در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نجات ایسلر، سعادت آکسوی، اوفوک بایراکتار و تولین اوزن نقشهای اصلی فیلم را بازی میکنند. قصه فیلم درباره یوسف 33 ساله است که حرفهاش شاعری است. او به منزل قدیمی پدریاش برمیگردد و بازگشت او به زادگاهش با یادآوری خاطرات گذشته و دوران کودکی همراه است. یوسف سالها از شهر زادگاهش دور بوده است و در بازگشت با خانهای خالی، اندوهبار و فراموششده روبهرو میشود. علت این امر مشخص است: مادر یوسف مرده است و دلیل اصلی بازگشت او به شهر زادگاهش هم همین است. آلیای 18 ساله (با بازی آکسوی) در خانه انتظار او را میکشد. در خانه پدری است که یوسف تازه متوجه میشود چه روابط سردی با مادرش طی 5 سال گذشته داشته و او در این رابطه چقدر سهلانگاری کرده است. با این حال، او هنوز نمیتواند غم واقعی از دست دادن مادر را درک کند. برای مدت کوتاهی در کنار جسد مادر مینشیند. این همان عزاداری است که یوسف برای مادرش میکند. اما حضور آلیا کمک میکند تا فضای واقعی فقدان یک عزیز حس شود و یوسف کم کم متوجه میشود با یک مصیبت عظیم روبهروست. اما او پس از پایان مراسم تدفین مادر، چگونه خودش را با احساس گناهی که مرتکب شده وفق خواهد داد؟ آیا او میتواند بر این مساله فائق شود؟ در و دیوار خانه یادآور خاطرات عزیز گذشته است و عادات اهالی محل، یوسف را به فکر فرو میبرد. فضای عمومی منزل قدیمی با یادها و خاطرات مختلف عجین شده و حتی حضور ارواح خویشاوندگان قدیمی را میتوان درون منزل حس کرد. یوسف زمانی از این شهر فرار کرده بود تا آینده و خوشبختی را در مکان دیگری جست و جو کند. اما شهری که او سالها قبل این چنین با شتاب ترکش کرده بود، حالا او را اسیر خود کرده است. روزی که یوسف قرار است به استانبول برگردد، متوجه این نکته میشود که او مجبور است کار ناتمام مادرش را که یک عمل قربانی کردن است انجام دهد و تا زمانی که آخرین خواسته مادرش را برآورده نکند، نمیتواند شهر را ترک کند. آلیا هم او را وادار میکند که این کار را انجام دهد. بزودی یوسف و آلیا راهی سفر به سمت یکی از زیارتگاهها میشوند. فاصله زیارتگاه با شهر 4 ساعت است. در آنجا این 2 میتوانند مراسم سنتی قربانی کردن را که خواسته مادر بوده اجرا کنند. آلیا از وقوع تمام این اتفاقها هیجانزده شده است، زیرا این اولین سفر او به محلی در خارج از شهر کوچکشان است. یک تصادف در بین راه، یوسف را وادار میکند با مسائلی رودررو شود که در تمام این سالها وی قصد داشته از آنها فرار کند. او نمیتواند حیوان مورد نظر را هم از دل گله انتخاب کند، زیرا نمیداند کدامیک را باید جدا کند. یوسف و آلیا ناگزیر میشوند شب را در این محل اقامت کنند و راهی یک هتل میشوند. زمانی که بارش برف شروع میشود، یوسف دیگر احساس بیگانگی نمیکند و این شهر قدیمی برای او حکم مکانی آشنا را دارد.
کشور یونان هم در تولید فیلم با ترکیه مشارکت داشته است، ولی فیلم در همه جا به عنوان محصولی از ترکیه شناخته شده است. علتش هم این است که عوامل، فضا، قصه و آدمها همگی ترک هستند و کلیت فیلم ارتباط چندانی با کشور همسایه یونان پیدا نمیکند. برای مثال، حتی کاراکتر اصلی که مجبور به سفر به شهر زادگاهش میشود، مقیم استانبول است و نه یونان. یوسف در این محل به کار فروش کتاب مشغول است و حضور چند روزهاش در زادگاه، او را از نظر روحی دگرگون میکند. منتقدین سینمایی این دگرگونی روحی را کمی تحمیلی ارزیابی میکنندو میگویند فیلمساز دلایل موجه و کافی برای این اقدام ارائه نمیکند. فیلم برای تماشاگران خارجی، مناظر و لوکیشنهای توریستی زیادی دارد و زندگی مردم عادی که فرق زیادی با نوع زندگی مردم در اروپا و دیگر مناطق پیشرفته صنعتی دارد میتواند برای تماشاگران غیرترک جذاب و تماشایی باشد. کارگردان فیلم کاپلان اوغلو سابقه همکاری را با نوری بیگله سیلان مطرحترین فیلمساز معاصر سینمای نوین ترکیه دارد و سبک فیلمسازیاش هم خیلی شبیه اوست. فیلم او دنبالهروی سبک نئورئالیسم ایتالیاست که میگوید واقعیتها را به شکلی عریان جلوی دوربین به تصویر کشید و مشکلات متعدد مادی و معنوی آدمها را مورد بررسی و کنکاش قرار داد. برخی منتقدین ترک، فیلم را اثری شاعرانه خطاب کردهاند. ولی منتقدین غیرترک چنین لقبی را کمی غلوآمیز میدانند. به هر حال، این واقعیتی است که هیچ یک از محصولات جدید سینمای نوین ترکیه نمیتواند به حد کارهای درخشان یلماز گونی در دهه 80 میلادی برسد. تخممرغ اولین قسمت از یک تریلوژی است که دوتای دیگر آن «عسل» و «شیر» نام دارند. اینها 3 غذای اصلی و عمده مردم ترکیه در شهرهای کوچک هستند. کاپلان اوغلو در مصاحبهای گفت «تخممرغ» در حقیقت قسمت سوم تریلوژیاش است که زودتر و جلوتر از آن دو تای دیگر ساخته شده است. او این روزها مشغول ساختن قسمت دوم تریلوژی یعنی «عسل» (که در اصل باید قسمت اول سهگانهاش باشد) است. تخممرغ شاید در مجموع فیلمی مقبول به نظر نرسد و فصلها و سکانسهای مختلف آن در ارتباط منطقی با یکدیگر نباشند، ولی صحنههای جذاب و دیدنی دارد که تماشای آن را شیرین و لذتبخش میکند. به هر حال، با دیدن این فیلم میتوان شمایی کلی از سینمای غیرمتعارف و روشنفکرانه کشور همسایه به دست آورد.فیلم سینمایی تخم مرغ فردا ساعت 30/20از شبکه چهار سیما پخش می شود.
کیکاوس زیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: