روابط همسران چگونه به مرز «انفجار» می‌رسد؟

آغاز اختلاف‌

در سه شماره گذشته در این صفحه تلاش کردیم تا خوانندگان روزنامه و علاقه‌مندان به مسائل خانوادگی را با سه موضوع «روابط مالی میان همسران»، «شیوه‌های فریب در ازدواج» و نیز «نگاه قانون به مساله ازدواج» آشنا کنیم. در ادامه این مطالب توجه شما را به قسمت چهارم که درباره چگونگی « آغاز اختلاف‌های خانوادگی» است جلب می‌کنیم.
کد خبر: ۲۰۱۲۸۵
«بدترین اتفاق تا زمانی که اتفاق نیفتاده بدترین اتفاق است اما زمانی که رخ داد، دیگر یک اتفاق ساده و تکراری است». شاید شما هم تا به حال با چنین جمله‌ای برخورد کرده باشید یا این که مشابه آن را از زبان افراد  یا رسانه‌های مختلف شنیده و خوانده باشید.

با این مقدمه شاید بتوان «بدترین اتفاق» در زندگی زناشویی را نقطه‌ای دانست که در آن همسران رو در روی یکدیگر می‌ایستند و اختلاف آنقدر بالا می‌گیرد که دیگر نه با حرف و مذاکره قابل حل است و نه ریش سفیدی بزرگ‌تر‌ها کمکی به حل مشکل می‌کند. در چنین حالتی است که هر یک از همسران به راه حل دیگری برای حل مشکل خود فکر می‌کنند و این راه حل اغلب « مراجعه به قانون» است.

بسیاری از کسانی که این روزها در پشت درهای دادگاه منتظر هستند تا «قانون» تکلیف زندگی مشترک آنها را معلوم کند، هرگز تصور نمی‌کرده‌اند که روزی به دلیل ازدواج گذر آنها به چنین محلی بیفتد.

بسیاری از آنها دقت‌های لازم را انجام داده‌اند و حتی از تضمین‌های فراوانی همچون: آشنایی خانوادگی عمیق و طولانی مدت، تحقیقات محلی، مهریه سنگین، شروط ضمن عقد و... نیز برای محکم کردن پیوند زناشویی استفاده کرده‌اند.

اگر شما هم جزو کسانی هستید که  تصور می‌کنید در زندگی مشکلی نخواهید داشت کافی است رابطه کاری یک هفته با همکاران یا همکلاسی و اعضای خانواده را مرور کنید و بعد فهرستی تهیه کنید و ببینید علت اختلاف شما با آنها چه بوده است؟ این فهرست به میزان ده برابر در زندگی شخصی همسران قابل تعمیم است چون آنها چند شبانه روز کامل در کنار هم خواهند بود.

این نکته نیز بسیار مهم است که اغلب همسران با آغاز زندگی مشترک، در زمان بروز اختلاف‌های خانوادگی تلاش می‌کنند تا توانایی‌ها، ابزارها و امکانات خود را به رخ دیگری بکشند و برای به کرسی نشاندن حرف خود، از همه ابزارهای خود استفاده می‌کنند.

بسیاری از مردم با جملاتی مانند: ما تا به حال گذرمان به دادگاه و کلانتری نیفتاده، اساسا رفتن به محاکم قانونی را عیب و مشکل بزرگی می‌دانند ، در صورتی که باید به این نکته توجه کرد که در بسیاری از مواقع، مراجعه به قانون بهتر از آن است که افراد شخصا دست به اجرای قانون بزنند و سبب وقوع حوادث تلخی از جمله همسر کشی، اسید پاشی، صدمه زدن به خانواده یکدیگر و... بشوند. 

چه شکایت‌هایی می‌تواند از همسران‌ مطرح شود؟

قانون درباره روابط میان همسران در دو بخش مجزا تصمیم می‌گیرد. بخشی از این تصمیم گیری در قالب «دادگاه‌های خانواده» و بر اساس چارچوبی به نام «عقدنامه» صورت می‌گیرد. در بخشی دیگر نیز هر یک از طرفین می‌توانند در خارج از این چارچوب، مانند آدم‌های عادی جامعه به دادگاه‌های حقوقی و کیفری مراجعه و بر اساس جرمی که واقع شده و یا حقی که نسبت به همدیگر دارند طرح دعوی کنند.

این مسائل به دلیل مفصل بودن آن در شماره‌های آینده و در قالب مطالبی مجزا توضیح داده خواهد شد اما ماهیت شکایت‌هایی که همسران از یکدیگر می‌توانند در دادگاه خانواده انجام دهند، متکی بر توانایی‌ها و محدودیت‌های یکدیگر است. زنان در طرح شکایت‌های خانوادگی از ابزاری به نام  «مسائل مالی» بهره می‌برند و شکایت‌های مردان نیز بیشتر بر اساس مسائل و روابط «زناشویی» معنا می‌یابد.

به عبارتی مردان بیشتر از ناحیه مسائل مالی در دادگاه ضربه می‌خورند و زنان نیز از ناحیه برآوردن نیازهای زناشویی. مرد از همسر خود بابت موضوع‌هایی همچون: تمکین، قسطی شدن مهریه، طلاق، کار و تحصیل در خارج از منزل و... شکایت می‌کند و زن نیز از همسر خود بابت نفقه حال، نفقه گذشته، اجرت المثل، مهریه، تقاضای طلاق، سرپرستی فرزند و... طرح شکایت می‌کند.

بسیاری از افرادی که در دستگاه قضایی مشغول به خدمت و فعالیت هستند، اگر زمانی در یک اختلاف خانوادگی مورد مشورت شما قرار گیرند هیچ گاه به شما پیشنهاد نخواهند کرد که در صورت بروز اولین اختلاف، بسرعت به سراغ قانون و شکایت بروید و تقریبا تمامی قضات نیز به شما توصیه خواهند کرد تا به جای آن‌که به سراغ قانون بروید، از مشورت و کمک بزرگ‌ترها برای حل مشکل استفاده کنید حتی خود قضات هم ترجیح می‌دهند در مواقعی که برای خود آنها و یا بستگان آنها مشکلی رخ می‌دهد، به دادگاه مراجعه نکنند. این مساله چند علت مشخص دارد که به می‌توان فهرست وار به آنها اشاره کرد:

الف: قرار دادن شریک زندگی با قانون  که احیانا حرف‌های قشنگی هم قبلا به او زده‌اید  به این معنی است که شما تمام پل‌های پشت سر و مقابل خود را خراب می‌کنید و این مساله در مواقعی که اختلاف‌ها کوچک و قابل حل باشد، هیچ کمکی به شما نخواهد کرد.

ب: اختلاف‌های خانوادگی در دادگاه سرنوشتی طولانی دارد و چنین پرونده‌هایی بسیار کشدار و طولانی است.

ج: در دادگاه‌های خانوادگی، بر خلاف دادگاه‌های کیفری و حقوقی که قاضی بر اساس مواد مشخص و ثابت قانونی تصمیم می‌گیرد و از یک قدرت مشخص و محدودی  در ارائه حداکثر و حداقل مجازات برخوردار است، قاضی در پرونده‌های خانوادگی قدرت زیادی برای طول دادن پرونده با هدف ایجاد صلح و آشتی میان همسران دارد و گاه به تشخیص خود و گاهی به تقاضای یکی از همسران، می‌تواند پرونده را به شورای حل اختلاف، واحد مشاوره، داوران و... ارجاع دهد که هر یک از این مراحل وقت گیر و طولانی است.

د: در دادگاه شیوه‌های مختلفی برای «طول دادن پرونده‌ها وجود دارد و هر یک از طرفین، با کسب اطلاع از نقاط مبهم و ضعف قانون و یا در صورت مشورت با وکیل، می‌توانند پرونده را طولانی کنند، تشکیل جلسه دادگاه را به تاخیر بیندازند، صدور رای را به تاخیر بیندازند. شاید بتوان دعاوی خانوادگی را به «جنگ نابرابر» ی شبیه کرد که چون اطلاعات طرفین در این جنگ با هم برابر نیست، اغلب نتیجه‌ای هم که هر یک از طرفین از حضور در دادگاه به دست می‌آورند با نتیجه طرف مقابل یکسان نیست و درست از همین نقطه است که افراد لطمه می‌خورند. پس بهتر است هر دو طرف اطلاعات برابری داشته باشند و در این زمینه کسب اطلاع کنند تا در صورت بروز اختلاف در شرایط برابری قرار گیرند.

ه: در دادگاه به دلیل امکان طرح شکایت‌های مختلف از سوی همسران، ممکن است یک پرونده تا سه سال به نتیجه نرسد. رای برخی پرونده‌ها در پرونده‌های دیگر موثر است و به همین دلیل گاه تا به نتیجه رسیدن یک پرونده ممکن است سه تا چهار سال زمان از شما صرف شود.

و: اختلاف‌های خانوادگی یک وجه آزار دهنده نیز دارد و آن « حرف مردم» است که به تعبیری، کارکردی برابر با جنگ روانی پیدا می‌کند. اغلب افراد و حتی خانواده شما در مواجهه با شما که راه حل قانون را انتخاب کرده‌اید، شما را نصیحت و حتی گاهی تحقیر می‌کنند؛ چون فکر می‌کنند حضور یک آدم بدبخت در مقابل آنها بهترین دلیل برای خوشبختی آنهاست. تحمل چنین وضعیتی برای همه آسان نیست و گاهی سبب می‌شود تا برای رهایی از این فشارهای روانی اقدامی نامتعارف را در پیش بگیرند.

با این توضیح‌ها بهتر است اگر برای رفع مشکل خود 20 راه حل را پیش بینی کرده‌اید، مراجعه به دادگاه راه حل 21 شما باشد.

چند توصیه کاربردی:

الف: اگر قصد استفاده از قانون را دارید بهتر است تا حد امکان طرح شکایت از طرف مقابل را به تاخیر بیندازید. با حضور در دادگاه حرمت‌هایی شکسته می‌شود که ترمیم آنها به سختی ممکن است. فرستادن بزرگ‌ترهای فامیل و دوستان مشترک یکی از راه حل‌هایی است که استفاده از آن بعدها می‌تواند در دادگاه باعث اثبات موضع برحق شما نیز شود.

ب: ابزارهای قانونی مانند سلاحی است که در دست زن و مرد است و البته استفاده از آنها به همان اندازه که می‌تواند به نفع یکی از طرفین باشد، سختی‌هایی را هم برای طرف مقابل به دنبال داشته باشد.

بسیاری از همسران حضور در دادگاه را با یک شکایت سنگین  و به عبارتی شکایتی که بتواند کارد را به استخوان حریف برساند  آغاز می‌کنند. حتی اگر تصمیم به استفاده از قانون را دارید هم تا حد ممکن از شکایت‌هایی ساده و سبک استفاده کنید و به جای شکایت سنگینی مانند مهریه، با یک شکایت نفقه حال (در مورد مردان) و به جای شکایت سنگینی مانند طلاق، با یک شکایت ساده مانند تمکین ( از سوی مردان) کار را آغاز کنید؛ البته خیلی اوقات آدم‌ها با اولین حضور در دادگاه متوجه اشتباه خود می‌شوند و راه زندگی در پیش می‌گیرند. یک خاطره جالب برایتان نقل می‌کنم.

یکی از دوستانم تعریف می‌کرد با همسرش قصد طلاق داشتند. به دادگاه مراجعه می‌کنند و با مواجهه با شلوغی آنجا به این نتیجه می‌رسند وقتی ده سال زندگی کرده اند بهتر است چند سال دیگر هم با هم زندگی کنند تا عمر آنها روال طبیعی خود را طی کند.

ج: بسیاری از زنان تصور می‌کنند که مهریه حقی است که به محض ورود به دادگاه وصول می‌شود و نقدا به زنان پرداخت می‌شود. اگر زنی مهریه خود را در زمان عقد دریافت نکند، دریافت آن در ادامه زندگی و حتی با طرح شکایت نیاز به دوندگی فراوان دارد. حتی مردان نیز با این‌که از حقی مانند «تمکین» بهره مند هستند، در صورت قهر همسر و رفتن او از خانه، برای اثبات این حق و نیز آوردن دوباره همسر به خانواده یا قطع نفقه وی  در صورت نیامدن همسر  نیازمند تلاش فراوان هستند.

با این مقدمه به همسران توصیه می‌شود در صورت بروز اختلاف از طرح بحث‌هایی مانند «مهریه سرمایه من است» ، «این تعداد سکه پشتوانه من است» ، «تو باید از من اطاعت کنی» ، « تو حق نداری بدون اجازه من از خانه خارج شوی» و... که باعث از بین رفتن قبح کار می‌شود ، پرهیز کنید.

به عبارتی بهتر است بعد از امضای عقدنامه ، داشتن این حقوق را به عنوان سلاح‌هایی کاربردی فراموش کنید و استفاده از آن را برای روز مبادا نگه دارید. هیچ گاه برای رفتن به دادگاه عجله نکنید. آنجا دیر نمی‌شود.

د: یکی از شیوه‌هایی که همسران می‌توانند در ابتدای اختلاف برای احقاق حقوق قانونی خود از آن استفاده کنند، استفاده از «اظهارنامه» است. اظهارنامه برگه‌ای حقوقی است که از دادگاه‌های حقوقی ارسال می‌شود و به نوعی پیش زمینه شکایت در دادگاه است. شما با ارسال اظهارنامه برای طرف مقابل خود حقوق قانونی خود را به او یادآوری می‌کنید و این برگه ارزشی حقوقی در دادگاه دارد.

ه: بعد از بروز اختلاف میان همسران، آنها در شرایط خاصی قرار می‌گیرند که آسیب پذیری آنها را بیشتر می‌کند. بهتر است در این مرحله از اختلاف خانوادگی، ابتدا همسایه‌ها و دوستان نزدیک را از مشکلی که پیش آمده مطلع کنید. بارها پیش آمده که در این مرحله دادگاه یا کلانتری افرادی را برای تحقیق در قالب مددکار به محل اعزام کرده‌اند و به دلیل عدم اطلاع اطرافیان، نتیجه به ضرر فردی شده که این مساله را مخفی کرده است.

و: در زمان بروز اختلاف میان همسران، یکی از شیوه‌های مفید برای جلوگیری از بحرانی شدن شرایط، «کنترل ارتباط» با طرف مقابل است. در دوران بروز اختلاف هر نوع تماس تلفنی، ارسال پیامک، ارسال نامه و... در صورتی که دارای مضامین توهین آمیز و تحریک کننده باشد ، می‌تواند در دادگاه علیه فرد استفاده کننده مورد سوء استفاده قرار گیرد حتی طرفین باید در مکالمات تلفنی خود نیز آرامش و متانت داشته باشند و از واژه‌هایی استفاده نکنند که بعدا مورد سوء استفاده در دادگاه قرار گیرد یا تعهدی را نپذیرند که مایل به انجام آن نیستند و یا توانایی انجام آن را ندارند.

ز: بارها پیش آمده که در همین ابتدای شکل‌گیری اختلاف خانوادگی، یکی از طرفین به تنهایی یا به همراه خانواده خود با حضور در منزل یا محل کار «حریف»، با داد و بیداد یا راه انداختن دعوا، واکنشی احساسی نسبت به این مساله نشان داده است یا این که یکی از همسران دیگری را دعوت به صلح و سازش کرده و بعد جنازه مثله شده یا صورت آش و لاش او را تحویل پلیس داده است.

بهتر است هر نوع ملاقات و نشستی هم در حضور بزرگ‌ترها انجام شود و در صورت هرگونه تعرض، پلیس از  این مساله مطلع شود. گاهی همین برخوردها و اختلاف‌های کوچک زمینه ساز قتل و آدمکشی می‌شود، اما یک برخورد منطقی، از بروز خیلی از خطرها جلوگیری می‌کند.

در شماره آینده مطلبی درباره حضور در دادگاه و مناسبات حاکم بر این محیط خواهید خواند.

رضا استادی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها