در برخوردهای اجتماعی چگونه عمل کنیم؛

همیشه در اطرافیان خود رفتارهایی می بینیم که نشاندهنده تمایل آنها به تحت کنترل درآوردن رفتارهای ماست . در همه این مواقع عکس العمل ماست که ما را در موقعیت منطقی و سالم نگه می دارد یا تحت سلطه طرف مقابل قرار می دهد.
کد خبر: ۱۹۷۶۶
سلطه جو کسی است که اصرار دارد با انسان ها همچون اشیا رفتار کند و قاطعیت رفتار منطقی و سالم در برابر این نگرش است . اشخاصی که قدرت برخورد منطقی و سالم با موقعیت های ناراحت کننده را ندارند با شیوه های نادرست ناراحتی خود را بروز می دهند. نگاه خشم آلود و ملامت بار، کوبیدن در، حرکات تند و خشن ، به هم زدن جلسه ، لبخندهای زهرآلود و سکوت های بی مورد میلهای سرکوب شده تهاجم هستند که اغلب کمکی به حل مشکل نمی کنند. برخوردهای انفعالی و غیرقاطع مکانیزم های غریزی خشم ، افسردگی یا ترس را فعال می کنند و معمولا رفتارهای ابتدایی تهاجم ، پس نشینی یا گریز را به دنبال دارند. این مکانیزمها از نیاکان ما به ما ارث رسیده است ؛ ولی نیرویی عظیم در اندیشه اش نهفته است که در کلام بروز می کند. بدون شک مهارت های کلامی قوی ترین وسیله برای مقابله با سلطه جویی دیگران است.
روابط سلطه جویانه

اغلب آموخته ایم که هنگام صحبت و گفتگو باید پرسش طرف مقابل را پاسخ دهیم ؛ ولی برای یافتن قاطعیت در کلام باید آموخت که لازم نیست حتما به پرسش طرف مقابل پاسخ دهیم . چرا که ممکن است طرف مقابل برای نادان جلوه دادن شما سوالی بپرسد که مطمئن است پاسخ آن را نمی دانید و یا پرسشی مبهم و نامشخص مطرح کند تابه قول معروف حرف در دهان شما بگذارد. در این موارد بهتر است طوری جواب دهید که گویی به پرسش او اهمیت نمی دهید. متوجه باشید که شما مجبور نیستید برای هر رفتارتان دلیل و بهانه ای بتراشید و دیگران نیز آزادند از آن خشنود یا ناخشنود باشند. بعضی ها با تمارض و مظلوم نمایی قصد تسلط بر شما را دارند. آنها قصد دارند با برانگیختن حس همدردی یا تقصیر و گناه ، شما را مجبور به قبول خواسته های خود کنند. این قبیل روابط میان زن و شوهر یا مادر و فرزند بیشتر دیده می شود و معمولا روابط عاطفی موجود فرد را مجبور به قبول شرایطی می کند که اصلا به آن مایل نیست . بعضی ها برای این که فرصت هرگونه اشکال گیری یا توضیح خواهی را از شما بگیرند ، سعی می کنند رفتارهایی نظیر نگاه کردن پی در پی به ساعت خود داشته باشند یا با جملاتی نظیر «من باید به صحبت دیگران هم گوش دهم» یا «کس دیگری هم در نوبت هست» شما را از خواسته هایتان دور کنند. فرد سلطه جو ممکن است سعی کند شما را در موقعیتی قرار دهد که عذر و بهانه ای بیاورید که دروغ واضح باشد و طرف مقابل شما ، دروغ بودن آن را درک کند و این گونه با قرار دادن شما در موقعیت مقصر نادم مجبورتان کند که خواسته هایش را قبول کنید. ممکن است فرد سلطه جو از در انتقاد وارد شود. اگر تحمل انتقاد را نداشته باشید و با شنیدن هر انتقاد جزیی عصبی و ناراحت شوید، راه را برای تسلط او هموار کرده اید. اگر هنگام مورد انتقاد قرار گرفتن ، مصرانه از خود دفاع کنید و حالت تدافعی پیش بگیرید، باعث گسترش دایره انتقاد می شوید. در این هنگام اگر واقعیت کوچکی از انتقاد را از او بپذیرید، می توانید طرف مقابل را به سمت گفتگوی منطقی نزدیکتر سازید. ممکن است مورد حملات مستقیم و پی درپی انتقاد قرار بگیرید، بدون این که فرصت تفکر و پاسخگویی داشته باشید. یک راه برای خلاص شدن از این حالت ، این است که نقش افرادی را بازی کنید که اصلا در باغ نیستند. فرد سلطه جو ممکن است اندیشه ها و خواسته های خود را در قالب انتظارات جامعه یا اصول اخلاقی بیان کند و بخواهد طوری بفهماند که بهتر است این موضوعات را بدانید و سپس به بحث و گفتگو با او بپردازید. برای مقابله با این طرز برخورد باید از او بخواهید که حد و مرزهای سلیقه های شخصی خود با موضوعات اخلاقی را مشخص کند و این دو را هرگز با هم اشتباه نگیرد.
طرف مقابل

بعضی ها با تاکید بر این که قصد کمک دارند یا صاحب تجربه یا دانش بیشتری هستند، سعی در کنترل رفتار شما دارند. ممکن است این رفتارها واقعا خیرخواهانه و بی غرض باشند؛ ولی در هر حال باید با رفتار منطقی و غیر عاطفی پاسخ داده شوند و این فرصت که طرف مقابل فکر کند برای قبولاندن خواسته های غیرمنطقی خود می تواند از این در وارد شود از او گرفته شود. گاهی فرد سلطه جو با یک نگاه یا یک اشاره طوری رفتار می کند که گویی شما باید با فراست تشخیص می دادید که کار شما او را ناراحت کرده است و با این روش شما را آدم خودخواه و کم ملاحظه ای جلوه دهد؛ ولی شما همیشه حق دارید بگویید «نمی فهمم علت ناراحتی شما چیست؛» فرد سلطه جو این تکنیک ها یا ترکیبی از آنها را به کار می گیرد تا شما را مجبور به برخورد عاطفی و انفعالی کند. تشخیص این موقعیت ها و تحت کنترل درآوردن واکنش های غریزی ، بتدریج شما را نسبت به واکنش های قاطعانه شرطی می سازد.
برنامه ریزی ذهن

تخیل ، مرور ذهنی یک تجربه واقعی یا غیرواقعی است و از دید روان شناسی قوی ترین ابزاری است که فرد برای برنامه ریزی ذهن خویش در اختیار دارد. شما می توانید با یادآوری مواردی که قبلا تحت سلطه قرار گرفتید و حدس مواردی که در آینده با آن مواجه خواهید شد و تمرین ذهنی برخورد مناسب و صحیح ، ناخودآگاه خود را برای برخورد قاطعانه آماده کنید.
درک صحیح قاطعیت

برای قاطعیت ، شناخت حقوق حقه خود اصلی ترین موضوع است . یعنی این که ابتدا باید بدانید از چه چیزی دفاع کنید و اصولا این دفاع به ضرر یا منفعت شماست و یا این که حق با شماست یا خیر. در غیر این صورت ممکن است موقعیت خویش را از مظلومیت به ظالمیت تغییر دهید و یا به جای طی مسیر منطقی برای رسیدن به نتیجه مورد نظر ، در مسیر بسته اثبات خود و محکوم کردن طرف مقابل قرار بگیرید. قاطعیت جنبه هنری دارد و به همین منظور نیاز به تمرین و ممارست است تا این قابلیت ارزنده به صورت یک عادت شرطی شده درآید. برای کارا ساختن این قابلیت باید شناخت کافی از محیط و برداشت دیگران از رفتار قاطعانه داشت تا رفتارها به جای این که حالت لجبازی کودکانه و جاهلانه داشته باشند ، رفتاری بالغانه و مشکل گشا باشند. یکی از نتایج سلامت روان و شخصیت سالم ، برخورد قاطعانه و بدون ترس با چاپلوسی است . تقویت روحیه تصمیم گیری و مدیریت ، انتخاب زندگی مسوولانه از دست دادن احساس گناه و اضطراب به هنگام گفتن «نه» رسیدن به این تفکر که قاطعیت خودسری ، خودخواهی و گستاخی نیست و توجه به این که گفتار، رفتار و اندیشه ما سهم قابل توجهی در ظلم و ستم دیگران نسبت به ما دارد از نتایج درک صحیح و درست قاطعیت است.

مهدی عناصری
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها