در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
«خواب و بیدار» برای فخیمزاده شروع دوباره موفقیتآمیزی بود که خیلی بیشتر از قبل، مخاطبان این رسانه را با او آشنا کرد. مخصوصا این که او مثل بیشتر کارهایش نقش حساس و جذابی مثل «اصغر کوپک» را خودش بازی کرد و باعث شد همدلی بیشتری را برانگیزد. «اصغر کوپک» با این که نقش اول سریال نبود، ولی به اصطلاح گل کرد و مثل خود کار خوش درخشید و زمینهساز تولید دو سریال «حس سوم» و «بی صدا فریاد کن» شد.
به اینها میشود اضافه کرد «همنفس» را که در سال 82 بعد از «خواب و بیدار» برای سینما ساخت و با اضافههایش یک سریال هم درآورد که از شبکه 2 پخش شد. (راستش من نمیفهمم چطور میشود از فیلمنامهای که برای تایم مشخص یک فیلم سینمایی نوشته شده، به اندازه یک سریال تصویر گرفت. ولی خب، از این اتفاقها در سینما و تلویزیون ما زیاد میافتد.) اما در هیچ کدامش نتوانست موفق باشد. شاید به این دلیل که دوری نسبتا طولانیاش از سینما باعث شده بود تفاوتهای این مدیوم با قاب کوچک را فراموش کند.
همین زمینه باعث شد تا آقای کارگردان دوباره به سمت فرمولهایی که در «خواب و بیدار» جواب داده بود برگردد. با این مقدمه و مرور کارهای او در تلویزیون، میشود گفت «همسر» آخرین حضور فخیمزاده روی پرده نقرهای است و از آنجا که حضور موفقیتآمیزی هم بود، انگ پناه بردن به تلویزیون هم بهش نمیچسبد. خودش خاطرهای نقل میکند که آن موقع خیلیها بهش گفتهاند ممکن است حضورش در تلویزیون باعث شود دیگران فکر کنند در سینما برایش کاری نمانده و او جواب داده مهم این است که بلد باشی با این جعبه جادویی کار کنی.
«همسر» فیلم خوب و خوشساختی است. داستان خوب و شسته رفتهای را روایت میکند از زن و شوهری که هردو در یک شرکت کار میکنند و رئیس شرکت به جرم اختلاس دستگیر میشود. مرد که معاون شرکت است، انتظار دارد او را به عنوان رئیس انتخاب کنند. ولی هیات امنا در کمال ناباوری همسرش را انتخاب میکند. همین اتفاق، خوراک لازم و کافی را برای چرخاندن موتور داستان در خدمت فیلمنامه قرار داده. چون مرد نمیتواند بالادستی همسرش را تحمل کند و همین مشکلاتی را به وجود میآورد که خواهناخواه دامنهاش از محل کار به خانواده هم کشیده میشود.
«همسر» یک کمدی موقعیت است. چیزی که باعث خنداندن ما میشود، شرایطی است که در داستان و برای آدمهای فیلم پیش میآید و نه شوخیهای کلامی شخصیتها. گرچه ممکن است در دل این شرایط طنزآمیز به موقعیتی با این حال و هوا هم برسیم. بازی هنرپیشهها هم به این فضا کمک زیادی میکند. مخصوصا مهدی هاشمی و فاطمه معتمدآریا در نقشهای اصلیاش. حتی سیروس ابراهیمزاده هم که آن نوع گویش خاص و منحصر به فرد امکان حضور در همه نقشی را ازاو گرفته، اینجا انتخاب درست و به جایی به حساب میآید.
از مهمترین دلایل جذابیت «همسر» از نظر مضمونی، رودررو قراردادن زن و مرد به عنوان نمایندههای این دو جنس در جامعهای است که در این زمینه با خودش تناقضهای ریز و درشت زیادی دارد؛ تناقضهایی که هنوز هم با گذشت نزدیک به دو دهه هنوز برطرف نشده هیچ، که بیشتر هم شده و آنجور که از شواهد و قرائن برمیآید، قصهاش حالاحالاها ادامه دارد. مضمونهایی مثل تفاوت نداشتن زن و مرد و شایستهسالاریشان برای انجام فعالیت اجتماعی، میتواند با دیدگاه فمینیستی فیلمسازی مثل تهمینه میلانی به فیلمی بغضآلود تبدیل شود. ولی گفتنش در این فیلم با رویکردی کمدی و طنزآمیز هضمش را خیلی راحتتر کرده. نمونه اش حضور پلیس زن است که طبق ادعای فخیمزاده اولین بار در همین «همسر» سر و کلهاش پیدا شد و تکرارش در ساختههای بعدیاش مخصوصا دو سریال «خواب و بیدار» و «بی صدا فریاد کن» هم خوب جواب داد؛ آن هم وقتی که هنوز مابه ازای بیرونیاش را در جامعه نداشتیم.
مهم نیست که پیام فیلم از همان نوع انتخاب موقعیتش پیداست و نویسنده و کارگردانش همان چیزی را میگوید که همه میگوییم و عمل نمیکنیم ، مهم این است که توانسته این حرف و پیام و مضمون را در قالب یک داستان جذاب روایت کند.
با این حال قبل از این که برای این ماجرا نسخه بپیچیم، باید یادمان باشد که مسائلی از این دست با یک فیلم و دو فیلم به نتیجه نمیرسند و باید همزمان با دیدگاههای مختلفی به آن نگاه کرد. مثلا ژستهای مختلفی مثل همین برابری زن و مرد در مسائل مختلف با توجه به دیدگاه سنتی و تاریخی حاکم بر فرهنگ ما واقعا راه به جایی نمیبرد و حتی در خاستگاه خودش در آن ور آب هم با اما و اگرهای زیادی روبهروست. پس چه بهتر به جای این که بر طبل برابری زن و مرد بکوبیم و در عمل به قول جورج اورول به گزینه «مردها از زنها برابرترند» عمل کنیم یا برای جبران مافات از آن روی بام بیفتیم، از همان اول با در نظر گرفتن تفاوتهای فطری آنها برای نقش و کارکرد هردوی آنها اعتبار و ارزش قائل باشیم.
دیگر اینکه اگر یک لحظه «همسر» را کنار کارهای قبلی و بعدی فخیمزاده تصور کنید، حتما تصدیق میکنید که با آنها فضای متفاوتی دارد و از مولفههای تکرارشونده آنها تا حد زیادی خبری نیست. همین یک دلیل کافی است تا در کارنامهاش فیلم متفاوت و قابل توجهی باشد؛ فیلمی که سینمای ما بدون جذابیتهای مبتذل این روزها به نمونههای مشابهش خیلی نیاز دارد.
آقای کارگردان 67 ساله سرد و گرم چشیده ما نمیخواهد این موفقیت را یک بار دیگر تکرار کند؟ پیشنهاد ضمنی این یادداشت هم لااقل برای مقدمه چیز بدی نیست.
«همسر» را ساعت 10 صبح امروز از شبکه یک سیما ببینید.
جابر تواضعی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: