در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این بار به سراغ یک تهیهکننده و سه کارگردان رفتیم تا کم وکیف عملکرد مدیریت سینمایی کشور را از منظر آنها به قضاوت بنشینیم.
سینما بهتر از این نمیشه
سعید حاجی میری در جواب سوالهای ما فقط میگوید که بنویسیم او در اعتراض به مدیریت حاکم بر خانه سینما و نبود کارشناسی عادلانه، فیلمهای «انعکاس» و «استشهادی برای خدا» را به جشن خانه سینما نمیدهد.
وقتی از او میخواهم به جای صحبت درباره خانه سینما، درباره وضعیت حاکم بر کلیت سینما حرف بزنیم، با انتقاد از عدم انعکاس حرف هایش در زمان جشنواره، میگوید: «حالا که دیگر با هم رفیق شدهایم، چرا باید دوباره شهر را به هم بریزم؟ همه چیز خوب است، بهتر از این نمیشود...»
همه خودیاند، مگر این که خلافش ثابت شود
تماس با کسی مثل مسعود دهنمکی آنقدر جذاب هست که هر روزنامهنگاری را برای تهیه هر جور گزارشی وسوسه کند. مخصوصا که این سالها سینما به حوزه کاری و تخصصی او تبدیل شده؛ حتی اگر بشود حدس زد که راجع به موضوع گزارشتان چه میگوید. اما روزنامهنگار جنجالی سالهای پیش و فیلمساز بحثبرانگیز سالهای اخیر، مثل همیشه غیرقابل پیشبینی است و برخلاف پیشبینی حرفهایش رنگ و بوی حمایت از وضعیت موجود را ندارد. هر چند تاکید میکند رئیسجمهور منتخبش احمدینژاد بوده و هنوز به دولت و شعارهایش اعتقاد دارد و حالا هم از سر دلسوزی وظیفه خودش میداند در هر دولت انتقادات خودش را داشته باشد.
او درباره جشنواره فجر و نحوه برگزاریاش میگوید: «جشنواره فجر باید به صورت جشن ملی سینما دربیاید و فقط نقش ویترینی نداشته باشد، چون در یک جشنواره تخصصی باید هم جنبه کمی ماجرا را در نظر گرفت و هم کیفیاش را.»
ده نمکی با بیان این که مطالعه آسیبشناسانه دورههای گذشته جشنواره میتواند خیلی به مدیران برای رسیدن به یک جشنواره ایدهآل کمک کند، تاکید میکند همه باید امکان رقابت داشته باشند. از نگاه او طیفی که از آنها با نام «خاکستری» یاد میکند نباید احساس کنند که نادیده گرفته میشوند و فقط جای داوران و کسانی که جایزه میگیرند، عوض میشود: «دولتی که شعار عدالت میدهد، باید بتواند این شعار را هم با تهیه امکانات برابر و بازکردن چتر سیاستهای حمایتی و هدایتیاش برای همه فراگیر کند. در این صورت میتواند توقع داشته باشد که سینماگرش فقط به سینمای تجاری نچسبد و به چیزی که مد نظر مدیران و نظام است نزدیک بشود.»
«طیف خاکستری» در نگاه او طیف گستردهای از اهالی سینما هستند که اهل دسته و گروه خاصی نیستند و مثل اهالی سیاست دغدغه چپ و راست ندارند، ولی به نظام و کشور اعتقاد دارند و در همین فضا فیلم میسازند و زحمت میکشند: «اگر فقط پول و امکانات را در اختیار افراد خاصی بگذاریم و فقط عده خاصی اجازه داشته باشند به بعضی مضامین و خط قرمزها نزدیک شوند، همان مشکلی که در بخش اقتصاد پیش آمد به وجود میآید و به مرور اختصاصیسازی جای خصوصیسازی را میگیرد. خیلی از اهالی همین طیف خاکستری نه تنها از نظر اعتقادی چیزی از نورچشمیها کم ندارند، از نظر فنی و دانش هنری هم از آنها واردترند.»
او اضافه میکند:« به هرحال نباید این جوری باشد که هر وقت میخواهیم پز روشنفکری بدهیم سراغ بعضیها برویم و هر وقت دنبال تایید مضامین مربوط به خودمان هستیم برویم سراغ نورچشمیها. بر اساس تعریف رهبری دامنه نیروهای خودی خیلی گستردهتر از اینهاست و شامل هرکسی میشود که در ایران است و قوانینش را رعایت میکند.»
دهنمکی که قرار است اخراجیهای 2 را اوایل مهر کلید بزند، ادامه میدهد: «اگر دولت و معاونت سینمایی میخواهند تحولی در سیاستگذاری سینمایی ایجاد کنند باید با صحبت و مشورت با اهالی این حرفه و مخصوصا پرسابقهها، آسیبشناسی دقیق و درستی از این ماجرا داشته باشند. ولی اگر قرار باشد من حرف بزنم میتوانم با سند و مدرک بگویم که پدرخواندهها کی هستند و چه میکنند.»
قافیه را باختهایم
احمد طالبینژاد، منتقد و فیلمساز هم با این که خیلی حوصله ندارد با موضوع گزارش ما همراهی کند، میگوید: «وقتی از بین گزینههای موجود برای معاونت سینمایی، جعفریجلوه انتخاب شد همه خوشحال شدند و اهالی سینما هم به دلیل سوابقش در سینما و فارابی موافق بودند که او سکاندار سینما بشود. ولی به رغم تصورات، او نتوانست کاری بکند یا کارهایش به چشم نیامد؛ چون واقعیت این است که در شرایط حاضر یک نفر نمیتواند کار اساسی بکند. مخصوصا در سینما که یک مقوله چند مدیریتی است. مسوول رسیدگی به مسائل فرهنگی و هنری فقط ارشاد نیست و همین حضور نهادهای دیگر است که این وادی را دچار بحران میکند.»
او که تازگیها مجلهاش در محاق توقیف گرفتار شده، صحبتهایش را درباره بحث تولید در سینما این طور ادامه میدهد: « در بحث تولید، کمیت فدای کیفیت شده و تعداد فیلمهای قانع کننده جشنواره فجر هرسال کمتر و کمتر میشود. نکته دیگر ریزش مخاطب است و این که آمار سینماروهای ما روز به روز پایین میآید. سینما کلا قافیه را باخته و مردم نیازشان را از تلویزیون و ماهواره و اینترنت برآورده میکنند و خودشان را با رفتن به سینما به زحمت نمیاندازند. برای حل این مشکل سینما باید به سوژههایی بپردازد که در تلویزیون امکان پرداختن به آن نیست؛ اما سوژههای جذاب و خاصی که ارزش طرح دارند، در گلوگاه سانسور و ممیزی گیر میکنند. نمونهاش ادبیات معاصر ماست که برای دیده شدن روی پرده سینما لهله میزند.»
طالبینژاد که از قرار معلوم بزودی مجله جدیدی را منتشر خواهد کرد، درباره جشنواره فیلم فجر میگوید: «جشنواره به عنوان ویترین سینمای ایران وقتی پربار است و مدیر موفقی دارد که فیلمهای خوبی در آن به نمایش دربیاید؛ ولی با فیلمهای تولید شده در این چند سال، مدیریت هم زیر سوال میرود. اوایل میگفتند باید فیلمهای ارزشی تولید شود؛ اما رویکرد این دو سه سال و توجه به آمار کمی و رواج فیلمهایی که فیلم فارسیهای قدیم را در خاطرمان زنده میکند، نشان میدهد که انگار فیلمهای بیبو و بیخاصیت به فیلمهای خوب و روشنفکرانه ارجحیت دارند.»
نمره قبولی نمیگیریم
ابراهیم فروزش، کارگردان خوب فیلمهای کودک و نوجوان که سال گذشته با ساخت 2 فیلم «هامون و دریا» و «زمانی برای دوست داشتن» کوشید کمکاری چندسالهاش را جبران کند، عقیده دارد؛ همه چیز مثل حلقههای زنجیر به هم مربوط است و هیچ مسالهای را نمیشود جدای از مسائل جانبیاش به طور مجرد بررسی کرد.
شاهد مثالش هم بحث تکراری کمبود سینما و پایین بودن کیفیت سالنهای موجود و ارتباطش با مشکلات دیگر این وادی است: «سالنهای ما استانداردهای لازم را ندارند و از نظر نور و صدا آن طور که باید جواب نمیدهند. وقتی فیلمهای خودمان را در جشنوارههای خارجی میبینیم، این تفاوت بیشتر حس میشود. سینمادارها هم برای این نقص دلایل خاص خودشان را دارند و باید به آنها حق داد. تجهیز سینما برای وقتی است که فیلم بفروشد و پول برگردد و پول هم وقتی برمیگردد که فیلم سرگرمکننده، جذاب و در یک کلام تجاری باشد؛ ولی با این حساب تکلیف فیلمهایی که فقط برای گیشه ساخته نشدهاند، چه میشود؟»
فروزش اضافه میکند: «براساس آمار، تولید خیلی بیشتر شده؛ ولی این افزایش خیلی درست و منطقی نیست. الان صاحبان سینما این قدرت را دارند که فیلمی را برای نمایش در سینماها بپسندند یا نپسندند. برای همین بخش زیادی از این تولیدات در آرشیو میماند.»
او که با همین 2 فیلم اخیرش امسال در جشنواره فیلم کودک و نوجوان همدان خوش درخشید، درباره جشنواره فجر عقیده دارد: «جشنواره حتی با نادیده گرفتن بخش بینالمللیاش، مهمترین رویداد سینمایی کشور است و فرصتی است برای تماشای تولیدات یکساله سینمایی؛ اما میبینیم که همه چیز در حال پسرفت است. شما منتقدان هم همین عقیده را دارید؛ البته دلیلش مقایسه با سینمای کشورهای دیگر و بالا رفتن توقع ما هم هست. مساله دیگر قصور ما برای حضور در جشنوارههاست. خلاصه این که اگر بخواهم معدل بگیرم، نمره متوسط به پایین میدهم. وضعیت خیلی امیدوارکننده نیست.»
حکایت همچنان باقی است
به قول فروزش، سینمای هر کشوری افتوخیز دارد و بالا و پایین شدنش به خیلی چیزها بستگی دارد و سینمای ما هم از این قاعده مستثنا نیست. تعداد میان تیترهای این گزارش هم میتواند به تعداد همه سینماگران ادامه داشته باشد. مهم این است که مسوولان سینمایی در همین هفته که معمولا دولتیها مرتب از پیشرفتها و نکات مثبت دوران خدمتشان میگویند، شفاف و روشن به این شبههها و سوالها جواب بدهند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: