نقش‌های ماندگار جوانان در اکران تابستانی‌

با نزدیک شدن به ماه مهر و پایان تابستان، با نگاهی به مجموعه فیلم‌هایی که در طول تابستان به نمایش درآمدند می‌توانیم به حضور کمرنگ جوانان و نوجوانان در این فیلم‌ها پی‌ببریم. این نتیجه‌گیری از آن جهت می‌تواند حائز اهمیت باشد که بیشتر فیلم‌ها موضوعاتی دختر پسری دارند و قرار است به مسائل جوانان بپردازند. البته این پرداختن نیز در ظاهر صورت می‌گیرد. اگر از بین این فیلم‌ها بخواهیم تنها 3 نقش را پیدا کنیم که کلیدی باشند و بعدها نیز در یادمان بمانند کار خیلی سختی نداریم. اگر فیلم‌های متفاوت نبودند که تابستان امسال در گروه سینماهای آزاد به نمایش درآمدند، این انتخاب آسان‌تر هم می‌شد.
کد خبر: ۲۰۳۲۱۴

حضور «حامد بهداد» در نقش برادر مستاصل فیلم «حس پنهان» و «گلشیفته فراهانی» در نقش دختر موتورسوار در فیلم «دیوار» قطعا انتخاب‌های اولیه ما خواهند بود، اما بعد از آن باید با اغماض نقش برادری را که «مهرداد صدیقیان» در همان دیوار بازی کرد، بگذاریم کنار دو پسر فیلم «ریسمان‌باز»، یا یاد فیلم «مینای شهر خاموش» بیفتیم و بازی «صابر ابر» در نقش راننده جوان که با دخالت‌ها، خنده، شوخی‌ها و اصولا با دنیای متفاوتش آن هم در کنار دو مرد دیگر یکی پیرمرد و دیگری دکتری اتو کشیده، بعد یاد فیلم‌هایی بیفتیم که از اول سال اکران شدند، مانند «دایره زنگی» و «باران کوثری» و «نیما شاهرخ شاهی» و «صابر ابر». یکی دزد،یکی مستندساز جویای نام در جشنواره‌ها و یکی ماهواره نصب‌کن یا کمی بعدتر در فیلم «قرنطینه» قناعت کنیم به نقش کمرنگ «رضا عطاران» شوخ و شنگ در میان بیماران سرطانی که عاشق یکی از آنان است. به اینها البته باید نقشی که «هومن سیدی» در «پابرهنه تا بهشت» بازی کرد را نیز اضافه کنیم؛ آخوند جوانی که به یک آسایشگاه می‌رود تا جواب سوال‌هایش را بگیرد. «بهداد» با هشیاری تمام در نقش دیگری هم به صورت ماندگار بازی کرده است در «مجنون لیلی» او جوانی است با لکنت‌زبان که برای اثبات عشق طناب بر دست و پایش بسته می‌شود تا قبل از رسیدن قطار آنها را باز کند.

اما همه اینها تعدادشان کمتر از تعداد انگشت‌های دو دست هستند. اگر این نقش‌ها را از فیلم‌ها بگیریم برای جوانانی که در این فیلم‌ها ترسیم شده‌‌اند، دیگر چیزی نمی‌ماند، جز مدل مو و لباس بودن و در فیلم‌ها راه رفتن. آنها می‌شوند نقش‌هایی کاغذی با مشکلات کاغذی‌تر. همه هم آماده‌اند که این مشکلات را با عاشق شدن حل کنند. در فیلم‌های دیگر هم این جوانان حضور دارند، مثل فیلم «تیغ‌زن» ساخته علیرضا داوودنژاد یا «10 رقمی» ساخته همایون اسعدیان یا حتی فیلم «سربلند» ساخته سعید تهرانی. از حضور و توجه به جوانان همین بس (که در این تابستان که تا 15‌مرداد آن بسیاری از همین جوانان مشغول کنکور دادن بودند)‌، شاید برای رفاه حالشان در هیچ‌کدام از فیلم‌ها خبری از کنکور و درس و مدرسه نبود.

موتور‌سوار و تنها

این روزها البته نام گلشیفته فراهانی در صدر اخبار است، نه به دلیل حضور همزمانش در 2 فیلم «دیوار» و «همیشه پای یک زن در میان است» بلکه به خاطر بازی در فیلم «مجموعه دروغ‌ها» که کمتر از یک ماه دیگر اکران می‌شود و محصول هالیوود است. از اینها که بگذریم به گلشیفته «دیوار» می‌رسیم. او در این فیلم به گونه‌ای دیگر ظاهر شده است که احتمالا تا سال‌ها در یادها می‌ماند؛ دختری جوان از طبقه پایین که ناگزیر است، برای تامین معاش خانواده به دنبال کار بگردد. از سبزی پاک کردن همراه مادر تا حتی بار آرد بردن در یک نانوایی برای جلب رضایت صاحب کار که البته هیچ کدام برایش شغل نان و آب داری نمی‌شود. تا وقتی که قرار می‌شود سوار موتور شود و به مانند پدرش تک‌چرخ بزند و در دیوار مرگ بچرخد. این بار پرنده بخت و اقبال بر سرش می‌نشیند و او می‌شود پرنده کوچک خوشبختی خانواده، اما این خوش بودن زیاد طول نمی‌کشد. جامعه و قوانین نگاه دیگری به این قضیه دارند و البته او هم در نهایت به راه دیگری می‌اندیشد. سوار موتور در دیوار می‌چرخد. گلشیفته از این نقشی که بازی کرده، بسیار راضی است. او در فیلم دیگری هم بازی کرده است که البته حضور و نقشش چندان ماندنی نیست، اما خود فیلم «همیشه پای یک زن در میان است»، فیلم مهمی است به خاطر موضوعی که نشان از جسارت کارگردان آن دارد.

جوان باورپذیر سینما   

 یک جوان وارد سینمای ایران شده است که البته با توجه به مشخصات ظاهری‌اش امکان ستاره شدن ندارد، مگر مانند «خسرو شکیبایی» هامونی در سینما ساخته شود. او احتمالا با علم به این اتفاق سعی دارد با پشتکار و تلاش کلید موفقیتش را بیابد. «مهرداد صدیقیان» همبازی جوان «خسرو شکیبایی» در اتوبوس شب در فیلم «دیوار» حضور داشت. نقش  برادر کوچک «گلشیفته فراهانی» را بازی می‌کرد. قرار بود ادامه‌دهنده راه پدر باشد، اما نه به موتورسواری علاقه داشت و نه شجاعت؛ نتیجه‌اش شد افتادن و شکستگی پای خواهر، در غیاب او مسوولیت را بر عهده می‌گیرد. او کمی غرغر می‌کند و سرانجام شرایط را می‌پذیرد. او بازیگر نقش دوم است و زیر سایه گلشیفته است، اما حضورش با پای شکسته و غرولندهای جوانانه‌اش در فیلم به دل می‌نشیند. نقشی که خیلی ساده به نظر می‌رسد، اما می‌تواند باورپذیرترین نقش جوان این روزهای سینما باشد.

عاصی و عاشق‌

دو نقشی که از «حامد بهداد» دیدیم، باز هم نشان داد که دقت در انتخاب چه نقشی در ماندگار شدن هنر یک بازیگر دارد.

او امسال در «حس پنهان» ساخته کارگردان تازه از خارج برگشته «مصطفی رزاق‌کریمی» و «مجنون لیلی» ساخته «قاسم جعفری» که بر حضور ستاره‌ها در فیلمش اصرار دارد بازی کرد. در یکی شد برادری عشق سرعت که نامزدش را در یک تصادف از دست می‌دهد و درگیر بیماری می‌شود و بعدتر به خواهرش آنچنان وابسته می‌شود که او را از هرگونه عشقی پرهیز می‌دهد؛ بخصوص عشق به مردی مسن و دارای خانواده و زندگی. این رویارویی او سبب می‌شود که بر اثر یک اتفاق از ساختمان پرت شود و جان خود را از دست بدهد. فیلم دیگری که او حضور داشت فیلم «مجنون لیلی» بود؛ فیلمی مملو از ستاره از «محمدرضا گلزار» تا حمید گودرزی. می‌گویند اول قرار بوده گلزار این نقش را بازی کند، اما در نهایت، این شانس از آن «حامد بهداد» می‌شود. البته تصور «گلزار» آشغال جمع‌کن با شلوار گشاد و لکنت زبان و در حال قلیان کشیدن شانسی بود که از تماشاگران این فیلم گرفته شد؛ آن هم تماشاگری که پس از فیلم «توفیق اجباری» به گوشه‌هایی از زندگی او نزدیک شده بود؛ تماشاگری که می‌گویند حاضر است تا برای دیدن گریه گلزار، به تماشای «کلاغ‌پر» برود.

«بهداد» که در نیم ساعت پایانی فیلم وارد ماجرا می‌شود، حضورش رنگ و لعابی تازه به نقش‌های کاغذی و مصنوعی  که قبل از او روی پرده بودند  می‌داد. از همه سخت‌تر تحمل رابطه دختر دندانپزشک و پسر عکاس یعنی زوج  الناز شاکردوست و محمدرضا گلزار  بود که البته کارگردان این را می‌گذاشت به حساب حذف و سانسور 8 دقیقه‌ای فیلم. بهداد در این فیلم خوب ظاهر می‌شود و از خود نقش یک عاشق جنوب شهری را به یادگار می‌گذارد که برای اثبات عشق حاضر به مردن است، اما نه مانند فیلم‌های دیگر. این بار او با دست‌های بسته بر سر راه قطار قرار می‌گیرد. او یک تجربه دیگر هم در فیلم داشته است، ترانه پایانی فیلم با صدای اوست.

برنده جایزه‌ها

«صابر ابر» خیلی بی‌صدا از مجری‌گری برنامه‌های کودک و نوجوان وارد سینما شد و در فیلم متفاوتی مثل «شاعر زباله‌ها» بازی کرد. او حالا در کمتر از 5  4 سال توانسته است، برای خودش افتخارات ریز و درشتی را به دست بیاورد. بزرگترینش همین تندیس خانه سینماست که سال قبل دریافت کرد به خاطر فیلم «مینای شهر خاموش».

حالا این فیلم بعد از ماجراهای بسیار روی پرده است. ندیدن این فیلم یعنی از دست دادن یک فرصت. هم بازی خوب «صابر ابر» در این فیلم هست و هم استاد سینمای ایران «عزت‌الله انتظامی» نقش بسیار سختی را بازی کرده است. آقای بازیگر درون چاه می‌رود ، چاه هم‌می‌کند در کنار اینها ماشین سواری هم‌می‌کند. بخشی از فیلم در مسیر تهران  بم می‌گذرد. قرار است دکتر  شهرام نوشیر  به بم برود تا خاطرات گذشته‌اش را زنده کند، اصلا علاقه‌ای به این کار ندارد اما به اصرار  عزت‌الله انتظامی  دوست قدیمی‌اش مجبور می‌شود، برود. راننده این مسیر هم کسی نیست جز  صابر ابر  که خودش را در تمام بحث‌ها و حرف‌ها قاطی می‌کند که البته اگر او نبود فیلم آن قدر جدی می‌شد که دیدن آن احتیاج به صبر و طاقتی عظیم داشت. به هر حال این نقش برای «ابر» و سینمای ایران با این جایزه‌ای که دریافت کرد ماندگار شد. او در فیلم «دایره زنگی» هم درگیر یک دوستی  با شیرین  دختری که تازه با او آشنا شده، می‌شود. اما دختر او را می‌گذارد و می‌رود. حضور این مرد ماهواره نصب‌کن، دلیلی می‌شود برای نشان دادن شخصیت بقیه اعضای این آپارتمان.

فیلم‌های دیگر

در فیلم‌هایی مانند «سربلند» ساخته سعید تهرانی، «مادر زن سلام» خسرو ملکان و «تیغ زن» علیرضا داوودنژاد جوانان حضور دارند، اما یا عاشقند یا قرار است عاشق شوند.

«سربلند» نخستین تجربه کارگردانی سعید تهرانی است که از نیمه تابستان اکران شده است. این فیلم یک جور ادای دین به همان فیلمفارسی‌های قدیم است. سیاه و سفید است با تک‌رنگی دیگر که گاه قرمز است. «سروش صحت» و «سعید تهرانی» در آن بازی می‌کنند و ماجرا همان عشق و عاشقی‌ها و تعصب و غیرت قدیمی است.
این جور چیزها فقط برای یادآوری خاطره خوب است. راستی خیلی‌ها فقط از روی کنجکاوی به دیدنشان بروند و شاید همین عده نتوانند با آن ارتباط پیدا کنند. جوانان و کارهایشان در این فیلم همان قدر ناآشناست که جوانان فیلم «تیغ‌زن».

می‌دانیم که آنها جوان هستند، هم «علی صادقی»، هم «رضا داوودنژاد» و هم کمی مسن‌ترهایشان «لادن مستوفی» و «رضا عطاران»، اما از این رابطه‌های سردرگم چه کسی می‌تواند سر در بیاورد؟ البته در فیلم کلی جوان امروزی دیگر هم هست، با تمام خواسته‌هایشان، اما فیلم با ازدواج جوان‌های سن‌دارتر در یک ماشین مدل قدیمی پایان می‌گیرد. آن جوان‌های دیگر فقط برای تزیین آمده‌اند و نه بیشتر.




 

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها