در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
داستانهای پاتوق به صورت اپیزودی شکل گرفته و تا حدودی تلاش شده کارها با نوعی خوشبینی به فرجام برسند.
راستش من کمی درباره اپیزودی بودن کار و مطلق نگاه کردن به آن حرف دارم. کسانی که در پاتوق کار میکنند در واقع پل ارتباطی هر قسمت هستند که به نوعی میشود آن را هم به صورت پیوسته نگاه کرد و هم به صورت اپیزودی. درست است که در یک قسمت، قصهای با یکسری بازیگر جدید شروع و تمام میشود، ولی بازیگرانی که به صورت ثابت در پاتوق حضور دارند میتوانند روند اپیزودی آن را بهم بزنند. درباره خوشبینی هم باید بگویم پاتوق به خاطر اینکه قصههای بسیار ساده و واقعگرایانه دارد، این خوشبینی را در تماشاگر به وجود آورده است. وقتی متنها نوشته میشد و کار در مرحله تصویربرداری بود تلاش کردم از هر نوع سبک و استعارهای که باعث برهم زدن این حس واقعگرایانه بشود، پرهیز کنم. فکر میکنم همین موضوع باعث شد تماشاگر خیلی راحت با کار و آدمهای آن ارتباط برقرار کند. سعی نکردم به تماشاگر دروغ بگویم. خواستم اتفاقاتی که مدام در زندگی روزمره با آن درگیر هستند را به صورت ساده و روان و البته به شکل باورپذیر به تصویر بکشیم. این موضوع را هنگام نوشتن نیز رعایت کردیم، یعنی وقتی میدیدیم نکتهای ممکن است برای مخاطب گنگ باشد، آن را حذف میکردیم و به صورت سادهتر و قابل فهمتر درمیآوردیم. فکر میکنم از آنجا که قصهها خیلی راحت و روان و بدون هیچ پیچیدگی و سبکی در اختیار تماشاگر گذاشته شده، این حس خوشایندی که شما میگویید را در تماشاگر به وجود آورده است. یک نکته دیگر که به پررنگ شدن این مساله کمک کرده، حضور بازیگران حرفهای است که آنها هم خیلی راحت و روان نقشها را بازی کرده و سعی نکردهاند ادا دربیاورند و دنبال کلیشههای بابشده بروند. همه این عوامل دست به دست هم داده تا تماشاگر قصههای مختلف پاتوق را پیگیری کند.
با تمام اینها نگران نبودید کار ساده و در دسترس باشد که مخاطب ترجیح دهد یک اثر پیچیدهتر را نگاه کند؟ اصلا نخواستید کار را کمی پیچیدهتر کنید؟
این کار را انجام دادیم. وقتی شما یک کار روتین را انجام میدهید باید همه چیز را معیار قرار دهید. در درجه اول باید ببینید برای کدام گروه و چه مخاطبی فیلم یا سریال میسازید. ما در گروه خانواده برنامه میساختیم و میدانستیم در گروه خانواده چه نوع آثاری تولید و پخش میشود. من در اولین گام، نگاه سادهای را که همیشه گروه خانواده نسبت به سریالسازی داشت، کنار گذاشتم و خواستم مجموعه پاتوق را با شکل و شمایلی دیگر، جدا از سریالسازی در گروه خانواده نشان دهم. حتی یک پله بالاتر آمدم و خواستم این مجموعه از سریالهایی که در گروههای فیلم و سریال شبکهها ساخته میشوند، جلوتر باشد. به این معنی که تکنیک ساختاری کار را پیچیده کردم. من در گروه آثاری که برای خانواده ساخته میشوند ساختارشکنی کردم که باید بگویم در واقع یکجور ریسک بود که خوشبختانه در مواجهه با مخاطب جواب گرفتم.
درباره چیزی که شما گفتید، یعنی احساس خطر از عدم استقبال به خاطر سادگی، باید بگویم تلاش کردم در قصهها هر آنچه را که نوشته شده با برخی تکنیکهای دوربین عوض کنم و یک ساختار نوشتاری ساده را با یکسری تاکتیکهای تصویربرداری ترکیب کنم، البته باید بگویم از 90 متنی که در اختیارم بود 20 متن خاص داشتم که تماشاگر خاص داشت. اپیزود «بازیگر» که محمدعلی کشاورز در آن بازی کرد یکی از آن داستانهای خاص بود یا اپیزود «تاوان» که میکائیل شهرستانی در آن به ایفای نقش پرداخت هم خیلی خاص بود. همین جا باید بگویم خیلی سخت است که تو 90 قسمت یک مجموعه را بسازی بعد توقع داشته باشی قسمتهای آن خوب و مورد پسندت دربیاید.
به نظر خودت، نقاط ضعف این کار کجا بود؟
اولین نقطهضعفی که در کار خودم میبینم این است که اگر میتوانستم لوکیشنهای خارجی و متفاوت در پاتوق داشته باشم راحتتر میشد با مخاطب ارتباط برقرار کرد. به هر حال لوکیشن فضاهای متعدد این ویژگی را به کار میدهد که مخاطب از دیدن آن خسته نشود. از آن گذشته چون در پاتوق قصههای مختلف خانوادگی روایت میشد، گاه این قصهها خیلی شبیه هم بودند تا جایی که آدم احساس میکرد قصهها تکراری است. همچنین از نظر تکنیک کارگردانی متوجه ضعفهای خودم در کار شدم که سعی میکنم در آثار بعدی آنها را رفع کنم. با همه اینها باید بگویم ما به لحاظ تجهیزات نسبت به کشورهای پیشرفته خیلی عقب هستیم، اما به لحاظ تکنیکی میتوانیم فناوری اجرایی آنها را به خدمت بگیریم و ترس اجرایی نداشته باشیم.
بعضی داستانهای مجموعه پاتوق خیلی خوب شروع میشوند و عموما موضوع خوبی را هم دستمایه کار قرار دادهاند اما به خاطر ویژگیهای خود داستان، در آن ظرف زمانی که شما برای آن طراحی کردهاید، اصلا جمع نمیشوند. درباره این ناهمگونی ظرف و مظروف صحبت کنید.
باید بگویم این مسالهای که شما میگویید، ما پیش از تولید درگیر آن بودهایم. خانم مهشید تهرانی و رویا اسدی
نویسندگان پاتوق این کار را به سفارش گروه فیلم و سریال شبکه نوشته بودند و قرار بود در قسمتهای 45 دقیقهای برای این گروه ساخته شود. پس از تغییر و تحولاتی که در شبکه یک اتفاق افتاد، این مجموعه از گروه فیلم و سریال به گروه خانواده منتقل شد. همانطور که میدانید کنداکتور گروه خانواده بین 20 تا 25 دقیقه است و دوستان نویسنده ما موظف شدند یک متن 40 تا 45 دقیقهای را به 20 تا 25 دقیقه کاهش دهند. به هر حال باید حق داد حتی از هر قسمت تقریبا نصف آن حذف شده و بسیاری از موارد نادیده گرفته شود. فکر میکنم اگر به این دوستان میگفتند 90 قسمت دیگر بنویسید برایشان به مراتب راحتتر بود، ولی از آنجا که این متنها تصویب شده بود، تصمیم گرفتیم همان متنها دوباره تعدیل و بازنویسی شوند. نکتهای که شما به آن اشاره کردید کاملا درست است. اصلا فیلمنامه کوتاه نوشتن سخت است، چه برسد به این که بخواهید سریال کوتاه بنویسید.
آیا کار در گروه خانواده، دستتان را برای پیاده کردن ایدههایتان بسته بود؟
آدم هر چقدر هزینه کند به همان اندازه هم نتیجهاش را میبیند. بودجهای که گروه خانواده برای این مجموعه هزینه کرده بود بسیار پایین بود. با وجود این ما میخواستیم همین بودجه را به نحو احسن هزینه کنیم و کار درخوری بسازیم. اگر میتوانستیم روزی 4 یا 5 دقیقه بگیریم خیلی بهتر بود تا این که روزی 15 10 دقیقه.
یعنی یک جور فدا شدن کیفیت؟
بله، به هر حال تلویزیون هم قوانین خاص خود را دارد. این که برخی ژانرهای مختلف را در نظر گرفته و کار ما هم در یکی از این گروهها تعریف شده است یعنی به ما گفتهاند شما باید با دقیقهای 8 تومان کار را بسازید. خب حالا یا ما باید به این موضوع تن بدهیم یا تن ندهیم. من فکر میکنم با این تعداد پرسوناژی که در پاتوق وجود دارد و این کاری که ارائه شده، یک جور ساختارشکنی اتفاق افتاده است که حتی تکرارش هم برای خود من سخت است. باید بگویم مشکلات در این مجموعه تنها به هزینه کم محدود نمیشد. حضور این همه بازیگر و اپیزودی بودن کار باعث میشد ما هر چند روز یک بار تعدادی بازیگر تازه را انتخاب کنیم و جلوی دوربین بفرستیم؛ یعنی همان کاری که برای یک اثر 90 دقیقهای انجام میدادیم.
انتخاب بازیگران مهمان این طرح احتمالا روندی طولانی داشته است. درباره حضور این همه بازیگر در طرح پاتوق توضیح دهید.
از همان زمان که دستیار کارگردان بودم به خودم گفته بودم اگر بخواهم زمانی یک سریال بسازم، تلاش میکنم از بازیگران قدیم در کنار دانشجویان این رشته استفاده کنم. ابتدای شکل گرفتن ساخت پاتوق، این ایده قدیمی با من بود که تعداد زیادی از بازیگران حرفهای را برای این کار انتخاب کنم. من برای بازیگران حرفهای 4 یا 5 متن فیلمنامه که در آن نقشهایی را برای آنها کاندیدا کرده بودم، فرستادم و به آنها گفتم هر کدام از این نقشها را که میپسندید انتخاب کنید. این راز تعامل ما با این همه بازیگر بود. در مجموعهای مثل پاتوق که تو میخواهی تنها 2 روز با یک بازیگر حرفهای کار کنی و زمان آن هم کوتاه است، به هر حال باید قبول کنی که شاید با سلیقه بعضی از بازیگران جور درنیاید و نقش را نپذیرند. من این ساختار را شکستم و اتفاقا همین رفتار باعث شد بازیگران جذب کار شوند. یادم است که نویسندگان کار به مدت یک هفته با محمدعلی کشاورز تعامل داشتند تا متن قسمت وی آماده شود. چون بازیگران احساس میکردند ما از هر لحاظ به آنها میدان میدهیم خیلی با رغبت میآمدند.
خب، هماهنگ کردن این همه بازیگر در جایی که بسیاری از تهیهکنندگان از کمبود بازیگر گلایه میکنند، سخت نبود؟
من 20 سال دستیار کارگردان بودم و از تعامل با بازیگران تجربیاتی دارم. من به همه بازیگران میگفتم که شما چه روزی بیکار هستید تا همان روز برای شما کار بگذارم. خب بازیگر چه میخواهد جز هماهنگی و انضباط درست.
به نظر شما پاتوق آنقدر کار خوبی بوده که به فکر این بیفتی سری دوم آن را هم بسازید؟
من خیلی دوست دارم ساخت پاتوق ادامه داشته باشد. حالا شاید سبک و سیاق پاتوق مثل لوکیشن و... عوض شود، ولی به هر حال این نوع کارها میتواند مخاطبان خوبی داشته باشد، اما قطعا نه با بودجهای که ما آن را ساختیم.
به یقین نداشتن بودجه به این که یک اثر خیلی خوب درنیاید، ربطی ندارد. اگر یکی از مخاطبان این مجموعه اینجا بود و میگفت از کار شما خوشش نیامده چه میگفتید؟
یک کارگردان باید همیشه این آمادگی را داشته باشد که نقدهای گوناگون را بشنود. اگر کسی به من چنین چیزی را بگوید مطمئن باشید میگفتم توان من اینقدر بوده است. این که من نتوانستم رضایت آن مخاطب را جلب کنم به من برمیگردد نه به میزان بودجه محدودی که برای کار در نظر گرفتهاند.
مهدی غلامحیدری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: