در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ریسمان باز با یک موسیقی طولانی آغاز میشود. پس از آن در یک سکانس طولانی، عسگر و میکائیل در اتاق با هم گفتگو میکنند و از خلال گفتگوی طولانی آنها متوجه میشویم که یکی از آنها برای پرداخت قسط خودروی خود دچار مشکل است و ضامن میخواهد.
ادامه داستان در فضایی میگذرد که گوسفندان و گاوها دسته دسته به آن وارد میشوند و لاشه آنها نیز از در دیگری خارج میشود تا این که در نیمههای فیلم، عسگر و میکائیل ماموریت مییابند گاوی را برای مشتری به شمال شهر منتقل کنند. آشنایی آنها در طول راه با دختری جوان که در یک تصادف صدمه دیده است، بخش دیگری از ماجراهای فیلم را تشکیل میدهد. همان گونه هم که پیشبینی میشود، پس از حضور گاو در شهر، گاو فرار میکند و با ورود او به میان مردم ماجراهای ادامه فیلم شکل میگیرد.
به عبارت سادهتر، همه این مقدمه چینیها انجام میشود تا پای گاو به یکی از محلههای مدرن و مرفه شهر تهران باز شود و از خلال نمایش این صحنهها، فیلم به تعابیری فلسفی دست یابد؛ اما این پرسش مطرح است که چرا فیلم از همین صحنهها روایت داستان خود را آغاز نمیکند؟ یا این که چرا آدمها در فیلم اینقدر داد میزنند؟ پرسش دیگر این است که نمایش حضور 2 شخصیت اینگونه در فیلم با چه هدفی صورت میگیرد؟ آیا قرار است از طریق نمایش واکنشهای عسگر به دختران و پسران جوان تهرانی، تقابل شخصیتهای شهری و دهاتی به تصویر کشیده شود؟ برج میلاد یکی از نمادهای شهر مدرن تهران است که در پس زمینه فیلم، هنگام ذبح گاو در تصویر قرار میگیرد. از این صحنه میتوان هزار و یک جور تعبیر و تفسیر کرد، اما تصور کنید اگر در فیلمی آمریکایی این امکان فراهم میشد که یک گاو فرار کند و داخل شهر شود، شاهد چه صحنههای جالب توجهی بودیم؟ در چنین فیلمی حتما گاو وارد خانه یکی از اهالی میشد و زندگی عادی آدمهای شهر را مختل میکرد، ولی گاوی که در این فیلم به تصویر کشیده شده، گاو فعالی نیست و بسیار کم تحرک است. حال تصور کنید در فیلمی مانند ریسمان باز، علاوه بر این امتیاز، مسائل دیگری نیز هست که کارگردان در اختیار داشته اما جای مناسبی در فیلم پیدا نکرده است. یکی از این عناصر، دختری است که در راه با عسگر و میکائیل آشنا میشود. عنصر دیگر هم تلفن همراهی است که در خودروی میکائیل جا میماند. باور کنید با این همه دستمایه خوب، میشد فیلم بهتری ساخت، اما به نظر میرسد همه فیلم تحت تاثیر حضور گاو در شهر باقی مانده است و به همین دلیل ریسمان باز فیلمی نیست که بتواند از این انرژی انباشته بخوبی بهرهبرداری کند.
رضا استادی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: