درباره فیلم سینمایی «ریسمان باز»، ساخته مهرشاد کارخانی‌

ایده خوب، همه ‌چیز فیلم نیست‌

فیلم‌ها و سریال‌هایی که این روزها از شبکه‌های مختلف سیما پخش می‌شود، براساس یک ایده شکل می‌گیرند و گسترش این ایده است که از 90 دقیقه تا 90 شب، مخاطبان خود را سرگرم می‌کند؛ مثلا از همین فیلم‌هایی که این روزها بر پرده سینماهاست، فیلمی مانند « فرزند خاک» بر مبنای این ایده شکل گرفته که زنی پس از گذشت چند سال از پایان جنگ برای یافتن جسد همسر شهیدش به داخل خاک عراق می‌رود. فیلم «حس پنهان» نیز براساس این ایده بنا شده که زنی جوان با ورود به زندگی زوجی که روابط خوبی با هم ندارند، مسائلی را برای آنها به وجود می‌آورد. فیلم «ریسمان باز» نیز براساس همین قاعده، بر یک ایده کلی استوار است. فیلم ساخته کارگردانی است که سال‌ها به عنوان عکاس در سینما و تلویزیون حضور داشته و متاثر از چنین فضایی، شاید بتوان گفت فیلم او نیز براساس یک تصویر شکل گرفته است. این که یک گاو را به شهر آورد و آن را به جایی مانند شهرک غرب ببرد، تصویری است که به نظر می‌رسد کارگردان ریسمان باز با شکل‌گیری آن در ذهنش، برای ساخت این فیلم بدجوری وسوسه شده است؛ البته چنین ایده‌ای اگر شرایط ساخت و پرداختش فراهم باشد، قطعا می‌تواند به نتیجه درخشانی منجر شود.
کد خبر: ۲۰۱۶۸۳

ریسمان باز با یک موسیقی طولانی آغاز می‌شود. پس از آن در یک سکانس طولانی، عسگر و میکائیل در اتاق با هم گفتگو می‌کنند و از خلال گفتگوی طولانی آنها متوجه می‌شویم که یکی از آنها برای پرداخت قسط خودروی خود دچار مشکل است و ضامن می‌خواهد.

ادامه داستان در فضایی می‌گذرد که گوسفندان و گاوها دسته دسته به آن وارد می‌شوند و لاشه آنها نیز از در دیگری خارج می‌شود تا این که در نیمه‌های فیلم، عسگر و میکائیل ماموریت می‌یابند گاوی را برای مشتری به شمال شهر منتقل کنند. آشنایی آنها در طول راه با دختری جوان که در یک تصادف صدمه دیده است، بخش دیگری از ماجراهای فیلم را تشکیل می‌دهد. همان گونه هم که پیش‌بینی می‌شود، پس از حضور گاو در شهر، گاو فرار می‌کند و با ورود او به میان مردم ماجراهای ادامه فیلم شکل می‌گیرد.

به عبارت ساده‌تر، همه این مقدمه چینی‌ها انجام می‌شود تا پای گاو به یکی از محله‌های مدرن و مرفه شهر تهران باز شود و از خلال نمایش این صحنه‌ها، فیلم به تعابیری فلسفی دست یابد؛ اما این پرسش مطرح است که چرا فیلم از همین صحنه‌ها روایت داستان خود را آغاز نمی‌کند؟ یا این که چرا آدم‌ها در فیلم اینقدر داد می‌زنند؟ پرسش دیگر این است که نمایش حضور 2 شخصیت این‌گونه در فیلم با چه هدفی صورت می‌گیرد؟ آیا قرار است از طریق نمایش واکنش‌های عسگر به دختران و پسران جوان تهرانی، تقابل شخصیت‌های شهری و دهاتی به تصویر کشیده شود؟ برج میلاد یکی از نمادهای شهر مدرن تهران است که در پس زمینه فیلم، هنگام ذبح گاو در تصویر قرار می‌گیرد. از این صحنه می‌توان هزار و یک جور تعبیر و تفسیر کرد، اما تصور کنید اگر در فیلمی آمریکایی این امکان فراهم می‌شد که یک گاو فرار کند و داخل شهر شود، شاهد چه صحنه‌های جالب توجهی بودیم؟ در چنین فیلمی حتما گاو وارد خانه یکی از اهالی می‌شد و زندگی عادی آدم‌های شهر را مختل می‌کرد، ولی گاوی که در این فیلم به تصویر کشیده شده، گاو فعالی نیست و بسیار کم تحرک است. حال تصور کنید در فیلمی مانند ریسمان باز، علاوه بر این امتیاز، مسائل دیگری نیز هست که کارگردان در اختیار داشته اما جای مناسبی در فیلم پیدا نکرده است. یکی از این عناصر، دختری است که در راه با عسگر و میکائیل آشنا می‌شود. عنصر دیگر هم تلفن همراهی است که در خودروی میکائیل جا می‌ماند. باور کنید با این همه دستمایه خوب، می‌شد فیلم بهتری ساخت، اما به نظر می‌رسد همه فیلم تحت تاثیر حضور گاو در شهر باقی مانده است و به همین دلیل ریسمان باز فیلمی نیست که بتواند از این انرژی انباشته بخوبی بهره‌برداری کند.

رضا استادی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها