در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از شماره تلفنهایی که بر سرش آوار میشود تا پیشنهاد صیغه شدن با رئیس اداره. از آن سو به مرد حبیب رضایی نیز چندان خوش نمیگذرد. او باید نمایشنامه زنی به نام «پری» را چاپ کند که به نظرش ارزش چاپ کردن ندارد، اما این آغاز مصیبتها و بلاهایی است که بر سرش میآید. این «پری» نادیده و ناشناخته است با آشناهای بسیار و ویرانگر که هر جا میتواند برود و هر کاری را میتواند انجام دهد. در این میان مرد وکیلی دارد و دوستی که او را به طلاق تشویق میکند و خودش بشدت از زنان متنفر است و هر بار بر این مساله تاکید میکند، اما او هم در پایان به یک زن قاضی در فضای دادگستری دل میبندد و این آغاز تغییرات اوست. در پایان هم مشخص میشود این «پری» چه کسی است؛ همه کس و هیچ کس.
کمدی متفاوت
فیلم مخلوط کمدی موقعیت و بزن و بکوب است. فیلمی که هم موضوعش و هم نحوه پرداخت آن تاکنون در سینمای ایران تجربه نشده است. کارگردانی و بازیهای بازیگران توانستهاند، عیب یک فیلمنامه ضعیف را بپوشانند و شوخیهای متداول اساماسی هم فضای آشنایی را به وجود آورده که تماشاگر تا انتها همراه فیلم میماند و حتی شاید دلش بخواهد بار دیگر آن را ببنید. چون به هر حال این فیلم از تمام فیلمهای مشابه کمدی که جایشان امسال در اکران خالی بود، کاملا بالاتر است. پس میتوان پیشبینی کرد که این فیلم پنجمین فیلم میلیاردی سینمای ایران خواهد بود. البته شاید نتواند موفقیت دیگر فیلمهای پرفروش همین کارگردان «مارمولک» را از نظر تعداد مخاطبان تکرار کند.
نامی با سابقه ازلی
«همیشه پای یک زن در میان است» با شنیدن نام آخرین ساخته «کمال تبریزی» یاد همه تقصیرهایی که از ازل تاکنون بر گردن زنها گذاشتهاند میافتیم. از ماجرای رانده شدن حضرت «آدم» از بهشت گرفته تا نمایشنامههای شکسپیر که زنان تمام افکار پلید، نیرنگها و حیلهها را ارائه میکردند و مردان مجریان ناآگاه این ترفندها بودند.
البته شاید خیلی از تماشاگران وقتی از سینما بیرون بیایند، تنها همین جمله را به یاد داشته باشند «زنها مثل اکسیژناند و مردها بدون آنها کبود میشوند».
فضای غیرواقعی و یک کولاژ مدرن
اما شاید مقصود این کارگردان تجربهگرای سینمای ایران این مسائل نبوده است چون خود او در گفتگوهایش بر «سوررئال بودن فضای فیلم» تاکید میکند. برای باورپذیر شدن این اتفاق در فیلم نیز صحنه خروج تیر از کمان و رها شدن آن در فضای واقعی را در نظر گرفتهاند، اما به هر حال برای این کارگردان هم، موضوع متفاوت و کشش آن مهم است. چیزی که سبب میشود تا ساختاری جدید را تجربه کند. کاری که در این فیلم بار دیگر «کمال تبریزی» انجام داده است. هرچند که او تاکید دارد که این فضا و داستان شاید ادامه «گاهی به آسمان نگاه کن» باشد. فیلمی که در یک آسایشگاه مجروحان جنگی و فضای ناب و معنوی آنان میگذرد. جایی که البته بستر اتفاقات مهم و نگاهی دوباره هم هست. آن فیلم از مرگ یک مرد به ظاهر متدین پولدار آغاز میشود که باید برای بخشیده شدن و معطل نبودن در برزخ یک سری مسائل را روشن کند. فضای آن فیلم هم کاملا سوررئال بود، چند نفر، چند شخصیت، عشقی که به وجود میآید، آدمهایی که ظاهرشان با باطنشان کاملا فرق دارد و... .
فیلمنامه لنگان و خندان
فیلمنامه در ابتدا قرار نبوده است، چنین حال و هوایی داشته باشد، اما سازندگان فیلم بر این کولاژ مدرن تاکید کردند. در ابتدا نویسنده فیلمنامه مجموعهای از داستانهای «غیرقابل چاپ» نوشته «سیدمهدی شجاعی» را با یک پل ارتباطی به هم وصل کرده بود. اما در فیلمنامه کنونی یک داستان با حواشی آن تعریف میشود. اما همچنان به وضوح میتوان داستانهای «شبیه یک هنرپیشه خارجی»، «آناهیتای شرقی»، «لباس خواب صورتی» و «غیرقابل چاپ» را در فیلم دید که با کولاژ شخصیتها و صحنههای فیلمهای مشهور، همراه شده است. فیلم مملو از صحنههایی است که یادآور فیلمها و شخصیتهای معروف هستند. کشف این آشناییها شاید یکی از دلایل جذابیت فیلم برای مخاطب باشد. به آنها دیالوگها خندهدار سطحی را نیز باید اضافه کرد که البته در فضایی آشفته روایت میشوند. با این توضیح که حتی «کمال تبریزی» در مصاحبههایش بر تغییر طیف مخاطبانش از خاص به عام تاکید دارد و این را نتیجه تغییر تهیهکننده از حوزه هنری به بخش خصوصی و قواعد آن میداند.
کارگردان راضی، مخاطب راضی، منتقدان ناراضی
کمال تبریزی گفته است «برای مردم فیلم ساختهام.» خوب او این بار هم موفق بوده است؛ هر چند که منتقدان در جشنواره فیلم را او نپسندیدند، در حالی که سالن مطبوعات در زمان نمایش این فیلم با خندههای آنان پر شده بود، اما تماشاگران در جشنواره سیمرغ بلورین ویژه تماشاگران را به فیلم همیشه «پای یک زن در میان است» دادند تا این روزها کمال تبریزی کاملا راضی از فیلمش باشد و آن را کامل بداند که مخاطبان جشنواره آن را پسندیدند. نه مخاطبان عادی و نه منتقدان. او توانست دو طیف را راضی کند. این از فروش بالای 160 میلیون تومانی فیلم در تهران و شهرستانها در 2 روز اول هم کاملا مشخص شده است. به آنها باید حجم زیاد خبرها و مطالب درباره فیلم را در گوگل اضافه کرد که حتی فیلم پشت صحنه آن به مدت
6 دقیقه بر یوتیوب قرار گرفته است. فیلمی که حضور کوتاه «رضا کیانیان» در نقش یک مدیر مذهبی و روی صندلی چرخدار را نشان میدهد.
بازیهای رئال در فضای سوررئال
بیتردید این توانایی «کمال تبریزی» است که دو بار بتواند از بازیگری همچون «پرویز پرستویی» در 2نقش متفاوت «لیلی با من است» و «مارمولک» بازی قابل قبول بگیرد. البته او بازیگر فیلم «مرد عوضی» هم هست، اما این بازیها بیشتر در ذهن میماند. «تبریزی» این بار بازیگران مطرحی هم چون «مهران مدیری»، «حبیب رضایی» و «رضا کیانیان» را دور هم جمع کرده است و یک بازی رئال در یک فضای کمدی از آنان خواسته است. در واقع آنان در جای خود نشستهاند.
ستاره این فیلم میتواند «مهران مدیری» باشد. کسی نمیتواند توانایی او را در بازی کمدی نادیده بگیرد. او جدی کمدی بازی میکند. این بار هم همین اتفاق افتاده است، اما نمیتوان توانایی او را در این زمینه نادیده گرفت. او ریش گذاشته است، جویده جویده با سیگار برگی در دهان سخن میگوید، با حیوانات وحشتناک همراه میشود و به طور غیرمنطقی از زنان متنفر است. در پایان ریشش را میزند، لباس خوش آب و رنگ میپوشد و شمرده سخن میگوید. خود او بازی در این فیلم را بیشتر از تجربه دیگرش«دایره زنگی» در سینما دوست دارد و حتی ناراحت است که چرا داوران جشنواره فیلم فجر پارسال بازی او را در این فیلم ندیدند.
حبیب رضایی هم برایش یک بازی رئال در فضای کمدی در نظر گرفته شده است. به همین دلیل هر دوی این نقشها باورپذیر هستند. البته «رضایی» جای بازی بیشتری دارد و جملات کمدی و خندهآور زیادی را با جدیت ادا میکند. او پیش از این تجربه بازی کمدی را هم داشته است فیلم شوخی در کنار پرویز پرستویی ماجراهای کمدی «رضایی» متنوع است. البته قرار نبوده او در این فیلم بازی کند. او به عنوان بازیگردان همراه عوامل فیلم بود و زمانی که تبریزی بازیگری را برای ایفای این نقش انتخاب نکرد، از او خواست تا این نقش را عهدهدار شود.
برای «رضا کیانیان» هم یک نقش کوتاه رئیس اداره در نظر گرفته شده است که پس از آگاهی از طلاق «گلشیفته فراهانی» از جلد بیماریاش در میآید و خوب بقیه ماجرا پیش میآید. یکی از اوجهای فیلم این صحنه است. شاید همین جذابیت سبب شده است که «کیانیان» این حضور کوتاه در فیلم را بپذیرد.
هلیا کیانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: