در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
متن نمایش بیداریخانه نسوان رویکردی جستجوگرایانه به موقعیت زنان متجدد، روشنفکر و بخصوص هنرمند و بویژه هنرمندان و نویسندگان تئاتر در اوایل دوره پهلوی دارد.
حسین کیانی که همواره نگرش نوستالژیک به گذشته دارد، در همین اثر هم از همان آغاز عشق و علاقه خود را به موضوعات تاریخی، فرهنگی و سیاسی ایران آشکار میسازد.
متن با بازگشت یک زن متجدد (مدحت) از فرنگ و تصمیم او به ایجاد «جمعیت بیداری نسوان» شکل میگیرد و دختر دیگری به نام محجوبه و متعاقبا 2 دختر دیگر هم به او میپیوندند. در این میان قمری کلفت مدحت با شکلگیری چنین جمعیتی مخالفت میورزد و حوادث دردناکی را که بعدا برای یکیک آنها رخ میدهد، از قبل پیشبینی و یادآوری مینماید، اما کاری از پیش نمیبرد. سرانجام نظام سیاسی حاکم بر جامعه، جمعیت بیداری نسوان را با سرنوشتی تراژیک روبهرو میکند و همه افراد آن به نسبتهای گوناگون، آسیبهای جانی، روحی و روانی میبینند.
انتقاد به زبان طنز
حوادث در حقیقت با الهام از رویدادهای تاریخی دوران خاص نمایش شکل گرفتهاند و در خود متن نیز به سرنوشت تلخ و تراژیک چند زن هنرمند عرصه تئاتر هم که در همان دوران از طرف هیات حاکمه و عمالشان با فشارها و مصائب زیادی روبهرو شدهاند، اشاره میکند.
متن، ژرفاندیشی قابل تاملی دارد و با شوخطبعی و نگرش طنزآمیز، انتقادی و سیاسی عمیقی نیز همراه است. زیر لایه کمیک و بیرونی نمایش چندین تراژدی تلخ که برآیند فشار سیاسی و نبودن آزادی بیان در آن دوره است، به پردازش درآمدهاند. مظهر و نماد این تراژدی دخترانی هستند که زندگی، موقعیت و سرنوشتشان به زبان نمایش نشان داده شده است. آنها نمایندگان همه زنان متجدد، هنرمند و روشنفکر آسیبدیده اوایل دوره پهلوی به شمار میروند.
یکی از جذابیتهای نمایش بیداریخانه نسوان آن است که خود تئاتر و بخشی از تاریخچه آن که نقش زنان را در شکلگیری این هنر نشان میدهد، موضوع نمایش شده است. نثر و بیان حسین کیانی زیباست و بر دل مینشیند. او سعی کرده نوع زبان، پسزمینهها و شاخصههای تاریخی زمان وقوع حوادث را متناسب با ژانر نمایش، گاه به طور جدی و گاه با لحنی کمیک نشان بدهد و همه اینها در دیالوگها انعکاس یافته است: «چرا به قاعده قابض ارواح از درام واهمه داری»، «شما عجالتا آتیش مخت گل انداخته و از ملاجت دود به آسمونه، مثال دودکش ماشین دودی عبدالعظیم»، «چرا به محض شنیدن اسم درام کهیر میزنی و زرداب میترکونی»، «چه برسه به این خانوم که میخواد از طریق معارفپروری و ترقیخواهی قدم و قلم بزنه»، «کافیه خودت رو یه لحظه جای مرغ مهاجر بذاری»، «منو سوار خر احساساتم نکن که پالونش کجه»، «دنده کلفتی نداری»، «تو منبعد باید به فکر طبخ باشی نه طبع». همچنین بیانیه هنری تئاتری خود نویسنده و نمایش هم در یک دیالوگ جدی اعلام شده است: «هیچ درامی دنیاگیر نمیشه مگر این که در قلب درامنویس و ملتش جای مطمئنی داشته باشه» و... .
خردهروایتهای متن که به برخی حوادث و پسزمینههای تاریخی، سیاسی و فرهنگی اشاره دارند، در خدمت موضوع محوری نمایش، یعنی وضعیت زنان روشنفکر و هنرمند اواخر قاجار و اوایل دوره پهلوی هستند. حسین کیانی در این اثر چند دختر و خانوادههایشان را که به مکانهای گوناگون شهر تهران منتسب میشدند، با حوادث و موضوع اثر درگیر میکند تا متن و اجرا را به جامعیتی قابل قبول برساند و ضمنا وجوه مردمشناسی و جامعهشناسی آن دوران را نیز آشکار نماید.
اجرای مستندگونه
نمایش بیداریخانه نسوان حسین کیانی آن که بیان و شاکله نمایشی دارد، از اجرایی مستندگونه و تاریخی هم برخوردار است و این بدون شک تجربیترین و بدیعترین شاخصه متن و اجرای این نمایش به نویسندگی و کارگردانی حسین کیانی است.
نمایش در ظاهر کمدی تراژدیک به نظر میرسد، اما واقعیت آن است که وجه تراژدیک آن به مراتب نیرومندتر و عمیقتر است. این ویژگی تا حدی متن را هم تجربی نشان میدهد و ثابت میکند در ژانر کمدی تراژیک هم یک تغییر و جابهجایی نو ایجاد شده، یعنی یک کمدی به نفع چند تراژدی، کمرنگ شده است. در نتیجه برای تعیین ژانر دقیق آن باید عنوان ابتکاری تراژدی غالب بر کمدی را به کار برد.
رویکرد جستجوگرانه و عمیق حسین کیانی به متن سبب شده که پرسوناژها بخوبی شخصیتپردازی شوند و شاید یکی از علتهای بازیهای جذاب و گیرای بازیگران هم همین باشد، زیرا اولین و اساسیترین دادههای لازم را برای ارائه یک بازیگری خوب، خود متن ارائه میدهد. اینجا هم متن همه امکانات و شرایط لازم را برای حضور کامل و سیطرهمند پرسوناژها فراهم آورده است، طوری که نمایش همزمان هم «موضوعمحور» و هم «پرسوناژمحور» از کار درآمده است.
کاربردهای دکور و موسیقی
اگرچه نمایش بیداریخانه نسوان بهتر بود در سالن اصلی تئاترشهر اجرا میشد، اما خوشبختانه طراح صحنه با بالا آوردن کف صحنه تالار چهارسو و قائل شدن به یک صحنه سکودار، این نقص را جبران نموده است. همچنین معماری، دکور خانه و ابزارهای صحنه، سنخیت و تجانس لازم را برای ارائه بنمایههای تاریخی و نمایشی اجرا ارائه میدهند و طراحی به ایجاد فضای لازم برای مانور بازیگران کمک زیادی کرده است.
با طراحی صحنه این نمایش از سوی نرمین نظمی، فضاهای جانبی هم کاربری دراماتیک پیدا کردهاند. او در بخش طراحی لباس هم هوشمندانه عمل کرده است و لباسها به شخصیتپردازی پرسوناژها کمک کردهاند. در گریم بازیگران این نمایش یک ضعف وجود دارد: از آنجا که شاخصه تراژیک و جدی بودن نمایش بر جنبه کمیک آن برتری قابل توجهی دارد، لازم بود به خاطر واقعیتنمایی بیشتر برای پرسوناژ مادر محجوبه، بازیگر واقعا مسنی انتخاب میشد. در حال حاضر ساختگی بودن چهرهپردازی و گریم این پرسوناژ تا حدی توی ذوق میزند.
موسیقی نمایش که توسط هانا کامکار طراحی شده و توسط خود او و شیما بلوکیفر ، ماهور احمدی و امیررضا دلاوری اجرا میشود، سهم قابل تاملی در تعمیق وجوه حسی و عاطفی نمایش دارد. این موسیقی در فواصل بین صحنهها برای تداوم دریافتهای حسی نمایش، کاربری دراماتیک پیدا کرده است. بازیگران نمایش بیداری خانه نسوان همگی بازیهای زیبا و جذابی را به نمایش میگذارند و واقعا نمیتوان ترتیبی نسبی هم برای تکتک آنها قائل شد. لذا با در نظر گرفتن بازیهای درخشان و یکسان آنها اسامیشان ذکر میشود: افسانه ماهیان، شهرام حقیقتدوست، امیررضا دلاوری، رویا میرعلمی، حمیدرضا آذرنگ، آیدا کیخایی، پونه عبدالکریمزاده و آزاده صمدی.
میزانسنهای به یادماندنی
کارگردانی نمایش همانند نگارش متن شایسته تحسین است و کلیت نمایش به عنوان اجرایی به یادماندنی در ذهن تماشاگر میماند. حسین کیانی در شکل دهی صحنهها و هدایت بازیگران موفق عمل کرده است، در برخی میزانسنها خلاقیت کارگردان چشمگیر است: صحنهای که هوشنگ کنار اختر مینشیند و اختر بالاتنهاش را از ترس و نگرانی با اکراه به یک سو خم میکند، یا میزانسنی که در آن فریدون دستمالش را روی چهره اختر میکشد و چاقویش را به تیرچوبی چراغ برق که اختر به آن تکیه داده میکوبد و صحنه کلی نزاع لفظی و تهدیدهای ضمنی برادر محجوبه، همگی بیانگر ذهنیت بصری و دراماتیک حسین کیانی هستند.
بیداریخانه نسوان نمایشی زیبا، جذاب، عمیق، تحلیلگر و دارای بنمایههای اجتماعی و انسانی و هنری قابل توجهی است که ضمن تلخ و تراژیک بودنش گاهی هم واقعا تماشاگر را میخنداند. این نمایش در حوزههای متن، بازیگری، طراحی صحنه، کارگردانی، لباس، موسیقی و نور موفق بوده و الگوی مناسبی برای معرفی نمایشهای بومی و ایرانی است.
حسن پارسایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: