در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
جمهوری اسلامی
«کژ راهه !» عنوان سرمقالهی امروز روزنامهی جمهوری است که در ابتدای آن میخوانید؛خدا رحمت کند شهید مظلوم آیت الله بهشتی را که جمله کوتاه اما پرمعنای « ما شیفتگان خدمتیم نه تشنگان قدرت » را از خود به یادگار گذاشت و تا در میان ما خاکیان بود با تمام وجود به این اصل اسلامی عمل کرد و حتی یک لحظه از پای بندی به آن غافل نماند.
در بخش دیگر سرمقاله میخوانید؛آیت الله بهشتی وقتی شنید بعضی مراجع تقلید قم به قسمت هائی از طرح واگذاری زمین به کشاورزان ایراد دارند همه کارهای مهم خود را زمین گذاشته و به قم رفت و با آن مراجع معظم مذاکره کرد و همه تلاش خود را بکار برد تا کاری بر خلاف نظر آنان صورت نگیرد. این کار را شهید بهشتی در شرایطی انجام داد که اولا خود مجتهدی صاحبنظر و عمیق بود ثانیا در جایگاه بالائی در نظام اسلامی قرار داشت و ثالثا طرحی که دردست اجرا داشت با نظر امام خمینی که مرجع عام و فقیه مبسوط الید زمان خود بودند منطبق بود. این پشتوانه های قوی آیت الله بهشتی را از هر چیز دیگری بی نیاز می کرد و ایشان می توانستند بدون توجه به نظر دیگران طرح مورد نظر را اجرا کنند و به پیش ببرند. با اینحال به محضر مراجع معظم تقلید رسیدن و با آن حضرات درباره آنچه در نظر دارند اجرا کنند صحبت کردن و توضیح دادن و سپس در نهایت احترام و ادب درباره آنها سخن گفتن را به عنوان یک اصل که باید در سیره حکومتگران در نظام اسلامی جاری باشد تاسیس کرد.
در ادامه میخوانید؛متاسفانه مدتی است در پاره ای موضعگیری ها روشی بر خلاف این سیره شرعی و عقلی مشاهده می شود. اینکه کسانی به خود اجازه بدهند مراجع معظم تقلید را به خاطر اظهار نظر درباره موضوعات سیاسی و اظهارات ناروای بعضی دولتمردان تخطئه کنند نه تنها با موازین و سیره عملی بزرگان دین و انقلاب منطبق نیست بلکه کژراهه ایست که اگر ادامه یابد اساس این نظام را واژگون خواهد کرد و به پیدایش مکتب های انحرافی خطرناکی شبیه گروه فرقان و حتی بدتر از آن منجر خواهد شد.
سرمقالهی جمهوری اسلامی اینگونه ادامه داده است؛تاسف بالاتر مربوط به کسانی است که در کسوت روحانیت و با عناوین مقدس درصدد توجیه و یا حتی تقویت این انحراف خطرناک بر می آیند و با توسل به مغالطه و سفسطه تلاش می کنند نقد علمی را با تعرض و گستاخی همسان جلوه دهند و از این رهگذر خاطیان را تبرئه نمایند! این از عوارض تشنگی قدرت است که انسان ها را به چنین پرتگاهی سوق میدهد.
در پایان سرمقاله آمده است؛اشاره ای سربسته به این واقعیت تلخ را نیز در اینجا لازم میدانیم که یکی از عوامل گستاخی امروز نسبت به مراجع عظام تقلید معلول بی تفاوتی هائی است که این بزرگان در برابر تعرض های زبانی و قلمی به بزرگان روحانی در سالهای گذشته از خود نشان دادند. جلوی این سیل می بایست آن روز گرفته میشد که با بیل میسر بود نه روزی که با پیل هم میسر نخواهد بود!
مردم سالاری
«فرصت ماه خدا را از دست ندهیم» عنوان یادداشت روز روزنامهی مردم سالاری به قلم سیدرضا اکرمی است که در آن میخوانید؛ماه مبارک رمضان ماه پرفضیلتی است ماهی که نام های بسیار چون «شهرالله، شهرالا سلا م، شهرالصیام، شهرالقرآن» دارد و هر نامی معرف ویژه ای برای این ماه می باشد، رمضان المبارک ماهی صددرصد ویژه است، زیرا تنها ماهی است که در قرآن یاد شده «شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن» و عبادت روزه یک ماهه دارد که هیچ عبادتی چون «نماز، زکات، حج، جهاد و...» همانند روزه نداریم زیرا در ظاهر امساک خودداری است و اجتناب است و فاصله گرفتن و در حقیقت عبادت سلبی است، ولی برکات بسیار چون پارسایی «لعلکم تتقون» را دارد و با انضمام تلا وت قرآن و نیایش «لعلکم تشکرون، لعلهم یرشدون» رشد شکر و پاکی و تزکیه را با خود دارد. این عبادت سلبی یعنی امساک از لذت های حلال مدال ویژه «الصوم لی و انا اجزی به» را دارد که در حدیث قدسی، خداوند حکیم می فرماید، روزه برای من است و من پاداش آن را می دهم و به بیانی دیگر من پاداش آن می باشم. توجه به مقدمات روزه و مقارنات و پایانی دلپذیر خواهد بود.
1- پیامبر اعظم اسلا م در آخرین جمعه شعبان، ماه رمضان را برای مسلمین توصیف نمود و خطبه مفصلی که برای هیچ ماهی و هیچ عبادتی این گونه عمل نکرده، خواند، تابلوکردن نکات ویژه در این خطبه تماشایی «قد اقبل الیکم شهرالله بالبرکه و الرحمه، شهر دعیتم فیه الی ضیافه الله» است و روح و جان انسان را صفا می دهد و صیقل می سازد و صاف و صمیمی می نماید.
2- همه بالغان و کاملا ن باید روزه ماه رمضان را گرامی بدارند و بدانند این عبادت ویژه همانند نماز زکات و امر به معروف و نهی از منکر در ادیان الهی سابقه «کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم» دارد و برکات فردی و جمعی وحکومتی و سیاسی ویژه دارد، در حکومت و حاکمیت فاسد پهلوی، پالا یش جامعه را در ماه رمضان به وضوح مشاهده می کردیم که ماه استراحت دستگاه های پلیسی قضایی بود، چون شکم و شهوت ساعاتی محدود می شوند و بالطبع از شراب و شهرت این چهار مرض تباهی ساز فرد و جامعه و حکومت خبری نبود.
3- روزه تنها عبادت تمرین عملی یک ماهه است که فقیر و غنی را با خود دارد، مرفهان مزه گرسنگی و تشنگی را می چشند و در می یابند که در طول سال بر تهیدستان و گرسنگان چه می گذرد طبیعی است که گام عملی برای نزدیک شدن به فقیران و کمک به آنان «لیذیق الغنی مس الجوع فیرحم علی الفقیر» برمی دارند. بدین جهت رمضان المبارک عنوان گرفته و در پایان روزه، عید را با خود دارد جوائز فراوان از جانب خداوند حکیم به روزه داران داده می شود.
4- عبادت روزه، سوژه و مغناطیسی است برای کارهای بزرگ دیگر، چون تلا وت قرآن، که فرموده اند «لکل شی ربیع و ربیع القرآن شهر رمضان» بهار قرآن ماه رمضان است. در همه منازل روزه داران در همه مساجد نمازگزاران، در صداوسیمای کشورهای مسلمان، در مراکز نظامی و انتظامی نیروهای مسلح و در هیئات مذهبی، قرآن تلا وت می شود و کلا م خدا بر جان ها خوانده و دل انسان ها ظرف کلا م باری تعالی می گردد، قرآنی که مصون از تحریف مانده و از جانب خداوند حکیم حمید نازل گشته «انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون و انک لتلقی القرآن من لدن حکیم حمید» و باطل در آن راه «لایاتیکم الباطل من بین یدیه و لا من خلفه» ندارد.
5- قرآن را نه فقط باید خواند و روخوانی و ختم آن در ماه مبارک رمضان را مورد توجه قرار داد که البته خود قرائت قرآن یک اصل است بلکه باید به محتوا و متن و اعجاز و اثرات آن نیز توجه نمود، قرآن کلا م خدا است که در طول بیش از 14 قرن احدی از اندیشمندان و دانشمندان نتوانسته، همانند آن را بیاورند و عرضه نمایند، نه سوره ای، نه جمله ای و نه کلمه ای، با این که به تحدی و آوردن مثل آن دعوت شده اند، دیگر این که قرآن کتاب
6- دعا و نیایش، مناجات و منادات، تضرع و انابه، لا به و ناله، التماس و تقاضا در این ماه فردی و جمعی، رسمی و حکومتی، شب و روز، در نماز و غیر نماز، در ماه رمضان رونق ویژه دارد، آن هم نه فقط برای خود، بلکه برای جمع «اللهم اغن کل فقیر، اشبع کل جائع، اقض دین کل مدین» با نگاه باز و بالا و فراگیر، نه فقط زندگان بلکه حتی بدرود حیات گفتگان «اللهم ادخل علی اهل القبور السرور» و خفتگان در درون خاک، که این ادعا برای برخی تخفیف عذاب است و برای برخی علو مقام را دارد و آنان را به هر حال شادمان می سازد، دعا درس است و زندگی ساز، درمان است و شفابخش، رشددهنده است و قرب الهی را با خود دارد. فرموده اند اگر می خواهید خدا با شما سخن بگوید قرآن بخوانید و اگر می خواهید با خدا سخن بگوئید نیایش و دعا داشته باشید.
7- شب زنده داری، فصل دیگر ماه مبارک رمضان است، در تهجد و نماز شب باشد، یا خواندن دعای ابوحمزه ثمالی از معمار نیایش امام چهارم، یا دعای سحر امام باقر علیه السلا م که بیش از چهل بار «اسئلک» در بیش از 20 موضوع را «بها»، نور، کمال، علم، قدمت، جمال، شرف، عزت» طرح می نماید که روزه دار شب زنده دار با این ادعیه به پرواز درمی آید و به ملکوت الهی که ابراهیم خلیل آن را «و کذلک نری ابراهیم ملکوت السموات والا رض» دید، می رسد، از ظاهر و ماده و پوست جدا می گردد و به مغز و جوهر و باطن راه می یابد، معراج در ماه رمضان رخ داد و پیامبراسلا م سیر الهی نمود، پیروان وی نیز می توانند با نماز و روزه و نیایش و شب زنده داری «معراج» داشته باشند. توجه داشته باشیم، شب بیداری غیر از شب زنده داری است که در بسیاری از کشورها، مردم شب ها را تا پس از نیمه شب بیدارند و این اتلا ف وقت است و عیش و نوش و غفلت، سرخوردگی است و افسردگی، لذات کاذب است و افزون بر جرائم، شب زنده داری، پالا یش است و پیرایش، رویش است و آرایش، پویایی است و پایایی، احیا است و زنده شدن «استجیبوالله و للرسول اذا دعاکم لما یحییکم» در شب های رمضان قدری بیشتر بیدار بمانیم و با خدای خود خلوت کنیم و از فنا به بقا و از بقا به لقا»الله برسیم.
کیهان
«نوآوری و 2 جریان سیاسی» عنوان یادداشت روز روزنامکه کیهان به قلم محمد ایمانی است که در ابتدای آن میخوانید؛سال آینده، چهارمین دهه از حیات مبارک انقلاب اسلامی آغاز می شود. از این جهت سال 88، چشم اندازی است برای دیدن افق ده ساله تا سال 1397 شمسی. اینکه در پس فراز و فرود 30 سال گذشته کجا ایستاده ایم، تا مقصد- آرمان ها- چقدر فاصله داریم و برای رسیدن به آن مقصد از کدام مسیر و منزل ها باید گذشت و کدام توشه را فراهم کرد. سال آینده در تقویم سیاسی از جهت دیگری هم مهم است؛ انتخابات ریاست جمهوری و تشکیل دهمین دولت جمهوری اسلامی. بدین ترتیب تشکیل دولت دهم با آغاز چهارمین دهه از عمر انقلاب مصادف می شود و از این جهت سال آینده و 6 ماهه پیش رو اهمیت ویژه ای پیدا می کند.
1- اصلاح طلبی و اصلاح طلبان. اگر چه نمی توان یک حکم کلی درباره طیف های گوناگون داعیه دار اصلاح طلبی صادر کرد اما اگر بنا بر توقع نوآوری از هریک از این طیف ها باشد، اولویت این نوآوری در تعریف همین عنوان گله گشادی است که به راحتی در تن هر مدعی می رود، در هر ظرف حزبی -یا گروهکی- شکل و رنگ همان ظرف را به خود می گیرد، هیچ هویت متمایز و مستقلی از خود بروز نمی دهد و به راحتی قابل مصادره است. این بی تعریفی اگر چه در آغاز، خلسه ای شاعرانه و شیرین را برای متولیان آن با خود داشت و باعث همراهی قشرهای مختلف -از سر سوءتفاهم- شد اما به مرور تبدیل به ضد کارکرد خود شد و ریزش های شدید را موجب گردید به گونه ای که هم مردم رنجیده خاطر شدند و احساس دلزدگی پیدا کردند و هم طیف تندروهای اپوزیسیون که اساساً با قصد دیگری آمده بودند زبان به طعنه و استهزاء گشودند. اصلاحات در این میان، شتر مرغی شد که نه توانست باری بکشد و نه بپرد. اصلاح طلبان هم به بوقلمون صفتی متهم شدند.
در ادامه میخوانید؛ ...آنچه این روزها در اردوگاه آشفته اصلاح طلبان می گذرد، فرع براین بحران مهم است و تا این بازنگری و شفافیت به دست نیاید و نسبت این جریان با نظام و حاکمیت و انقلاب، اپوزیسیون، و قدرت های بیگانه مشخص نشود، بدبیاری های 6 سال گذشته در 6 انتخابات تداوم خواهد داشت یا به تعبیر آن نشریه اصلاح طلب، باید منتظر خودکشی و انتحارها و پریدن های بی گدار از بام سیاست و دادن تلفات و یا حداقل شکستن استخوان ها بود. و تا مسئله هویت حل نشود، نه می توان از جبهه سخن گفت، نه از سر و سردار و فرمانده و نه از سرباز و فرمانبر و عقبه اجتماعی. وضعیت فعلی همان است که زمانی برخی اصلاح طلبان گفته بودند «کار هدایت تشکیلات اصلاح طلبان، گله بانی گربه هاست» یا «در جبهه اصلاحات هر شخص یا حزب خود یک ژنرال است، ژنرالی بی قشون و لشکر».
امروز همان گونه که وزیر اطلاعات دولت خاتمی (علی یونسی) از بیماری در جبهه اصلاحات سخن می گوید و هشدار می دهد «من بارها به برخی احزاب اصلاح طلب گفتم که شما نمی توانید هم حاکم باشید و هم اپوزیسیون. هم در دولت هستید و هم می خواهید اپوزیسیون باشید»، محمد ملکی عضو گروهک جبهه ملی و نزدیک به گروهک منافقین هم از آنها می خواهد تکلیف خود را با نظام یکسره کنند وگرنه دیگر اپوزیسیون تلقی نخواهند شد! یا نهضتی ها و روند جدایی ها و... از آنها می خواهند تکلیف خود را با قانون اساسی و ولایت فقیه و خط امام روشن کنند.
اصلاح طلبان اگر به انقلاب و خط امام و قانون اساسی و ولایت فقیه باور دارند، باید به این باور برسند که اگر به رخوت افتاده و بی رمق و اثر شده اند، حاصل کولی دادن به طفیلی هایی است که حیات انگلی خود را صرفاً با همین آویزان شدن و ارتزاق از موقعیت و حیثیت اصلاح طلبان دوام بخشیده و تاریخ مصرف خود را تمدید کرده اند.
2- اصولگرایی و اصولگرایان. اصولگرایان هم اگرچه طیف های مختلفی را شامل می شوند، اما نقطه قوت انسجام بخش و پیش برنده آنان این است که در تعریف خود- با وجود گونه گونی سلایق- از محکمات انقلاب(اسلام، خط امام، ولایت و رهبری، و قانون اساسی) فاصله نگرفته اند. آنها با وجود اختلاف های طبیعی و غیرطبیعی، کوچک یا بزرگ، از هم نمی گسلند، جبهه خودی و دشمن را اشتباه نمی گیرند، توپخانه خود را به سمت نظام و ملت نمی گیرند، از دشمن نه می ترسند و نه به او اعتماد می کنند و نهایتاً خود را از موهبت هدایت های ولایت و رهبری محروم نساخته اند، اگرچه بهره کامل هم از این هدایت الهی نگرفته اند. در سال های اخیر نیز سلسله وار- در حد تواتر- مورد اعتماد و امید توده های مردم قرار گرفته اند. اصولگرایان از این جهت موقعیت متفاوتی با اصلاح طلبان دارند هرچند راه در این عرصه ها بر روی اصلاح طلبان هم در جهت مسابقه در چارچوب آرمان های انقلاب بسته نیست.
در بخش دیگر یادداشت میخوانید؛چند ماهی بیش نیست که انتخابات پارلمانی پایان یافته و مجلس تازه نفس روی کار آمده است. اما آن انتخابات پایان کار نبود که تازه آغاز مسیر بود همچنان که انتخابات 9 ماه بعد با همه اهمیت و حساسیت، آغاز دیگری است و در این برهه میان این دو استارت، اصولگرایان باید فراتر از انتخابات- که یکی پس از دیگری می آید و تقریباً هر سال تکرار می شود- به تجدید و تقویت سازمان های تصمیم ساز و تصمیم پرداز همت گمارند. آنها باید به اتقان و استحکام در تصمیم سازی های بلندمدت دست یابند به سان دوی امدادی یا دوی ماراتن که هم نفس گیر است، هم مرحله به مرحله است و هم طراحی های طولانی مدت را می طللبد تا یک دونده 100متر که از جا می جهد، شتاب می گیرد، در کمتر از ده ثانیه از خط پایان می گذرد و بعد، از هیجان پیروزی خود را در گوشه ای رها می کند و می افتد.
در بخش پایانی یادداشت آمده است؛نزدیک ترین مفهوم نوآوری برای اصولگرایان، اولویت بخشیدن به این راهبرد کلی و فاصله گرفتن از برخی فرسایش ها، روزمرگی های احتمالی و درگیری های جزئی است که معمولاً غفلت از مقصد و تأخیر در حرکت به سمت آن را موجب می شود. نوآوری برای اصولگرایان به مفهوم تقویت اراده ها در رویکرد به برنامه محوری کلان و اهتمام به عملیاتی کردن و پیگیری مداوم برنامه های مصوب است.
درباره نوآوری در جریان های سیاسی باید بیش از این و در فرصت های دیگر نوشت و گفت و شنید.
دنیای اقتصاد
«پول ایرانیان کجاست؟»عنوان سرمقالهی روزنامهی دنیای اقتصاد که آن را محمود صدری نوشته است. در ابتدای آن میخوانید؛بازارهای مختلف ایران از اوایل امسال با رکود مواجه شدهاند و برخی از اقتصاددانان و کارشناسان از ورود تدریجی اقتصاد به دوران «رکود تورمی» خبر میدهند.
در ادامه میخوانید؛معنای ساده رکود تورمی این است که پول هست، کالا و خدمات هم هست اما مبادلهای انجام نمیشود یا به تعبیر عامیانه همه چیز قفل شده است. این وضع تازه اجزایی دارد که واگویی آنها موجب پیدایش چند پرسش و هشدار مهم میشود. اجزای وضع تازه اقتصاد ایران عبارتند از:
1 - آنگونه که دارندگان بنگاههای معاملات املاک میگویند در بهار امسال شوق خرید مسکن کاملا فروکش کرده و تقاضا برای زمین کاهش محسوس یافته است. از بنگاههای معاملات خودرو هم خبرهای مشابهی به گوش میرسد.
2 - مدیر عامل بانک ملی دو هفته پیش از کاهش سپردهگذاری در بانکهای دولتی و اقبال بیشتر سپردهگذاران به بانکهای خصوصی خبر داد، اما از سخنان وی اینگونه استنباط نمی شد که «همه پول هایی که به بانکهای دولتی نرفتهاند در بانکهای خصوصی سپردهگذاری شدهاند». یعنی اینکه سرجمع جذب پول به بانکها کاهش یافته است.
3 -در ماههای اخیر شنیده نشده که سرمایهگذاران ایرانی (دولتی و خصوصی) در داخل یا خارج کشور سرمایهگذاری عمدهای کرده باشند یا ساخت پروژهای بزرگ آغاز شده باشد. صاحبان و مدیران صنعتی هم از کمبود نقدینگی سخن میگویند.
4 -مشتریان بانکها در ماههای اخیر از ناکافی بودن پول در بانکها شکوه میکنند و میگویند حتی برای دریافت ارقام کمتر از 5میلیون تومان هم با جواب منفی بانکها مواجه میشوند.
5 - نرخ بهره واقعی دربازار رو به افزایش گذاشته و فاصله آن با نرخ مصوب دولت مدام بیشتر میشود. معنای این رفتار بازار، افزایش تقاضا برای پول با نرخ بهره بالا است. اما طرفه اینکه تقاضا برای ودیعه املاک استیجاری رو به کاهش گذاشته و برخلاف یک سال پیش، مستاجران ترجیح میدهند به جای اجاره، ودیعه بپردازند و برعکس، اجارهدهندگان متقاضی دریافت اجارهبها شدهاند. از درون این خبرها که به طرز حیرتانگیزی متناقضنما (paradoxical) هستند این پرسش بیرون میآید که وقتی همه خبرگان اقتصادی و از جمله رییس کل بانک مرکزی در یک سال اخیر مدام از افزایش نقدینگی در بازار ابراز نگرانی میکنند و درحالی که این روزها معاملات کاهش چشمگیر یافته و همه پولهای مردم هم به بانکها نمیرود، پولهای سرگردان به کدامین سوی بازار میروند که کسی نشانی از آنها ندارد؟ آیا اقتصاد ایران به سوی حباب پولی تازهای میرود که هر آن ممکن است صدای آن از گوشهای ناشناخته شنیده شود و جهشی مانند آنچه سال گذشته در بخش مسکن رخ داد در کمین بخش یا بخشهای دیگر اقتصاد نشسته است؟
رسالت
«یازده سپتامبر آغاز افول غرب» عنوان سرمقالهی امروز روزنامهی رسالت به قلم محمدمهدی انصاری است که در آن میخوانید؛رویداد یازده سپتامبر 2001 در طلیعه قرن بیست و یکم،بیش از هر چیز سرآغازی شد برای وقوع زنجیرهای از تحولات و معادلات جدید که زوال مدل دنیای تک قطبی موردنظر سیاستمداران واشنگتن را رقم زد.
در ادامه می خوانید؛از آن پس ایفای نقش برخی قدرتهای سیاسی و اقتصادی منطقهای و شکل گیری روابط درون قارهای و حتی فراقارهای ونیز تقویت نقش برخی پیمانها و نهادهای بینالمللی و منطقهای - که در جبهه غرب نمیگنجیدند- طراحان کاخ سفید را نگران ساخته است. به عبارتی اقتدار و هژمونی ایالات متحده در پی همه اتفاقات و رخدادها با چالشهای اساسی مواجه گردیده یعنی نگرانیهایی که همیشه در خصوص شکلگیری یک “سیستم سه قطبی” - اروپا،آمریکای شمالی و آسیا- وجود داشت اکنون در حال تحقق یافتن است .
در بخش دیگر سرمقاله آمده است؛پیمان منطقهای شانگهای در آسیا با حضور ایران و روسیه و قضایای اخیر گرجستان و موضعگیریهای قاطعانه پوتین و اکنون مدودوف در مسکو که در برابر غرب اتخاذ گردیده توانسته است تشویش دو چندانی را بر تصمیمسازان کاخ سفید مستولی کند .
سرمقاله روزنامهی رسالت ادامه داده است؛برخلاف اروپا و اتحادیه اروپا دولت چین در برابر ایالات متحده مرعوب نشده و در آسیا و آفریقا و آمریکای لاتین در همه نوع معادلات تجاری و سیاسی و دیپلماتیک ایفای نقش میکند. برخی تحلیلگران بر این باورند علیرغم تبلیغات و فشارهای موذیانه غرب و علیرغم وقوع برخی رویدادها ( نظیر زلزله ، سیل و ...) در ایجاد اختلال در برگزاری مراسم المپیک پکن، چینیها مانور شگفتانگیزی از توان و ظرفیتهای بالای نهنگ کنفوسیوسی خود را به رخ طراحان مدل شکست خورده دنیای تک قطبی کشیدند. دولت چین طی 5 سال اخیر اقدامات مشترکی را با برخی دولتهای آسیایی از قبیل هند،عربستان ،ایران و روسیه آغاز کرده که آسیا را در تمام جنبههای پیشرفت و فناوری ،انرژی ، بازدارندگی نظامی و قطب اقتصادی پیشتاز کرده است. جالبتر اینکه تمایل بازار نفت آسیا به انجام معاملات خود با یورو، غرب را در تحولات این قاره به محاق فرستاده است.
نویسنده معتقد است؛به هر روی این رفتارهای خلاف منافع ایالات متحده همه وهمه نمایانگر متزلزل شدن بنیانهای دنیای تک قطبی به محوریت ایالات متحده بودهاند و پس از جنگ سرد و فروپاشی بلوک شرق، کاخ سفید نتوانست حتی برای یک دهه ایدهآل خود را در قبال نظم جهانی پیاده سازی کند و این مسئله مورد انتقاد بسیاری از تحلیلگران و تئوریسینهای غرب قرار گرفته است.
در بخش پایانی سرمقاله آمده است؛راهحل آمریکاییها در نجات از این روند محتوم و غیرقابل بازگشت اول صداقت با ملتها و دولت ها و دیگر پرهیز از ادبیات قلدرمآبانه و کدخدامنشانه است.آمریکا باید از سیاست یک بام و دو هوای خود دست بردارد و در چارچوب مقررات و حقوق بینالملل که مورد احترام عرف و رویه جهانی است با جهانیان ارتباطی سالم و منطقی داشته باشد . البته به شرط معقول بودن رفتارها و دیپلماسی سران کاخ سفید شاید بتوان امیدوار بود طی نیم قرن آینده (مثلا تا 2050 میلادی) اعتبار و وجهه بینالمللی دولت آمریکا بازسازی شود و آنگاه است که آمریکا نیز همچون یک کشور در نظم بینالملل از سوی قدرتهای مقتدر و جدید جهانی مورد پذیرش واقع خواهد شد.
اعتماد ملی
«ماشین اقتصاد در باتلاق» عنوان سرمقاله روزنامهی اعتماد ملی است که در آن می خوانید؛اختلاف نظر در تیم اقتصادی دولت نهم به مراحل حساسی رسیده است. در حالی که دولت به پایان سومین سال خدمت خود رسیده، هنوز نتوانسته استراتژی اصلی و نهایی خویش را درخصوص اقتصاد ایران روشن نماید. اقتصادهای توانا و پیشرفته و سیستمهای سیاسی و اداری کارآمد، معمولا در تنظیم اولویت برای سیاستهای مالی و سیاستهای پولی، اولویت را به هماهنگی و یکپارچگی سیاستها در حوزههای گوناگون به ویژه پولی، مالی، ارزی و اشتغال میدهند؛ به این معنا که سیاستهای کلان اقتصادی دولتها و راهبردهای آن در سطوحی بالاتر چون نهادهای اقتصادی، مانند وزارتخانههای اقتصادی و تیم هدایتکننده سیاسی کشور ازجمله نخستوزیر یا رئیسجمهور تعیین میشود، آنگاه سایر سیاستها برای تامین آن استراتژیها، تاکتیکهای خود را در بازار اعمال میکند.
متاسفانه نه در دولت نهم بلکه در همه دولتهای گذشته نیز این یکپارچگی وجود نداشته است. در دولتهای پیشین نیز این مشکل ساختاری در مقاطعی بروز کرد. یعنی میان مدیران ارشد بانک مرکزی، وزارت اقتصاد و دارایی و سازمان مدیریت و برنامهریزی اختلافنظرهایی بروز کرد که عملا مانع اجرا و تحقق اهداف و سیاستهای روزمره مالی و پولی میشد. در آن ایام رئیسجمهوروقت، تصمیم نهایی خود را با کنار نهادن برخی از همکارانش از جمله عادلی، نوربخش، نمازی، طهماسب مظاهری و ستاریفر اتخاذ نمود.اما دولت نهم نهتنها ساختار سیستماتیک و مدونی از تئوری اقتصادی را ارائه نمیدهد بلکه با فقدان استراتژی و مدیریت هدفمند به ویژه پس از انحلال سازمان مدیریت و برنامهریزی که این مهم را برعهده داشت عملا موفق به تحقق ایدهها و تاکتیکهای خود نشده است.
در آغاز تلقی آن بود که با کنار نهادن برخی از وزرا تیم اقتصادی از جمله وزیر اقتصاد و دارایی و حتی رئیسکل بانک مرکزی، مشکل حل شود، اما اینک کلاف اقتصاد کشور سردرگمتر از قبل شده است.این در حالی است که نرخ رسمی اعلامی تورم بالغ بر 20 درصد است، رقمی که از سوی نهادهای اقتصادی مستقل بالاتر از این هم اعلام شده است.با این همه ظاهرا دولت نهم به جای ارائه یک تئوری اقتصادی و طراحی مدلی برای تحقق آن، دل خود را تنها به یک طرح نهچندان مطمئن با نام بنگاههای زودبازده خوش کرده است. طرحی که انتقادات عالیترین چهرههای سیاسی و اقتصادی کشور را به همراه داشته است.
فارغ از اینکه طرح مذکور که عملا با تخلیه میزان معتنابهی از منابع مالی کشور همراه میشود، درست است یا غلط، به جای مشکل اساسی کشور که تدوین استراتژیهای اقتصادی است نشسته است. به زبان سادهتر طرحی به جای یک تئوری نشسته است، که نه در هدفگذاری و نه شکل با یکدیگر تناسبی ندارند. در نتیجه اتفاقی که روی داده آن است که تعارض، چندگانگی، دوبارهکاری و حتی اختلاف بنیادی شاکله اقتصادی کشور را هدف گرفته و معلوم هم نیست که با دعوت فروتنانه وزیر کار مبنی بر اخراج خود و رئیسکل بانک مرکزی از کابینه هم اصلاح شود. اینک در حالی که وارد سال چهارم فعالیت دولت میشویم و اقتصاد کشور مهمترین هدف دولت نهم بوده عملا هیچ اتفاقی روی نداده است، جالبتر آنکه در گذشته دعوا میان وزارت اقتصاد و بانک مرکزی بود و اینک منازعه به بانک مرکزی و وزارت کار کشیده شده است.
با این روند معلوم نیست، سطح کشمکش به چه سطوح دیگری نیز کشیده خواهد شد، در این میان انتظار آن است که محمود احمدینژاد تصمیم نهایی خود را گرفته، از این چندگانگی و تردید دست کشیده، تصمیم جدی و نهایی خود را اتخاذ نماید. در غیر این صورت ماشین اقتصاد کشور در باتلاقهای بزرگتری گیر خواهد کرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: