علی درویش‌

دوباره باید شد

کد خبر: ۲۰۱۳۳۸
«در قبلستان»... خاطرات، «نبش قبل» می‌کنم!

فردای در «پیش»... شاید شایعه‌ای «بیش» نباشد!

از یکدیگر «یاد کنیم»... از یکدیگر «یاد بگیریم».

پدر «گل ساخت»... فرزند «گل کاشت».

اگر تکبر «قد» بکشد... «قدر» خوبی‌‌ها دانسته نمی‌شود.

«کتک‌کاری»... «کاری از پیش» نمی‌برد!

آدم «تلف شده»... و «ته خطی» نباشیم!

وقتی «سرش کلاه» رفت... «سرش بی‌کلاه» ماند!

دوستانه «دست دادن»... از «دست دادن»‌ دشمنی است.

درختی می‌گفت «چوب تبر خودمان» را «می‌خوریم»!...

دانه گندم را می‌‌کارم، دلم «خوشه» به «خوشه‌ای» که خودنمایی می‌کند...

«برچسب» شخصیت... «برحسب» شایستگی است.

چون خود را «گول می‌زد» هیچگاه «گل نزد» ...

«اشتباهات‌مان»، وقتی است... که «چشم‌مان را دور می‌بینیم»!

دیروز «مقایسه» بود... امروز «مسابقه»...

چون «مشتیم»... «خروار» نمی‌شویم.

متکبر... نهایتا در «چاه‌طلبی» خود «گرفتار» می‌شود.

مراقب باش بین «دو دستت»... «دو دستگی» به وجود نیاید!

بچه‌ها با «اجازه بزرگتر‌ها»... «قد نمی‌کشند»!

از دیگران «خوب استقبال» کن... که «بد بدرقه» نشوی.

زندگی عبارت است از... روزهای «به یادماندنی» و روزهای «به باد دادنی»!!
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها