اینک پرسشهای متعددی مطرح است:
آیا تحولات قفقاز زمینه بازگشت قویتر روسیه به آبهای مدیترانه و کشورهایی مانند سوریه و روابط با فلسطینیان (و از جمله حماس) را فراهم خواهد کرد؟ آیا انتخابات آمریکا تحت تاثیر تحولات فلسطین اشغالی و سقوط اولمرت قرار خواهد گرفت؟
آیا آمریکا توان عمل کردن به وعدههای خود در تشکیل 2 دولت در کنار هم در سرزمینهای اشغالی را در این روزهای آخر حکومت بوش خواهد داشت؟ و اصولا آیا با تغییر اولمرت و بر سر کار آمدن لیونی، امکان توافق آن با محمود عباس بیشتر شده است؟
آیا حکومت جدید رژیم صهیونیستی از ثبات و استحکام لازم برای مذاکره درون احزاب اسرائیلی و افکار عمومی برخوردار است؟آیا با رای ضعیفی که در حزب «کادیما» به دست آورده است، میتواند با فلسطینیان به توافقاتی برسد؟
سالهای گذشته اسرائیلیها سخن از «اسرائیل بزرگ» میراندند و به احدی اعتنا نمیکردند، اما امسال و در آستانه روز قدس، نخستوزیر اسرائیل پس از دو سال و اندی تعلل و کش دادن، سقوط میکند و البته پیامدهای جنگ 33 روزه همچنان قربانی خواهد گرفت! آیا لیونی، قربانی دیگری خواهد بود؟در سالهای گذشته، بوش با صدای بلند راهحل «دو دولت دو ملت» را طرح میکرد و امسال تردیدها جدیتر شده است که آیا راهحل «دو دولت» جواب خواهد داد؟
یک ماه پیش، منشور «یک دولت دو ملت» از سوی جمع کثیری از اندیشمندان، سیاستمداران و نخبگان فلسطینی، مسیحی و یهودی در سرزمینهای اشغالی منتشر شد. جمعی از اسیران فلسطینی در زندانهای رژیم صهیونیستی هم آن منشور را تایید میکردند.
پس از خروج فرارگونه رژیم صهیونیستی از غزه، این منشور «میخ دیگری» در تابوت این رژیم کوبیده است. اما به نظر میآید این راه ادامه دارد. شاید با یک گام دیگر، زمینه برای طرح راهحل جمهوری اسلامی ایران که همانا «رفراندوم عمومی از مردم اصلی فلسطین» است، فراهم شود. این است که روز قدس امسال، آهنگ دیگری دارد.
دکتر صباح زنگنه