او هم نگران از این که شاید اتفاق بدی برای مادرش افتاده باشد، موضوع را به کلانتری محل خبر داد.
ماموران هم پس از شنیدن حرفهای زن جوان، همراه وی به منزل مادرش رفتند و پس از هماهنگی قضایی وارد منزل زن سالخورده ربابه شدند و در بازرسی اتاقهای منزل، با جسد وی روبهرو شدند و پی بردند که وی با ضربههای چاقو به قتل رسیده و چند ساعتی از مرگش میگذرد در حالی که طلاهایش هم به سرقت رفته است.
ردپای نوه در قتل مادربزرگ
با گزارش موضوع به بازپرس دادسرا جسد مقتول برای بررسی علت مرگ به پزشکی قانونی انتقال یافت و جستجو برای یافتن قاتل فراری آغاز شد.
کارآگاهان جنایی در تحقیق از اهالی محل پی بردند، آخرین فردی که مقتول را ملاقات کرده، نوه معتادش علی بوده است. به این ترتیب علی به عنوان مظنون در قتل تحت تعقیب پلیس قرار گرفت و از سوی کارآگاهان جنایی اداره آگاهی شهریار دستگیر شد و با انتقال به مرکز پلیس راز قتل مادربزرگش را فاش کرد.
وسوسه طلا آغاز یک جنایت
علی - متهم به قتل - در اظهاراتش به پلیس گفت: معتاد بودم و پولی برای خرید موادمخدر برایم نمانده بود به همین خاطر به منزل مادربزرگ (75 سالهام) که خیلی مهربان بود رفتم تا از او پول بگیرم اما برخلاف دفعات قبل پولی به من نداد و من وسوسه شدم طلاهایش را سرقت کنم بنابراین او را با چاقو تهدید کردم اما داد و فریاد کرد تا همسایهها را با خبر کند که به سویش حمله کردم و با ضربههای چاقو او را کشتم و پس از سرقت طلاهایش، متواری شدم.
بنابر این گزارش، متهم با قرارقانونی روانه بازداشتگاه پلیس شد تا تحقیقات تکمیلی از وی صورت گیرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم