آقای محلوجیان تیتراژ سریال «مثل هیچکس» با نام شما شروع میشود، با این عنوان: کاری از علیاکبر محلوجیان. این میتواند نشاندهنده اهمیت فیلمنامه در این سریال باشد. آیا این تصور درست است؟
این کار نشاندهنده لطف دوستان است. واقعیت این است که من یک طبقه از آدمها را خوب میشناسم؛ طبقهای که شخصیتهای سریالهای «پدرسالار» و «زیر تیغ» را رقم زدند. مثل هیچکس هم قصه همین آدمهاست؛ کسانی که یادشان میرود چه ارزشهایی در خانواده خود داشتهاند، تحت تاثیر فضای عمومی قرار میگیرند و پا روی اخلاقیات میگذارند؛ اما به مرور ارزشها به یادشان میآید.
در آثارتان از آدمهایی میگویید که آنها را میشناسید. در چه سنی با این آدمها آشنا شدید؟ و در چه محلهای با آنها همسایه بودهاید؟
پدر و مادر من قمی بودند؛ اما خود من متولد تهران هستم. دوران بچگی را در محله مولوی گذراندهام و بزرگ شده محله نازیآباد تهرانم. در دبیرستان وحید که در خانیآباد قدیم واقع بود، درس خواندهام که در زمان خود یکی از بهترین دبیرستانهای ایران بود. معلمان این دبیرستان از مدرسان شبکه آموزش بودند که بعد تبدیل به شبکه 2 سیما شد. این معلمها در دانستههای من نقش مهمی داشتند.
با دیدن آثار شما، حس نوستالژی به بیننده دست میدهد و یاد دورانی میافتد که شاید خیلی سالها پیش آنها را دیده است و اکنون از آنها خبری نیست. این یک حس است یا واقعا آدمهای آن دوره الان دیگر وجود ندارند؟
اگر حس نوستالژی به شما دست میدهد، پس آن آدمها و فضاها دیگر وجود ندارند. گاهی اوقات که خودم را با دورهای که آقام همسن من بود مقایسه میکنم، میبینم که نه من، نه برادرانم و نه حتی پسرعموهایم مثل آقام نیستیم. او بزرگ خانواده بود و همه برایش احترام قائل بودند و عید غدیر و نوروز ابتدا به دیدن او میآمدند؛ اما اکنون هیچکدام از ما نتوانستهایم جای او را پر کنیم. سنت احترام به بزرگتر از بین رفته است، دیگر کوچک و بزرگ وجود ندارد. من در آثارم، قصه همین آدمها را مینویسم؛ قصه کسانی که برخی از آنها وجود دارند و برخی دستنیافتنی هستند.
آیا داستان مثل هیچکس به تلخی قصه زیر تیغ است؟
نه. زیر تیغ، تلخیهای خودش را داشت. زندگی یک شکل نیست. گاهی آدمهایی را میبینیم که خیلی به هم نزدیک هستند؛ اما زندگی متفاوتی دارند. من این تفاوتها را ترسیم میکنم؛ چون معتقدم زندگی یک خط زیگزاگ است که انگار بچهای بازیگوش آن را ترسیم کرده است.
از اینکه زندگی این آدمها در ماه رمضان پخش میشود، چه احساسی دارید؟
ماه رمضان، ماه خوبی است؛ اما من زیاد درگیر ماجراهای حاشیهای نمیشوم؛ چون تولید و پخش سریالهای ماه رمضانی شبیه دوی ماراتن شده است که من زیاد دوست ندارم در این مسابقه شرکت کنم؛ هرچند اولین سریال مناسبتی ماه رمضان را با نام «همسایهها» نوشتم و حسن فتحی آن را کارگردانی کرد که مخاطبان زیادی داشت. طرح سریالسازی برای ماه رمضان را آقای ارگانی طرح کرد و پس از ساخت سریال همسایهها، مدیران تلویزیون آن را پیگیری کردند و تداوم بخشیدند.
سریال مثل هیچکس قرار است 30 شب متوالی پخش شود. آیا این نوع پخش به مخاطب برای ارتباط برقرار کردن با سریال کمک خواهد کرد؟
پخش هر شب شیوه خوبی برای نمایش سریال است. این روش مثل پاورقینویسی در روزنامه است که در تلویزیون شکل پاورقی تصویری به خود میگیرد؛ اما پاورقی داریم تا پاورقی. دیکنز هم پاورقینویس بوده است؛ اما داستانهایی که او در روزنامهها به شکل پاورقی مینوشته، در طول زمان به بهترین داستانهای دنیا تبدیل شدهاند. مهم ماندگاری اثر است.
طاهره آشیانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم