در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
فیلم «سرعت» یکی از ساختههای محمدحسین لطیفی، کارگردان سینما و تلویزیون یکی از همان دروغهای سینمایی است که بشدت خوب و درست بیان شده و به همین دلیل هنوز هم بعد از گذشت بیش از 10 سال از ساخت آن کار نمایشی خوب و سرگرمکنندهای به حساب میآید. کافی است به زمان ساخت و نمایش فیلم توجه کنیم تا این نکته را دریابیم که فیلم تا چه اندازه در دوره خودش کار موفقی محسوب میشود و کارگردان چقدر خوب توانسته از یک سوژه تبلیغاتی، فیلمی خوب و آبرومند ارائه کند.
داستان فیلم سرعت رقابتهای اتومبیلرانی را دستمایه کار خود قرار داده است. رقابتهایی که قرار است طی آن، قهرمان سابق اتومبیلرانی امیر هادیان که سالهاست از این عرصه فاصله گرفته، بار دیگر به میدان بیاید و طی رقابتی که یک پای آن فرد بیاخلاقی به نام شایقی است، با پیروزی در این عرصه یک محصول داخلی را تبلیغ کند.
سرعت فیلمی است که کاملا از قواعد سینمای عادی پیروی میکند و هیچ چیز فیلم خارج از این قاعده نیست. همه عناصر موفقی که در فیلمهای سینمایی تکرار شدهاند در این فیلم در کنار هم جمع شده است. یک قهرمان که حالا دیگر تمایلی به حضور در عرصه قهرمانی ندارد، یک فرد بیاخلاق که تنها برایش قهرمانی مهم است و برای رسیدن به این مساله حاضر به انجام هر کاری است، فردی که به دلیل مشکلات اقتصادی زمینه خوبی برای سوءاستفاده فراهم میکند، چند رقابت که قرار است در آخری قهرمان داستان برنده شود و در چند تای اولی شکست بخورد، چند توطئه که البته به نتیجه رسیدن آنها تاثیر چندانی در پایان قصه ندارد، پیشینهای افتخارآمیز مربوط به شخصیت اصلی که در این فیلم در قالب خاطرات گذشته هادیان از جبهه رخ میدهد، یک ماجرای عاطفی که در این فیلم میان منشی و هادیان شکل میگیرد و در نهایت یک انگیزه معنوی و ملی؛ عناصری است که بارها و بارها در فیلمهای مختلف تکرار شده و در این فیلم نیز لطیفی با کنار هم چیدن درست آنها و پر کردن فاصله میان آنها با بخشهای تبلیغاتی، هم فیلمی روان و خوب ساخته و هم اینکه همه نوع محصول از اتومبیل گرفته تا نوشابه و یک جزیره تفریحی را به شکلی مناسب برای مخاطب خود تبلیغ میکند.
ویژگی مهم دیگر فیلم سرعت، «برجسته کردن» موضوع از طریق شیوههای هنری است که تاثیر فراوانی در دلنشین کردن قصه دارد. سکانسهای هوایی نقطه قوتی است که متاسفانه در اغلب فیلمهای پرتحرک چندان جدی گرفته نشده است، اما وجود این سکانسها در کنار فیلمبرداری خوب مرحوم احدی سبب شده تا ماجرا برای مخاطب <جدی> شود.فیلم در شخصیتپردازی نیز تابع یک الگوی کلی «قهرمان و ضد قهرمان» است و البته این شخصیتهای مثبت و منفی نه خاکستری فضایی را فراهم میکنند که مخاطب بیشتر به سمت شخصیت مثبت گرایش پیدا میکند و میانهای با شخصیت منفی برقرار نمیکند و انگیزهها و رفتارهای او را نمیتواند تحلیل و بررسی کند. فیلم چند داستان فرعی خوب را هم در داخل خود گنجانده که یکی از آنها مسابقه میان دو جوان در داخل جاده و در نهایت رفتن یکی از آنها به ته دره است که در موقعیت خوبی گنجانده شده است. حضور شخصیتی فرعی مانند فردی که مرحوم جمشید اسماعیلخانی نقش او را ایفا میکند هم در فیلم کارکرد خوبی پیدا کرده است.
البته فیلم سرعت ضعفهایی هم دارد که مهمترین آن انتخاب بازیگران فیلم است. حسین یاری بازیگر نقش شایقی با آن چشمهای مهربان خود، حتی به ضرب و زور رنگ کردن مو و چند کتککاری و نامردی، باز هم نمیتواند حسی منفی در مخاطب ایجاد کند. حتی نوع صدایی که برای او تعیین شده هم کمکی به این مساله نمیکند که مخاطب از او بدش بیاید. جهانبخش سلطانی در این فیلم هم چیزی بیش از فیلمهای سابق خود نیست، نمونهای کلیشهای از یک مدیر دولتی که سوابقی نیز در زمینه جنگ دارد و حالا قرار است با تکیه بر همان سوابق، این مجموعه عظیم اقتصادی را به نقطهای مطلوب برساند. ضعف دیگری که در فیلم مشاهده میشود، حضور هنرورانی است که به عنوان تماشاچی این رقابت را دنبال میکنند. در چنین فیلمهایی همواره هنرورها تاثیر فراوانی در هیجان بخشی به اثر دارند ولی سازندگان سرعت به این مساله توجه چندانی نداشته اند و به همین دلیل واکنشهای مثبت و موثری از این افراد ثبت نشده است. اما با همه این ضعفها و حتی با در نظر گرفتن چند صحنه که اشکالی منطقی دارد مانند رفتن هادیان به دنبال دوست خود در جایی که مدتی از محاصره آنها میگذرد و هیچ کس نتوانسته وارد آن منطقه شود باز هم فیلم سرعت دیدنی و جذاب است.
رضا استادی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: