اصلا چرا راه دور برویم همین عروسک شاسخین که در طنز چهارخونه بازار عروسکهای چینی را چند ماهی کساد کرد...حالا با شروع مدرسه ، ما غصهدار شرک و باربی و مرد عنکبوتی هستیم که با بچهها به مدرسه میروند و خبرگزاری فارس مینویسد... این میان آن چه بیش از هر چیز دیگر، توجهها را به خود جلب میکند کیفهای منقش به باربی و شرک و مرد عنکبوتی است که تقریبا از هر 2 دانشآموز، یکی از آنها کیفی را با خود حمل میکند که دارای این تصاویر است.
بیاییم این بار سوزن بیتوجهی خودمان را با جوالدوز هجوم شخصیتهای هالیوودی و کارتونهای خارجی در دنیای کودکانمان عوض کنیم. می گویند حرف راست را باید از دهان بچه شنید ، سلیقه کودکانه هم حتما از نگاه آنها درستتر است. چرا باید کودک ایرانی از عروسک باربی 30 هزار تومانی با وزن 900 گرم خوشش بیایید؟ چرا باید کودک ایرانی عروسک ملیاش را با چنین وزنی بغل کند،بکشاند و بیشتر از لذت بازی، خسته شود؟
منصف باشیم،نه کسی قصد تخریب دارد، عروسکهای سارا و دارای چینی ما زیبا نیستند. اتفاقا دوستی برای فرزندش عروسک سارا و دارا خریده بود، میگفت به اصرار خودش خریدم وگرنه قیمتش زیاد بود. چندی گذشت و در دیدار دوباره دیدم عروسکهای سارا و دارا بالای کمد کودک توی آن جعبه کذایی خرید با آن لباسهایی که دوختش بیشتر به چرخ خیاطیهای مدل مارشال مادر بزرگها شبیه است، از آن بالا نگاهم میکنند.
ماجرا این بود که کودک چند روزی هم عروسک تازهاش را تحمل نکرده بود. دست و پاهای عروسک سفت بوده، برای نشاندنش روی زمین قدرت کودکانه جوابگو نبود... پولکهای روی لباس مثلا محلی دوخت چین روی فرشها سوسو میزده و... اتفاقا شرک هم اصلا زیبا نیست و غول زشتی است اما بچهها دوستش دارند، همان قدرکه ما کپل را دوست داشتیم. همان قدر که موشهای نه چندان زیبای مدرسه موشها یا قیافه عجیب و غریب زی زی گولو به خاطر شخصیتشان دوست داشتنی میشدند. همان طور که خرس عروسکی دست بهنوش بختیاری هیچ نقشی در چارخونه نداشت و فقط شنونده حرفهای بختیاری بود.
مستوره برادراننصیری