درست است که ما مشکلاتی باهم داشتیم و حتی جدا شدن را هم در نظر گرفته بودیم، اما این هیچ دلیل قانعکنندهای نیست که من بخواهم او را از زندگیاش محروم کنم. من چنین حقی نداشتم و این کار را هم انجام ندادم.» خانم «شارمیلر» 36 ساله به اتهام به قتل رساندن همسرش بروس میلر دادگاهی است. او بارها و بارها در دادگاه حضور پیدا کرده است تا درباره اتهام قتلی که به او وارد شده است توضیحاتی ارائه دهد. وکیل بسیار خبره این زن تاکنون توانسته با ارائه مدارک مختلفی نشان دهد که موکلش نقشی در مرگ شوهرش نداشته است، اما از سوی دیگر در این پرونده قطور، شواهدی وجود دارد که از دست داشتن وی در مرگ بروس مرد موفقی که با شلیک گلوله به قتل رسید حکایت میکند.
«من و بروس زمانی که باهم ازدواج کردیم هر دو افراد بالغی بودیم که روی احساسات تصمیم نگرفتیم. من قبل از بروس هم یکبار ازدواج کرده بودم و درسی که از ازدواج اولم گرفته بودم باعث میشدکه با احتیاط بیشتری نسبت به ازدواج مجدد خودم تصمیمگیری کنم. وقتی با بروس آشنا شدم، احساس کردم او تمامی خصوصیاتی را که از همسر آیندهام انتظار دارم در خود جمع کرده است.
او بینهایت مودب بود و از نوع رفتارش مشخص بود که حتما به همسر آیندهاش احترام زیادی خواهد گذاشت. مهمترین مشکلی که من در ازدواج نخست خود داشتم، عدم اعتماد و در عین حال بیادبیهایی بود که ذهن مرا آزار میداد. خصوصیات بسیار خوب در بروس سبب شد من نسبت به پیشنهاد ازدواج او مکث زیادی نکنم و تصمیم خود را خیلی زود بگیرم. پس از ازدواجمان متوجه شدم که تمامی خصوصیاتی که در او دیده بودم کاملا صحت داشت، اما تنها یک مشکل مرا عذاب میداد و آن هم عدم اعتماد او به من بود.» ماموران پلیس جسد بیجان بروس را در دفتر محل کارش در حالی که غرق خون روی زمین افتاده بود پیدا کردند.
گزارشهای اولیه حاکی از آن بود، شخصی که وارد این دفتر شده آشنا بوده است، زیرا اثری از وارد شدن به داخل این دفتر با استفاده از زور وجود نداشت. از سوی دیگر دفتر ملاقاتهای آن روز بروس تعداد زیادی از افراد را نشان میداد که بسیاری از آنها برای پلیس ناآشنا بود و تلاش برای پیدا کردن سرنخی از آنها نیز غیرممکن به نظر میرسید. منشی بروس که زودتر به منزلش رفته بود متوجه هیچ موضوع مشکوکی نشده بود و تنها عنوان میکرد که از مدتها قبل شاهد درگیریهای لفظی بسیاری بین بروس و همسرش «شارمیلر» بوده است.
از نظر این منشی رفتارها و حرفهای شار میتوانست انگیزه خوبی برای از بین بردن شوهرش باشد. بروس دارایی زیادی داشت که پس از مرگش به همسرش میرسید و شار این را قبل از ازدواج میدانست. «پرونده من به جای آن که روی حقایق نوشته شده باشد، براساس حدسیاتی است که بازرسها در مورد من و همسرم دارند.
آنها فکر میکنند چون بروس وضع مالی خوبی داشته و میخواستیم از یکدیگر جدا شویم، مطمئنا من میتوانم انگیزهای برای قتل او داشته باشم. بروس آنقدر وضعیت مالی خوبی داشت که اگر طلاق میگرفتیم و نصف اموالش هم به من میرسید تا پایان عمر تامین بودم و احتیاجی به آن نبود که دستهایم را به قتل همسرم آلوده کنم؛ همسری که هرگز حتی یک بار هم آزار فیزیکی به من نرساند.»
در حالی که پرونده مرگ بروس برای پلیس مجهول بود و هیچ مدرکی هم بر علیه خانم شار وجود نداشت دو ماه بعد خبر مرگ مردی به نام «جری کیسری» به پلیس اعلام شد. این مرد که ظاهرا در منزلش خود را به دار آویخته بود در کنار جسدش دستخطی به جا گذاشته بود که در آن عنوان میکرد، او با گرفتن پول از خانم شار میلر همسر وی را به قتل رسانده است، اما به علت عذاب وجدان شدید امکان زندگی برای او وجود ندارد.
او برای این که پلیس نسبت به گفته او هیچ شکی نداشته باشد نیز تمامی دستورات رد و بدل شده از طریق نامههای الکترونیکی بین خودش و خانم شار را نیز فتوکپی کرده و در یک پاکت قرار داده بود. با وجود چنین مدارکی پلیس دیگر دلیل بیشتری برای بازداشت کردن این زن احتیاج نداشت. او با آشنا شدن با فردی خلافکار از طریق اینترنت با وی ارتباط داشت و به او وعده داده بود اگر وی بتواند همسرش را به قتل برساند مبلغ 10 هزار دلار پول نقد به او پرداخت خواهد کرد.
خانم شار که خوب میدانست ممکن است پس از مرگ همسرش تلفنهای او پیگیری شود دستورات و هماهنگیهایش را از طریق نامه الکترونیکی انجام داده بود تا کوچکترین ردپایی از خود به جای نگذارد. نامههای الکترونیکی کپی شده توسط «جری» مردی که ادعا کرده بود بروس را به قتل رسانده است، ضمیمه پروندهای شد که خانم شار هرگز تصورش را هم نمیکرد متهم اول آن باشد.
«چرندیاتی که این مرد برای خودش دست و پا کرده هیچ ارتباطی به من ندارد، آنچه من تصور میکنم آن است که فردی که میخواسته برای من پاپوش درست کند مرا در این جریان وارد کرده و با ساختن و فرستادن نامههای الکترونیکی به نام من قصد دارد تا هر طور شده مرا در این پرونده متهم بشمارد. من هرگز نه در مورد «جری» چیزی شنیدهام و نه هرگز او را میشناختهام چطور ممکن است که از طریق نامه الکترونیکی به او دستور قتل صادر کنم. دستور قتلی که میدانستم در نهایت پلیس از آن باخبر خواهد شد.
مرگ همسرم مطمئنا توسط یکی از مشتریان وی صورت گرفته که قرض داشته و توانایی بازپرداخت آن را نداشته است. از نظر من پلیس باید به دنبال مشتریانی باشد که قرضهای هنگفت به برایان داشته و توانایی بازپرداخت آن را نداشتهاند، ادعای دستور دادن این قتل توسط من و راهنمایی کردن قاتل از طریق نامه الکترونیکی بحث خندهداری است که به هیچ وجه قابل قبول نیست. پلیس راه خود را گم کرده است.»
مترجم: المیرا صدیقی
منبع: سیبیاس نیوز
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم