اگر بخواهی درباره این بانوی بزرگوار خبری در منابع و متون اسلامی بیابی و اغلب آنها را در موضوعات مختلف تاریخ، سیره، تفسیر و ... زیر و رو کنی، نمیتوانی بیشتر از انگشتان دست، روایت و حدیث پیدا کنی و این در حالی است که از بعضی دیگر همسران رسول مکرم (ص)، کرورکرور خبر مییابی. اینجاست که میفهمی این بانوی شریف مانند آرامگاهش غریب است.
ملالی نیست اگر شواهد زیادی از حضرتش به ما نرسیده یا نرساندهاند و یا نخواستهاند که برسانند همان تعداد اندک خبر وارده، فضایل مناقبی در شرافت، کرامت، سخاوت، عفت و... او ثابت میکند که هر کدام به تنهایی باعث فخر و مباهات بر عالمیان (و گاهی موافق رشک و حسد دیگران) است. در زمان جاهلیت که تردامنی و بیمبالاتی زنان، امری عادی مینمود، پاکدامنی و حیای مثالزدنیاش موجب شد که «طاهرهاش» خوانند. بعد از آنکه نور رسالت، خانهاش را درخشان ساخت، «اولین بانوی مؤمن» (2) لقب گرفت. در راه انجام رسالت الهی همسر و مرادش از بذل جان و مال دریغ نکرد تا آنجا که حامل وحی، جبرئیل روحالامین، سلام پروردگارش را به او رساند و خود نیز به او تحیت فرستاد. (3) به همین دلیل است که او یکی از چهار زن برگزیده طول تاریخ بشر است.4 اما شاید والاترین ویژگی که او را دستنیافتنی کرده است، مقام مادری یگانهمخلوق خداوندی، حضرت فاطمه زهرا (س) باشد. نکته ظریف اینجاست که رسول اعظم (ص) تا زمان حیات این بانوی بزرگ همسر دیگری اختیار نکرد و این ماجرا درباره امام علی (ع) و حضرت فاطمه هم صادق است.
درست است که خدیجه کبری (س) در عین مهجوریت و غربت، با دیگر همسران نبی اکرم (ص) که بعضیشان نزد اکثر مسلمین معروف و محبوبند ، در «امالمؤمنین» بودن شریک و همسان است، ولی برای یافتن فاصله معنوی بین آنان، توجه باریکبینان را به تفسیر آیه 8 سوره ضحی که در شان حضرت خدیجه (س) نازل شده و آیات ابتدایی سوره تحریم که در شان دو تن دیگر از همسران پیامبر که دست به دست هم داده و قصد آزار حضرتش را داشتند فرو فرستاده شده است، جلب میکنم.
پینوشتها:
1- بحارالانوار ج 16 ص 2 2- زیارت حضرت خدیجه (س) 3- خصال شیخ صدوق باب چهارم ص 58
ابوالفضل ابوالحسنی چیمه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم