مخوفترین شکنجه گاه تاریخ

من شش ماه از بهترین ایام عمرم را در عنفوان جوانی که هر لحظه اش با سالها برابری می کند در بازداشتگاه کمیته مشترک گذرانده و پس از گرفتن محکومیت ابد
کد خبر: ۲۰۳۰۸
در دادگاه فرمایشی تجدید نظر و تحمل 5سال اسارت ، آزادی خود را در اثر جانبازیهای شجاعانه ملت مسلمان ایران به رهبری امام خمینی (ره ) بدست آوردم . مطالب این مقاله ، به لحاظ تاریخی بکر می باشد و محققان و پژوهشگران به سادگی می توانند صحت و سقم آنها را بررسی نمایند. بویژه که هنوز تعداد قابل توجهی از زندانیان کمیته مشترک و بازداشتگاه همچنان زنده و در قید حیات می باشند.
سیر تکاملی و تاریخچه کمیته مشترک ضد خرابکاری
پیرو تظاهرات سراسری دانشجویان در سال 1349، اداره کل سوم (امنیت داخلی ساواک) کمیته ویژه ای را به منظور شناسایی عوامل اصلی حرکتهای دانشجویی تعیین ، و این کمیته مقر فعالیتهای خود را در اوین متمرکز کرد. تلاشهای این کمیته طی مدت کوتاهی ، منجر به کشف سازمان چریکهای فدایی خلق ، گروه فرقان ، گروه امیرپرویز پویان ، گروه سیاهکل و گروههای کمونیستی دیگر شد. همزمان با فعالیت این کمیته ، از سوی ساواک کمیته دیگری متشکل از تعدادی از نیروهای اداره کل سوم در اوین مستقر و در سازمان مجاهدین خلق نفوذ کردند و با تعقیب و مراقبت گسترده اشراف کلی نسبت به افراد و خانه های تیمی و امکانات سازمان بدست می آوردند و آنگاه طی عملیاتی گسترده در شهریور ماه سال 1350 دهها نفر از کادرها و عناصر اصلی سازمان دستگیر شدند و تعدادی از خانه های تیمی آنها نیز کشف و مقادیر زیادی اسناد درون سازمانی و سلاح و مهمات نیز به دست رژیم افتاد. به دنبال ضربات وارده بر گروههای معتقد به مشی مبارزه مسلحانه عناصر باقیمانده آنها اقدام به عملیاتی از جمله اقدام به ربودن والاگهر شهرام ، حمله به کلانتری قلهک تهران و حمله به کلانتری 5تبریز کردند که به کشته شدن تعدادی از نیروهای شهربانی و خلع سلاح بعضی از ماموران انجامید. اطلاعات شهربانی اکیپهای ویژه ای را مامور تعقیب و شناسایی عوامل این عملیات ها کرد و در نتیجه و ناهماهنگی هایی با نیروهای گشت و اکیپ تعقیب و مراقبت کمیته های ساواک پیش آمد که ساواک ابتدا با استقرار نمایندگانی در شهربانی سعی بر رفع ناهماهنگی ها داشت لکن به دلیل ادامه مشکلات ، با دستور شاه در تاریخ 4/1/50 کمیته مشترک ضد خرابکاری در محل شهربانی تشکیل شد و دو کمیته ای که ساواک به منظور تعقیب مبارزان و گروههای مسلح تشکیل داده بود، منحل و کلیه نیروها و امکانات آن در اختیار کمیته مشترک ضد خرابکاری قرار می گرفت و مقرر شد کلیه سرنخهای اطلاعاتی و عملیاتی ساواک ، اطلاعات شهربانی ، پلیس تهران ، اکیپهای کمیته و سایر مراجع رژیم در اختیار این کمیته قرار گیرد. استعداد اولیه کمیته مشترک 265نفر بود که یک سوم آن از کارکنان ساواک بودند و دو سوم آن را درجه داران و افسران و پاسبان های شهربانی تشکیل می دادند. مسوولیت کمیته به عهده سپهبد صدری رئیس شهربانی وقت قرار گرفت و مسوولیت ستاد آن به عهده ثابتی مدیر کل اداره سوم (مقام امنیتی رژیم که گهگاهی مصاحبه می کرد) گذارده شد. در اوایل سال 1352 به دلیل گسترش فعالیت ها و نقایص و مشکلات موجود به لحاظ سازمانی ، ساواک طرح جدیدی را در رابطه با ساختار و تشکیلات و مسوولیت ها طراحی که پس از تصویب شاه به مورد اجرا گذاشته می شود. محورهای اساسی طرح ساواک شامل موارد ذیل می گردیده است :
1- ریاست کمیته مشترک به عهده یکی از امرای ساواک قرار می گیرد.
2- سازمانهای کمیته مشترک شامل : 375پست سازمانی بود که 111پست به ساواک و 264پست به شهربانی تعلق یافت . به علاوه 188پست جهت زندان ، بهداری و خدمات.
3- کانال ارتباطی با شاه برای ارائه بولتنهای ویژه کمیته مشترک ساواک می باشد.
4- محل استقرار کمیته مشترک ضدخرابکاری در شهربانی بوده و اعتبارات مالی کمیته از بودجه نخست وزیری تامین و کلیه عملیات مشترکا انجام می گردد. طرح ساواک شامل برآورد جدید ساواک از سازمان ، اختیارات ، امکانات برای شاه ارسال و اینچنین تصویب گردید : «گزارش شما از شرف پیشگاه مبارک شاهانه گذشت اوامر مبارک ملوکانه چنین شرفصدور یافت : نخست وزیری باید هر چه تقاضا کردید بدهند به نخست وزیر مراجعه کنید باید بدهند.» پس از تصویب و ابلاغ طرح در تاریخ سوم خرداد 1352 سرتیپ رضا زندی پور از امرای ساواک به ریاست کمیته مشترک ضدخرابکاری منصوب شد و پس از او مدت کوتاهی تیمسار ودیعی سرپرستی کمیته را به عهده گرفت و سپس تیمسار سجده ای به ریاست کمیته مشترک منصوب گردید. با وجودی که جایگاه سازمانی رئیس کمیته مشترک در حد معاون اداره کل سوم (امنیت داخلی) ساواک بود، لکن به دلیل اهمیت و حساسیت کمیته ، حکم ریاست آن توسط شخص شاه تصویب و صادر می شد. در تاریخ 16/10/57 به دنبال اوج گیری مبارزات مردم و مخالفتهایی که با ساواک و عوامل آن در مطبوعات مطرح شد، هیات وزیران وقت طی مصوبه ای وزیر دادگستری را موظف کرد تا لایحه تجدید نظر در وضع تشکیلاتی ساواک را به قید فوریت تهیه و به مجلس ارائه کند و همزمان برای فریب مردم و آرام کردن تظاهرات خشمگینانه مردم ارتشبد نصیری رئیس ساواک نیز به بند افتاد که تا پیروزی انقلاب در بازداشت ماند و به دست مردم اسیر و نهایتا محاکمه و اعدام شد. بودجه کمیته مشترک ضدخرابکاری در سال 57براساس برآوردی که از دولت درخواست شد 240میلیون ریال بود که در آن موقع مبلغ گزافی به حساب می آمد. لازم به ذکر است هزینه های ویژه و فوق العاده کمیته مشترک پس از گردش کار رئیس ساواک بدون مشکل به تصویب مقامات رژیم و شخص شاه می رسید و بلافاصله پرداخت می شد.
چگونگی آموزش جلادان کمیته مشترک
استفاده از مستشاران امریکایی و کارشناسان اسرائیلی در رابطه با آموزش عناصر ساواک امری مسلم و پذیرفته شده بود. جیمز لایف در صفحه 45کتاب شکنجه در جهان می گوید : «در سمینارهایی که CIA برای اعضای ساواک ترتیب می داد جدیدترین شیوه های بازجویی و موثرترین شیوه های شکنجه را آموزش و تعدادی از دستگاههای مورد استفاده برای شکنجه نیز جزو دستگاههای فنی بودند که سیا در اختیار ساواک می گذاشت . متدهای شکنجه نازیها در اثنای جنگ دوم جهانی ، موثرترین روشهای شکنجه ای بود که در سمینارها، تعلیم داده می شد.»
بازداشتگاهی که من دیدم
ساختمان کمیته مشترک ضدخرابکاری بنایی است قدیمی اما بسیار محکم که علیرغم گذشت چند دهه از عمر آن هنوز از استحکام خوبی برخوردار است و به عنوان یک اثر تاریخی به تایید سازمان میراث فرهنگی نیز رسیده است . این بنا از آغاز با کاربری زندان و بازداشتگاه طراحی و ساخته شد و در طول دوران حکومت ستمشاهی همواره به همین عنوان مورد استفاده بود. به دنبال تشکیل کمیته مشترک ضدخرابکاری در سال 50مهمترین محل بازداشت و تخلیه اطلاعاتی زندانیان امنیتی ، محل استقرار بازجویان و شکنجه گران رژیم و بالاخره محل استقرار کادر اصلی (اطلاعاتی ، اداری ، پشتیبانی و خدمات ، عملیاتی ) در همین ساختمان بود. این بازداشتگاه سه طبقه و شش بند داشت ؛ 4بند انفرادی و 2بند عمومی . بندهای 1 و 2 و 3 و 4 جمعا 86سلول داشت . بندها دوبه دو قرینه بوده و در یک طبقه قرار داشتند. بندهای عمومی شامل 8اطاق بود که در طبقه دوم ساختمان بود. بندها توسط یک هشتی به فلکه ای متصل می شد که دور تا دور آن اطاقهای بازجویی و اطاق مخصوص شکنجه بود. حیاط مدور با حوضی گرد در وسط آن به علاوه اطاق افسرنگهبان ، راهرو حمام ، بهداری و دسترسی به راه پله ها از چهار طرف در طبقه همکف قرار داشت . ظرفیت معمولی این بازداشتگاه به طور معمول باید حداکثر 200نفر زندانی می داشت لکن در شرایط خاص تا 500نفر هم در آن نگهداری می شدند که پس از تکمیل پرونده و تخلیه اطلاعاتی تدریجا به سایر زندانها مانند قصر، اوین ... منتقل می گردیدند: اطاق حسینی (شعبانی) شکنجه گر معروف کمیته مشترک که اغلب اوقات شبانه روز صدای نعره او به گوش زندانیان می رسید در طبقه دوم قرار داشت و ابزار آلات شکنجه مخصوص مانند آپولو ، تخت ، آسیاب ، شوک الکتریکی ، باتون برقی ، کابلهای مختلف ، قفس آهنی ، اجاق برقی در این اطاق وجود داشت . لازم به ذکر است که اغلب بازجویان در اطاقهای خودشان کابل قلاب آهنی دستبند و... داشتند. لکن بدلیل عدم تخصص کافی برای استفاده از وسایل اطاق شکنجه ، زندانیان را برای شکنجه سیستماتیک و مستمر به حسینی معرفی می کردند و معمولا جلو اطاق حسینی و فلکه طبقه دوم صفی طولانی از زندانیان تشکیل می شد که منتظر نوبت و ورود به اطاق مخصوص بودند که این انتظار خود شکنجه روانی سختی بود. با توجه به مقاومت اولیه عموم زندانیان و خشم و عصبانیت بازجویان امکان کور شدن ، شکستن استخوان ها، فلج شدن و کشته شدن افراد زیر چنگال بازجویان وجود داشت . اما حسینی تخصصش در حدی بود که یک زندانی را بارها تا سر حد مرگ می برد و برمی گرداند و برای روزها و شبهای متوالی می توانست با استفاده از وسایل مختلف او را شکنجه کند. با توجه به مطالب فوق و به منظور شناخت بیشتر ماهیت رژیم شاه ذیلا بعضی از شکنجه هایی را که در کمیته مشترک ضدخرابکاری خود مشاهده کرده و یا از زبان هم سلولیها شنیده ام نقل می کنم:
1- بستن دستها و پاها به تخت شلاق و زدن با کابلهای نازک و کلفت به کف و روی پاها که منجر به ریختن ناخنها می گردید.
2- بستن دستها و پاها توسط آپولو و گذاشتن کلاه مخصوص همراه با سر و صدا و زدن کابل و شوک الکتریکی به جاهای حساس.
3- زدن دستبند قپانی و آویزان کردن با همین حالت و زدن کابل از نوک پا تا فرق سر.
4- بستن به آسیاب همراه با زدن کابل و شوک الکتریکی.
5- صلیبی آویزان کردن از نرده های اطراف فلکه (طبقات) همراه با شوک زدن با کابل و انواع آزار و اذیتها مانند سوزاندن لخت کردن.
6- آویزان کردن به وسیله دو دست یا یک دست از قلابهای اطاق بازجویان پس از تحمل شکنجه های اطاق شکنجه.
7- سوزاندن جاهای حساس به وسیله سیگار، فندک ، شمع ، بخاری برقی ، قفس آهنی ، مانند روی دستها، پشت و کمر، روی کتفها ، روی پاها ، باسن ، سینه ها.
8- ایستادن تک پا و دواندن زندانی و رفتن بازجو با کفش روی پاهای شکنجه شده.
9- بی خوابیهای ممتد و ایستاده ، همراه با گرسنگی و تشنگی شدید.
10- بستن دستها و پاها به تخت و بستن چشمها و قراردادن زندانی در کنار هشتی بند برای مدت بسیار طولانی در طول شبانه روز (از یک روز تا پنج ماه مشاهده شده است ).
11- نگه داشتن در سلول انفرادی برای مدت طولانی همراه با بازجویی های مستمر وقت و بی وقت (چندین ماه ).
12- تحقیر و توهین و دادن فحشهای رکیک و مستهجن به همه کس و کار زندانی به ویژه مقدسات و ارزشها و امام و روحانیان و مبارزین خاص.
13- دادن شوک به وسیله باتوم الکتریکی و استفاده از آن به عنوان دروغ سنج.
14- کشیدن ناخنها و زدن روی دستها و پاهای متورم و مجروح .
15- فرو کردن سوزن یا سنجاق زیر ناخنها و داغ کردن آن ها به وسیله فندک و کبریت و عفونی شدن ناخنها و افتادن آنها (معمولا دست چپ).
16- زدن سیلی های ممتد توی صورت و گوش افراد که منجر به پاره شدن پرده گوش می شد.
17- لخت کردن فرد در حالات مختلف (زیر شکنجه آویزان داخل سلول بستن به تخت و...)، بررسی موارد فوق توسط محققان و پژوهشگران و مصاحبه با زندانیان رژیم طاغوت که هنوز بسیاری از آنها در قید حیاتند می تواند موارد دیگری را نیز بر این فهرست طولانی بیفزاید.
شعارنویسی روی دیوارهای زندان
زندانیان برای تقویت روحیه خود وسایر کسانی که به آن سلول می آمدند، اشعار و جملاتی را بر روی دیوار زندان می نوشتند که بعضی از آنها با خون نوشته شده بود بدین شرح است :
1- در سلول 19بند 2به دیوارها با تیزی دو ضرب المثل قسمتی از آیه قرآن و یک تقویم دیواری حک شده بود «لا تحزن ان الله معنا.» «این نیز بگذرد» «زمستان می رود، روسیاهی به ذغال می ماند».
2- در سلول 8بند 6شعر و آیه قرآن ذیل نقش بسته بود. الا بذکر الله تطمئن القلوب . درد و رنج تازیانه چند روزی بیش نیست / رازدار خلق اگر گشتی همیشه زنده ای.
3- در سلول 8بند 6این شعر نوشته شده بود. در مسلخ عشق جز نکو را نکشند / روبه صفتان زشت خو را نکشند گر عاشق صادقی زکشتن مهراس / مردار بود هر آنکه او را نکشند.
4- در سلول 20بند یک که مدتی مقام معظم رهبری در آن بازداشت بودند این جمله حک شده بود: «این نیز بگذرد.»
5- در سلول یک بند 4این دو شعار با خون نوشته شده بود. یارب المستضعفین لااله الاالله.
6- در سلول 20بند 4این شعر نوشته شده بود. در آن زمان که امیدت برید از همه جا / ببین به کیست امیدت بدان که اوست خدا.
خلاصه اینکه در شرایط سخت دوران بازداشت در کمیته مشترک شعر، سرود، آیات الهی ، ضرب المثلها یادآوری مقاومتهای یاران پیامبر (ص) همچون : عمار، یاسر، سمیه ، ابوذر زیر شکنجه های مشرکین و به کمک طلبیدن خداوند، پیامبر، چهارده معصوم زیر بازجویی از جمله عواملی بود که زندانیان برای مقاومت و تخفیف درد و رنج خود به آنها متوسل می شدند. جالب است بدانید که حتی کمونیستها و منکرین ظاهری خداوند هم زیر شکنجه خدا را صدا می کردند و بازجو را به ائمه و حضرت عباس قسم می دادند تا بلکه دست از سر آنها بردارند و حرفهای آنها را باور کنند.
سید محمود موسوی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها