واقعیتی تلخ که باید به آنها توجه شود

سایه سیاست بر المپیک‌

المپیک بیش از یکصد سال پیش با هدف اتحاد ملت‌ها راه‌اندازی شد و از ابتدا بنابراین بوده است که سیاست از میدان‌های ورزشی دور نگاه داشته شود، اما آیا المپیک توانسته است به طور واقع از سیاست دوری کند؟ بزرگ‌ترین رویداد ورزشی جهان یعنی همان بازی‌های المپیک، گرچه با هدف نزدیکی ملت‌ها به یکدیگر و تمرین تعامل و همکاری جمعی در عرصه جهانی برگزار می‌شود، اما در عصر حاضر با ورود ملاحظات سیاسی به این رقابت‌ها، به میدانی برای اعمال سیاست بویژه از سوی کشورهای قدرتمند جهان تبدیل شده است. در دوران جدید، کشورهای قدرتمند که برای دستیابی به منافع بیشتر و تسلط بر کشورهای جهان از هر موقعیتی استفاده می‌کنند، عرصه المپیک نیز برای آنان به میدانی برای تاخت و تازهای سیاسی و تسویه‌حساب با کشورهای مستقل تبدیل شده است.
کد خبر: ۱۹۸۰۹۸

گاهی این کشورها برای نشان دادن تمایلات سیاسی خود، از ظریف‌ترین اتفاقات در میدان‌های ورزشی المپیک بهره می‌برند.

المیپک 2008 پکن را شاید بتوان در نوع خود از سیاسی‌ترین المپیک‌های برگزار شده دانست.

رئیس‌جمهور چین پیش از آغاز المپیک 2008   در گفتگو با خبرنگاران خارجی گفت که دولتش برای مقابله با سیاسی شدن المپیک پکن می‌کوشد.

وی تاکید کرد مسلم است که مردم از کشورهای مختلف و مذهب‌های متفاوت و عقاید گوناگون نمی‌توانند با هم روبه‌رو شوند و همگی با هم موافق باشند و هیچ اختلاف سلیقه‌ای وجود نداشته باشد. در مورد اتفاقات گوناگون، هر کس ایده و نظر خاص و شخصی خود را دارد و نمی‌توان کسی را مجبور به پذیرش باورهای فرد دیگری کرد.

او درخصوص این‌ که شایع شده بود المپیک پکن دارای ابعاد و زوایای پنهان سیاسی برای دولت‌های اروپایی و آمریکایی است، گفت: فکر نمی‌کنم دامن زدن به این شایعه و سیاسی کردن در یک جشنواره و تورنمنت ورزشی اصلا صورت خوشی داشته و در نهایت به سود بقیه و دولت چین باشد.

ازجمله نمونه‌های رفتار سیاسی کشورها در این بازی‌ها، این بود که روسای تیم‌های ورزشی آمریکایی شرکت‌کننده در بازی‌های المپیک پکن، لوبیز لومونگ 23 ساله را برای حمل پرچم آمریکا در المپیک پکن برگزیدند.

لومونگ اصلیت سودانی دارد و از منطقه دارفور آمده، اما یک خانواده آمریکایی سرپرستی وی را به عهده گرفته و دارای تابعیت آمریکایی شده است.

وی در مسابقه‌های المپیک 2008 پکن در رشته 2500 متر حضور داشت.

چین با سودان به عنوان مهم‌ترین خریدار نفت این کشور آفریقایی، روابط مستحکمی دارد و آمریکا به نشانه اعتراض به سیاست خارجی چین در قبال اوضاع منطقه ناآرام دارفور سودان، یک دارفوری آمریکایی‌تبار را برای حمل پرچم این کشور در افتتاحیه بازی‌های المپیک پکن انتخاب کرد.

به عنوان نمونه دیگر، جذب حامد حدادی، ستاره بستکبال کشورمان در مسابقه‌های المپیک پکن از سوی برخی تیم‌های آمریکایی است و در حقیقت می‌توان گفت حدادی نیز یکی از قربانیان سایه سیاست بر سر المپیک بود.

هفته‌نامه آمریکایی نیشن نیز در این باره نوشت که آمریکا یک فوق‌ستاره بسکتبال ایران را از دست داد؛ فوق‌ستاره‌ای که قربانی سیاست‌های ریاکانه دولت جورج‌بوش شد.

حامد حدادی، بازیکن میانی تیم ملی بسکتبال ایران در 4 بازی خود در بازی‌های المپیک 16‌امتیاز به دست آورد و 10 بار هم توپ را از حریف ربود. از همه شگفت‌انگیزتر این ‌که او در بازی مقابل تیم آرژانتین  که ستاره‌های حرفه‌ای دارد  21 امتیاز به دست آورد. پس از این درخشش، گردانندگان مسابقه‌های ان.بی.ای آمریکا شروع به صف‌آرایی کردند تا در مورد قرارداد با این بازیکن وارد مذاکره شوند وحتی  تیم گریزلیس آمریکا علاقه‌مندی خود را به جذب حدادی اعلام کرد، اما وزارت امور خارجه آمریکا در این مساله مداخله کرد و شورای حقوقی ان.بی.ای هم گفت قوانین فدرال مانع می‌شود که شخص یا سازمانی در آمریکا با اتباع ایرانی، ارتباط تجاری داشته باشد.

مباحث مطرح شده درخصوص میزبانی چین برای المپیک 2008 را نیز می‌توان ازجمله نشانه‌های سیاسی بودن این بازی‌ها ذکر کرد.

تنش‌های سیاسی حاکم میان کشورها، حتی پیش از مراسم افتتاح بازی‌های المپیک نیز آغاز می‌شود.

در این دوره، کره شمالی برخلاف المپیک‌های سیدنی و آتن اعلام کرده بود که حاضر نیست همراه ورزشکاران کره جنوبی در میدان رژه برود. دلیل آن به گمان کمیته المپیک کره جنوبی، احتمالا ناخرسندی از سیاست دولت تازه انتخاب شده  کره جنوبی است.

گرچه تلاش‌های بسیاری از سوی برخی کشورها برای سیاست‌زدایی از مسابقه‌های المپیک در طول تاریخ صورت گرفته است، اما تاکنون این اقدامات نتیجه‌ای مطلوب نداشته و این مسابقه‌ها هر دوره بیش از دوره قبل وجهه سیاسی می‌یابد.

در طول تاریخ یکصد ساله بازی‌های المپیک، در بسیاری موارد شاهد رفتار سیاسی برخی کشورها و نشان دادن تمایلات سیاسی آنان در عرصه این آوردگاه ورزشی بوده‌ایم.

این یک واقعیت است که در بازی‌های المپیک، گاه ورزشکاران و تیم‌هایی که با یکدیگر تنش و خصومت دارند مقابل یکدیگر حاضر می‌شوند؛ به عنوان مثال رویارویی ورزشکاران گرجستان و روسیه در المپیک 2008 پکن که درگیری نظامی با یکدیگر داشتند.

رفتار ورزشکاران تیرانداز روسیه و گرجستان را می‌توان به عنوان نمونه‌ای در این خصوص مطرح کرد.

ورزشکاران روسیه و گرجستان پس از مسابقه و اخذ مدال‌های خود به ابراز احساسات به یکدیگر پرداختند، در حالی که دولتمردان آنان در عرصه سیاست با یکدیگر درگیر بودند و این نشان می‌دهد گر چه فعل و انفعالات سیاسی و روابط سیاسی کشورها در میدان‌های ورزشی نقش دارد، اما باید کوشید ورزش بویژه میدان‌هایی نظیر المپیک در خدمت سیاست قرار نگیرد و از این میدان برای اعمال سیاست از سوی دولت‌ها استفاده ابزاری نشود.

این‌گونه اتفاقات را می‌توان وقایعی منحصر به میدان المپیک دانست که در هیچ یک از میدان‌های دیگر جهانی به چشم نمی‌خورد.

با توجه به این واقعیت که المپیک تا حد زیادی سیاسی شده و اتفاقات سیاسی در این عرصه نقش آفرینی دارد، به طور قطع کشورهای برنده در این میدان نیز در عرصه جهانی از موفقیت خود بیشترین بهره‌برداری را می‌کنند و می‌توان به این واقعیت اعتراف کرد که گر چه پیام المپیک سیاسی نیست، اما کشورهایی که توانسته‌اند در این میدان موفقیت بیشتری به دست آورند شاید بتوانند در عرصه‌های سیاسی نیز بر خواسته‌ها و مطالبات خود بیشتر تاکید کنند.

بر این اساس، در چنین آوردگاه ورزشی‌ که شکل و شمایل سیاسی نیز دارد، تمام تلاش خود را برای کسب موفقیت‌های بیشتر از طریق به دست آوردن مدال‌های بیشتر به کار می‌برند.

گر چه ممکن است تلاش برای مقابله با این روند مطلوب به نظر آید، اما توجه به واقعیت زوایای سیاسی رقابت‌های المپیک، موضوعی است که همه دولت‌ها و حکومت‌ها باید به آن توجه داشته باشند و برنامه‌های خود را بر اساس این حقیقت طراحی و اجرا کنند.

سید جلال یحیی‌زاده، رئیس کمیته تربیت بدنی کمیسیون فرهنگی مجلس با تایید جاری بودن رویه سیاسی در بازی‌های المپیک گفت: متاسفانه با همه شعارهایی که نسبت به سیاسی نبودن ورزش و المپیک از سوی مقامات جهانی ورزش داده شده و بارها تکرار می‌شود، تمام این گفته‌ها در حد شعار باقی‌مانده است.

وی افزود: امروز در عرصه‌های مختلف از جمله فوتبال، المپیک و دیگر میدان‌های ورزشی، شاهد ورود سیاست هستیم که این رویه بر خلاف مبانی و عقاید و افکار کسانی است که میدان المپیک را برای همدلی، وحدت و تفاهم بین‌المللی پایه‌گذاری کردند.

یحیی‌زاده، آغاز روند سیاسی شدن المپیک را از المپیک 80 مسکو و 84 لس‌آنجلس و تحریم این دوره‌های المپیک از سوی کشورهای رقیب عنوان کرد و گفت: از همین دوره‌ها بود که سیاست در ورزش خود را نشان داد.

در المپیک 2008 پکن نیز برگزاری آن با هزینه‌های سرسام‌آور، اقدامی کاملا سیاسی و به منظور مقابله با برخی اظهارنظرهای سیاسی در خصوص برگزاری المپیک در پکن بوده است.

یحیی‌زاده تصریح کرد: حضور روسای جمهوری برخی کشورها تا غیبت سران برخی کشورهای دیگر نیز کاملا موضوعی سیاسی قلمداد می‌شود.

این نماینده مجلس تصریح کرد: نمونه بارز دیگری از سیاسی بودن این میدان‌ها دستوری بود که فدراسیون بسکتبال آمریکا صادر کرد مبنی بر این‌که تیم‌های آمریکایی حق ندارند ورزشکاران شاخص ایرانی را جذب کنند که این مساله نشان می‌دهد مسوولان سیاسی آمریکا به دروغ ادعا می‌کنند مشکلی با ایران ندارند.

یحیی‌زاده گفت: در میدان‌های ورزشی که کشورهای درگیر با هم، مقابل یکدیگر قرار می‌گیرند، دولتمردان آمریکا با داخل کردن ملاحظات سیاسی، آنها را به مسائل سیاسی آلوده‌تر می‌کنند.

وی با تاکید بر این‌که پیروزی‌های یک کشور در عرصه المپیک و کسب مدال‌های بیشتر در اقتدار آن کشور تاثیر دارد، گفت: در بسیاری از کشورها یکی از مسائلی که باعث افزایش اقتدار کشورها می‌شود، پیروزی‌های ورزشی است.

وی ادامه داد: یکی از روزنامه‌های کشور چین چند سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی و سفر رئیس‌جمهور وقت به این کشور، به نقل از مردم این کشور اعلام کرد که مردم چین، ایران را از فوتبال قدرتمند آن در آسیا می‌شناسند.

یحیی‌زاده ورزش را یک زبان بین‌المللی دانست و گفت: با پیروزی‌های افتخارآفرین در میدان‌های ورزشی، می‌توان بر اقتدار یک کشور در عرصه سیاسی نیز افزود.

این نماینده مجلس تصریح کرد: به همین علت است که دشمنان ما نمی‌‌خواهند در چنین میدان‌هایی توفیق به دست آوریم؛ چون در این صورت جایگاه ایران در عرصه‌های بین‌المللی بلندتر و رفیع‌تر خواهد شد.

به طور قطع کشورهایی در این عرصه موفق هستند که بتوانند علاوه بر هزینه اعتبارات مناسب، برنامه‌ریزی دقیق و منسجم برای ورزش قهرمانی داشته باشند که نتیجه آن به دست آوردن مدال‌های رنگارنگ در میدان‌های ورزشی بویژه المپیک است.

وی افزود: البته تنها تصویب اعتبار و هزینه کردن کافی نیست. نمونه آن هم تیم‌های ناکام ورزشی ایران در این دوره از المپیک است که علی‌رغم چند برابر شدن اعتبارات مربوط به بخش ورزش در المپیک 2008 پکن نتوانستند نتیجه‌ای کسب کنند و با ناکامی مواجه شدند. پس این موضوع نشان می‌دهد مهم‌تر از اعتبار، برنامه‌ریزی صحیح و مدیریت ورزش است که باید بتواند طرح جامع و منسجم برای ورزش کشور بویژه ورزش‌های قهرمانی داشته باشد.

داریوش غفاری‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها