با مسعود احمدی، مدیر رادیو جوان‌

اهل خطر کردن هستم‌

وارد اتاقش که می‌شوم، به نامی برای یکی از برنامه‌های ماه مبارک فکر می‌کند. می‌خواهد میان «من تو» و «این را همه پرندگان می‌دانند» یکی را انتخاب کند. غیر از من، 2 نفر از همکارانش هم در اتاق هستند. نظر ما را می‌پرسد. هر سه نفر بر دومی اتفاق‌نظر داریم. بعد می‌گوید: این را همه پرندگان می‌دانند، یک... این را همه پرندگان می‌دانند، دو... این را همه پرندگان می‌دانند سه... تصویب شد. نامه را امضا می‌کند و رو به من می‌کند: خب بپرس. روبه‌روی آدمی نشسته‌ام که ابروهای گره‌خورده‌اش در هر کسی که برای اولین بار او را می‌بیند، این تصور را ایجاد می‌کند که آدمی است که شاید بسختی بتوان با او ارتباط برقرار کرد و صمیمانه حرف زد و من هم اگر سابقه آشنایی قبلی با او را نداشتم، به همین دلیل مصاحبه را با حس و حال دیگری آغاز می‌کردم. ولی همه چیز در خطوط چهره خلاصه می‌شود. دکتر مسعود احمدی که از 3 ماه پیش مدیر رادیو جوان شده، آدم شوخ‌طبعی است. احمدی در 26 سالگی همزمان با شروع به کار رادیو جوان به عنوان مدیر گروه جوان و اندیشه همراه این شبکه بود. بعد به کرج رفت و مسوولیت رادیو البرز را به عهده گرفت. پس از آن به گلستان رفت و مدیرکل صداوسیمای مرکز گلستان شد و بهار امسال بار دیگر به تهران آمد و این بار به عنوان مدیر رادیو جوان فصل دیگری از کارش را آغاز کرد. طبیعی است باید از مدیر شبکه‌ای که متعلق به جوان‌هاست و به پرسشگری معروف است، شفاف و بدون مقدمه‌چینی‌های کسل‌کننده سوال کرد. من این کار را کردم و انصافا احمدی هم بدون این که به حاشیه‌ها برود، پاسخ داد.
کد خبر: ۲۰۱۴۲۸

تا به حال از چراغ قرمز عبور کرده‌اید؟

نه. چون احساس کردم ضررش بیشتر از منفعتش است.

هیچ وقت مجبور نشدید رد شوید؟

از چراغ زرد چرا، ولی از چراغ قرمز عبور نکردم.

به نظرتان از چراغ زرد عبور کردن یعنی تخلف؟

چراغ زرد آستانه چراغ قرمز است. بنابراین هرچند پلیس به شما توصیه می‌کند از چراغ زرد عبور نکنید، ولی جاهایی هست که آدم وسط تقاطع قرار می‌گیرد و چاره‌ای ندارد، جز این که عبور کند. چون به عقب که نمی‌تواند برگشت کند. اگر هم بایستد که چراغ قرمز است، بنابراین باید بسرعت از خیابان عبور کند.

اهل خطر کردن هستید؟

اهل خطر کردن هستم.

چقدر؟

اگر شما خطر کردن را جسارت تعبیر می‌کنید، من تصور می‌کنم اهل جسارت هستم؛ اما حتما با مقدمات علمی. یعنی جسارت را بدون پشتوانه فکری و عقلی جسارت نمی‌دانم.

رادیو جوان وقتی شما مدیریت آن را به عهده گرفتید، کجا بود؛ پشت خط عابر، وسط تقاطع یا این که از چراغ قرمز عبور کرده بود؟

خودروی رادیو جوان را اگر ترکیبی از چندین خودرو بدانیم... .

چرا چندین خودرو؟

چون برنامه‌های متفاوتی دارد. کلیتی است شامل اجزای متعدد. من فکر می‌کنم خیلی از برنامه‌های رادیو جوان پشت خط عابر ایستاده بودند تا چراغ سبز شود. بعضی از برنامه‌ها شاید از چراغ زرد عبور کرده بودند و یکی دو تا برنامه هم از چراغ قرمز رد شده بودند.

نوع برخورد شما با این 3 نوع برنامه چگونه بود؟

چون شما احتمالا بعد می‌خواهید از چراغ قرمزی‌ها بپرسید، از آنها می‌گویم: چراغ قرمز قانونی است که مردم مکلف هستند آن را رعایت کنند. شما زمانی که پشت خط عابر می‌ایستید، در واقع احترام می‌گذارید به افرادی که ماشین ندارند. وقت‌هایی هست که شما از چراغ زرد رد می‌شوید، برای این که گذر را خالی کنید، اما اگر از چراغ قرمز رد شدید، حتما مامور قانون شما را متوقف می‌کند و بعد جریمه هم می‌شوید. چون رد شدن از چراغ قرمز خطرات و خسارت‌های جانی برای خود شما و جامعه دارد.

حالا قوانین راهنمایی و رانندگی که نوشته و تدوین شدند و بعد به صورت قانون درآمده‌اند، اما درباره رادیو جوان به نظر می‌رسد قانونی رعایت می‌شود که جایی نوشته نشده است. می‌گویند برخی برنامه‌های این شبکه از خط قرمز‌ها عبور کرده‌اند و قانون را زیرپا گذاشته‌اند، ولی این قانون کجا نوشته شده است، کسی نمی‌داند.

خب، پرسش اول را که پرسیدید، معلوم بود می‌خواهید به اینجا برسید. ببینید رادیو جوان برای مخاطب جوان باید حرف‌های نو، شنیدنی و جذاب بزند. یعنی باید خوب حرف بزند و خوب حرف زدن را بلد باشد و در عین حال متفاوت از دیگر شبکه‌ها هم باشد؛ اما آیا این همه کار است؟ ما می‌گوییم این شرط لازم کار است، اما شرط کافی نیست.
ما در حوزه رسانه آیین‌نامه خاص خود را داریم. این آیین‌نامه به ما متذکر می‌شود خوب حرف بزنیم و در عین خوب حرف زدن، حرف خوب هم بزنیم. این می‌شود شرط کافی کار. اگر شما حرف خوب نزنید برای جوان، خوب حرف زدنتان پس از مدتی نازیبا می‌شود. شاید تکراری و بی‌معنا به نظر بیاید. ما شبکه‌ای صرفا خصوصی نیستیم که ابایی نداشته باشیم چه بگوییم. ما مکلف هستیم قواعد و قوانین نظام و کشور جمهوری اسلامی ایران را رعایت کنیم؛ چون شبکه همه جوان‌های ایرانی هستیم، نه شبکه بخشی از جوان‌ها.

«شنیده می‌شوید» در یکی دو سال اخیر شعار شبکه جوان بود، نظرتان راجع به این شعار چیست؟

 شعار خوبی است. اصلا رادیو باید شنیده شود.

نه، منظور از شنیده می‌شوید، شنونده‌های رادیو جوان است که باید دغدغه‌های خود را از رادیو بشنوند.

بله. ولی این شعار کل رادیو است. رادیو یعنی این که کسی او را بشنود و او حرف کسی را بشنود. ارتباط دوسویه است. اگر در رادیو این 2 عامل رعایت نشود، قطعا رادیوی فعال و پویایی نخواهیم داشت. شنیده می‌شوید؛ یعنی این که ما حرف شما را منتقل می‌کنیم. بنابراین من معتقدم این شعار متعلق به همه شبکه‌های رادیویی است. رادیو رسانه گرم است و رسانه گرم باید ویژگی شنیده شدن را داشته باشد.

اما حرف ما الان مخاطب رادیو جوان است که تمایلات قوی‌تری دارد و اگر احساس کند حرف خودش را از رسانه‌اش نمی‌شنود، آن را پس می‌زند.

مخاطب هر رادیویی تمایلات قوی و خاص خودش را برای شنیدن دارد و طبیعتا جوان هم باید صدای خودش را از رادیوی خودش بشنود.

ولی سیاست سازمان برای راه‌اندازی شبکه‌ای با نام جوان خیلی مشخص است. این جوان را باید جذب رسانه‌ای خودی کرد.

 همین طور است. سازمان در همه شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی‌اش می‌خواهد به مخاطبش بگوید شما شنیده و دیده می‌شوید. این سیاست کلی رسانه است، اما این که چگونه شنیده و دیده می‌شوید، در شبکه‌ها تقسیم‌بندی می‌شود. حالا هر مخاطبی براساس خواست و سلیقه خود یکی از شبکه‌ها را انتخاب می‌کند؛ اما قانون و قاعده کل سازمان شنیده شدن و دیده شدن است.

و من به عنوان یک جوان اگر حرف خود را از رادیو جوان نشنوم، مخاطب آن نخواهم بود.

حتما همین طور است. بله مخاطب جوان در رادیو جوان باید خودش را حس کند، خودش را پیدا کند، بتواند حرف بزند و البته به موازات آن حرف‌های دیگران را هم بشنود.

و برخی از این مخاطبان جوان کسانی هستند که گاهی هم از چراغ قرمز عبور می‌کنند.

مخاطب جوان ما می‌تواند حرف‌ها و دغدغه‌های خود را در شبکه‌ای که متعلق به اوست مطرح کند، وقتی دوستی می‌آید با شما دغدغه خودش را مطرح می‌کند و شما مساله او را حل می‌کنید؛ دغدغه او یک راز است و شما نمی‌توانید حرف او را جار بزنید و به همه بگویید. شاید دیگران که دغدغه او را ندارند، با شنیدن این حرف‌ها دچار سوالات ذهنی شوند. همه حرف‌ها در همه زمان‌ها و همه مکان‌ها قابل گفتن نیست. باید در برنامه خاص و جای خاص خودش طرح شود. شاعر می‌گوید: جهان چون چشم جان و خال و خط ابروست/ که هر چیزی به جای خویش نیکوست. 

آقای دکتر شما چند سال دارید؟

38 سال.

نسبت شما با جوان‌ها چیست؟

بله، من الان 38 سال دارم و نسبتم با جوان‌ها می‌تواند این باشد که آرام آرام از مرز‌های جوانی رد شده‌ام، ولی هنوز رایحه و طراوت جوانی در مشام و کامم هست.

چقدر جوان‌ها را می‌شناسید؟

این پرسش شما خیلی دقیق نیست. جوان یک کلیت است، اما مختصات جوان در مصداق متفاوت است. جوان کجا؟ تهران؟ شهرهای بزرگ؟ روستاها؟ یا منظورتان مفهوم جوانی است؟

ولی همه جوان‌ها با وجود تمام تفاوت‌ها ویژگی‌هایی شبیه هم دارند.

به نظر من، در برداشت اولیه و ذهنی هیچ کس نمی‌تواند بگوید من جوان را نمی‌شناسم و هیچ کس نیست که بتواند بگوید من جوان را کاملا می‌شناسم. برای این که جوانی در بسیاری از اقتضائات از هر فرد به فرد دیگر می‌تواند تغییر کند، چون هر فردی با فرد دیگر متفاوت است.

اگر بخواهیم صنف‌بندی کنیم، جوان دانشگاهی، جوان دانش‌آموز، جوان کارگر و جوان کشاورز هر کدام خصوصیاتی خاص خود دارند. ما برای این که جوان را بشناسیم، نیازمند مطالعات علمی هستیم. پس براحتی نمی‌توانیم ادعا کنیم جوان‌ها را می‌شناسیم. ممکن است شما در بسیاری مواقع ویژگی‌ها و رفتار خودتان را به دیگران تعمیم دهید.

تعمیم نمی‌دهم، ولی همین ویژگی‌ها را در وجود دیگران هم می‌بینم.

این برداشت اولیه کاملا شخصی است که شما در چند نفر خاص می‌توانید بیابید. شاید بین 5 تا 10 نفر یا حتی بیشتر هم تکرار شود، اما لزوما به این معنا نیست که جوان ایرانی این خصلت‌ها را داشته باشد. بنابراین این برداشت شما فقط می‌تواند رهیافتی باشد برای این که آن را مقدمه یک کار علمی قرار دهیم.

خوب این کار را شما باید انجام بدهید.

کار مهمی که ما باید انجام دهیم، این است که روی دریافت‌هایی که جوان‌ها دارند و فکر می‌کنند بین همه هم مشترک است، کار کنیم. باید دید آیا دغدغه شما یا 5 نفر دیگر، دغدغه جوان‌های زاهدان و گیلان و اصفهان و نایین و شهر‌های دیگر هم هست؟ شبکه جوان اگر خودش را مقید نکند به کار سازماندهی شده و علمی، امکان دارد در کوتاه‌مدت نشانه‌های ذوقی گرفته شده از جوان را مبنای کار قرار دهد و حتی موفقیت ظاهری هم پیدا کند؛ اما در درازمدت فکر می‌کنم نتواند توفیقی به دست آورد چون درگیر احساسات و عواطف فردی می‌شود و غافل می‌شود از مبنای علمی برای بررسی دقیق روزگار جوانی.

کمی شفاف‌تر حرف بزنیم. به هر حال، شبکه جوان موفق شد بچه‌های جوان ایرانی را به خود جذب کند. طوری که من جوان دیگر نروم رادیو فردا گوش کنم. تمایلی به شنیدن رادیو بی.بی.سی نداشته باشم. همین جا از شبکه‌ای داخلی که می‌دانم مصلحت و منافعم را هم در نظر گرفته، حرف‌هایم را هم بشنوم. اما الان تصور برخی‌ها این است که شبکه جوان به دلیل بعضی فشارهای بیرونی قرار است از موضع خود پایین بیاید؟

تا الان هم داشتم شفاف حرف می‌زدم. شبکه جوان این توفیق را داشت که جوان‌ها را جذب کند. این کار بسیار عالی و بی‌نظیر است که ما بتوانیم مخاطب خودمان را در جامعه جذب کنیم. یک موفقیت است؛ اما شما زمانی که موفق شدی، کارت بسیار دشوارتر می‌شود. شما زمانی که گوش پیدا نکردی به قول اهالی رسانه هر حرفی را می‌توانید بزنید؛ اما اگر شنیده شدی، شاعر می‌گوید: چو محرم شدی ایمن از خود نباش/ که محرم به یک نقطه مجرم شود.

پس شبکه جوان به نظر شما محرم شده؟

بله. شبکه جوان محرم گوش‌های جوان ایرانی شده است. وقتی شما محرم می‌شوید و در همه سطوح جامعه مخاطب پیدا می‌کنید، چه اتفاقی می‌افتد؟ باید بشدت مراقب رفتارت باشی تا بتوانی توقعات بالای مخاطب را برآورده کنی. چون تا الان شاید به شما خیلی جدی فکر نمی‌کردند، اما وقتی تامل کردند، باید حواست باشد هر حرفی که می‌زنی، دارای بار معنایی خوبی باشد. صریح می‌گویم ما در برخی جاها و برنامه‌ها همزمان با رشد مخاطبی که پیدا کردیم، نتوانستیم توقعات واقعی و نه کاذب مخاطب را برآورده کنیم. در نظر بگیرید، مخاطب ما فقط در گستره تهران یا کلانشهر‌ها نیست. مخاطب ما در گستره ایران است. مخاطب ما صرفا جوان 18 تا 30 سال نیست. هرچند مخاطب هدف همین‌هاست. رده‌های سنی دیگر هم مخاطب ما هستند و ما نمی‌توانیم آنها را از شنیدن رادیو جوان نهی کنیم. پدر، مادرها هم طبیعتا مخاطب ما هستند. آنها توقع دارند حرف‌هایی را از رادیو جوان بشنوند که برای جوان‌هایشان مفید باشد. پیام معنادار و خوب داشته باشد. روایتی هست که می‌گوید: «حسنات‌الابرار، سیئات‌المقربین» یعنی برخی کار‌ها برای ابرار حسنه است، ولی همان کار‌ها برای مقربین گناه محسوب می‌شود، چون مقام مقربین بالاتر از ابرار است و انتظار از آنها بیشتر است. بنابراین وقتی دارای سطحی از مخاطب معنادار شدیم، باید دیگر خیلی کارشناسی‌تر و معنادارتر از قبل حرف بزنیم.

من می‌خواهم بگویم رادیو جوان توقعات قشر جوان جامعه را خوب برآورده کرد؛ ولی یک گروه  که عمدتا از سنین بالاتر هم هستند، به کار این شبکه خرده می‌گیرند. بعضا هم افرادی هستند که پرسشگری جوان‌ها را تاب نمی‌آورند.

نه این طور نیست. عرض کردم صدای ما در گستره ایران پخش می‌شود و نمی‌توانیم برای کسی محدودیت قائل شویم و بگوییم تو حق نداری ما را بشنوی. باید بدانیم حرف‌هایی که برای جوان‌ها مطرح می‌کنیم، اگرچه در کوتاه‌مدت موجب لذت جوان‌ها شده؛ اما آیا در دراز مدت هم باعث رشد و حرکت رو به جلو بوده است؟ البته اگر کارشناسان به کار این شبکه از سر دلسوزی و کارشناسی نقدی وارد کرده‌اند، حتما باید مورد توجه قرار گیرد و مبنای کار شود.

چرا این فرهنگ را در جامعه نهادینه نکنیم که افراد سنین بالا هم اگر رادیو جوان را می‌شنوند، بپذیرند که این رسانه متعلق به جوان‌هاست و باید متفاوت باشد.

رادیو جوان در کشور عزیز ایران یک وظیفه دارد؛ پیام شما را بشنود و در نهایت پیام هویت ایرانی جوان جامعه را به گوش همه برساند. یعنی برآیند برنامه رادیویی باید این باشد: نظر مخاطب، پیام کارشناسی و حرکت رو به جلو برای جامعه و برای گروه مخاطبان هدف. اگر بعد از اتمام برنامه‌ای مخاطب شما احساس کند وارد فضای واخوردگی، یاس، از خود بیگانگی و حیرت منفی شده است، مطمئن باشید رسانه در وظیفه خود شکست‌خورده؛ چون رادیو باید به شما پیامی برساند که شما در تمامی لحظات شنیدن پیام و بعد از آن سرشار از امید و آرامش و نشاط شوید. نمی‌شود همه پرسش‌ها و شبهات را مطرح کرد، بدون این که جوابی به جوان‌ها داده شود. این جایی است که همان کسی که شما می‌گویید جوان نیست، ولی کارشناس است، باید بیاید و نکته‌ها را جمع‌بندی کند.

این اتفاق افتاد و شاید این آدم‌ها چون مورد سوال قرارگرفتند، به عملکرد رادیو جوان انتقاد کردند.

اینجا ادبیات جوان مطرح می‌شود. توجه داشته باشید وقتی می‌گوییم ادبیات جوان، باید بدانیم ادبیات جوان بی‌ادبی و بی‌اخلاقی نیست. ادبیات جوان هتک حرمت‌ها و پرخاشگری نیست، نصیحت‌ناپذیری نیست. ادبیات جوان عشق به هویت ایرانی، رشد، کار بدیع و نو کردن و به جلو رفتن، منفعت دیگران را خواستن است و البته برای اینها توقعاتی هم دارد.

بله، جوان نصیحت‌ناپذیر نیست؛ ولی دوست ندارد از رسانه مورد علاقه‌اش فقط نصیحت بشنود.

اتفاقا من به شما این نکته رابگویم: در دوره جوانی نقش دوست بسیار بالاتر از نقش والدین است؛ چون جوان از دوستش بیشتر تاثیر می‌گیرد.

به شرطی که من به عنوان جوان باور کنم این رسانه دوست من است.

بله اگر رسانه دوست تلقی شود، جزو بهترین مراجعی است که می‌تواند حرف جوان را بشنود و منتقل کند و نصیحتی هم اگر دارد، بازگو کند. بعضی می‌گویند جوان پرخاشگر است و خط قرمز‌ها را زیر پا می‌گذارد. چرا فقط تعاریف سلبی از جوان می‌کنیم. چرا به تعاریف ایجابی جوان اشاره نکنیم؟ جوان دارای شعور و شور و هیجان و نشاط است. الان در آستانه 30 سالگی انقلاب هستیم. شما می‌دانید تمامی دستاورد‌هایی که در حوزه‌های مختلف به دست آمده توسط جوان‌هایی بوده است که بین 25 تا 35 سال دارند. دانشمندان ما در حوزه دانش هسته‌ای و نانو تکنولوژی در این سنین کار می‌کنند. آیا اینها پرخاشگرند؟ نصیحت ناپذیرند؟ اصلاح ناپذیرند؟ من می‌خواهم بگویم شبکه جوان باید خودش را بشناسد و بداند مخاطبش جوانی است با هویت ایرانی. بله جوان دلش می‌خواهد مدها و الگوها را بشناسد این که گناه نیست. منتها ما وظیفه داریم مد‌ها را خوب به او معرفی کنیم. در روایت آمده که فرزندان خود را به آداب زمان پرورش دهید.

من به حکم اعتبار رسانه‌ای شما و از روی صحبت‌هایتان این طور متوجه می‌شوم که قصد دارید رادیو جوان را از پله‌های ترقی بالا ببرید.

هدف امروز من به عنوان کسی که در 26 سالگی مدیر گروه اندیشه رادیو جوان بود، شاید با کلیت هدفم در سال 75 فرقی نمی‌کند. اما نوع مدیریت و شیوه‌ها فرق کرده. ما باید الان شیوه نوینی را برای ارتباط به کار گیریم و باز تکرار می‌کنم باید بتوانیم حرف خوب بزنیم. چون رسانه در رفتارسازی برای مخاطبانش نقش جدی دارد. ما باید پلی شویم میان مردم و مسائل اجتماعی و مردم و مسوولان تا مثلث مردم، مسوولان و رسانه را شکل بدهیم. اما اگر وارد مقوله‌ای شویم که خطوط قرمز اخلاقی و جامعه را زیر پا بگذاریم، طبیعی است تذکر بگیریم، چون رسانه ما رسانه متعهد است.

برای همه این کارها باید موج عظیمی از مخاطبان را که جذب شده اند حفظ کنید و حتی تعداد آنها را بالا ببرید. برای این کار چه خواهید کرد؟

ما معتقدیم اگر بتوانیم خوب حرف بزنیم و حرف خوب بزنیم، مخاطب به سمت ما خواهد آمد. نق زدن و غر زدن شاید برای مدتی مخاطب را زیاد کند؛ چون می‌گویند مخالفت کن تا بشناسندت، اما برای همیشه روی این صندلی نشستن جواب نمی‌دهد. برای دراز مدت باید برنامه‌ریزی کرد.

آخر توقع این است که پس از 12 سال دیگر رادیو جوان مسیر خودش را پیدا کرده باشد.

بله پیدا کرده است. اتفاقا رادیو جوان امروز و در این نقطه مسیر خودش را پیدا کرده و مخاطبی را دارد که قابل اعتناست. در آخرین نظرسنجی که در تابستان انجام شده و برآیند کار شبکه در این یکی دو ماهه اخیر، مشخص شده که در تهران 30 درصد مخاطب داریم. این نشان می‌دهد رادیو جوان حتی پس از تغییرات هم مخاطب خود را پیدا کرده و هم مسیرش را یافته است.

 اولا رسانه باید هر روز نو شود؛ چون جامعه هر روز نو می‌شود. رسانه‌ای که در مقابل تحولات اجتماعی نو نشود مرده است و ما هر روز در حال نو شدن هستیم و دوما راهبرد رادیو جوان بر مبنای افق رسانه واحد است با شیوه‌های متفاوت سخنگویی. بعضی رسانه‌ها در دنیا هستند که جذب مخاطب به هر قیمتی را مبنای کار خود گذاشته‌اند، آنها می‌گویند رادیوی بد، رادیوی خوب است، اما در نظام رسانه‌ای ما با ارزش‌هایی که حاکم است، جذب مخاطب به هر طریقی درست نیست. ما معتقد هستیم رادیوی خوب، رادیوی خوب است.

شما به عنوان مدیر رسانه‌ای باارزش‌های اسلامی، من را به عنوان جوان ایرانی دوست دارید یا نه؟

معلوم است دوست دارم.

دوست دارید و نمی‌خواهید گرایش ذهنی من تحریف شود، درست است؟

بله. همین‌طور است.

و باید به هر قیمتی که شده، شما من را جذب کنید و نگه دارید؟

آفرین. من باید به هر قیمتی که شده مخاطب جوان را حفظ کنم. اما به این معنی نیست که من مجوز دارم دفع افسد به فاسد کنم. یعنی این که برای این که جوان مخاطب من نرود سراغ رسانه‌های آن طرفی، برای او چیزهایی بدتر از آنچه آنها منتشر می‌کنند، پخش کنم.

منظور من هم اصلا این نیست. شما باید با در نظر گرفتن مصلحت‌ها و منافع جوان ایرانی برای جذب او فکری بکنید.

من 2 نوع مخاطب دارم؛ مخاطب منفعل و مخاطب فعال. برای رسانه زمانی مخاطب به حد اعلای ارزش می‌رسد که مخاطب فعال باشد، یعنی به رسانه خودش واکنش نشان بدهد. به قول شما و به قول ما رسانه خودش را دوست داشته باشد و من برای این کار باید با مخاطب یا با زبان عقل و عشق صحبت کنم یا برخوردی با استدلال و عقلانی با او داشته باشم و اجازه بدهم او هم در رسانه خودش با همین زبان حرف‌هایش را بزند.

چقدر اهل شوخی کردن هستید؟

من آدم خشکی نیستم.

چقدر دیگران اجازه دارند با شما شوخی کنند.

فکر می‌کنم در همان حدی که من با آنها شوخی می‌کنم. اولا شوخی کردن حد و اندازه‌ای دارد، ظرفی دارد بنابراین شما به ظرف هم نگاه می‌کنید. هر چه دایره رفاقت شما با فرد بیشتر باشد، شما مجاز هستید در چارچوب اخلاقیات با او شوخی کنید.

چرا من هر پرسشی از شما می‌پرسم، سریع از حد و اندازه حرف می‌زنید؟

برای این که حد و اندازه هر چیزی باید رعایت شود.

خب من نمی‌دانم شما چرا فکر می‌کنید من منظورم این است که نباید حد و اندازه را رعایت کنیم.

آخر درباره همین شوخی‌ای که شما می‌فرمایید؛ ما روایات متعدد داریم. روایتی داریم که می‌گوید: پیامبر اهل مطایبه بودند. یک جاهایی هم داریم که می‌گوید: مرد نباید شوخی کند. باید دید کدام شوخی بد است و کدام شوخی خوب است. نگاه کنید به متون طنز تاریخی ما که سراسر طنز‌های زیبا و درس‌آموز است یا همین سیاست‌های دو یا چندگانه و منفعت‌طلبانه غرب که چگونه با نگاهی طنزآمیز مورد نقد قرار می‌گیرد.

برویم به شهریور سال 89 شبکه جوان در آن روزها به کجا رسیده است؟

شبکه جوان در حال تصمیم‌گیری برای شیوه‌های جدید است.

از نظر جایگاه رسانه‌ای در چه نقطه‌ای قرار دارد؟

این که آسمان رسانه‌ای ما هر لحظه در حال تغییر است، در آن شکی نیست. آنچه ما دنبالش هستیم، این است که مخاطبمان را افزایش دهیم.

برای این کار مشخصا چه خواهید کرد؟

ما الان داریم طرحی را دنبال می‌کنیم، به نام ایران مداری. در این رویکرد می‌خواهیم پس از ماه مبارک برنامه‌ریزی کنیم که هر هفته یکی از گروه‌های برنامه‌ساز ما به یکی از شهر‌های ایران سفر کنند و در محیط‌های غیراستودیویی با مردم ارتباط حضوری برقرار کنند. شبکه جوان باید در سال 89 شبکه هر جوان ایرانی باشد.

چه خصلتی از 20 سالگی تاکنون با شما همراه است؟

کار و تلاش مداوم.

در 17 سالگی برای خود چه شغلی را در نظر گرفته بودید؟

فکر می‌کردم تهیه‌کننده بشوم.

مگر آن موقع در رادیو بودید؟

بله، در رادیو کار می‌کردم.

پس برویم عقب‌تر، در 12 سالگی؟!

من از 12 سالگی وارد رادیو شدم!

به چه عنوانی؟

به عنوان گوینده برنامه جوانان که آقای جواد آتش‌افروز تهیه‌کننده‌اش بود. بعد هم به برنامه بچه‌های انقلاب رفتم.

یادتان هست امسال سرسفره هفت‌سین چه دعایی کردید؟

مثل همه دعای معروف تحویل سال را خواندم و واقعا سعی کردم فکر کنم به دعا و آن را بخوانم و دعا کردم که خدایا عاقبت به خیر شویم. البته این دعای همیشگی من است.

فکر می‌کنید با عهده‌دار شدن مدیریت رادیو جوان عاقبت به خیر شدید؟

تصور می‌کنم دارم به سمت عاقبت به خیری حرکت می‌کنم. (می‌خندد) البته ضبط را که خاموش کردید، برایتان بیشتر توضیح می‌دهم. رادیو جوان شبکه جوان‌های ایرانی است. توقع دارد مخاطب همراهش باشد، کمکش کند و نظرش را بگوید. از طرفی، این شبکه می‌کوشد از تجربه پیران راه هم بهره ببرد.

بنابراین شبکه جوان سعی می‌کند با جوان‌ها و برای جوان‌ها باشد و درباره جوان‌ها با پیران راه گفتگو کند و از نظرات آنها بهره‌مند شود که گفته‌اند: طی این مرحله بی‌همرهی خضر نکن/ ظلماتست بترس از خطر گمراهی.

فاطمه رحیمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها