شرایط خاص معدن نمک که از فعالیت میکروارگانیسمها جلوگیری میکند، سبب حفاظت و نگهداری موادآلی و غیرآلی موجود در معدن شده و آن را به یکی از پدیدههای کمیاب و ارزشمند باستان شناختی بدل کرده است؛ هر چند مومیاییهای نمکی به مردان نمکی مشهورند، اما روشن نیست همه مومیاییهایی که تاکنون پیدا شدهاند، مرد باشند. اخبار موجود درباره مردان نمکی بسیار محدود است؛ چرا که تحقیقات روی آنها از اواخر سال 2006 شروع شده است.
از سال 1993 تا دسامبر 2005 مومیاییهای نمکی در معدن نمک چهرآباد در نزدیکی زنجان واقع در شمال غرب ایران پیدا شد. به طور کلی جزییات اکتشافات قدری مبهم و نامعلوم است. تا نوامبر 2006 اطلاعات موجود درباره این مومیاییها حاکی از پیدا شدن 4 مورد بود تا این که گزارشی در این تاریخ از کشف پنجمین مورد خبر داد و اکنون ششمین مرد نمکی نیز کشف شده است. طبق آخرین گزارش موجود، تاریخ و جزییات اکتشافات مردان نمکی عبارتند از:
مومیایی نمکی 1
این پیکره به طور تصادفی توسط معدنچیان در معدن نمک چهرآباد زنجان در زمستان سال 1993 کشف شد. مرد نمکی کشف شده 35 تا 40 سال و 165 تا 170 سانتیمتر قد داشته و بیش از 1700 سال قبل زندگی میکرده است. وی دارای موی سفید بلند و ریش بود و چکمهای چرمی به پا داشته است. چند قطعه ابزار و یک گردو به همراه وی کشف شده است. از آنجا که تنها سر و پای چپ چکمه پوشیدهاش به نمایش گذاشته شده، احتمال میرود یا همین قسمت از پیکرش سالم مانده و کشف شده یا خوب حفظ و نگهداری نشده است.
البته گزارش ویکیپدیا فهرست کاملتری از موارد یافت شده با جسد ارائه میکند: 3 چاقوی آهنی، یک نیم شلوار پشمی، یک سوزن نقرهای، یک قلاب سنگ، قسمتی از ریسمان یا تسمه چرمی، یک سنگ چاقو تیزکنی، یک گردو، چند تکه سفال، خردهپارههایی از پارچه منقوش و در نهایت تعدادی استخوان شکسته. وی دستکم یک گوشواره نیز داشته است. پیکر مرد نمکی در میانه تونلی تقریبا 45 متری مدفون شده بود. لاشه 3 جسد دیگر از جمله یک زن نیز بعد در همین معدن نمک کشف میشود. پس از مطالعات باستانشناختی از جمله زمانسنجی کربن 14 از نمونههای مختلف استخوانها و منسوجات، دوره زندگی مرد نمکی در حدود 1700 سال قبل تاریخگذاری و با انجام آزمایش نمونه مو، گروه خونی B+ برای وی تعیین شد. اسکن تصاویر سه بعدی، شکستگیهایی را اطراف چشم و آسیبهای متعددی را نشان دادند که پیش از مرگ در نتیجه اصابت جسم سخت رخ داده است. مشخصههای بصری موجود از جمله موی بلند و ریش و گوشواره طلایی در گوش چپ حاکی از این است که وی مردی از طبقات بالای جامعه بوده، اما علت حضور و مرگش در این معدن نمک به صورت یک راز باقیمانده است.
مومیایی نمکی 2
دومین مومیایی نمکی که به مرد نمکی دوقلو یا همزاد ملقب شد نوامبر 2004 در فاصله 45متری محلی که نخستین مرد نمکی کشف شده بود، پیدا شد. به نظر میرسد این پیکره بیشتر یک اسکلت باشد، ولی با وجود این، حفاظت و نگهداری خاصی را میطلبد، چرا که اسکلت هنوز مو و ناخن دارد. براساس گزارشها، بقایای دومین اسکلت مومیایی نمکی تقریبا کامل و شامل قسمتهایی از جمجمه، آرواره، هر دو بازو و پاهای چپ و راست است. چند تکه پارچه پشمی و قطعهای از پلاس کاهی که به سبک منحصر به فردی بافته شده نیز در کنار دومین مرد نمکی کشف شده بود. آزمایشهای اولیه پزشکی قانونی سن مرد نمکی دوم را
35 تا 40 سال و قد وی را 180 تا 185 سانتیمتر اعلام کرد. نمونههایی از بقایای پوست روی سینه، تار مو و استخوان دنده برداشته شد تا بررسیهای ژنتیکی و شناسایی DNA روی مومیایی نمکی انجام شود.
مومیایی نمکی 3
ژانویه 2005 سومین مومیایی نمکی در وضعیتی که زیر تخته سنگی دو تنی مدفون بود، کشف شد و به همین علت نیز آسیب قابل ملاحظهای به پیکره و در نتیجه اسکلت وارد شده بود. بر اساس گزارش گروه اکتشافی، مواردی از قبیل یک کیسه چرمی پر از نمک، یک پیهسوز گلی، 2 جفت کفش چرمی 2 ، شاخ گاو و... نیز همراه جسد یافت شدند که همگی در وضعیت خوبی قرار داشتند.
مدیر کاوش و حفاری پروژه تایید کرده بود که کیسه چرمی انباشته از کریستالهای نمک بوده و کاملا به هم فشرده و سفت شده بودند. این وضعیت نشان میدهد مرد نمکی قصد حمل کیسه به بیرون معدن را داشته که یکباره دچار سانحه شده و زیر تخته سنگ سنگین گیر افتاده و شانسی برای گریختن نیافته است.
مومیایی نمکی 4
چهارمین مومیایی مارس 2005 کشف شد که محفوظ ماندهترین پیکره تا این تاریخ به شمار میرود. محققان آزمایشهای اشعه ایکس و سیتی اسکن را روی جسد اجرا و نتیجهگیری کردند که پسری 15 یا 16 ساله بوده است. تحقیقات اخیر نشان میدهد این مرد نمکی حدود 2000 سال پیش مرده است. بوی تند خاصی از جسد مومیایی نمکی به مشام میرسید که با گذشت زمان از شدت آن کاسته شده و کارشناسان آن را به خود معدن حمزهلو نسبت میدهند و یکی از دلایل کشف مرد نمکی چهارم نیز همین بوی خاص در محل بوده که کاوشگران را به سوی موقعیت جسد هدایت کرده است.
بر اساس گزارش آژانس خبری سازمان میراث فرهنگی ایران، کاوشگران تعدادی وسیله همراه مرد جوان یافتند که جزو مایملک وی به شمار میرفته است. مرد نمکی 2 گوشواره در گوشهایش و خنجری آهنی در غلافی که به دور کمرش بسته شده بود با خود داشته است. در مجاورت جسد 2 ظرف سفالی (محتوی روغن) قرار داشته که ممکن است به عنوان چراغ و پیهسوز به کار میرفته است. از محتویات ظروف نمونهبرداری شده است تا ماهیت آن در آزمایشگاه مشخص شود. این نوجوان نگونبخت، جامهای پنبهدوزی شده (لایهدار) که تا زانو میرسید، پوشیده و مچ پیچ یا پاتابههایی که تا رانهایش میرسید، به تن داشته است. لبههای پیراهن و پاپوش با نوار قرمز رنگی لبهدوزی و تزیین شده و قسمتی از یک پوستین نیز روی شانه راست وجود داشته است که احتمالا با طنابی چرمی به شکل شنل روی دوش قرار میگرفته است. کفشهای ساق کوتاه با بندهای چرمی در امتداد رویه کفش از دیگر ملزومات مرد جوان به شمار میرود. مرد نمکی موهای حنایی رنگ بسیار کوتاهی دارد و حالت جمعشدگی پای راست در شکم و آثار لکههای تیرهرنگ روی این بخش از لباس حاکی از صدمه شدید همراه با خونریزی است و بخوبی نشان میدهد مرد جوان به حالت نیمخیز بر اثر فشار وارده از آوار سنگ و خاک مدفون شده است.
گزارشها بوضوح نشان میدهند مرد نمکی چهارم در بهترین و کاملترین وضعیت قرار دارد. بررسیها حاکی از این است که بجز در مورد چهارمین مرد نمکی، پیکره دیگر مومیاییهای نمکی کمتر دستنخورده و سالم باقی ماندهاند.
مومیایی نمکی 5
گزارشی از آژانس خبری میراث فرهنگی ایران حاکی از این است که پنجمین مومیایی نمکی در دسامبر 2005 کشف شده است، اما اطلاعاتی در مورد این مرد نمکی موجود نیست.
مومیایی نمکی 6
خبرگزاریهای ایرانی ژوئن 2007 اعلام کردند ششمین مومیایی نمکی پیدا شده است، هر چند اطلاعات مشخصی درباره این مرد نمکی تاکنون به دست نیامده است. دانشمندان تا زمانی که تکنیکهای حفاظت و نگهداری بهتری پیدا نشده اقدام به حفاری و کاوش مومیایی نمکی و جابهجایی آن از معدن نمک نخواهند کرد.
باستانشناسان نگران این مساله هستند که 5 مرد نمکی نخست در معرض خطر روبه زوال رفتن و فساد هستند مگر این که تکنیکهای حفاظت مناسبتری پیدا شوند. تا آن زمان، مومیایی نمکی ششم در زیر تودهای از نمک و گردوخاک باقی خواهد ماند تا کاوشگران راه بهتری برای حفظش بیابند.
گزارشی جدید بر این دلالت میکند که ششمین مرد نمکی احتمالا کارگر معدن نمک در دوره امپراتوری رومیها بوده که طی زمینلرزهای در زیر تخته سنگها مدفون شده است. باستانشناسان ایرانی با دانشمندانی از موزه معدن آلمان در بوخوم ارتباط برقرار کردهاند تا به تحقیقات در زمینه این مومیایی، معدن چهرآباد و حیات نباتی آنجا کمک کنند.
مومیایی خشک و مومیایی طبیعی چیست؟
علیرغم فساد و آسیبپذیری اجساد، مواردی نیز یافت میشود که به طور عمد یا اتفاقی و طبیعی از فساد و نابودی محفوظ ماندهاند. فعالیت آنزیمهای هضم سلول، باکتریهای تجزیهکننده اسپور قارچها تنها در حضور آب امکانپذیر است، بنابراین حذف آب از محیط سلولی و محیط خارج میتواند از تجزیه آنها توسط اجزای سلولی یا باکتریهای موجود جلوگیری کند.
حذف آب از محیط ممکن است بر اثر تبخیر یا انجماد آن یا به وسیله مواد جاذب رطوبت صورت گیرد که مومیاییگران مصر باستان نیز حفظ اجساد خود را با قرار دادن آنها در محلول نمک ناترون (مخلوط کربنات و بیکربنات سدیم) و انجام مراحل بعدی مثل خشک کردن کامل آن در زیر نور آفتاب یا توسط حرارت آتش، اندود کردن با روغنهای خاص و نوارپیچی تضمین میکردند.
اما در این میان، گاهی به اجسادی برمیخوریم که بدون دخالت انسان و تحت شرایط محیطی خاص از نابودی و فساد پس از مرگ محفوظ ماندهاند. به چنین اجسادی مومیایی طبیعی اطلاق میشود. این نوع مومیاییها بر اساس منطقه یا شرایط محیطی از جمله سرمای شدید، خشکی و بیآبی شدید یا مواد شیمیایی خاص موجود در محلی که در آن قرار گرفتهاند تقسیمبندی و نامگذاری میشوند نظیر مومیایی یخی (شرایط سرمای فوقالعاده، مثل مومیایی دوره اینکاهای کوههای آند در کشور پرو یا مرد یخی آلپی)، مومیایی خشک، مومیایی باتلاق و مومیایی نمکی.
بنابراین به علت حساسیت زیاد این گونه آثار، نسبت به تغییرات رطوبت نسبی، دمای محیط و عوامل بیولوژیک، نگهداری آنها نیازمند شرایط خاصی است.
برخی از عوامل بیولوژیک میتوانند تا مدتها بدون هیچ نشانهای بهطور نهفته باقی بمانند تا شرایط رشدونمو آنها فراهم شود. از آنجا که استفاده از مواد شیمیایی ضدعفونیکننده برای بر طرف کردن این عوامل ممکن است باعث ایجاد آلودگی محیطی، تاثیر کوتاهمدت و امکان تاثیر بر خود اثر شود، پس در سالهای اخیر روشهای جدیدی برای رفع این مشکل پیشنهاد شده که آثار مومیایی در اتمسفرهایی مثل نیتروژن، آرگون یا دیاکسیدکربن نگهداری شوند. این شرایط با کاهش رطوبت و اکسیژن مانع رشد و فعالیت عوامل بیولوژیک میشوند.
موقعیت محوطه کشف مومیاییهای نمکی
معادن نمک چهرآباد در بخش جنوبی روستای حمزهلو واقع در 75 کیلومتری غرب شهرستان زنجان در شمال غرب ایران قرار دارد. معادن نمک چهرآباد که به وطن مومیاییهای نمکی مشهور شده از دوران سلسله هخامنشیان (330550 قبل از میلاد) تا اوایل دوره سلسله ساسانیان (651 224 میلادی) نیز بهرهبرداری میشده است.
اکتشاف مردان نمکی در ایران بحث و جدلهایی را نیز به دنبال داشته است. 2مومیایی نخست توسط معدنچیان در معدن نمک چهرآباد کشف شدند. پس از کشف دوم، بهرهبرداری از معادنی که برای باستانشناسان سودمند بود، متوقف شد. شرکتی که مالک حقوق معادن نمک است خواهان تجدید جواز بهرهبرداریش از سوی وزارت معادن و فلزات ایران است. از طرفی این تجدید جواز به مالکان معدن نمک اجازه میدهد حتی در حساسترین مناطق معدن نمک از نظر باستانشناختی نیز فعالیت کنند. به همین علت گروههای باستانشناسی و گردشگری تلاش کردند مانع صدور مجوز شوند.
کجا میتوانیم مردان نمکی را ببینیم؟
سروپای اولین مرد نمکی در موزه ملی ایران در تهران به معرض نمایش گذاشته شده است. دومین، سومین، چهارمین و پنجمین مومیایی نمکی طبق آخرین گزارشها اکنون در موزه انسانشناسی زنجان (عمارت ذوالفقاری سابق) در معرض نمایش است. ششمین مومیایی نمکی نیز در محل خود باقی مانده است. در حال حاضر محققانی از دانشگاه آکسفورد (مارک پولارد) و دانشگاه یورک (دان بروثول) از سوی مرکز تحقیقات باستانشناسی ایران برای مطالعه مومیاییهای نمکی دعوت شدهاند. همچنان که این 2 دانشمند یافتههایشان را گزارش میکنند، اطلاعات بیشتری در این زمینه قابل دسترس خواهد بود. یک کارشناس مومیایی از دانشگاه کپنهاگ دانمارک تلاش دارد بازسازی صورت و نمونه مطابق اصل از چهارمین مومیایی نمکی را به اجرا بگذارد. برای انجام این طرح، وی از حدود هزار تصویر امآرآی از بدن و صورت استفاده خواهد کرد.
همچنین کاوشگران با تیمی چند ملیتی از باستانشناسان در معدن نمک شروع به کار میکنند تا شاید اطلاعات بیشتر و حتی مومیاییهای بیشتری کشف کنند.
ویژگیهای بارز مردان نمکی
تعداد بسیار معدود مومیایهای نمکی یافت شده تاکنون باعث شده مومیاییهای نمکی ایرانی بسیار منحصر بهفرد باشند؛ البته از مومیاییهای دیگر ایجاد شده در نمک میتوان به دیوید لیوینگستون، کاشف و مبلغ مذهبی و همچنین مومیاییهایی که به شکل طبیعی در هالشتات اتریش ایجاد شدهاند، نام برد. پیکر لیوینگستون پس از مرگ در نمک نگهداری شده بود، چرا که وی امیدوار بود از این طریق جسدش در سفر درازمدت بازگشت به لندن محفوظ و دست نخورده باقی بماند.
آزمایشهای انجام شده از سوی بخش رادیوکربن دانشگاه آکسفورد روی بقایای اجساد و منسوجات، سالیابی مردان نمکی اول و دوم را به اواخر دوران سلسله اشکانیان و اوایل سلسله ساسانیان (1745 ق.م) نسبت داده است. سالیابی مردان نمکی سوم، چهارم و پنجم نیز به حدود 500 سال قبل و دوره پس از هخامنشیان (2245 ق.م) برمیگردد.
راز مرگ این مردان نمکی توجه و جذابیت زیادی را میان دانشمندان موجب شده است. پس از آن که سومین مومیایی نمکی زیر تخته سنگی مدفون شده کشف شد، برخی باستانشناسان نتیجه گرفتند که فروریزی معدن علت کشته شدن همه مومیاییهای نمکی بوده است، هر چند برای به اثبات رساندن چنین ایدهای تحقیق و بررسیهای بیشتر ضروری مینماید.
DNA مردان نمکی مطالعه خواهد شد. بررسیهای ژنتیکی به دلیل تداوم تحولات ژنتیکی در نسلهای مختلف بیماریهای ژنتیکی و ویژگیهای قومی و خونی میتواند اطلاعات مفیدی را درباره مردان نمکی در اختیار باستانشناسان قرار دهد. با استخراج DNA میتوان مقایسههای تطبیقی میان مردان نمکی و ساکنان بومی منطقه انجام داد و روند تغییرات ژنتیکی را در طول این مدت طولانی شناسایی کرد. محققان دانشگاه سیدنی استرالیا اعتقاد دارند این مومیاییهای نمکی میتوانند حجم زیادی از دادههای مهم را پیرامون سراسر هزاره میان امپراطوری ایران و ورود اسلام فراهم کنند.
در کنار مردان نمکی، بیش از 300 قطعه بافته و پارچه که برخی دارای طرح و نقش بودهاند، پیدا شدهاند. گرچه این منسوجات اندازههای مختلفی دارند، اما تکههایی تا اندازه یک مترمربع نیز در میان آنها وجود دارد. جالب توجه این که رنگآمیزی به کار رفته در پارچهها خوب حفظ شده و این به سبب وجود نمک است.
مهریار میرنیا
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم