این اختلاف بایستی به گونهای حل شود که آثار نامطلوبی در ذهن جامعه پدید نیاید . مبنای فقهی و علمی برای پیشگیری از تفرقه و تشتت مبتنی بر چند نکته است که ذیلا بدانها اشاره میکنم:
الف - بین احراز حلول ماه شوال و وجوب افطار روزه با اعلام عید فطر تفاوت است. احراز بر هر مکلفی اعم از مقلد و مجتهد از باب وجوب فحص لازم است و “ صم للرویه وافطر للرویه “ چنین اقتضایی دارد. اما اعلام غیر از احراز است چرا که اعلام امری اجتماعی و سیاسی است . براعلام عید فطر آثار متعدد سیاسی و اجتماعی بار میشود و از این رو شرعا وظیفه حاکم اسلامی است و دیگران که بسط ید ندارند و مسئولیت حکومت بر دوششان نیست وظیفهای در باب اعلام عید ندارند.
ب- اگر هر مجتهدی بخواهد اعلام عید فطر نماید هرج و مرج لازم میآید چرا که وی و مقلدینش - مثلا- امروز را به عنوان عید اعلام میکنند و مجتهدین دیگر نیز ممکن است فردا را به عنوان عید اعلام کنند و در این صورت هرج و مرج لازم میآید و میدانیم که در مسائل سیاسی، اجتماعی اسلام، لزوم هرج و مرج از توالی فاسدهای است که فقها بر اساس آن بعضا حکم و فتوا صادر میکنند . بنابراین برای جلوگیری از هرج و مرج باید اعلام عید فطر را منحصراً شأن حاکم دانست.
ج - دقت وتامل در حکمت اقامه نماز عید فطر و ایراد خطبه برای مردم نشان میدهد که مراد شارع مقدس از این احکام ایجاد وحدت و انسجام در صفوف مومنین و مسلمین است و عبارات قنوت نماز عید فطر شاهدی آشکار بر این مطلب است. بنابراین اعلام عید فطر بایستی توسط کسی انجام شود که این هدف را تامین کند و چنین کسی جز حاکم شرع که بالفعل زمام امور مسلمین را به دست دارد نیست .
د- اگر مجتهدی بنا بر نظر شخصی و مبانی اجتهادی خویش به این تشخیص برسد که مثلا با فلان کشور بایستی وارد جنگ شویم !آیا میتواند اعلان جنگ بدهد و خود و مقلدینش وارد جنگ شوند ؟ قطعا هیچ فقیهی چنین نمیگوید. چرا ؟ چون این امر مسئلهای کاملا سیاسی و اجتماعی است واز شئون حاکم است و لاغیر. مسئله اعلام عید فطر نیز همین گونه است و منحصرا از شئون حاکم است.
البته اگر کسی شخصا حلول ماه شوال را رویت نمود و یا از طریق بینه شرعی علم پیدا کرد باید به وظیفهاش عمل کند اما اگر وی حاکم شرعی بالفعل نیست نباید اعلام عید نماید.
هـ- اختلاف مراجع وفقها در اعلام عید فطر در بین مردم خودمان آثار و تبعات بسیار ناگواری دارد چه رسد به خارج از مرزها . تنها راه حل جلوگیری از اختلاف همین است که مراجع محترم اعلام این امر را به حاکم ارجاع دهند و حتی به مقلدین خود صریحا بگویند که اعلام رسمی رسانهها از سوی مقام معظم رهبری (دام ظله) برای همگان حجت شرعی است و عمل به آن ،مکلفین را بری الذمه میکند.
کارگزاران
«ماه خدا بدرود! » عنوان سرمقالهی روزنامهی کارگزاران به قلم غلامحسین کرباسچی است که در آن میخوانید؛ دوباره رمضان میرود گویا فقط چشم برهمزدنی بود که چونان دیگر ماهها و سالهای عمرمان... ولی هربار که با ماه خدا وداع میکنیم با همه شور و شعفی که در روز عید به انگیزه عبور از این آزمایش الهی و صبر و بردباری در اطاعت پروردگار وجود دارد... برای همه برچیده شن محیط دلنشین افطار و سحر و شبهای ماه رمضان گردی از غم و اندوه را بر دلها بجای میگذارد آنقدر که نه فقط صورتهای گریان بندگان خدا در کنار خانه خدا و در هر مسجدی که حتی امام سجاد(ع) با همه عظمت خود در پایان این ماه به اندوه و تاسف مینشیند و گویی از عزیزی که دوریاش بسیار تلخ است و در نبود او به وحشت و اضطراب میافتد با ماه رمضان وداع میکند: «فنحن مودّعده وداع من عزّ فراقه علینا و غمّنا و اوحشنا انصرافه عنّا (صحیفه سجادیه دعای 45)» با ماهی وداع میکند که لحظاتش یاد خدا و احسان به مردم است ماهی که عید دوستان خداست و همنشینی دلنشین برای همه. بهترین ماه و لحظات در بین همه ماهها و روزهای خدا... ماهی که آرزوی همیشگی انسان را که رشد و تعالی و بر آمدن از یکنواختی زندگی مادی بر هم زدن نظم غریزی خورد و خوراک است بهم ریخته و حتی امروز در دنیایی که همهچیز بر عادت و طبیعت میخواهد تفسیر شود آرزوی تعالی و نیکوکاری و گذشت را به زندگی انسان هدیه میکند در همسایگی این ماه دلها مهربانتر و خطاها کمتر و برکات الهی فراوان سرازیر میشود...
دیشب دوباره گریههای پیر و جوان و کودک و زن را در قنوت نماز شب در کنار کعبه دیدم که با رمضان اشکریزان وداع میکردند و خدا را برای حل مشکلات مسلمانان در هرجا میخواندند راستی این موج عظیم جمعیت و بقایای این خواست و آرزو نمیتواند بعد از این ماه حتی اندکی هم در زندگی مسلمانان تغییر ایجاد کند؟
ابتکار
«میهمان مهمی که در روز نامزدی ایران به وین نمی رود» عنوان سرمقالهی روزنامهی ابتکار است که در ابتدای آن میخوانید؛30 شهریور بود که خبرگزاری فرانسه گزارش داد: تقاضاهای ایران و سوریه و افغانستان برای جانشینی پاکستان در شورای حکام در دستور کار نشست سالانه آژانس بین المللی انرژی اتمی قرار خواهد داشت. دیشب و در فضای ضد ایرانی روزهای اخیر بررسی این تقاضا بدون حضور رئیس سازمان انرژی اتمی ایران در وین انجام شد. آقازاده قرار بود با مسئولان هسته ای روسیه نیز گفتگو کند که هنوز نامی از جایگزین او برده نشده است. خبر شرکت نکردن رضا آقازاده رئیس سازمان انرژی اتمی کشورمان در کنفرانس سالانه مجمع عمومی آژانس بین المللی انرژی اتمی می تواند بزرگ ترین شوک خبری هسته ای برای ایران به شمار بیاید. پیش از این اعلام شده بود آقازاده در این نشست که به دلیل در دستور کار داشتن موضوع نامزدی ایران در شورای حکام از اهمیتی ویژه برخوردار است شرکت می کند، اما صبح روز یکشنبه خبری مخابره شد که در آن حتی اطمینانی از جانشینی محمد سعیدی - معاون آقازاده - برای حضور در اجلاس نیز به چشم نمی آمد. این نشست در زمان صدور قطعنامه چهارم شورای امنیت علیه ایران، تلاش آمریکا برای جلوگیری از عضویت ایران در شورا و گفتگو با مسئولان هسته ای روسیه فرصتی مغتنم شمرده می شد ولی از رویکرد دولت ایران در قبال این قضیه تحلیلی نمی توان ارائه داد. رئیس سازمان انرژی اتمی کشورمان می توانست از میهمانان مهم و موثر پنجاه و دومین اجلاس سالانه آژانس بینالمللی انرژی اتمی در وین باشد. نشست سالانه مجمع عمومی دوشنبه آغاز به کار کرد و اکنون احتمالا معاون رئیس سازمان انرژی اتمی ایران به جای معاون رئیس جمهور در آن حضور خواهد داشت. حضور ایران در این اجلاس با انگیزه ها و اهداف دیگری نیز توام است (بود). آقازاده قرار بود در حاشیه اجلاس مجمع عمومی با "سرگئی کرینکو" رئیس آژانس اتمی روسیه و مدیر عامل "انرژی پروم اتم" گفتگو کند و به احتمال زیاد محور این گفتگو راه اندازی نیروگاه بوشهر بود.اهمیت حضور عالی ترین مقام اجرایی هسته ای ایران در این نشست آنجا روشن تر می شود که بدانیم پس از اعلام علاقمندی دولت های ایران و سوریه به عضویت در شورای حکام در نشست سالانه، واشنگتن نیز اعلام کرد برای جلوگیری از نامزد شدن این دو کشور برای عضویت در شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی تلاش می کند. با این وجود تهران و دمشق درخواست خود را برای عضویت مطرح کردند و این موضوع در گروه خاورمیانه و جنوب شرق آسیای آژانس در دست بررسی است. روال بررسی نامزدی ها در شورای حکام این گونه است که تقاضای عضویت در شورا می بایست از سوی گروه منطقه ای کشورها اعلام شود که در مورد ایران و سوریه تقاضا باید از جانب گروه خاورمیانه و آسیای جنوبی مطرح شود و با اجماع مورد موافقت قرار گیرد. موضوع عضویت ایران در شورای حکام بی تردید تحت تاثیر بیانیه ها و قطعنامه اخیر و تلاش های ایالات متحده برای مقابله با تصمیم ایران قرار خواهد داشت. پیش بینی می شود با اعمال فشار آمریکا و نیز نبود توافق میان اعضای این گروه منطقه ای که احتمالا دلیل آن مسائل هسته ای ایران و سوریه است، رایی نزدیک و پرمناقشه صادر شود. شورای حکام از دو گروه انتصابی و انتخابی تشکیل شده است. اعضای انتصابی (یا اعضای دائمی) طبق اساسنامه شامل 10 عضو از میان پیشرفته ترین کشورهای عضو سازمان از نقطه نظر تکنولوژی هسته ای در هر منطقه است که از سوی کنفرانس عمومی تعیین می شوند. اعضای انتخابی غیر دائم سه عضو هستند که آنها نیز توسط کنفرانس عمومی انتخاب می شوند. مدت دوره عضویت در شورای حکام دو سال و وجه تسمیه این شورا به حکام آن است که به شورا اختیار حاکمیت و صدور "حکم" درباره فعالیت های هسته ای داده شده است. اعضای شورای حکام را برای سال های 2007 تا 2008 آلبانی، الجزایر، آرژانتین، استرالیا، اتریش، بولیوی، برزیل، کانادا، شیلی، چین، کرواسی، اکوادور، اتیوپی، فنلاند، فرانسه، آلمان، غنا، هند، عراق، ایرلند، ایتالیا، ژاپن، لیتوانی، مکزیک، مراکش، نیجریه، پاکستان، فیلیپین، روسیه، عربستان، آفریقای جنوبی، سوئیس، تایلند، انگلیس و آمریکا تشکیل می دهند. اغلب سیاست گذاری های آژانس در نشست شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی که پنج بار در سال برگزار می شود اتخاذ می شود. شورای حکام به کنفرانس عمومی در مورد فعالیت های آژانس و بودجه سازمان پیشنهادهایی را مطرح می کند و هر یک از اعضای شورای حکام یک حق رای دارند. اما ایران از ابتدای تاسیس آژانس بین المللی انرژی اتمی در سال 1957 به عضویت آن درآمده است. ایران پس از انقلاب اسلامی نیز دارای نمایندگی دائم شد که این دفتر در سفارت جمهوری اسلامی در وین قرار دارد. تقریبا اکثر کشورهای عضو سازمان ملل اعضای آژانس بین المللی انرژی اتمی را تشکیل می دهند. پنجاه و دومین اجلاس مجمع عمومی سالانه آژانس بین المللی انرژی اتمی از 29 سپتامبر (8 مهر) تا چهارم اکتبر (12 مهر) با شرکت نمایندگان 144 کشور عضو آژانس در وین برگزار می شود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم