برنامهگرایی، میل به پیشرفت و فراهم آوردن زمینههایی برای بهبود معیشتی باشگاه پرهزینه استقلال اشاراتی است که واعظ آشتیانی به آنها دارد. او از جمله مدیران پرمشغله در ورزش ماست و با پیشینه ورزشی خود، چنین وانمود میکند که بیجهت در این وادی قدم نگذاشته است.
اینک پرسش پیشروی ما این است که آیا باشگاه پررفتوآمد و پرمشغلهای مثل استقلال اجازه اینگونه خوشبینیها را به مدیرعامل از راه رسیده خواهد داد یا خیر؟!
همچنین چند روز پیش بود که حسن روشن، مدیر سابق تیمهای پایه استقلال، به افشاگریهایی دست زد تا معلوم شود مدیرعامل سابق باشگاه استقلال نه تنها در تیم اصلی بلکه در تمامی بخشهای این باشگاه از جمله اداره زمین مرغوبکار، اداره تیمهای پایه و تامین نیازهای اولیه باشگاه در تنگناهای سختی قرار داشته است.
استقلال در حالی به این تحولات تن داده است که تیم، در شرایط مناسبی به سر نمیبرد. واضح است که بازی پرگل برابر استقلال اهواز محک مناسبی نیست و طبعا در بازیهای آینده مشخص خواهد شد که تیم پرطرفدار تهرانی، چند مرده حلاج است.
نگاهی به فهرست کسانی که در هیات مدیره فعلی به سر میبرند و دیگر نیروهای شاغل در استقلال، حکایت از نوعی خانهتکانی و جابهجاییهای اساسی دارد و به طور طبیعی با آمدن نیروهای جدید با یاران قبلی خداحافظی میشود. در این بین خیلیها عقیده دارند امیر قلعه نویی، به زمین سفتی رسیده است و اگر بخواهد شیوههای گذشته را ادامه دهد، این احتمال وجود دارد که صابون اصلاحات هیات مدیره به تن او هم بخورد.
واضح است که تیم استقلال با وجود همه تدابیری که اندیشیده و هزینههای هنگفتی که روی دست باشگاه گذاشته، تاکنون پاسخ مناسبی به هوادارانش نداده است.
برای ساختن و راهاندازی تیمی که در یک چنین شرایطی قرار دارد و به وجود آوردن زیرساختهایی که پرورش استعدادهای آیندهساز این باشگاه را از حالت نابسامان امروزی نجات دهد، نیاز به انرژی بسیاری است. اینجاست که میشود با عادل فردوسیپور همنظر شد و تاکید کرد، برای ساختن باشگاهی مثل استقلال آمدن سه چهار مدیر دیگر با توان و پتانسیل نفرات جدید هم کم است، چه رسد به این که بخواهند به شکل مشارکتی، یک فدراسیون عریض و طویل و باشگاه بزرگی مثل استقلال را اداره کنند.
مگر این که باور کنیم در جامعه ما که صدها نفر سالانه در رشته ورزشی فارغالتحصیل میشوند و این همه قهرمان تحصیلکردهای که از ورزش قهرمانی کنار میروند، یک نفر را نشود یافت که مسوولیت را متوجه وی کنیم.
در یک چنین فضایی، میشود پذیرفت برای اداره باشگاه بزرگ استقلال، یک مسوول نصفه و نیمه هم غنیمت است.
استقلال اگر نتواند ظرف روزهای آینده از بنبست فعلی خارج شود، شوکهای تازهتر با فرکانسهای بالاتری را طلب میکند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم