گفتگو با حجت‌الاسلام سید حامد حسینی‌

رمضان، فرصتی برای حرکت در نهضت تکاملی انتظار

جشنواره آخرین منجی که اختتامیه نخستین دوره آن چندی پیش در سالن همایش‌های بین‌المللی صدا و سیما برگزار شد به اعتقاد بسیاری از کارشناسان با خروج از چارچوب‌های از پیش تعیین شده و مرسوم در دیگر جشنواره‌های مشابه، توانست دستاوردهای فراوانی را در حوزه مهدویت و فرهنگ انتظار به همراه داشته باشد.
کد خبر: ۲۰۴۳۹۲
جشنواره آخرین منجی و دستاوردهای آن بهانه‌ای بود تا دقایقی با حجت الاسلام سیدحامد حسینی که دبیری آن را به عهده داشت پیرامون فرهنگ انتظار و آسیب‌شناسی این فرهنگ به گفتگو بنشینیم.

یک سال فعالیت دبیرخانه «آخرین منجی» امروز در حالی به پایان رسیده است که بسیاری بر این باورند که این جشنواره در مقایسه با دیگر فعالیت‌های مهدوی عملکردی متمایز و متفاوت داشته است شما به عنوان دبیر علمی این جشنواره چه ارزیابی‌ای از روند برگزاری، اهداف و دستاوردهای جشنواره آخرین منجی دارید؟

اکنون یک سال از فعالیت جشنواره آخرین منجی می‌گذرد و اختتامیه این جشنواره نیمه شعبان در حالی برگزار شد که این اختتامیه در واقع تولدی دوباره در عرصه فعالیت‌های فرهنگی پیرامون مباحث مهدویت بود.

سال اول، دبیرخانه جشنواره آخرین منجی چند حرکت مهم در مسیر راهبرد فرهنگی  دینی انجام داد که اثرات زیبایی در پی داشت و باعث شد در طول یک سال به گونه متفاوتی در جامعه فرهنگی و علمی خودش را بنمایاند که به عنوان ایده برتر در حوزه مهدویت شناخته و از سوی ریاست جمهوری تقدیر شود.

این حرکت راهبردی که اشاره کردید جشنواره آخرین منجی آن را در طول یک سال پیگیری کرد، شامل چه نوع فعالیت‌هایی می‌شد؟

راهبرد اول این جشنواره ایجاد نوعی همگرایی سیستماتیک بین موسسات مهدوی و نهاد‌های مردمی و سازمان‌ها و نهادهای دولتی بود.

گام بعدی بهینه و کارآمد سازی فرهنگی و اجتماعی مباحث مهدوی بود که در نگاه اولیه‌ای که جشنواره آخرین منجی داشت، آن را در قالب مهندسی اجتماعی فرهنگ مهدویت تعریف کردیم تا در حقیقت بتواند به نوعی در مهندسی بلوغ اجتماعی انتظار، مدخلیت مستقیم داشته باشد.

اطلاع‌رسانی حداکثری، مستمر و شفاف از نوع عملکردها و فعالیت‌های جشنواره، نتیجه استقبال فراوانی بود که در نقاط مختلف و کشورهای گوناگون جهان از جشنواره آخرین منجی به دست آمد.

وقتی صحبت از همگرایی سیستماتیک در میان موسسات مهدوی را به میان آوردید، این مساله به ذهن می‌رسد که جشنواره «آخرین منجی» می‌خواسته بیشتر نقش واسطه و میانجی را ایفا کند تا این که خودش جریانی مستقل باشد؟

واقعیت این است که ما اصلا نمی‌خواستیم به صورت موازی یک مسیر را 2 بار طی کنیم و به صورت واگرا و مستقل جریان‌ساز فرهنگی این حوزه باشیم که همین مطلب از مهم‌ترین آسیب‌های حوزه مهدویت است؛ چرا که جریان مهدوی در کشور کم نداریم، بلکه می‌خواستیم مقوم و مولد دیگر جریان‌های مهدوی و دینی باشیم تا بتوانند در سطح ملی و فراملی نقش داشته باشند.

در واقع ما به دنبال یک مهندسی مدون راهبردی بودیم تا بتواند این همگرایی را در بالاترین ظرفیت خودش نشان دهد و در نهایت همین همگرایی باعث شد بیشترین استقبال را از تمام جهان داشته باشیم.

آمار دقیق و نهایی‌ای هم از این استقبال دارید؟ یادم می‌آید در یک مقطع دبیرخانه اعلام کرد استقبال بی‌نظیری از سوی مردم آمریکا داشته است؟

در مرحله اول 300 هزار تقاضا و ثبت نام از کشورهای مختلف داشتیم که 3000 عدد از  تقاضای ارسال آثار از آمریکا بود که بیشترین آمار در میان کشورهای خارجی را در مرحله ثبت نام به خود اختصاص داد. رتبه دوم کویت بود که 1500 عدد تقاضای ارسال اثر را همراه با توجه به خفقانی که وهابیت در کویت اعمال می‌کند این موضوع جالب بود و همچنین 1300 تقاضا هم از انگلستان داشتیم و در نهایت آثاری که ارائه شد در نوع خودش بی‌سابقه بود.

شما گفتید اختتامیه تولدی دیگر بود و قصد دارید مقوم جریان‌های مهدوی باشید. این هدف نیاز به یک کار بلندمدت فرهنگی دارد. چه تمهیداتی از این لحظه به بعد اندیشیده‌اید؟

مرحله اول راهبرد جشنواره آخرین منجی این بود که کار را تا اینجا برساند. در نگاه اول شاید کار ما هم با همه تفاوت‌های موجود، به نوعی مشابه دیگر فعالیت‌ها و جریان‌های مهدوی بوده باشد؛ در حالی که این کار در نهایت با راهبردهای فرهنگی از پیش تعیین شده در شکلی جدید و مدون به فعالیت‌های خود ادامه خواهد داد.

برای مثال، یکی از دستاوردهای مهم دوره اول جشنواره ظرفیت شناسی معرفتی برای اصحاب فرهنگ در مواجهه با موضوع مهدویت بود. به این لحاظ، بیشتر آثاری که به دبیرخانه رسیده بود و به نوعی قرار است مبلغ این فرهنگ و تداعی کننده تفکر واقعی انتطار باشد، مورد بررسی قرار گرفت که چه اندازه با مولفه‌های اصلی مهدویت ارتباط برقرار کرده‌اند و چقدر می‌توانند فرهنگ‌سازی کنند و موثر باشند. مثلا در حوزه ادبیات، رسانه موسیقی ما به نقاط ضعف و کاستی‌هایی رسیدیم که با رصد آسیب‌ها و همچنین بر اساس این نقاط ضعف، برنامه‌ریزی جدید و راهبردی را در این باره ارائه کردیم.

شایان توجه است که این جشنواره هرگز نمی‌خواست و نمی‌خواهد در حد فراخوان و ارسال اثر باشد. اگر این‌گونه باشد، دچار رکود و روزمرگی می‌گردد. ما در آخرین منجی به دنبال نیل به متدولوژی و روش‌شناسی مثبت و اثر بخش برای بهینه‌سازی فرهنگ انتظار هستیم و می‌خواهیم مدل‌هایی را برگزینیم و ارائه کنیم که بتواند در همه عرصه‌ها و فضاهای فردی و اجتماعی با زندگی مردم ارتباط ملموس ایجاد کند.

خب این حرف و شعار بزرگ و کلی است می‌شود مثالی بزنید تا کمی ملموس‌تر بشود؟

مردم باید امام زمان(عج)‌ را در زندگی خودشان حس کنند نه این که امام زمان(عج)‌ را تنها به عنوان یک موجود ماورایی و آسمانی بنگرند. همان‌طور که رسول خدا نیز در فرمایش‌هایی که داشته‌اند و در قرآن نیز به آن اشاره شده، خودشان را ابتدا به عنوان یک شخصیت زمینی معرفی می‌کردند تا شخصیت آسمانی.چنانچه قرآن کریم در آیه آخر سوره کهف به این مساله اشاره می‌کند و می‌فرماید: من هم یکی مثل شما هستم. تنها تفاوت من با شما این است که من به تکامل رسیده‌ام و به من وحی می‌شود و به شما وحی نمی‌شود. (یوحی الی انما الهکم اله واحد)‌بنابراین امام زمان(عج)‌ یک شخصیت تخیلی و دور از دسترس نیست. ایشان در بین ما زندگی می‌کنند، اما تقدیر خدای متعال این است که ایشان را نبینیم. مهم این است که ما وجود حضرت ولی عصر(عج)‌ را در زندگی ملموس کنیم. امام زمان(عج)‌ را تنها به عنوان یک شخصیت مقدس در ویترین ذهنمان قرار ندهیم. امام زمانی را تعریف کنیم که در زندگی روزمره مدخلیت دارد. در یک فرآیند تکاملی رفتارهای اجتماعی ما را شکل دهد و انگیزه خوب بودن و خوب شدن را در ما ایجاد کند یا هنگامی که کار ناپسندی را انجام می‌دهیم، بلافاصله در ذهن و وجدان ما نمایان شود.

در ادامه صحبت شما باید به این آسیب اشاره کرد که امروز فرهنگ انتظار در جامعه ما دچار یک نوع رخوت شده است و به عبارتی، دچار بعضی مولفه‌های انتزاعی، کلی، تکراری و از پیش تعیین شده است. به عنوان مثال، در میان هزاران اثر ادبی‌ای که به جشنواره رسیده بود، حجم اصلی آنها شامل پیام‌ها و جملاتی کلی بود که کمترین معرفت‌شناسی را پیرامون فرهنگ انتظار داشتند؟

همه خصوصیت و ویژگی فرهنگ انتظار به نشاط و بالندگی آن است. این فرهنگ مهم‌ترین و پویاترین دکترین شیعه است.

انقلاب امام زمان (عج)‌  اصلا از نوع انفجاری نیست، بلکه تکاملی است.در نگاه به شکل انقلاب انفجاری اصلا انتظار معنای درستی را افاده نمی‌کند. بعضی گروه‌ها در جریان شناسی سیاسی تاریخ شیعه وجود داشته‌اند که اعتقاد دارند انقلاب امام زمان(عج)‌ از نوع انفجاری است و مدخلیت تکاملی منابع انسانی صالح در این انقلاب کم است و ما باید صبر کنیم جامعه جهانی آنقدر به فساد، آسیب و انحطاط نزدیک شود تا خدا ولی عصرش را ظاهر کند. در صورتی که در فرهنگ انتظار و دکترین شیعه این اصلا جایگاهی ندارد، بلکه ما معتقدیم انقلاب امام زمان تکاملی است، یعنی انسان‌ها در پروسه‌ای قرار می‌گیرند که علاوه بر این که ظلم و جور در جامعه زیاد می‌شود، جامعه جهانی در مسیر عدالت‌طلبی و تکامل‌خواهی، درآستانه منجی‌پذیری قرار می‌گیرد و تمنا و آرزوی ایده‌آل شدن را در خود می‌پروراند و انقلاب امام زمان(عج)‌ در شرایطی محقق می‌شود که منابع انسانی جوامع بشری آمادگی کامل را در این زمینه داشته باشد.

بنابراین، در نهضت تکاملی انتظار، منتظر واقعی مصلح، خود باید به سمت خالص شدن حرکت کند یعنی کسانی که در فرآیند انتظار تعریف می‌شوند، انسان‌های متکامل یا در حال تکامل باید باشند.

برای این که ما بتوانیم این نهضت تکاملی را مهندسی کنیم، باید اول از بهینه‌سازی فرهنگی مهدویت شروع و اطلاع رسانی را به صورت‌های متناوب و متفاوت آغاز کنیم و برای بهینه‌سازی اثرگذار هم ابتدا باید از مولدان عرصه فرهنگ شروع کنیم و کسانی را که می‌توانند به نوعی در زمینه ترویج فرهنگ واقعی مهدویت تاثیرگذار باشند، خیلی قوی با مباحث و معارف مهدوی آشنا کنیم و آنها را به سمتی سوق دهیم که نیروهای جریان ساز در عرصه مهدویت شوند.

همان طور که شما اشاره کردید، یکی از مشکلات ما این است که به صورت محتوایی خیلی به مقوله مهدوی پرداخت ه نشده و بیشتر نمادین بوده است. اکثر شعائر مهدوی بیشتر در قالب شعار بوده تا در مسیر شعور.

جامعه وقتی مهدوی می‌شود که از مرحله شعار به شعور و ادراک مهدوی برسد این چیزی است که اهل بیت از ما می‌خواهند .

فرهنگ مهدوی و منجی خواهی فقط همین اهمیت دادن به برپایی شعائر و جشن‌ها و طاق نصرت‌ها نیست. ما دیدگاه درستی درباره امام زمان نداریم. امام زمان ما بیشتر عاطفی است تا ادراکی. وقتی ادراک ما چارچوب مهدوی بگیرد، در نوع نگاه ما به دنیا و زندگی تاثیر می‌گذارد.

به نظر شما دلایل این آسیب چیست؟ با گذشت 3 دهه از پیروزی انقلاب و توجه ویژه به آموزه‌های دینی و خاصه مهدوی چرا این شعور و ادراک این قدر سطحی مانده است ؟ 

یکی از دلایلش این است که ما آنچنان که باید و در شأن این مساله بوده به آن نپرداخته‌ایم چه در جنبه سلبی و چه از جنبه ایجابی.

یعنی معارفی را که مرتبط با مهدویت بوده و در روایات و منابع دینی ما وجود دارد، نتوانسته‌ایم به روز‌رسانی و قیاس‌بندی کنیم، به طوری که در زندگی انسان امروز بتواند نقشی مثبت و پویا و فعال داشته باشد. در خیلی زمینه‌ها ما روایت داریم، منابع غنی داریم، اما نیامدیم این منابع غنی را عینی و  قالب‌بندی کنیم، به گونه‌ای که در زندگی گسترده امروز ما نقش آفرینی کنند. شما می‌بینید که پس از مدتی جامعه به سمت و سوی خودش می‌رود و این معارف دست نخورده باقی می‌ماند. جامعه ایده‌آل‌های خاص خودش را پیدا می‌کند و آن دکترین مهدوین ایده‌آل‌های دیگری را تقویت می‌کند.

یک مثال ساده می‌زنم: یکی از شاخصه‌های جامعه آرمانی و مهدوی این است که در این جامعه انسان‌ها افرادی تکامل یافته هستند و ارزش و اعتبار آنها به نسبت خود شخصیت افراد در نظر گرفته و تعریف می‌شود، نه متعلقاتی که در اختیار آنهاست. اما می‌بینیم که در جامعه امروز ما به واسطه تاثیر تمدن مدرن به سمت مصرف‌گرایی در حال حرکت است و این خودش نوعی تجمل‌گرایی را به همراه دارد که باعث می‌شود ارزش‌های هر فرد را در قالب متعلقاتش تعریف کنند، نه شخصیتش و در نهایت مسائل و ارزش‌های مادی جایگزین معارف و ارزش‌های معنوی می‌شود.

به عنوان آخرین پرسش، با توجه به این که در ماه مبارک رمضان هستیم و این ایام فرصتی است تا فارغ از روزمرگی‌های زندگی به معارف دینی بیشتر بپردازیم، فکر می‌کنید چگونه از برکات ماه مبارک می‌توان برای عمیق‌تر کردن مباحث مهدوی سود برد؟

من تعریفی خاص از ماه مبارک رمضان دارم و معتقدم این زمان مبارک ماه مرور در خویشتن و بازگشت به سوی خود و خدا و در نهایت آشتی با خویشتن است. یعنی انسان می‌تواند زندگی سالانه خودش را از این ماه رمضان تا ماه رمضان بعدی مرورو هدفگذاری معنوی و مادی کند.

یکی از مسائلی که در این ماه خیلی مهم است و اصلا می‌توان آن را به عنوان یکی از ارکان اصلی فرهنگ‌سازی انتظار مطرح کرد، این است که انسان بتواند در این ماه یک ارزیابی هر چند کوتاه از خودش داشته باشد. جایگاه خود را در نظام تکلیفی و حقوقی میان امام و ماموم بشناسد و علاقه‌مندی و پایبندی خود را با باز تعریف واقعی از امام و ماموم بالاتر برد.

در حقیقت این ماه برای تولد دوباره و شروع دوباره انسان بسیار مناسب است. ماه رمضان ماهی است که انسان می‌تواند با توجه به دستورها و فرامینی که برای اعتلای روح در نظر گرفته شده، در یک مقیاس مناسب‌تری با جهان ارتباط برقرار کند.این ماه انسان را دعوت به نوعی تقوا و خویشتنداری می‌کند که این تقوا و خویشتنداری انسان را هم در برابر خودش هم در برابر جامعه و هم در پیشگاه خداوند مسوول می‌کند و این رابطه سه طرفه انسان را در نهضت تکاملی انتظار به جلو سوق می‌دهد.در این ماه، انسان می‌تواند به نگرش تکامل یافته تری نسبت به آنچه هست و باید باشد دست یابد.

ماه مبارک رمضان ارتباط روشن و قابل تاملی را با صاحب عصر و امام زمان دارد. به طوری‌که مقدرات یکساله انسان در شب‌های مشهور قدر در نظر گرقته شده و به دست ولی عصر و زمان امضاء و تایید می‌شود. نزول فرشتگان الهی در شبهای قدر به امام عصر، بالاخص روح که بنابر بعضی روایات فرشته بزرگ خداوند است، از دیگر برکات این ماه است. یقینا توجه بی‌آلایش و زلال به امام زمان (عج) در این ماه می‌تواند راهگشا باشد و سعادت دنیا و آخرت را برای یک‌سال آینده و یا همیشه انسان به ارمغان بیاورد.

سینا علی‌محمدی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها