در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
موسیقی فلامنکو با وجود آنکه در ایران برای سالیان سال از هیچ امکانی برای آموزش آکادمیک برخوردار نبود در میان دوستداران موسیقی ایرانی علاقهمندان زیادی دارد. شاید یکی از دلایل این گرایش به موسیقی فلامنکو ریشههای مشترک فرهنگی باشد که در سدههای گذشته در منطقه آندلس اسپانیا وجود داشت و هنوز هم آثار آن باقی مانده است. گرایش به موسیقی فلامنکو در میان جوانان ایرانی به اندازهای است که برخی از هنرمندان جوان در دورانی که هیچ استادی برای آموزش این نوع موسیقی وجود نداشت با استفاده از همان سنت قدیمی این موسیقی به فراگیری آن پرداختند. این گروه از ایرانیها با گوش دادن به نوارهای موجود از آثار هنرمندان موسیقی فلامنکو و نگاه کردن به فیلم اجراهای آنها، موسیقی سرزمین آندلس را در ایران دنبال کردند. موسیقی فلامنکو مانند همان شیوهای که ما در موسیقی مقامی کشور خود داریم به شکل سینه به سینه آموزش داده میشود. هر چند در دوران معاصر این سبک از موسیقی نیز نتنگاری شده و در معروفترین دانشکدههای موسیقی جهان آموزش داده میشود اما بسیاری از استادان سرشناس موسیقی فلامنکو هنوز بر این باورند که بهترین روش آموزش موسیقی فلامنکو، همان شیوه سنتی و از راه شنیدن قطعهها است.
پاکو پنا درشهر کوردوبا در منطقه آندلس کشور اسپانیا متولد شد. او شش ساله بود که موسیقی فلامنکو را از برادرش یاد گرفت. در سن 12 سالگی اولین حضور حرفهای او در صحنه موسیقی انجام شد و به اجرای برنامه پرداخت. در سالهای پایانی دهه 1960 اسپانیا را ترک کرد و به لندن رفت؛ جایی که رسیتالهای فلامنکو او توجه دوستداران موسیقی را به خود جلب کرد. او در دوران فعالیت حرفهای خود به عنوان یک نوازنده در بسیاری از سالنهای مهم دنیا به اجرای برنامه پرداخت که آرزوی هر هنرمندی، حضور روی سن آنها است. پنا در «کلوب جز رونی اسکات»، «رویال آلبرت هال» شهر لندن، «کارنگی هال» شهر نیویورک و «کنسرتگبو» شهر آمستردام به تکنوازی گیتار فلامنکو پرداخته است.او در سال 1981 مرکزی را به نام «مرکز فلامنکو پاکو پنا» در کوردوبا تاسیس کرد و کمی بعد از آن نیز به عنوان مدیر هنری «جشنواره بینالمللی گیتار کوردوبا» انتخاب شد و فعالیت خود را آغاز کرد.
چه چیزی شما را به سمت کار موسیقی به شکل حرفهای سوق داد؟ آیا از همان ابتدا میدانستید که یک موسیقیدان خواهید شد یا اینکه برنامههای دیگری نیز برای زندگی خود در ذهن داشتید؟
اگر شما وقتی متولد میشوید، موسیقی را در درون خود داشته باشید، هر جا که بروید همان را دنبال خواهید کرد.
در «کوردوبا وقتی من کوچک بودم، موسیقی فلامنکو در تمام لحظههای زندگی من جریان داشت. من فقط آن ندایی که من را به خود میخواند دنبال کردم. راستش را بخواهید در ابتدا اطمینان چندانی نداشتم که در این راه بتوانم به موفقیت برسم. من فقط آن را دوست داشتم و همان چیزی که مورد علاقهام بود دنبال کردم. شیفتگی کامل من به این موسیقی و صرف تمام وقتم برای آن، بعدها پیش آمد؛ زمانی که در این ساختار زیبای موسیقایی به کشفهای دلنشینی دست پیدا کردم.
کمی درباره ریشههای موسیقی فلامنکو بگویید.
در طول تاریخ گروه بسیار بزرگی از مردم منطقهها و فرهنگهای مختلف به آندلس آمدند و در آن ساکن شدند. تعداد زیادی از این افراد از منطقه خاورمیانه بودند. به همین دلیل و در اثر ارتباطی که بین مردمان این منطقه به وجود آمد، ترکیب غنیای از عناصر فرهنگی مردم سرزمینهای شرقی و غربی پدید آمد. فرهنگ موسیقایی یگانه و قدرتمند فلامنکو در همین جریان ریشه دارد. هنر فلامنکو در اثر این اختلاط فرهنگی، غنی شد و رشد پیدا کرد.
افرادی که شما در دوران فعالیت هنری خود، بیش از دیگران از آنها تاثیر گرفتید چه کسانی هستند؟
در دنیای موسیقی فلامنکو سه نفر وجود دارند که جایگاه کاملا متمایزی از دیگران دارند. سه گیتاریست صاحب سبک که تقریبا تمام دیگر گیتاریستهای همنسل من از آنها الگو گرفتهاند. آنها برای من نیز همین وجهه را داشتند و معلمان اصلی من به شمار میروند. این سه نفر «نینو ریکاردو»، «رامون مونتویا» و «سابیکاس» هستند. البته این را هم بگویم که من در دوران فعالیت خود به عنوان گیتاریست فلامنکو با بسیاری دیگر از هنرمندان این سبک نیز در ارتباط بودم که شیوههای کاملا متفاوتی داشتند، افراد بسیار زیادی که نام بردن از همه آنها ممکن نیست. تمام این افراد در شکل دادن به ذائقه موسیقایی من و مسیری که در جهان موسیقی فلامنکو انتخاب کردم موثر بودند.
شما وقتی برای اولین بار تور برنامههای خود را به شکل جهانی آغاز کردید و به کشورهای مختلف رفتید، چه احساسی نسبت به این موضوع داشتید که به عنوان نماینده موسیقی و فرهنگ اسپانیا در حال اجرای برنامه هستید؟
راستش را بخواهید من هیچ وقت به این شکل به کارم نگاه نمیکنم و خودم را نماینده موسیقی اسپانیا نمیدانم. موضوع این است که من اسپانیایی هستم و به همین دلیل هر چیزی که خلق کنم به طور طبیعی نشانی از آن را بر خود خواهد داشت. من همیشه آن کاری را که دوست داشتم و برای روحم، مهم و معنادار بود انجام دادهام و این کار را همچنان ادامه خواهم داد. من این کار را با هنرم نشان میدهم و اگر بخواهیم صادقانه به موضوع نگاه کنیم، من نماینده سنتم هستم. اما اینکه موسیقی من در سراسر دنیا به احترام پذیرفته میشود، برای من بهترین پاداش و زیباترین نتیجهای است که میتوانم به دست بیاورم.
چه چیزی موجب شد شما به فکر تلفیق موسیقی فلامنکو با تئاتر موزیکال بیفتید؟
این اتفاق نتیجه طبیعی کاملا مستغرق شدن در دنیای موسیقی فلامنکو است. این موسیقی دارای فرهنگ هنری بسیار غنی و با پشتوانهای است. هنوز بسیاری از توانمندنیهای هنری فلامنکو کشف نشده است و من میخواستم بخشی از این تواناییها را کشف کنم.
موفقیتهای شما در جهان موسیقی چه تاثیری در راهی داشت که در پیش گرفته بودید؟
موفقیتها به من این امکان را دادند که به مردم جهان، بخشی از جستوجوها و کشفهایم را نشان دهم؛ جستوجوهایی که در طول این سالها انجام دادم و از دل آنها به نکات بسیار تازهای دست پیدا کردم. میدانستم با این کار، حداقل علاقه عدهای از مردم جهان را جلب خواهم کرد و با پشتکار، خواهم توانست حرفهای تازهای در دنیای موسیقی فلامنکو بزنم.
ترجمه: پویا قریشی
منبع: روزنامهUbyssey چاپ ونکوور
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: