شاکی در تشریح ماجرا به بازپرس مدیرروستا گفت: چندی قبل در یکی از پارکهای تهران با مردی به نام فرهاد آشنا شدم. پس از مدتی به هم علاقهمند شدیم و تصمیم به ازدواج گرفتیم. اما یک ماه قبل از طریق یکی از دوستان فرهاد باخبر شدم، وی با دختر دیگری آشنا شده و دیگر قصد ازدواج با من را ندارد.
پس از شنیدن این حرفها، ناراحت و عصبانی شدم و به پاتوق فرهاد که در یکی از پارکهای تهران بود، رفتم و او را با دختر غریبهای دیدم و با هم مشاجره کردیم که فرهاد به سویم حملهور شد و مرا کتک زد.
وی افزود: از آن روز به بعد ارتباطم را با وی قطع کردم تا این که چند روز قبل فرهاد با تلفن همراهم تماس گرفت و ادعا کرد که از من یک سیدی غیراخلاقی دارد و اگر از وی عذرخواهی نکنم، آن را ابتدا به منزلم ارسال میکند و پس از چند ساعت در سطح شهر تهران پخش میکند. به حرفهایش توجهی نکردم تا این که چند پیام تهدیدآمیز از وی دریافت کردم بنابراین تصمیم به شکایت از وی گرفتم.
به دنبال شکایت دختر جوان، فرهاد تحت تعقیب پلیس تهران قرار گرفت و چند روز قبل دستگیر شد.
اعتراف به دروغ دردسرساز
فرهاد متهم در اظهاراتش به پلیس گفت: من و شاکی قصد ازدواج با هم را داشتیم، اما از چندی قبل، وی مدام به رفتارهای من ایراد میگرفت و به من سوءظن پیدا کرده بود.
وی افزود: پس از مشاجره ارتباط خود را با او قطع کردم تا این که او بار دیگر در پارک به سراغم آمد و به من فحاشی کرد و من نیز تصمیم به انتقام از او گرفتم و طی تماسهای تلفنی به دروغ وانمود میکردم که از او سیدی غیراخلاقی تهیه کردهام و بزودی آن را در شهر منتشر خواهم کرد و فقط قصد ترساندن او را داشتم تا از من عذرخواهی کند.
با ثبت اظهارات شاکی و متهم، دستور قضایی برای تحقیقات بیشتر صادر شده است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم