شنبه گذشته حادثهای بزرگ در این کشور به وقوع پیوست. برای این مناسبت بزرگ که جشن 40 - 40 نامگذاری شده بود و طی آن تقارن چهلمین سال تولد پادشاه و چهلمین سالگرد استقلال کشور همزمان جشن گرفته شد استادیومی 15 هزار نفری ساخته شد و دهها دستگاه BMW جدید و گرانقیمت برای خدماترسانی به مدعوین خریداری شد.
مردم سوازیلند میخواستند بدانند چطور کشوری کوچک چون سرزمین آنها از عهده هزینهها سنگین چنین جشنی برمیآید. یکشنبه هفته گذشته در حدود 1500 تن از آنها با انتشار خبری پیرامون سفر ملکه و همراهانش با هواپیمایی چارتر به خارج برای انجام خریدهای نهایی مربوط به این جشن به خیابان لوزیدزینی، پایتخت آمدند تا اعتراض خود را به خرجتراشیهای خانواده سلطنتی نشان دهند. با نزدیک شدن زمان جشن اعتراضها شدت گرفت.
مخالفان حاکمیت مسواتی سوم اعتقاد دارند اساسا چیزی در سوازیلند وجود ندارد که مردم بخواهند برایش جشن بگیرند. اگرچه سوازیلند برخلاف اکثر کشور جنوب آفریقا طی دهههای گذشته وضعیتی باثبات داشته و مردم این کشور به فرهنگ خود میبالند اما دوسوم مردم با فقر دست به گریبان هستند و صدها هزار نفر از سوءتغذیه رنج میبرند.
طی سالهای اخیر نرخ مرگ و میر در سوازیلند به واسطه شیوع ایدز به شدت بالا رفته تا آنجا که امید به زندگی از 60 سال در سال 1997 به حدود نصف آن رسیده است. یکسوم کودکان سوازیلندی به واسطه همهگیر شدن ایدز والدین خود را از دست دادهاند و وضعیت اجتماعی کشور در آستانه ورود به بحران قرار دارد.
سیفی هلوفی، از فعالان حقوق بشر در سوازیلند میگوید: چطور پادشاه میتواند در ناز و نعمت زندگی کند وقتی فقر و درماندگی مردمش را میبیند؟ او میافزاید: مگر او چقدر پول میخواهد؟ این سوالی است که خیلیها در سوازیلند جواب آن را نمیدانند. اگرچه در بودجه سال 2007 کشور در حدود 30میلیون دلار به خانواده سلطنتی اختصاص داده شد اما به اعتقاد اکثر مردم درآمدهای واقعی پادشاه و به تبع آن بودجه خاندان سلطنتی به مراتب بیشتر از این رقم است.
خانواده سلطنتی علاوه بر بودجه دولتی طیف وسیعی از بخشهای اقتصادی را در سوازیلند تحت سیطره خود دارد. پادشاه در صنعت تولید نیشکر، مستغلات و امور رسانهای سرمایهگذاریهای هنگفتی کرده است. مجله فوربس که هر ساله فهرست ثروتمندترین پادشاهان را منتشر میکند در ارزیابی امسال خود مسواتیسوم را در رتبه پانزدهم فهرست ثروتمندترین پادشاهان جهان قرار داد و داراییهای او را در حدود 200 میلیون دلار برآورد کرد.
با این حال این سنتی همیشگی بوده است. فقرا فقیر هستند و ثروتمندان در رفاه و آسایش زندگی میکنند. پرسی سیملن، سخنگوی دولت سوازیلند اخیرا در گفتگویی با خبرگزاری فرانسه در پاسخ به موضع پادشاه در قبال فقر شایع در این کشور گفته بود: فقر همیشه با بشر بوده است. آیا از پادشاه انتظار دارید کنار خیابان بنشیند و برای این مردم کشور دچار فقر شدهاند گریه کند؟
اکثر مردم با مسواتیسوم مشکلی ندارند اما خواستار بذل توجه بیشتر او به شرایط اقتصادی حاد کشور هستند. پدر مسواتیسوم یعنی سوبوزا به رغم آنکه سالها پیش چشم از جهان فرو بست هنوز نزد سوازیلندیها چهرهای محبوب است. او خیلی مقتصدتر از پسرش بود و خانوادهاش را با اتوبوس و نه BMWهای گران به این سو و آن سو می برد. او نیز چون پسرش علاقهای خاص به تعدد زوجین داشت و در طول حیاتش 70 زن اختیار کرد اگر چه برخی میگویند او 110 زن داشته است.
سوبوزا در دورانی حاکم سوازیلند بود که کشور در تب و تاب استقلال از بریتانیا بود. اگر چه اعتراضات عمومی راه را برای خروج سوازیلند از زمره مستعمرات بریتانیا هموار کرد اما قانون اساسی سوازیلند که از قانون اساسی بریتانیا گرتهبرداری شده به عنوان یادگار دوران مستعمراتی باقی ماند. سوبوزا به این قانون چندان پایبند نبود و عاقبت در سال 1973 پارلمان را منحل کرد و فعالیت احزاب را به حال تعلیق درآورد تا خود را از شر محدودیتها و مزاحمتهایی که سیستم سیاسی چند صدایی به وجود آورده بود برای همیشه راحت کند.
در سالهای پس از آن اصلاحطلبان همیشه بهدنبال واداشتن حاکمیت پادشاهی به پایبندی به اصول دمکراسی بودهاند. مسواتیسوم در سال 1986 جانشین پدرش شد و در سال 2005 پس از فرازونشیبهای بسیاری قانون اساسی جدید کشور را امضا کرد. این قانون اساسی چیزی جز سندی برای تضمین آزادیهای فردی در عین حفظ حاکمیت پادشاهی و تاکید بر اختیارات پادشاهان نبود. همچنان این پادشاه است که نخستوزیر و اعضای هیات دولت را انتخاب میکند و مقامات ارشد دستگاه قضایی به حکم او منصوب میشوند. این سیستم باعث شده هیچکس نتواند حریم سلطنت را از حوزه دولت تفکیک کند و پادشاه براحتی میتواند گناه همه اشتباهات را به گردن دولتیهایی بیندازد که البته منصوب خودش هستند.
فساد دولتی در سوازیلند غوغا میکند اما احاطه همه جانبه پادشاه بر امور و ناممکن بودن انجام حسابرسی و اعمال نظارت از سوی نهادهای قضایی موجب شده در عمل هیچ راهی برای مبارزه با فساد وجود نداشته باشد. وزارت دارایی سوازیلند به صراحت از لفت و لیسهای مقامات دولتی میگوید که ماهانه 5 تا 8 میلیون دلار از بودجه کشور را با زدو بند به یغما میبرند اما در غیاب سیستم قضایی مستقل امکان برخورد با این روند وجود ندارد.
بیشک پادشاه بودن هم مشکلات خاص خود را دارد. مسواتیسوم در سال 2001 میلادی برای مقابله با موج فراگیر اشاعه ایدز بین مردم کشورش از دختران جوان خواست به مدت 5 سال ازدواج نکنند. مدتی بعد بود که به دختری 17 ساله علاقهمند شد و برای اینکه او را به عنوان نهمین همسرش به عقد خود در آورد قانونی که خودش وضع کرده بود را نقض کرد.
پادشاه که شاهد ظن و گمان مردم و انتقادهای خارجی نسبت به حاکمیت خود است سال گذشته قبول کرد با یک فیلمساز آمریکایی برای تولید مستندی از زندگی در سوازیلند همکاری کند. شاید گمان داشت این مستند تمجید کننده عملکردش خواهد بود اما نتیجه کار که مستندی با عنوان «بیپادشاه» به کارگردانی مایکل استلولینکبو بود تصاویری از اقامتگاههای مجلل مسواتیسوم را با صحنههایی رقتانگیز از مردم فقیر که در حال صرف رودههای در حال فساد گاو هستند که از بین زبالههای کشتارگاهی در حومه پایتخت بیرون کشیده شدهاند به هم پیوند زده تا بیکفایتی دولت سوازیلند را نشان دهد.
منبع: نیویورک تایمز
مترجم:رضا سادات
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم