با نجم‌الدین شریعتی‌ ‌مجری برنامه زلال احکام

از باران‌ فرار نکنیم‌

شمیم خوش روزهای عاشقی ماه‌ترین ماه خدا که با قاصدک سلام فرشته‌ها همراه می‌شود، تلاش خستگی‌ناپذیر اهالی رسانه را رنگ و بوی دیگری می‌بخشد. همه می‌خواهند تا لحظات زمینی‌مان را به دست خدا بدهند و هدیه‌ای آسمانی را ارمغانمان کنند و عاشقانه‌ترین ثانیه‌ها را از این قاب کوچک، مهمان پاکی دیدگانمان نمایند، اما خدا می‌خواهد تو مهمانش شوی تا برایت باران عاشقی ببارد. خدا می‌خواهد عاشق شوی و عاشقی‌ات را تسبیح کنی...
کد خبر: ۲۰۰۷۶۵

خدا می‌خواهد تو مهمانش شوی تا سهمی از زمزمه‌های اذان را به تو ببخشد. فرشته‌ها برای تو اذان می‌گویند...
مهمانش شو و با لحظه‌های ماهش، عکس یادگاری بگیر. ماه‌شو و در قاب آبی آسمانش جای گیر و وقتی قنوتت به گل نشست، سلام ما را به خدا برسان، تو که نزدیک‌تری پس مهمانیت مبارک ... 

در نخستین روزهای ضیافت بندگی، مهمان سفره رنگین کلام نجم‌الدین شریعتی شده‌ایم؛ کلامی شیرین چون شهد دلچسب خرمای سفره‌های افطار. شریعتی در شهرستان همیشه‌بهار تنکابن به دنیا آمده و 28 بهار عبودیت را پشت سر گذارده است. وی پس از اخذ دیپلم برای ادامه تحصیل در دانشگاه، به تهران عزیمت می‌کند و دست تقدیر، حکایت همیشگی دامنگیری خاک غربت را برایش رقم می‌زند...

نقطه ب، پدر مهربان، نقطه اوج، برکت، مشکات، نشونی، عقیق، خانه دوست، امیدهای ایران، زلال احکام و ... برنامه‌هایی است که تاکنون در مقام مجری یا مجری - بازیگر از او شاهد بوده‌ایم.

شما هم به مهمانی خوب خدا دعوت شدید؟

همه دعوتیم.

پس سلام‌تان به خدا...؟

اللهم انت السلام و منک السلام و لک السلام و الیک یعودالسلام.

این ماه درآسمان دل جا دارد؟

قطعا همین‌طور است. همان هلال باریک نقره‌ای اول ماه، کارت دعوتی است  برای همه ما و خوش به حال آنهایی که آسمان دلشان فراخ و گسترده است و می‌توانند این ماه را در دلشان ببینند. اگر دل، کوچک باشد شاید این ماه دیده نشود.

اگر آسمانش ابری بود؟

باید ابرها را کنار زد. اصلا فلسفه این ماه، صافی آسمان دل است. بهترین فرصت فراهم شده است تا غبار غفلت را از آینه دلمان بزداییم.

در دل شما قرص کامل است یا هلال؟

باید به قرص کامل برسیم. با هلال شروع می‌شود و وقتی به تکامل رسید انسان می‌تواند بهترین استفاده‌ها را از آن بکند و درخشش آن را ببیند.

ماه شب چهارده هم می‌شود؟

اگر تلاش کنی و دل را به سمت نورانیت سوق دهی، حتما می‌شود.

در ماه مبارک رمضان، اجراهایتان را به کدام دعا پیوند زده‌اید؟

در این ماه، همه مهمان ضیافت بزرگ خداییم و معمولا میزبان، درخواست مهمان را رد نمی‌کند، بنابراین از صمیم قلب دعا می‌کنم که اللهم ارزقنا حج بیتک الحرام فی عامی هذا و فی کل عام...

لحظه خوب دعا چه به یادتان می‌ماند؟

آمدن آن کسی که باید بیاید.

اجراهای این روزها رنگ خدا دارد؟

فضا به گونه‌ای است که همه‌جا رنگ خدا گرفته است. همه‌جا عطر بوی خدا را می‌دهد و این خودش کمک می‌کند تا چه بخواهیم و چه نخواهیم این حال و هوا به اجراها نیز منتقل شود، ان‌شاءالله که داشته باشد. اگر خودش بخواهد حتما این‌طوری خواهد بود.

و رنگ خدا؟

قشنگ‌ترین رنگ است. الله نور السموات و الارض... نور هر رنگی است خدا هم همان رنگ است.

ماه رمضان امسال، نشونی شما را از کدام برنامه بجوییم؟

برای ماه رمضان، همین برنامه زلال احکام را از شبکه سوم سیما تقدیم بینندگان خواهیم کرد. البته خیلی دلم می‌خواست تغییراتی در آن ایجاد شود اما متاسفانه به دلیل کمبود وقت، این اتفاق نیفتاد. در شبکه جام‌جم هم ماه رمضان‌ها برای نوجوان‌ها، برنامه امیدهای ایران را اجرا می‌کنم، همچنین در حال آماده‌سازی یک کار مستند برای شبکه سوم سیما نیز هستم.

پس مستقل شدید؟

بله، خیلی وقت است [می‌خندد].

چه تغییراتی برای برنامه زلال احکام مد نظر داشتید؟

دلم می‌خواست فضای برنامه دلنشین‌تر و متناسب‌ با حال و هوای ماه مبارک رمضان باشد و بخشی از آن در فضای باز ضبط شود و من و حاج‌آقا فلاح‌زاده (کارشناس برنامه)‌ به میان مردم برویم و با اصناف و آدم‌های مختلف صحبت کنیم و همان‌جا داغ داغ به سوالاتشان پاسخ بدهیم که متاسفانه نشد.

البته برای این که بتوانیم به سوالات بیشتری پاسخ دهیم صحبت‌های ابتدا و انتهای برنامه را نیز کمتر کرده‌ایم، البته در این میان نقش حجت‌الاسلام فلاح‌زاده را نیز نباید نادیده گرفت؛ احاطه کامل ایشان به فقه و احکام و نحوه پاسخگویی و دسته‌بندی که در بیانشان دارند به مخاطب کمک می‌کند تا راحت‌تر مسائل شرعی را دریابد و در ذهنش ماندگار شود. همه این موارد باعث شده تا ترس و واهمه‌ای در ما به وجود آید که مبادا تکرار برنامه به همین شکل باعث ایجاد دافعه گردد، لذا به اتفاق کارشناسان مختلف در تلاش هستیم تا با نوآوری در ساختار و استفاده از آیتم‌ها و شیوه‌های جدید، برنامه را بهتر از گذشته ارائه دهیم.

فاصله‌‌ها را در اجرا می‌توان فریاد زد؟

اگر فاصله من و مخاطبم نزدیک باشد، نیازی به فریاد زدن نیست. خیلی راحت، صمیمی و در گوشی‌تر می‌توانی با او صحبت کنی اما گاهی اوقات که این فاصله زیاد باشد می‌توانی فریاد بزنی. آن‌وقت این فریادها می‌تواند به هر نحوی باشد.

با سکوت چطور؟

سکوت بلندترین فریاد است.

این فاصله‌ها چطور ایجاد می‌شود؟

معمولا به مخاطب و کاراکتر مجری بستگی دارد. اگر مخاطب با مجری همذات‌پنداری کند، فاصله به حداقل می‌رسد اما اگر احساس کند مجری شعار می‌دهد و سخنانش با باورهایش در تضاد است نمی‌پذیرد و در نتیجه این فاصله بیشتر می‌شود.

به نظر می‌رسد شما در اجرایتان از گزینه فریاد بیشتر از سکوت استفاده کرده‌اید؟

همیشه این طور نیست، زیرا فریاد را خیلی باور ندارم مثلا ما نمی‌توانیم در اجرا فریاد بزنیم که خدا هست. ما اطلاع‌رسانی می‌کنیم اما مخاطب خودش باید به این باور برسد و به سراغش برود.

شما زودتر اجرا را فراموش می‌کنید یا اجرا شما را؟

فکر می‌کنم اجرا زودتر مرا فراموش کند. سیستم این طوری است. تا زمانی می‌توانی در این عرصه بمانی که حرفی برای گفتن داشته باشی. ماندگاری در اجرا از آن کسی است که با استفاده از نوآوری و خلاقیت، تمام ظرفیت‌ها و استعدادهایش را به کار گیرد و به یک سری تولیدات فکری فاخر برسد و متناسب با نیاز جامعه و مخاطب پیش رود. تا وقتی پا به پای مخاطب جلو روی، تو را می‌پذیرد و تا وقتی پذیرفته‌شده باشی، هستی. گاهی اوقات مجری با مخاطب همراه نیست؛ یا بسیار جلوتر حرکت می‌کند و یا عقب‌تر است. اگر بیننده نتوانند چشم‌انداز حضور تو را درک کند، جایی برای ماندن نخواهی داشت. سوالی که شما پرسیدید نسبی است. اگر کسی بخواهد در این عرصه بماند باید استانداردهایش را رعایت کند.

شما رعایت کرده‌اید؟

به هیچ عنوان قصد تعریف از خودم را ندارم اما بیشتر دوستان جوانم که از جامعه دانشگاهی هستند، می‌گویند آن چیزهایی که برای ما خیلی مهم و ارزشمند است و باید رعایت کنی را در اجرایت می‌بینیم. این اظهارنظرها علاوه بر این که به من کمک می‌کند، بار مسوولیتم را نیز سنگین‌تر می‌کند، لذا همواره سعی می‌کنم بین مردم باشم و نظراتشان را بشنوم و با مطالعه مستمر، کارم را بهبود بخشم، زیرا معتقدم که اجرا بدون مطالعه، هیچ ارزشی ندارد.

اما مردم معمولا به چهره‌های رسانه‌ای لطف دارند و کمتر نقطه‌ضعف‌ها را مستقیم به خود فرد می‌گویند.

درست است اما اگر باور داشته باشیم که دوستان واقعی‌مان همان‌هایی هستند که مثل یک آینه عمل می‌کنند، خیالمان راحت می‌شود. خوشبختانه در بین دوستان من، آدم‌هایی هستند که خیلی اوقات عیب‌هایم را بی‌پرده بیان کرده‌اند و من نیز سعی کرده‌ام آنها  را اصلاح کنم. گاهی حرکات اضافی یا بیان حرف‌هایی که به قول شما شائبه شعاری بودن را پیش می‌آورد در اجرایم بوده است که به لطف انتقاد همین دوستان، برطرفشان کرده‌ام.

پلی به گذشته اجرایتان زده‌اید؟

خیلی زیاد. اولین اجرای من در نیم‌رخ و برنامه <نقطه ب>‌ بود. زمان تولید این برنامه خیلی وسیع و گسترده بود و برخلاف کارهای امروز که مثل فست‌فود خیلی سریع آماده می‌شود خیلی راحت و با فراغ بال درست مثل زمان‌هایی که مامان‌هایمان از 4 صبح خورش را آماده می‌کنند تا برای ناهار ظهر آماده شود، کار می‌کردیم. هر جا احساس می‌کردیم کار بخوبی پیش نمی‌رود، تعطیلش می‌کردیم و شرایط جانبی نیز تاثیری روی کارمان نداشت. دلی و حسی بود و با وجود آن که خیلی به استانداردهایی که یک مجری باید رعایت کند، مقید نبودم، برایم دلنشین است.

این تجربه دیگر برایتان تکرار نشد؟

الان دیگر آن حس را در عرصه اجرا نمی‌بینم. نمی‌دانم، شاید دلیل ماندگاری نقطه ب، فضایش بود. مثل زلال احکام، عقیق و دیگر برنامه‌هایی که معمولا من اجرا می‌کنم، گفتگومحور نبود. مجری خودش یک کاراکتر داشت و این خیلی به انتقال پیام و حسی که دارای کمک می‌کند.

خوب و بد لحظه‌های اجرا را با بیننده تقسیم می‌کنید؟

خود به خود تقسیم می‌شود.

اما بعضی معتقدند که بدی‌ها تقسیم نمی‌شود؟

همیشه حق با مشتری است [می‌خندد] شاید دوم!

یک برداشت آسمانی از رهاترین لحظه در ماه مبارک رمضان؟

شب قدر؛ جایی از شهید چمران می‌خواندم که گفته بودند من شب قدر را با تمام لحظات زندگی‌ام عوض نمی‌کنم.

دوست دارید ویژه‌ترین افطارتان در کنار چه کسی باشد؟

صاحب سفره‌های افطار.

زیر باران دعای سحر، چترتان را می‌بندید؟

چترها را باید بست. باید خیس شد و چقدر خوب است که از این باران، فرار نکنیم.

وقت جواب دعا هم زیر بارانید؟

امیدوارم که باشم و تا آن‌وقت باران قطع نشده باشد.

با آب زمزم خدا در مکه دلتان را غسل دادید؟

تمام وجودم، تمام دلم، تمام زندگی‌ام، تمام گناهم ... [با گریه]

دوباره که به حالت اول بازنمی‌گردید؟

ربنا لا تزع قلوبنا بعد اذ هدیتنا.

حالا واقعا ستاره دین هستید؟

یک روز یک بنده خدایی صدایم کرد و گفت: نجم‌الدین! گفتم: ان‌شاالله‌

ستاره بودن را دوست دارید؟

دوست دارم.

در اجرا یا دین؟

در اجرا، در دین، در آسمان زندگی. ستاره بودن در هر جا و هر کار خیلی خوب است.

در کدام سخت‌تر است؟

قطعا در دین اما چقدر خوب است که آدم همیشه نوری از خودش داشته باشد ولو این‌که سوسو بزند.

دلتان برای خداحافظی تنگ شده...؟

خاطر تو را ستایش می‌کنم که شان نزولی است بر آیه‌آیه دلتنگی‌هایم. وقتی هستی شیرین‌شیرین، وقتی می‌روی تلخ تلخ. اشک من که هیچ‌وقت شور نبوده...

شیما و میلاد کریمی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها