در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شاید به همین خاطر بود که من از دوران کودکی تصور میکردم با همه همسن و سالهای خودم تفاوت دارم. این تفاوت نه به خاطر آنکه پول زیادی در زندگیمان بود بلکه به این خاطر بود که پدرم اهمیت بیش از اندازهای به ما میداد که برایم جالب بود. وقتی در مدرسه همسن و سالهایم را میدیدم که باید برای رسیدن به حتی خواستههای کوچکشان با پدر و مادر خود بحث میکردند در حالیکه من برای هیچ موضوعی بدون اصرار موافقت میگرفتم، احساس میکردم که متفاوتم و اکنون هم هنوز فکر میکنم که متفاوت بودهام. نوع زندگی و تربیت من و برادرم به شیوهای بود که این طور بر میآمد که انگار هرگز بنبستی در زندگی وجود نخواهد داشت و همیشه در دنیا همه چیز بر وفق مراد ماست تا وقتی که پدر برای ما حاضر بود هر کاری بکند ما از هیچ چیز نگرانی نداشتیم.»
«جیر لیسی» و «دایون لیسی» 2 پسر بزرگ «کن لیسی» پولدار معروف آمریکایی هستند. این دو پسر که 25 و 21 سال دارند متهمند در یک درگیری به سوی پسر جوانی به نام «کوین پالمر» شلیک کرده و سبب مرگ وی شدهاند.
گلولههایی که از نظر پلیس شکی وجود ندارد که از اسلحه یکی از این دو برادر شلیک شده و راه فراری برای هیچکدام از آنها نیست. آنها با حضور در دادگاه حکم خود را که حداقل 20 سال حبس در زندان است به زودی دریافت خواهند کرد. «پدرم برای اینکه به شرایط فعلیاش دست پیدا کند تلاش بسیاری کرده است. وقتی بچهتر بودیم مدام برای من و برادرم تعریف میکرد که از جایی شروع کرده است که حتی پول خرید یک جفت کفش را نداشته اما همتی که به خرج داده بود سبب شد در طول سالها به یکی از بزرگترین توزیعکنندگان شیر در آمریکا تبدیل شود.
او هر چه بیشتر کارش را گسترش میداد سعی میکرد راحتی و رفاه بیشتری در اختیار من و برادرم قرار دهد و مدام به ما گوشزد میکرد که آنچه آرزو دارد آن است که ما خوشحال و راضی زندگی کنیم. او حقیقتا نمیخواست زندگی ما هم در دوران کودکی و نوجوانی به همان سختی باشد که او آن دوران را گذرانده بود. پول زیادی که از بچگی در اختیار ما قرار میگرفت راهگشای همه مشکلاتمان بود.» ماموران پلیس آمریکا پس از کشف جسد «کوین پالمر»21 ساله که با شلیک 2 گلوله به پا و سینهاش جان خود را از دست داده بود تحقیق برای شناسایی قاتل وی را آغاز کردند. بررسیهای اولیه در این پرونده شواهد زیادی را در اختیار آنها قرار نمیداد و مدارک زیادی برای تکمیل این پرونده وجود نداشت.تااینکهحضور2شاهدکلیدیدرقتل
این پسر جوان که در یک ساختمان در حال ساخت مشغول به کار بودند توانست آنها را به شناسایی این 2 پسر میلیونر که سابقه خلافکاری هم داشتند برساند. از زمانی که پلیس برای بازجویی از این 2 برادر دستور قانونی گرفت تا زمانی که توانست آنها را مورد بازجویی قرار دهد مدت زیادی به طول انجامید. این 2 برادر که پدرشان وکیل بسیار خبرهای برای آنها گرفته بود توانستند ماهها از بازجویی فرار کرده و هرگونه مدرکی را علیه خود از بین ببرند تا این که در نهایت دادگاهی علیه آنها تشکیل شد. «من همیشه عاشق موسیقی بودم و دوست داشتم در این راه برای خودم به شهرت و پول دست پیدا کنم. حقیقت این بود از این که همیشه حساب بانکیام از پولهای پدرم پر بود خسته شده بودم و دلم میخواست هر طور شده خودم هم درآمدی داشته باشم که بتوانم ادعا کنم همه آن را با تلاش خود به دست آوردهام و حتی به پدرم پیشنهاد دادم که میخواهم یک گروه موسیقی راهاندازی کنم که خرج بسیار زیادی را هم در پی خواهد داشت باز هم مثل همیشه با پیشنهاد من موافقت کرد. او در کمال ناباوری من برای اینکه فشار مالی به من وارد نشود منزل بسیار مجلل 17 میلیون دلاریاش را فروخت و پول آن را در اختیارم قرارداد که بتوانم با استفاده از آن به هدفم زودتر دست پیدا کنم. این کار پدرم مثل همه پشتیبانیهای دیگرش گرچه خوشحالم کرده بود اما از لحاظ روحی مرا ارضا نمیکرد. نمیدانم چرا نسبت به همه چیز خشم داشتم و احساس میکردم طلبی از دنیا دارم که وصول کردهام. استفاده برادر کوچکترم از موادمخدر و به خصوص کوکائین سبب شد تا من هم به طور تفریحی از این مواد استفاده کنم و اثر مخرب آن روی مغز من اوضاع روحیم را خرابتر و وخیمتر کرد. همه زندگیم به تفریح و خوشگذرانی میگذشت و تنها خشمی پنهان در وجودم بود که خودم دلیل آن را نمیدانستم.»
با پیدا شدن شاهدی که ادعا میکند هنگام وقوع حادثه مرگ کوین پالمر جوان در محل حادثه حضور داشته است جزییات پرونده این پسر تکمیل شده و 2 برادر به اتهام قتل روانه دادگاه شدند. طبق آنچه که این شاهد ادعا میکند گرچه هنگام وقوع این حادثه هر دوی این برادران در محل حاضر بودهاند، اما اسلحه در دست برادر کوچکتر بوده و او به سوی پالمر شلیک کرده است.
شاهد فوق که مدعی است در یک کلوب ورزشی با مقتول آشنا شده و حتی به عروسی وی در ماه آینده قبل از مرگش دعوت داشته است مدعی است شب حادثه متوجه درگیری لفظی میان پالمر و دو برادر شده و از دوستش خواسته است تا محل را ترک کند. این درگیری میان این 3 جوان بالا گرفته تا جایی که در نهایت «دایون لیسی» 21 ساله اسلحهای را از کتش درآورده و پالمر را تهدید به مرگ کرده است. شاهد ماجرا مدعی است پالمر با «بچه» خواندن دایون به او گفته است که وی هرگز جرات شلیک کردن را ندارد و هنوز آنقدر مرد بزرگی نشده است که بتواند برای کارهایش تصمیم بگیرد.
این حرف پالمر سبب عصبانیت دایون که ظاهرا تحت تاثیر مواد مخدر قرار داشته شده و سبب میشود وی 2 گلوله به پا و سینه پالمر شلیک کند و 2 برادر بلافاصله از محل بگریزند. با وجود مدارک تاییدکننده حرفهای این شاهد که پس از درگیری فوق از ترس گرفتار شدن در دام پلیس از محل فرار کرده و تا چند ماه خود را معرفی نکرده بود «جیر» و «دایون» لیسی به اتهام قتل عمد راهی دادگاه شدند.
«من هیچ چیز از آن شب نمیدانم. برادر کوچکترم هرگز اسلحهای نداشت و شلیک نکرد. من درگیریهای مداوممان را با افراد مختلف منکر نمیشوم، اما ما قاتل نیستیم. ممکن است به خاطر رفاه زیاد خود را گم کرده باشیم، اما دست به قتل کسی نزدهایم».
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: