بررسی نقش دوبلاژ در سینمای علی حاتمی

تالیف شاعرانگی در اتاق دوبله‌

چندی است که متولیان سینمای کشور درباره لزوم شکل‌گیری جریانی نوپا موسوم به «سینمای ملی» در تولید آثار داخلی، مباحثی را مطرح کرده‌اند. آنان برای این جریان تعاریفی را نیز قائل شده و حتی دست به ارائه الگوهای ساختاری آن زده‌اند. یکی از الگوهایی که مدیران در این عرصه همواره از آن یاد می‌کنند، سینمای زنده‌یاد علی حاتمی است و اصرار می‌ورزند که سینماگران از سبک درخشان این کارگردان فقید تبعیت کنند.
کد خبر: ۱۹۸۹۸۱

حال چقدر سینمای حاتمی می‌تواند در پی‌ریزی ایده سینمای ملی نقشی ایفا کند، خود بحث جداگانه‌ای است که پیشنهاددهندگان جریان سینمای ملی باید خود پاسخگو باشند، اما سبک منحصر به فرد حاتمی دارای اجزایی است که او را از سایر کارگردانان متمایز کرده و حتی در جاهایی شیوه کارش را تقلیدناپذیر می‌کند. علاقه‌مندی به سیر حوادث و شخصیت‌های یکصد سال اخیر تاریخ کشور، نگارش دیالوگ‌های وزین و آهنگین با حال و هوایی شاعرانه و طراحی با ظرافت صحنه و لباس، در کنار چهره‌آرایی متناسب با اثر که کاملا فرهنگ ایرانی را القا‌ء می‌کند، از جمله شاخصه‌های بارز سینمای زنده‌یاد حاتمی هستند. در این بین علاقه و اشتیاق علی حاتمی به فن دوبلاژ و به کارگیری آن در آثارش نیز قابل بررسی است.
وی از همان اولین فیلمش یعنی «حسن کچل» تا «مادر» و حتی در مجموعه‌‌های تلویزیونی چون «داستان‌های مثنوی معنوی، سلطان صاحبقران و هزاردستان» از صدای دوبلورها به جای بازیگرانش در اجرای آن دیالوگ‌های شاعرانه بهره برد.

به طوری که با تماشای آثار حاتمی، این نکته در ذهن متبادر می شود که دوبله نوعی فن در جهت صداگذاری نیست بلکه پا را فراتر از فارسی‌گویی گذاشته و در این سیر مبدل به هنر و شخصیتی جداناپذیر در سینمای علی حاتمی شده است. رویکردی که بعدها در «دلشدگان»، حاتمی سراغ دوبله (به دلیل برخی دخالت‌های مدیران وقت سینمایی در کارش)‌ نرفت و به جرات موجب شد که دلشدگان آن تاثیرگذاری آثار قبلی حاتمی را برای دوستداران آثارش نداشته باشد و به قول بسیاری از نزدیکان حاتمی، وی روتوش و پالایش نهایی فیلم خود را در اتاق ضبط دوبلاژ انجام می‌داد و آن دیالوگ‌های ظریف و آهنگین را با صداهای رشک برانگیز دوبلورها درخشان می‌کرد. به مانند صدای مرتضی احمدی در نقش راوی در فصل افتتاحیه حسن کچل که به حالت ریتمیک می‌گوید: «... چی بگم؟ نون گندم، مال مردم اگه بود، نمی‌رفت از گلو پایین به خدا / اگرم مشکلی بود/ آجیل مشکل‌گشا حلش می‌کرد/ بچه‌ها بازی می‌کردن تو کوچه/ جمجمک برگ خزون/ حمومک مورچه داره/ بازی مردخدا/ کو، کجاست مرد خدا؟... دیالوگ به یاد ماندنی حبیب‌الله ظروفچی (با صدای چنگیز جلیلوند به جای جمشید مشایخی)‌ در انتهای «سوته دلان» که: «همه عمر دیر رسیدیم». یا گفتگوی مدیر مدرسه هنر در عهد ناصری با شاه قاجار که امیدوار بود هر سال مدرسه هنرش، کمال الملکی را به ایران زمین تقدیم کند و ناصرالدین شاه (با صدای منوچهر اسماعیلی به جای عزت‌الله انتظامی)‌ در پاسخ می‌گفت: «امیدوار نباشید؛ مدرسه هنر مزرعه بلال نیست آقا که هر سال محصول بهتری داشته باشد، در کواکب آسمان هم یکی می‌شود ستاره درخشان، الباقی سوسو می‌زنند» و یا گفته‌های غلامرضا (با نقش‌آفرینی اکبر عبدی با صدای منوچهر اسماعیلی به جای وی)‌ در فیلم «مادر» که می‌گفت: «مادر مرد، از بس که جان ندارد!» نمونه‌های فراموش‌ناشدنی تطابق دیالوگ‌های حاتمی با گویندگی پر حس و حال دوبلورهاست. این گویندگی حرفه‌ای حتی موجب باورپذیرتر شدن نحوه نقش‌آفرینی بازیگران آثار حاتمی نیز شده به گونه‌ای که دیگر کمتر آن بازی‌های ماندگار را از آنان در مابقی آثاری که حضور داشتند، دیده شد. نقش‌هایی چون مونولوگ زنده‌یاد جهانگیر فروهر (با صدای مخملین ناصر طهماسب)‌ در سریال هزار دستان، «کی فکرش را می‌کرد؟

شاگرد ممتاز مدرسه دارالفنون بشود شف‌‌گارسن گراند هتل! از ناداری نبود، از نادانی بود، دوست داشتم ژنرال بشم، ژنرال کی و چی فرقی نداشت فقط ژنرال...» و یا نقش رضاخان پهلوی با بازی داوود رشیدی که نقش‌گویی تحسین برانگیز زنده یاد ایرج ناظریان در باورپذیری آن نقش و سهم به‌سزایی داشت، وقتی خیلی قلدرانه با لحنی از تحکم به کمال‌‌الملک می‌گفت: «کباب را باید با سیخ به نیش بکشی، استاد کباب بخور جون بگیری!». به هر حال از این نمونه‌ها در سینمای علی حاتمی فراوان است.

در این بین، بهترین کسانی که می‌توانند به طور موشکافانه درباره نقش دوبله در آثار حاتمی اظهارنظر کنند، دو استاد این عرصه یعنی منوچهر اسماعیلی و ناصر طهماسب هستند که صدای آشنایشان را در اکثر فیلم‌های حاتمی به یادگار گذاشتند. طهماسب در این باره می‌گوید: «حاتمی با دوبله، فیلمش را تالیف می‌کرد. یعنی زمان نوشتن فیلمنامه و شکل دادن به نقش‌ها، همزمان به صدای شخصیت‌ها فکر می‌کرد. دقت داشت که هر نقش باید با کدام صدا اجرا شود و اگر پیشنهاد خوبی هم مطرح می‌شد، قبول می‌کرد. ارتفاع کار دوبلورها را در ظاهر نمی‌دانست، اما به توانایی‌هایشان اشراف داشت. اینها سبک منحصر به فرد او بود. من با کارگردان‌های زیادی در سینمای ایران کار کرده‌ام، برخی از آنها در جریان دوبله فیلمشان، حتی وارد اتاق دوبله هم نمی‌شدند. کسی که دیالوگ خودش را گوش نمی‌دهد معلوم است که چی نوشته! مگر می‌توان اینها را با حاتمی مقایسه کرد که با گوشت و خونش می‌نوشت. بعضی فقط دنبال این بودند که دوبله فیلمشان به سرعت تمام شود. علی حاتمی این گونه نبود صدا برایش خیلی اهمیت داشت. دوست داشت ورم حسی کلمات را با صداهایی خاص تزیین کند.

اسماعیلی نیز معتقد است: «زنده‌یاد حاتمی خیلی چیزها را در ذهن من گشود، همان طور که علی کسمایی اولین پرده را از مقابل چشمانم کنار زد. علاقه‌اش به دوبله به قدری بود که اعترافات اغراق‌آمیزی می‌کرد و می‌گفت بهترین لباس‌هایم را سر دوبله می‌پوشم و در شبی که فردا صبحش می‌خواهم سر دوبله حاضر شوم بیشترین التهابات را دارم. حداقل من و ناصر طهماسب این را می‌فهمیدیم و تا این لحظه پس از علی حاتمی و ناصر تقوایی، نفر سومی را سراغ نداریم که آنچنان مجذوب دوبله باشند. علی حاتمی به طور رسمی اعلام می‌کرد که فیلمم را در اتاق دوبله می‌سازم».

در نمایش‌های چندباره فیلم‌های حاتمی از تلویزیون (که اخیرا شاهد پخش کمال‌الملک و مادر نیز بودیم)‌، این نکته مشهود بود که این فیلم‌ها هنوز هم مخاطبان بسیاری دارد و از این جهت ردپای روح ایرانی کماکان در آثار حاتمی هویداست و این چنین همدلی تماشاگر را با خود همراه می‌کند و جایگاه تاثیرگذار دوبلاژ نیز در این سینمای خاص قابل بررسی است. دوبله در فیلم‌های حاتمی را نمی‌توان به عنوان فن یا نوعی تکنیک قلمداد کرد بلکه باید آن را هنر دوبلاژ نام نهاد.

نیروان غنی‌پور

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها