در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
روز حسرت از دیدگاه شما هم از لحاظ معنا و هم ساختار چه تفاوتهایی با اغما دارد؟
یقین داشته باشید اگر فیلمنامه «روز حسرت» اندک شباهتی با فیلمنامه اغما داشت، قطعا یک کارگردان دیگر آن را کار میکرد؛ به دلیل این که من یک بار آن را تجربه کردهام و ضرورتی نداشت که دوباره آن را تجربه کنم. نه انگیزه و نه نیاز داشتم که یک سوژه را دوباره تکرار کنم. مضمون روز حسرت یک تفاوت اساسی با اغما دارد. در اغما نگاه راوی از همان پلان اول یک نگاه شیطانی بود. به همین سبب ساختار کار براساس همین نگاه شیطانی پیریزی شد، اما دریچهای که روز حسرت رو به مخاطبان باز کرده دریچه نگاه یک نیروی پاک، معصوم و فرشتهوار است. قطعا نگاه یک انسان پاک به قصه ساختار متفاوتی را میطلبد بنابراین فضاسازی روز حسرت با اغما کاملا با هم فرق دارد. در اغما از لنز واید (باز) زیاد استفاده شد تا صحنهها دفرمه شود. با استفاده از کنتراست و رنگآمیزی پلانها تلاش شد تا نگاه شیطانی در کار دیده شود، اما در روز حسرت همه چیز از حرکت دوربین گرفته تا رنگآمیزی صحنه و حرکت دوربین آرام است. بندرت از لنز استفاده شده، مگر زمانی که تاکید روی مسائل خاصی چون اعتیاد داریم. بنابراین من تفاوت اغما با روز حسرت را هم در قصه هم در ساختار و هم در فضاسازی میبینم. از طرفی چون نمیخواستم هیچ مشابهتی بین اغما و روز حسرت وجود داشته باشد، از هیچ کدام از بازیگران و عوامل سازنده اغما در روز حسرت استفاده نکردم.
در اغما تکلیف بیننده با نیروهای خیر و شر روشن بود، اما در روز حسرت ما با یک طیف از نیروهای خیر و خوب روبهرو هستیم؛ معصومه، حاج رضا و نرجس. آیا نیروهای خیر و شر را در روز حسرت گروهی دیدهاید؟
نه. قصه که جلوتر برود، میبینید که حاج رضا و نرجس کاملا در موقعیت خوبی و خیر قرار ندارند. دیدیم که حاج رضا در برزخ در عذاب است. در قسمتهای بعدی میبینید که او از یک گناه رنج میبرد و بار سنگین یک گناه روی دوشش است. گناه بزرگتری که شاهد آن خواهید بود، این است که حاج رضا، فریده را وادار میکند سقط جنین کند. بنابراین حاج رضا خصوصیات خوب و بد را کنار هم دارد. نرجس در جاهایی رفتار خوبی با پسرش مسعود ندارد.
او گاهی اوقات استبدادهای تربیتی دارد و نسبت به پسرش دچار سوءتفاهم و سوءظن است. تنها شخصیت عاری از گناه و پاک «روز حسرت» معصومه است. آن هم به این دلیل است که در قصه باید ماموریتی را انجام بدهد. او به دلیل پاک بودن میتواند طی طریق کند. بعد از مرگ پا به این عالم بگذارد و نرجس را با خود به دنیای دیگری ببرد و به او چیزهایی را نشان دهد که دیگران با چشم دنیوی نمیتوانند ببینند.
یعنی شناسنامه و نوع زندگی معصومه را ما بعد از این خواهیم دید. چون تاکنون چیزی از گذشته و نوع زندگی او ندیدهایم که پی به معصومیت او ببریم؟
چرا. تاکنون معصومیت و پاکی او را نشان دادهایم. در قسمت اول دیدید که معصومه دختر مومنی است. او خانوادهاش را در یک تصادف از دست داده اما روی پای خودش ایستاده و آلوده به خلاف و ناراستی نشده است و دیدگاهش نسبت به ازدواج، نامزدی و همسر یک دیدگاه کاملا تربیت شده است. نگاه او به این مسائل کاملا شرعی است، در حالی که فلج است اما نمازش را میخواند، روزه میگیرد و عبادت میکند. در عین حال که همسرش رفتار نادرستی با او دارد، اما معصومه او را در شب آخر زندگیاش میبخشد و نمونههای دیگری که نشان میدهد معصومه دارای خوبیهای زیادی است که او را پاک و معصوم میکنند.
اما این ویژگیهایی که شما برشمردید، در سریال زیاد دیده نشد و روی شخصیتهای این طرفی که در مقابل معصومیت معصومه قرار میگیرند بیشتر کار شده است؟
ما زمان کمی برای پرداخت بیشتر روی شخصیت معصومه داشتیم. درام ما چنین میطلبید که خیلی سریع از شخصیت معصومه عبور کنیم و فقط گاهی با نشانههایی به او بپردازیم که ما سعی کردیم با این نشانهها بیگناهی و معصومیت او را به تصویر بکشیم.
بیننده قرار است از سریال روز حسرت به مفاهیمی عمیق دست پیدا کند، اما معصومه به عنوان نماینده نیروهای خیر قدیسوار نمایش داده شده و روی شخصیت او آنقدر کار نشده که برای بیننده باورپذیر شود؟
از ابتدا قرارمان این بود که معصومه یک قدیس باشد و هر چه در جهت پاک نشان دادن معصومه نمایش میدادیم، باز هم بیننده به این نتیجه میرسید که او معصوم و پاک است. بنابراین از تاکید زیاد روی شخصیت معصومه پرهیز کردیم.
شما فیلمنامه کامل را ندارید، بنابراین چگونه این شخصیتها سامان گرفتند و سرانجام آنها مشخص شد؟
ما متن قسمت به قسمت را نداریم، اما کلیت داستان برای ما مشخص است و همه شخصیتها میدانند که چه نقشی را بازی میکنند و سرانجام این نقش چه میشود.
یعنی همه شخصیتهایی که در قصه میبینیم از ابتدا وجود داشتند و نوع رویکرد آنها به ماجراها مشخص بود؟
بله. در سیناپسی که از ابتدا نوشته شد، ابتدا میانه و انتهای کار مشخص شده بود و شخصیتها میدانستند که چگونه برخوردی باید با یکدیگر داشته باشند و چه چالشهایی را پیشرو دارند.
درام و فیلمنامه روز حسرت نوشته آقای افخمی است یا خود شما هم در آن نظارتی دارید؟
من به عنوان کارگردان پیش از شروع کار طی جلساتی نقطه نظرات خودم را درباره فیلمنامه دادم و اکنون هم در زمان اجرا اگر چیزهایی به ذهنم برسد، پیشنهاد میدهم اما نویسندگان کار آقایان علیرضا افخمی و سجاد ابوالحسنی هستند.
نزدیک شدن به مفاهیمی چون برزخ و عالم ماورا با توجه به باورهای دینی ما کمی سخت است. تصویری که از برزخ نشان دادهاید، چگونه در ذهن شما شکل گرفت که همان را به بیننده ارائه کردید؟
شما ایمان داشته باشید که تحقیات زیادی برای ساخت این سریال بخصوص از طرف نویسندگان صورت گرفته است. نویسندگان جلسات زیادی با حضور آقای ضرغامی، آقای برازش، دکتر میرباقری و حجتالاسلام گلی داشتهاند و از طرفی سفرهای فراوانی به قم داشتهاند تا از اطلاعات مرکز پژوهشها استفاده کنند. یکی از مهمترین منابع ما که اطلاعات جامعی از عالم برزخ، صورت مثالی آدمها، چگونگی رفتن و برگشتن به عالم ماورا را در اختیار ما گذاشت 10 جلد کتاب معادشناسی آیت الله تهرانی و بخشهای زیادی از بحارالانوار نوشته علامه طباطبایی است. در کنار این کتابها، ما جلسات زیادی با برزخشناسان داشتیم که محور مطالعات آنها دنیای ماوراست. ما حتی کتاب «برزخ» نوشته دانته را هم مطالعه کردیم، اما واقعیت این است که در هیچ کدام از این کتابها به نکتهای نرسیدیم که به صورت مشخص برزخ را به تصویر کشیده باشد. حتی در قرآن هم به اندازهای که از بهشت و جهنم صحبت شده است و آنها به تصویر کشیده شدهاند، درباره برزخ مطلبی وجود ندارد. بنابراین منابعی که بتواند ما را در تصویرسازی برزخ کمک کند، خیلی کم است و این کار را دشوار میکند. اطلاعات اولیهای که ما از برزخ به دست آوردیم، این بود که در آنجا دیالوگ وجود ندارد. در عالم برزخ آدمها نمیتوانند حرف بزنند و مشکلات خود را مطرح کنند تا از این طریق بتوانند شفاعتی داشته باشند یا بتوانند گذشته خود را جبران کنند. به همین سبب نام سریال روز حسرت گذاشته شد، چون در این شرایط آدمها فقط حسرت به دل میمانند. از طرفی ما از این گفته معصومان و اندیشمندان استفاده کردیم که هر انسانی از زمانی که به دنیا میآید جهنم و بهشت خود را در کنار خودش دارد و با اولین گناه و خطایی که انجام میدهد، اولین هیزم را در جهنم خودش میاندازد. آدمی که خوبی میکند گویی که خودش را به بهشت نزدیک کرده است. انسانها بعد از مردن نمیتوانند برای دوزخ و بهشت خود کاری بکنند، هر چه هست در همین دنیاست. برای همین گفتهاند که در همین دنیا میتوان متوقف شد و با نگاهی به گذشته دوزخ خود را تصحیح کرد. اطلاعاتی که ما جمعآوری کردیم، به ما نشان داد عالم برزخ شبیه دنیایی است که ما در آن زندگی میکنیم، اما در آنجا انسانها و طبیعت صورت مثالی دارند. آب وجود دارد، اما آبی نیست که انسان در آن غرق شود. درخت وجود دارد، اما درختی نیست که اگر به آن برخورد کنی صورتت زخم شود. انسانها در عالم برزخ گویی که با وجدان و خود واقعیشان روبهرو هستند. دنیای برزخ بنا به کتاب معادشناسی آیت الله تهرانی صورت مثالی همین دنیایی است که ما در آن زندگی میکنیم با این تفاوت که فسادناپذیر است. آب خشک نمیشود، گیاه ریشهاش فاسد نمیشود و... .
دوزخ برزخی که شما در روز حسرت نشان دادهاید، واقعیتر از بهشت برزخی است. در دوزخ برزخی، آدمها زیاد بودند و ما طبق باورهای دینی میدانیم که در آن عالم انسانهایی هستند که مغموم و شکست خوردهاند، اما بهشت برزخی شبیه یک رویا بود که کدهایی برای شناخت آن فضا به بیننده ارائه نمیشد.
برداشت من از مطالعاتی که داشتم، این بود که برزخ دهلیزهای مختلفی دارد که با هم برابر نیستد و آدمها مطابق اعمالشان در طبقات آن قرار میگیرند. معصومه داستان ما معصوم نیست، اما به آنها نزدیک است به همین سبب برگزیده شده است که در خاصترین قسمت بهشت برزخی قرار گیرد. حاج رضا انتخاب شده است تا در جایی قرار گیرد که آدمهای زیادی در آنجا قرار گرفتهاند. آدمهایی که هم کارهای خوب کردهاند و هم کارهای بد. اما کارهای بد آنها آنقدر زیاد نیست که به جهنم برزخی بروند و نه آنقدر کارهای خوب کردهاند که در بهشت برزخی جای داشته باشند. به همین علت تعداد افرادی که در این بخش هستند، خیلی زیاد است. مثل زندگی همین دنیا که تعداد آدمهایی که در حد وسط قرار دارند از آدمهای خوب یا بد خیلی بیشتر هستند. به همین سبب ما در سریال روز حسرت طبقات مختلف برزخ را نشان میدهیم و بینندهها در آینده با بخش جهنمی برزخ هم آشنا میشوند.
شما قبل از این که سریال روز حسرت را کار کنید و نگاهتان به عموم مردم نزدیکتر بود، چه تصوری از برزخ داشتید؟
برزخ را یک جزیره کوهستانی، سرسبزو شناور در دل یک اقیانوس میدیدم. علت این تصویر این بود که نماد آب به عنوان نماد پاکی در آن وجود دارد، کوه وجود دارد که نماد صعود است، نماد قعر هم وجود دارد که به عنوان نماد سقوط از آن استفاده میشود، نماد سبزی هم به عنوان نشانهای از زندگی وجود دارد. در نگاه من آدمها را با قایق میآوردند و در این جزیره میگذاشتند تا قیامت شود و تکلیف هر کسی مشخص شود. منتها هر کسی متناسب با اعمال و رفتارش در دنیا در قسمتهای مختلف این جزیره زندگی میکند.
اما گویا در سریال روز حسرت نتوانستهاید این ذهنیت را اجرایی کنید؟
خیر. چون ذهنیت من باید نزدیک میشد به ذهنیت شرعی و مطالعاتی نویسندگان سریال.
به نظر خودتان چقدر توانستهاید با این تصاویر به باورهای مردم نزدیک شوید؟
از ارتباطات مردمی که در اطرافم هستند و نظراتشان را میدهند، متوجه شدهام که عموم مردم با سریال ارتباط برقرار کردهاند، اما به شکل علمیتر باید منتظر بمانیم تا عالمان، اندیشمندان و منتقدان هم نظر بدهند تا ببینیم تا چه اندازه موفق شدهایم.
زمانی که وارد سینما و تلویزیون شدید، فکر میکردید روزی به اینجا برسید که مفاهیم ماورایی را به بینندگان آثارتان منتقل کنید؟
مطلقا فکرش را هم نمیکردم. به همین سبب هم برایم خیلی جذاب است. ریاضتی دوستداشتنی است که به شوقم میآورد. به این دلیل که چشمانم به دنیاهای جدیدی باز میشود.
سریال شما را نوجوانان و جوانان هم میبینند. فکر میکنید با این آثار چقدر میتوانید به آنها کدهایی برای پیگیری مسائل ماورایی بدهید؟
وظیفه یک سریال این نیست که تغییرات بنیادی را در انسانها و جامعه به وجود آورد، همچنان که وظیفه یک سریال این نیست که آدمها را از این رو به آن رو کند. یک سریال فقط میتواند هشدار بدهد و پیامش را دلنشینتر و عمیقتر به مخاطبان ارائه کند چون انسانها وابسته به شرایطی هستند که آنها را میسازد. آدمها در زندگی به چیزهایی وابسته هستند که به مراتب برایشان از یک سریال جذابتر است، اما اگر حتی در یک دوره کوتاه ما بتوانیم فکر آدمها را روی موضوعاتی متمرکز کنیم که آنها را از مسائل روزمره دور میکند، کار خود را انجام دادهایم. به نظر خودم سال گذشته «اغما» و امسال «روز حسرت» توانسته است این کار را انجام بدهد و مخاطبان را برای ساعاتی هم که شده به فکر فرو برد.
خانواده حاج رضا، خانواده پولدار و متدینی هستند. انتخاب این خانواده که در میانسالی دچار بحران میشوند چگونه شکل گرفت؟
ما به خانوادهای نیاز داشتیم که در عین دیانت، روشنفکر هم باشد. خانواده حاج رضا شرعیات را اجرا میکنند و پایبند اصول دین هستند. حاج رضا با این که به پول نیاز دارد؛ اما پول نزولی نمیگیرد. رشوه هم نمیدهد. اما همین حاج رضا همسری دارد که وکیل است و فعالیتهای اجتماعی گستردهای دارد. آنها باورهای عمیق مذهبی دارند و خداوند به پول آنها برکت داده است. میلیاردر نیستند، اما دستشان به دهانشان میرسد. کارخانه تولیدی دارند و در کنار آن به مردم هم کمک میکنند. پس حاج رضا انگلوار به دیگران آویزان نشده که پولدار شود، اما چرا این خانواده را برای داستان انتخاب کردیم؟ چون گناه در چنین خانوادهای بهتر دیده میشود و در چنین فضایی بهتر میتوان ایجاد تناقض کرد. در یک خانواده آسیب دیده و پر از مشکل و بحرانزده اگر یک اتفاق گناهآلود رخ دهد، به چشم نمیآید. اما در خانوادهای که همه چیز خوب است، وقتی یک اشتباه رخ میدهد بهتر و موثرتر میتوان لحظات نمایشی تاثیرگذار و دیدنی خلق کرد. حالا چرا این اتفاقات در سن میانسالی برای شخصیتها رخ میدهد؟ به این دلیل که حاج رضا در گذشته گناهی مرتکب شده که بابت این گناه 20 سال بعد باید تاوان و تقاص پس بدهد. به همین دلیل سن پایه درام، سن میانسالی است. از طرفی، حاج رضا و نرجس باید پسر جوانی به نام مسعود داشته باشند که نمونه نسلی باشد که در عین حالی که همه شرایط تربیتی خوب برایش مهیا شده است، اما به دلیل مقتضیات سنی به مسیری وارد میشوند که از دیدگاه دیگران اشتباه، اما به گمان خودشان درست است. اینجا هم اختلاف بین نسلها شکل میگیرد. این اختلافات کجا به کار ما میآید؟ آنجا که حاج رضا با دیدگاههای خودش پول نزول نمیخواهد، اما مسعود بر این باور است که اگر با این پول بتوانند از ورشکستگی نجات یابند، اشکالی ندارد. مسعود تعاریف مختص به خود را از دین و باورهای دینی دارد که با باورهای حاج رضا متفاوت است و کشمکش را در سریال شکل میدهد.
بنابراین، تربیت حاج رضا نتوانسته است روی مسعود اثرگذار باشد؟
برای این هم ما یک علت پیدا کردیم. تربیت درست صورت گرفته و حاج رضا و نرجس مسعود را خوب تربیت کردهاند؛ اما مسعود فرزند اصلی آنها نیست و از یک ژن و خون دیگر است که رگههایی از این خون گاهی خود را نشان میدهد و بر تربیتی که روی مسعود انجام شده است، غلبه میکند.
پس میتوان گفت که «مسعود» را فرزند اصلی حاج رضا در نظر نگرفتهاید تا حاج رضا را از گناه مبرا کنید؟
من زیاد موافق واژه گناه نیستم، چون مسعود گناه نمیکند. او با دیدگاه خود کارها را پیش میبرد و پول نزول میگیرد تا به وسیله آن کارخانه را از ورشکستگی نجات دهد. حتی زمانی هم که تصمیم میگیرد با زن دیگری ارتباط برقرار کند، فریده را رسما به همسری خود درمیآورد و خلاف شرع عمل نمیکند. مسعود در رابطه با فریده و ازدواج مجدد گناه انجام نمیدهد، بلکه اشتباه میکند و مساله را به معصومه و خانوادهاش نمیگوید. گناه اصلی مسعود پس از این شکل میگیرد. زمانی که او به فریده میگوید باید سقط جنین کند. به همین دلیل ما مسعود را در آینده در جهنم برزخی خواهیم دید. مسعود مجموعهای از تربیتهای خوب حاج رضا و نرجس و خصوصیات منفی است که از جامعه و آدمهایی چون حامد گرفته و ژنی که مدام به او تلنگر میزند.
با تمهید «مسعود فرزند اصلی حاج رضا نیست»، سیروس مقدم سریال خود را در سایه امنی قرار داده است تا سریال و مقدم با این پرسش مواجه نشوند که سریال روز حسرت متشرعان جامعه را زیرسوال برده است؟
ما میخواهیم سریال خودمان را در فضایی امن روایت کنیم. البته در کنار این سایه امن، ما خواستهایم نقاط ضعفی را هم برای حاج رضا و نرجس در نظر بگیریم. به نظر خود من نرجس هرچند زنی متدین و عاقل است، اما رفتار درستی با مسعود ندارد و جاهایی زیادهروی و مستبدانه رفتار میکند.
در قسمت پانزدهم سریال، داستان روز حسرت به سمت ملودرام کشیده شد. فریده باردار شده است و میخواهد بچه را نگه دارد. آیا بعد ازاین قرار است ما شاهد یک ملودرام باشیم یا اثری که به معنا توجه بیشتری دارد؟
فرم معنایی سریال تا انتها حفظ خواهد شد، حتی اگر ملودرام چاشنی کار شود. چون ما تصمیم داریم از این فضای ملودرام در ارائه معنا استفاده کنیم. اگر سقط جنین مطرح میشود، برای جذابیت بخشیدن به قصه نیست، بلکه به این دلیل است که ما میخواهیم به وسیله آن آدمهای برزخی را بیشتر نشان دهیم. همه قصه سریال روز حسرت در خدمت معناست.
سال گذشته سریال اغما خیلی جذاب و پر از تعلیق پیش رفت، بدون این که شما وارد دنیای کلیشهای ملودرام شوید که برای بیننده آشناست. آیا در روز حسرت هم نمیشد بدون نزدیک شدن به فضای ملودرام پیام خودتان را به مخاطب ارائه کنید؟
همان طور که گفتم، اصلا نمیخواستم روز حسرت شبیه اغما شود. هم من و هم نویسنده میخواهیم بیننده در روز حسرت با فضای متفاوتی روبهرو شود.
در سریال روز حسرت قرار است مفاهیمی ماورایی و تفکربرانگیز به بیننده ارائه شود. به همین دلیل میگویم آیا بهتر نبود این مفاهیم در قالبی جز ملودرام شکل میگرفت؟
اگر ملودرام طراحی شده، در جهت بیان مفاهیمی است که بعدا با آنها کار داریم و آنها را به مخاطب ارائه خواهیم کرد.
اما ملودرام بیشتر از معنا مخاطب را جذب میکند.
قطعا باید این چنین باشد. ما باید ابتدا مخاطب را جذب کنیم، بعد پیامهای مذهبی و اخلاقی را برای او به نمایش بگذاریم. اگر اثری مخاطب نداشته باشد، این پیامها را باید برای چه کسی بیان کنیم؟
مهراوه شریفینیا بازیگر نقش فریده را پیش از این در سریال ساعت شنی در وضعی مشابه دیدهایم. شما نگران این قضیه نیستید که روز حسرت شبیه ساعت شنی شود؟
من سریال ساعت شنی را ندیدهام، اما این شباهت را برخی از دوستان متوجه شدهاند و به ما یادآوری کردهاند. به همین دلیل من تمام تلاشم را میکنم که این شباهت رخ ندهد. حتی با خانم شریفینیا صحبت کردهام که از هر نوع بازیای که این شباهت را به یاد مخاطبان میاندازد، پرهیز کند.
چه خوب. شما در حین کار به سرعت بازتابها را میگیرید و در کار اعمال میکنید.
خوبی کار ما این است. در کنار همه زحمتهایی که وجود دارد، کاری که همزمان با ساخت پخش هم میشود، این حسن را دارد که ضعفها و قوتهای کار شناسایی میشود. ضعفها برطرف میشود و نقاط قوت تقویت میشود.
از حضور آقای قریبیان برایمان بگویید، فیلمنامه کاملی نداشتهاید که به او ارائه کنید، اما او را متقاعد کردهاید که در نقش حاج رضا بازی کند.
استنباط من این است که آقای قریبیان بشدت بازیگر حرفهای و باهوشی است. حرفهای است، چون در کار بازیگری موی سپید کرده است و میتواند کار خوب از کار بد را تشخیص دهد. در برخورد با سریال روز حسرت تجربه سالها کار حرفهای به کمک او آمده است. زمانی که ما کلیت فیلمنامه را برای آقای قریبیان تعریف کردیم و شرایط کار در ماه رمضان را برای او گفتیم، هوش آقای قریبیان به کمکش آمد و متوجه شد سوار کشتیای خواهد شد که احتمال غرق شدن آن خیلی کم است. او احتمالا درباره سیروس مقدم و کارهای او تحقیقاتی انجام داده و با اعتماد سوار کشتیای شده که میدانسته به سلامت به ساحل خواهد رسید. فکر میکنم آقای قریبیان به 3 چیز اعتماد کرده است؛ اول: هوش و سن حرفهای خودش، دوم: اعتماد به تیمی که قرار بود با آنها کار کند و سوم: فیلمنامهای که چارچوب آن برایش توضیح داده شد و نشان داد که روز حسرت داستان خوب و گیرایی دارد.
شخصیت حامد واقعا شخصیت برزخی سریال است. بیننده نمیداند او خوب است یا بد. شخصیت تعلیقدار حامد یکی از دلایلی است که بیننده را جذب روز حسرت میکند. این شخصیت چگونه طراحی شد؟
نویسندگان یک شخصیت به نام حامد در داستان داشتند که خیلی گذرا به قصه وارد میشد ماموریتهایی را انجام میداد، اما وقتی این شخصیت به آقای نوروزی سپرده شد، قدرت بازیگری او ما را متقاعد کرد که شخصیت حامد جای کار بیشتری دارد. چشمان آقای نوروزی قدرت این را دارد که بیننده را سر دوراهی قرار دهد که از او خوشش بیاید یا او را دوست نداشته باشد. نوع بازی آقای نوروزی و گسترش شخصیت حامد این امکان را برای ما به وجود آورد که بتوانیم به وسیله او بعد شیطانی مسعود را نشان بدهیم.
پوریا پورسرخ، بازیگر نقش مسعود را در زمان بازی چقدر کنترل و هدایت میکنید؟
ما در سریال روز حسرت بازیگردانی به نام خانم مهتاب نصیرپور داریم که خودش از بازیگران بسیار خوب است و کارش هدایت بازیگران جوان است. خود پوریا پورسرخ معتقد است که یکی از قویترین نقشهای چند سال اخیرش را بازی میکند. این را من هم از اطرافیان شنیدهام. به همین دلیل با تمام وجود در خدمت نقش است. تعصباتی که برخی بازیگران حرفهای دارند که میگویند احتیاج به هدایت ندارند، پورسرخ ندارد و کاملا خودش را در اختیار من، نویسنده و خانم نصیرپور قرار داده تا بازی بیعیب و نقصی را ارائه کند. البته در ابتدای کار چند روزی طول کشید تا ما با یکدیگر به همزبانی برسیم. او خواستههای من را شنید، من توقعات او را شناختم و پس از چند روز توانستیم براحتی با هم کار کنیم. من و آقای افخمی حتی روی جزییاتی مثل نوع گریم و نوع لباس مسعود هم بحث کردیم تا شخصیت مسعود محکم جلو برود.
پرسشی که در رابطه با نقش نرجس پیش آمده، این است که نرجس حتی زمانی که نماز میخواند آرایشی پررنگ دارد که در زمان پخش برای کمرنگتر کردن آن پلانها را بیرنگ میکنند. چه دلیلی باعث شد شما در زمان عبادت نرجس برای او از گریم غلیظی استفاده کنید که در زمان پخش بیرنگ شود و شبهات متعددی را به وجود آورد؟
یعنی شما فکر میکنید سیروس مقدم پس از این همه سال کار، بازیگرش را آن هم در ماه رمضان با آرایش مقابل دوربین میفرستد؟ چیزی به نام آرایش در سریال ما وجود ندارد. گریم داریم؛ اما آرایش مطلقا نداریم. تفاوت رنگی که شما یا دیگران میبینند، در اندازه نماهایی است که من میگیرم. من معتقدم در تلویزیون باید از نماهای بسته استفاده کرد تا بیننده با جزییات آشنا شود. به همین دلیل است که مردم جزییات و حتی میمیک چهره بازیگران آثار من را به یاد دارند. در سریال روز حسرت هم از نمای بسته زیاد استفاده میکنم، اما مسوولان پخش و حتی گاهی خود ما در زمان مونتاژ برای کم کردن برجستگی مختصات چهره بازیگران زن، رنگ این نماها را کم میکنیم.
در پایان گفتگو دوست داریم حرف نا گفته شما را درباره روز حسرت بدانیم.
من معتقدم ما اثر نمایشی بدون پیام نداریم. چیزی به نام هنر برای هنر وجود ندارد. امیدوارم روز حسرت پیام خود را بدرستی به مخاطبانش منتقل کند و برای یک لحظه که هم شده آدمها را متوقف و آنها را به فکر وادار کند که همه چیز به دنیای مادی ختم نمیشود. دنیا و زندگی دیگری هم هست که در آنجا حساب و کتابی وجود دارد. تا زنده هستیم، رجعت کنیم به گذشته و اعمال غلط خودمان را تصحیح و کارهای خوبمان را تقویت کنیم. چون اکنون فرصت این تصحیح وجود دارد؛ اما زمانی که به خواب مرگ رفتیم، دیگر فرصت اصلاح کارها و اعمال وجود ندارد. دیگر کسی نمیتواند برای ما کاری انجام دهد یا شفاعت ما را بخواهد. در آنجا فقط خود ما هستیم که باید جوابگوی اعمال و نیات خودمان باشیم.
طاهره آشیانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: