پوتین ارتش سرخ را احیاء می‌کند

بازگشت‌ سرخ‌ها

رژه ارتش روسیه همیشه دلهره‌آور بوده است. اواخر ماه گذشته میلادی در شهر گوری گرجستان بود که پیاده‌نظام ارتش روسیه در حالی که یونیفورم‌هایی مرتب داشتند، سوار بر تانک‌هایی که بتازگی رنگ شده بودند و نفربرهای زرهپوش موانع ایجاد شده توسط ارتش گرجستان را در هم شکستند و به آسانی بر دشمن غالب شدند. بدنبال این پیشقراولان، نیروهای شبه‌نظامی چچن و اوستیا با محاسن بلند و در حالی که کلاه‌های آفتابی بر سر داشتند و به جای پوتین، کتانی‌های راحتی پوشیده بودند سوار بر لاداهای کثیف و آمبولانس‌های ساخت روسیه از راه رسیدند. با ورود این شبه‌نظامیان به صحنه بود که خبرهایی در مورد غارت اموال شهروندان گرجی و پاره‌ای بی‌نظمی‌های دیگر روی تلکس خبرگزاری‌ها قرار گرفت.
کد خبر: ۲۰۱۳۸۴

مقامات ارشد روسیه در مواجهه با سوالات خبرنگاران درباره غارت اموال گرجی‌ها شانه بالا انداختند و با بی‌تفاوتی از آن به عنوان پیامد جنگ و امری غیرقابل اجتناب یاد کردند. با این حال در مورد یک مساله تردیدی وجود نداشت و آن پیروزی سهل و آسان ارتش روسیه بر گرجی‌ها بود و این موضوع در نفس خود متضمن این واقعیت بود که ماشین جنگی روسیه هنوز در صحت و سلامت عمل می‌کند.

باید به یاد داشته باشیم که همین ارتش یک دهه قبل توسط گروهی از شورشیان چچن به بازی گرفته شده بود اما امروز ماشین جنگی روسیه بار دیگر به غرش درآمده تا در خدمت اهداف جاه‌طلبانه کرملین قرار گیرد. وقتی دیمیتری مدودف، رئیس‌جمهور روسیه از تصمیم مسکو برای به رسمیت شناختن استقلال دو جمهوری جدایی‌‌طلب گرجستان یعنی آبخازیا و اوستیای‌جنوبی خبر داد بلافاصله اعلام کرد روسیه ترسی از شروع جنگ سرد دیگری ندارد.

هرچند این موضعگیری ممکن است فراتر از لاف‌زنی ساده‌ای نباشد چرا که به اعتقاد بیشتر تحلیلگران روسیه هنوز تا رسیدن به قدرت رویارویی با ناتو و فایق آمدن بر این پیمان فاصله‌ای طولانی دارد اما این واقعیت را هم نمی‌توان کتمان کرد که مسکو گام به گام در حال ایجاد ارتشی است که قابلیت‌هایی فراتر از تحت سیطره قرار دادن حیات خلوت روسیه دارد.

درست مانند بیشتر تغییرات دیگری که این روزها در روسیه به وقوع می‌پیوندد این تحول هم ناشی از درآمدهای نفتی عظیم و نوظهور مسکو است. ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور پیشین روسیه و نخست‌وزیر کنونی این کشور در سال 2006 میلادی از طرح 200 میلیارد دلاری نوسازی ساختار ارتش روسیه پرده برداشت. در همین حال بودجه سالانه ارتش از 15 میلیارد دلار در سال 2000 میلادی به حدود 40 میلیارد دلار در سالجاری افزایش یافته است. این افزایش بودجه صرف ارتقای کیفیت آموزش سربازان روس و تقویت حقوق نظامیان این کشور شده است.

سرلشکر آناتولی نوگویتسین، جانشین رئیس ستاد مشترک ارتش روسیه معتقد است دلایل شکست روسیه در 2 جنگ افغانستان و چچن برای رده‌های فرماندهی ارتش مشخص بود اما بودجه‌ای برای جبران کمبودها نبود. او امروز به‌صراحت از آغاز عصر جدیدی برای ارتش روسیه می‌گوید.

به گمان بسیاری از کارشناسان نظامی از جمله سر مایکل رز، سرلشکر بازنشسته ارتش سلطنتی بریتانیا، ارتش امروز روسیه را باید نهادی احیاء شده و در حال ارتقا تلقی کرد که دیگر نباید نادیده گرفته شود.

معمار اصلاحات در ارتش روسیه مردی 46 ساله و تنومند به نام آناتولی سردیوکف است که زمانی به کار وکالت اشتغال داشت و تا پیش از که آن از سوی دوست قدیمی‌اش پوتین در فوریه سال 2007 میلادی به عنوان مسوول اصلاح ساختار نیروهای مسلح روسیه گمارده شود مدیریت مجموعه‌ای از فروشگاه‌های زنجیره‌ای عرضه لوازم خانگی در سن‌پطرزبورگ را به عهده داشت.

آنچنان که روسلان پوقف، تحلیلگر دفاعی مرکز تحقیقات استراتژیک و فناوری در مسکو می‌گوید طی یک سال و نیمی که از انتصاب سردیوکف به وزارت دفاع روسیه می‌گذرد ارتش شاهد رسوایی‌های مالی متعددی بوده که یکی از دیگری برملا شده‌اند.

این دقیقا همان نتیجه‌ای بود که از انتصاب سردیوکف به وزارت دفاع انتظار رفت. او ماموریت دارد ریشه‌های فساد را در ارتش بخشکاند و برای دستیابی به این هدف نزدیک به یک‌‌سوم افسران ارشد شاغل در ستاد فرماندهی را از کار برکنار کرد، بسیاری از زمین‌ها و مستغلات متعلق به ارتش به ارزش میلیارد‌ها دلار را فروخت و به فاصله کوتاهی پس از آغاز فعالیتش دستور انجام حسابرسی همه‌جانبه‌ای را با هدف مبارزه با فساد در ارتش‌صادر کرد.

تنها چند روز پس از روی کار آمدن سردیوکف بود که ویکتور ولاسف، سرلشکری اسم‌ورسم‌دار که مسوولیت تامین اماکن مسکونی برای افسران و مدیریت شهرک‌های مسکونی تحت تملک ارتش را برعهده داشت با شلیک گلوله‌ای به سرش به حیات خود پایان داد. پس از آن بود که موج استعفاها شروع شد و موج آن به افسران رده بالا از جمله سرلشکر یوری بالیفسکی، رئیس وقت ستاد مشترک ارتش هم رسید. کسانی که به جای افسران مستعفی گمارده شدند جوان‌تر، خوش‌فکرتر وآینده‌نگرتر هستند.

شاید مهم‌ترین اقدام سردیوکف پافشاری بر اجرای دقیق قانون نظام وظیفه عمومی بود. به‌رغم آن که خدمت سربازی برای همه جوانان روسی الزامی است اما در عالم واقعیت تنها 8 درصد از جوانان روسیه خدمت سربازی اجباری خود را پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در آغاز دهه میلادی گذشته انجام داده‌اند. دایره جلب مشمولان غایب به مرکزی برای تامین نیازهای مالی افسران فاسد تبدیل شده بود.

سیستم قدیمی سربازگیری به‌گونه‌ای مدیریت می‌شد که سرلشکر ولادیمیر میخائیل‌اف، فرمانده نیروی هوایی ارتش روسیه سال پیش اذعان کرد یک سوم مشمولان را معتادان، بزهکاران و افراد روان‌پریش تشکیل می‌دادند.سردیوکف سیستم سربازی اجباری را ملغی نکرد اما در مقابل دوره خدمت اجباری را از 18ماه به 12 ماه کاهش داد و برای کسانی که پس از این دوره داوطلب خدمت در ارتش شوند حقوق خوبی در نظر گرفت. او امید دارد قبل از آن که این دهه به پایان برسد نزدیک به 70 درصد نیروهای وظیفه داوطلبانه به خدمت ارتش درآیند. او همچنین اقداماتی قاطع برای برخورد با اقدامات فراقانونی نیروهای کادری ارتش از جمله برخوردهای خشونت‌آمیز با مشمولان به عمل آورد تا فضایی مطمئن‌تر برای خدمت اجباری جوانان روس ایجاد شود.هر چند سردیوکف درصدد مقابله با سنن حاکم بر ارتش روسیه از جمله استفاده از پادیکانکی (پارچه‌ای که سربازان روس به جای استفاده از جوراب به پای خود می‌‌پیچند) برنیامد اما او به خوبی می‌داند برای پیروزی در جنگ‌های مدرن ارتش روسیه نیازمند سربازان حرفه‌ای و توانمند است.

اوستیا نشان داد ارتش پاکسازی شده سردیوکف به حرکت درآمده است. در نبرد اوستیای‌جنوبی فقط از سربازانی که حداقل سابقه 24ماه خدمت داوطلبانه داشتند، استفاده شد. سپاه 58 ارتش روسیه تنها طی 12 ساعت پس از آغاز عملیات گلوله‌باران تسخینوالی، پایتخت اوستیای‌جنوبی توسط گرجی‌ها 23 هزار نیرو را به این جمهوری اعزام کرد که در قیاس با بازه زمانی 100‌روزه‌ای که ارتش روسیه به حمله شورشیان چچن به داغستان واکنش نشان داد بسیار سریع بود.

منبع: نیوزویک‌
مترجم: رضاسادات‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها