در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سال گذشته توی ماه رمضان و شبهای قدر، من با دوستم عاطفه قهر بودم. من و عاطفه خیلی با هم صمیمی بودیم؛ اما نمیدانم چرا بعضی وقتها با هم قهر میکردیم و این اولین بار بود که قهر ما یک هفته طول کشیده بود.
بعدازظهر توی خانه نشسته بودم که یک دفعه صدای زنگ آمد، خواهرم رفت و در را باز کرد. من هم به دنبالش رفتم، دوستم عاطفه بود که آمده بود کتاب خواهرم را بدهد.
خواهرم با اصرار، عاطفه را تا توی حیاط آورد. طوری ایستاده بود که خواهرم بین من و عاطفه قرار گرفته بود. تا چشممان به همدیگر افتاد، شروع به جر و بحث کردیم. در همین اوضاع، خواهرم از پیش ما رفت به اتاق و صدای رادیو را آنقدر بلند کرد که تا حیاط میآمد. او میخواست با این کار، ما دست از جر و بحث برداریم. مدتی با هم بگومگو کردیم که یک دفعه صدای رادیو باعث شد که لحظهای ساکت شویم و به صدای مجری برنامه گوش بدهیم.
گوینده رادیو درباره ارزش دوست صحبت میکرد و میگفت: دوستان صالح نعمتهایی باارزش هستند و نباید آنها را از دست داد. من و عاطفه بعد از شنیدن صدای گوینده رادیو، طاقت نیاوردیم و هر دو پریدیم تو بغل همدیگر.
مائده شهبازی/ 13 ساله
* من النعم الصدیق الصدوق
از جمله نعمتها، دوست باوفاست (حضرت علی(ع)) غرورالحکم، ج 6، ص 9
علت علاقه من به تلویزیون برای اینه که تلویزیون به ما این امکان رو میده تا حقیقت رو کشف کنیم. به ماجراهای پشت پرده زندگی پی ببریم و دنیا و مردم رو بهتر بشناسیم.
مرتضی سهرابزاده/ 12 ساله
من بیشتر میخوام از تلویزیون چیزهای زیادی درباره خودم یاد بگیرم و ببینم که چطور باید با همسن و سالهای خودم رفتار کنم.
زهره میرحسینی/ 9 ساله
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: