گزیده سرمقاله روزنامه‌های امروز

تجدید حیات دولت ملی

روزنامه‌های صبح امروز ایران در سرمقاله‌های خود به مهمترین مسائل روز کشور و جهان پرداخته‌اند از جمله «راه ناگزیر»؛«تجدید حیات دولت ملی»،«فرانسه بر سر دوراهی»،«تا باده در خم است...» و... که گزیده برخی از آنها در زیر می‌آید.
کد خبر: ۱۹۷۴۷۲

ایران

روزامه‌ی ایران «راه ناگزیر» برای یادداشت خود برگزیده و در ادامه به قلم محمد ابراهیمى نوشته است؛یکصد سال است تار و پود اقتصاد، سیاست و حتى فرهنگ ایران با نام نفت گره خورده است. مرورى بر تحولات یک قرن اخیر نشان مى دهد ، نفت بازیگر اول عرصه هاى سیاسى و اقتصادى بوده است. آن زمان که استعمار پیر براى اداره جنگ هاى جهانى به مشکل انرژى برخورد به نفت ایران روى آورد و در دوره اى که سیاستمداران خودباخته داخلى در فکر استمرار تاج و تخت خود بودند چاره اى نداشتند جز آن که از کیسه درآمدهاى نفتى خرج کنند. در عرصه اقتصاد نیز تا زمانى که قیمت نفت کمتر از یک دلار در هر بشکه بود، برنامه ریزان اقتصادى ایران راه نجات را در صنعت و کشاورزى جست و جو مى کردند، ولى آن گاه که شوک اول نفتى به اقتصاد جهان وارد شد و قیمت ها تا سطح ?? دلار افزایش یافت، صنعت و کشاورزى مملکت به دست فراموشى سپرده شد و آنچه باقى ماند، چیزى نبود جز نابودى اقتصاد ملى و این پدیده در دوره شوک دوم نفتى که قیمت ها تا سطح ?? دلار نیز افزایش یافت، با شتاب بیشترى ادامه پیدا کرد.

اما در همین دوره که کشورهاى نفت خیز در خیال خام خود به دنبال توسعه با دلارهاى نفتى بودند، کشورهاى بدون نفت و درآمدهاى سرشار نفتى مسیر توسعه یافتگى را با سرعت بیشترى طى کردند.
به این ترتیب مى توان این سؤال را مطرح کرد که «راز توسعه یافتگى» چیست چرا با دلارهاى نفتى نمى توان صنعتى شد و بالاخره اگر قرار است ریل اقتصاد را عوض کنیم، مسیر آن کدام است.

جواب آن را تنها در یک کلام مى توان جست و جو کرد و آن این که راز توسعه در دانش نهفته است و این نکته اى است که مقام معظم رهبرى در سخنان دیروز خود در جمع نخبگان کشور به آن اشاره کردند، زمانى که فرمودند: روزى که کسب درآمد از دانش جایگزین نفت شود، روز خوب ملت است.

اقتصاد امروز دنیا، اقتصاد دانش بنیان است و دانش منشأ ثروت است. براى اثبات این ادعا کافى است به اجزاى درآمدى کشورهاى صنعتى نگاه کنیم. اگر زمانى کارخانه هاى عظیم فولادسازى و یا حتى خودروسازى منشأ ثروت بود، اکنون کشورهاى توسعه یافته علاقه چندانى به این موضوع ندارند، چرا که فناورى هاى نوین از چنان قدرتى برخوردار است که با یک نوآورى مى توان چند برابر درآمد یک کشور نفت خیز به ثروت رسید. در پایان باید اشاره کرد ، کل درآمد نفتى ایران در سال جارى حدود ?? میلیارد دلار خواهد بود و این درحالى است که درآمد شرکت هایى که در عرصه فناورى هاى نوین از جمله فناورى اطلاعات فعالیت مى کنند، بسیاربیش از این میزان است.
 
کیهان

یادداشت روز کیهان با عنوان «تجدید حیات دولت ملی» آغاز شده است.محمد ایمانی نویسنده این یادداشت در آغاز نوشته است؛20 سال پیش وقتی جنگ تحمیلی 8 ساله پایان پذیرفت، عملاً فرصتی فراهم شد تا ضمن «تثبیت» نظام برآمده از انقلاب اسلامی، به سازمان جدید سیاسی، فرهنگی و اقتصادی جدید کشور اندیشیده و برای آن برنامه ریزی شود. سازندگی و بازسازی نیاز طبیعی کشور بود که اگرچه در حوزه عمران و اقتصاد جلوه بیشتری یافت اما به طریق اولی مورد نیاز حوزه های فرهنگ و سیاست کشور بود. تشکیل دولت جدید با چنین مقطعی مصادف شد، مقطعی که پس از ناکامی جبهه بزرگ دشمنان خارجی و داخلی در زمینه کودتاهای پی درپی، غائله های صنفی و قومی و مرزی، تحریم اقتصادی و حمله مستقیم نظامی آغاز می گشت.

در ادامه یادداشت می‌خوانید؛بی دلیل نبود که در آن سال ها- و حتی تا یک دهه پس از آن- رهبر فرزانه انقلاب به دفعات به دولتمردان درباره دو خطر «اشرافیگری، تبعیض و زراندوزی میان مسئولان» و «شبیخون فرهنگی دشمن» هشدار می دادند. ایشان از جمله مرداد سال 1370 فرمودند «اگر ما به دنبال مسائل خودمان رفتیم و به فکر زندگی شخصی خودمان افتادیم، دنبال تجملات و تشریفات رفتیم و در خرج کردن بیت المال هیچ حدی برای خودمان قائل نشدیم مگر اعتماد مردم باقی می ماند؟ مگر مردم کورند؟ نمی شود در زندگی مادی خود فرو برویم و بخواهیم مردم به شکل یک اسوه به ما نگاه کنند، مردمی که خیلی شان از اولیات محرومند. از خیلی ها باید گذشت در این راه، نه فقط از شهوت حرام از شهوت حلال باید گذشت... من و شما همان طلبه قبل از انقلابیم، شما یکی معلم بودید، یکی دانشجو بودید، یکی منبری بودید، همه مان این جور بودیم. ما حالا عروسی بگیریم مثل عروسی اشراف؟! خانه درست کنیم مثل خانه اشراف؟! خوب اشراف مگر چه بودند؟ فقط او چون ریش خودش را نمی گذاشت و ما ریش گذاشته ایم، این کافی است؟! نه آقا! ما می شویم مترفین. والله توی جامعه اسلامی هم مترف ممکن است به وجود بیاید». همچنان که آن بزرگوار شبیخون فرهنگی را می دیدند و می فرمودند «من یک وقت گفتم اینها دارند شبیخون فرهنگی می زنند. این راست است و خدا می داند که راست است. بعضی نمی فهمند. یعنی صحنه را نمی بینند. کسی که صحنه را می بیند، ملتفت است که دشمن دارد چه کار می کند و می فهمد که شبیخون است و چه شبیخونی هم هست». (21مرداد 1371)

نویسنده یادداشت کیهان معتقد است؛آن غفلت ها و لاابالیگری اقتصادی و سیاسی و فرهنگی کار خود را کرد. بخشی از شیرینی های خدمت دولت سازندگی در کام مردم به تلخی نشست و 8 سال بعد ماجرای دوم خرداد 76 را رقم زد. آن انتخابات همچنان که شاهدی بر حیات سیاسی ملت و مردم سالاری ایران بود، اعتراض به انحراف از شعارهای انقلاب را نیز در خود مستتر داشت اما دست برقضا، بانیان وضعیت دیروز، با آزادی عمل بیشتر، از دولت ائتلافی جدیدی سردرآوردند که برخلاف امید و اعتماد میلیون ها رأی دهنده، تبدیل به غنیمت شماری شریک سیاسی، گروهی پشیمان از اسلام و انقلاب، و فرقه هایی زخم خورده و دارای عقده از نظام اسلامی شده بود. مردم قصد و مقصدی دیگر داشتند اما ناقه دولت، دلش جایی دیگر در گرو بود. دوره اصلاحات و توسعه سیاسی- فرهنگی در کش و قوس و تضاد میان این دو خواسته گذشت در حالی که شماری از متولیان اصلاحات، آشکارا به تحقیر معیشت مردم و توقعات مشروع آنها در حوزه عدالت، کرامت، عزت و استقلال ملی اهتمام داشتند.

در ادامه می‌خوانید؛این اما پایان کار نبود. ملت، انقلاب و جمهوری اسلامی را ارزان- به وزیدن بادی- به دست نیاورده بود که تندبادی بیاید و از جا بکند و با خود ببرد. ملت ایران زنده بود و به سان پیکر و ارگانیسمی زنده که خون سالم در رگ های آن جریان دارد و مدام در حال پالایش و بهسازی خود و پس زدن عفونت و مواد زاید است، به تصفیه و پالایش سازمان اداره کشور اهتمام کرد. انتخابات خرداد و تیرماه 1384 نشان از سلامت کامل سازمان زنده انقلاب داشت و تأسیس دولتی را رقم زد که به درستی حس خدمتگزاری و نوکری، پرنشاطی، شجاعت و جرأت برای تحول و اصلاح امور، ساده زیستی، و عزتمندی و جسارت در برابر دشمنان زیاده خواه را در جان افکار عمومی پمپاژ می کرد.

یادداشت نویس کیهان ادامه داده است؛نه این که مردم و مقتدایشان خطایی در دولت نمی بینند و هر عملکرد آن را صواب می یابند. نه، خطا و قصور و احیاناً تقصیر هم هست که حتما باید براساس عهد دولت با مردم و مقتدایشان، جبران شود. اما مهم این است که پس از 3 سال رئیس جمهور و دولتمردان را از خودشان و در خدمت آرمان های والامقدار خویش می یابند؛ همچون پدر و مادری که فرزند خویش را پاک دست، سختکوش، خدمتگزار و با اراده بیابند و اگر هم از او خطایی می بینند، امید اصلاح از او داشته باشند.

در پایان یادداشت آمده است؛...اکنون باید توجه داشت که همراهی رهبری و ملت- که نمونه اخیر همراهی ملت، انتخاب مجلسی اصولگرا و همسو با دولت بود- سنگینی تکلیف و تعهد را بر شانه دولت مضاعف می سازد و مجال کوچکترین غفلت و فرصت سوزی را می بندد. در چنین افقی دولتمردان باید به سال آخر خدمت به سان سال اول خدمت 4ساله بنگرند و در برنامه ریزی و اجرا و نظارت، با عزم و استحکام تمام بر ریل انقلاب حرکت کنند.

جمهوری اسلامی

«فرانسه بر سر دوراهی» عنوان سرمقاه‌امروز روزنامه‌ی جمهوری اسلامی است که در ابتدای آن می‌خوانید؛حوادث خونین افغانستان واگرائی میان اعضای ناتو در افغانستان را تشدید کرده از جمله دولت « فرانسوا فیون » نخست وزیر فرانسه سرگرم بررسی پیرامون خروج نیروهای فرانسوی از افغانستان است و این موضوع را با مجلس ملی فرانسه نیز در میان گذاشته است .

در بخش دیگر سرمقاله می‌خوانید؛اگرچه نیروهای فرانسوی عموما در مناطق امن اطراف کابل مستقر بوده اند و تاکنون حادثه ای برای آنها به وجود نیامده بود اما کمین شبه نظامیان در هفته گذشته باعث قتل 10 نفر و مجروح شدن 20 تن دیگر شد . نیکلا سارکوزی ساعاتی پس از این حادثه به کابل سفر کرد و اجساد قربانیان و پیکر مجروحان را با خود به پاریس منتقل نمود.

ویسنده سرمقاله معتقد است؛بدین ترتیب فشارهای سیاسی ـ اجتماعی برای خروج نیروهای فرانسه از افغانستان بیشتر شده و مخالفان دولت فرانسوافیون و سارکوزی را تحت فشار قرار داده اند تا در طرح تقویت نیروهای ناتو در افغانستان تجدیدنظر کند. فرانسه تنها کشور اروپائی بود که بر اثر رایزنیهای سارکوزی با بوش هزاران نیروی تازه نفس به کابل فرستاد ولی به نظر می رسد که الیزه بسیار زودتر از آنچه پیش بینی می شد از این سرمایه گذاری بدفرجام در طرحهای بوش پشیمان شده است . حتی افرادی از حزب سارکوزی هم از افغانستان به عنوان یک باتلاق سخن می گویند و رقبای سیاسی وی بویژه خانم « سگولن رویال » رقیب انتخاباتی وی برای خروج فوری نیروهای فرانسوی از کابل اصرار می ورزند.

در ادامه می‌خوانید؛برای یک دوره طولانی در رسانه های جهان از سارکوزی به عنوان جانشین « تونی بلر » در صحنه اروپا برای پرکردن خلا ناشی از برکناری تونی بلر یاد می شد و سارکوزی هم برای به دست آوردن اعتباری بیشتر نزد آمریکا چندان بی میل نبود. وی علیرغم روسای جمهور گذشته در طول دوران ریاست جمهوری خود بارها به آمریکا سفر کرد و حتی مناسبات شخصی با بوش را تا سرحد حضور در ویلای اختصاصی بوش کوچک به پیش برد اما هیچ یک از این اقدامات سارکوزی نه تنها باعث ارتقا موقعیت جهانی فرانسه نشد بلکه حتی اقدامات وی برای تکرار رفتار تحقیر آمیز تونی بلر بسیار تحقیرآمیز جلوه گر شد. بطوریکه برخی رسانه ها رفتار چاپلوسانه اش در برابر بوش را بخاطر آنکه می خواهد جای خالی بلر « سگ دست آموز بوش » را پرکند مورد شماتت و اعتراض قرار دادند.

سرمقاله جمهوری اسلامی در ادامه این پرسش رت مطرح می‌کند که؛ علیرغم فقدان هرگونه دستاورد مثبتی برای اثبات ضرورت حضور نظامی فرانسه در افغانستان چرا سارکوزی برای این همراهی پرهزینه با بوش هنوز هم وسوسه می شود، تصریح کرده‌است؛ برای یافتن پاسخ این سئوال خوبست به این نکته توجه داشته باشیم که فرانسه مایل است برای زمینه سازی در جهت حضور نظامی خود در خاورمیانه و آسیا به هر صورت ممکن وارد عمل شود. امضای قرارداد برای فراهم کردن زمینه های حضور نظامی فرانسه در بخش گلوگاهی خلیج فارس و همچنین اصرار برای حفظ حضور نظامی در افغانستان برای پاریس اهمیت دارد ولی مسئله اینست که برخی دیدگاهها در « پنتاگون » با این اهداف « الیزه » در تضاد است و مشخصا برای جلوگیری از بلندپروازیهای پاریس انگیزه های شاخصی در پنتاگون وجود دارد.

در بخش دیگر سرمقاله آمده است؛واقعیت اینست که آمریکا از تکروی های سارکوزی بویژه در جریان سفر خاورمیانه ای وی به شدت نگران است و مایل نیست پاریس در کشورهای نفت خیز منطقه « ابتکار عمل » را از دست آمریکا بگیرد و برای مثال با امضای قراردادی برای دستیابی ارتش فرانسه به پایگاهی انحصاری در گلوگاه حیاتی خلیج فارس در منطقه « لانه گزینی » کند و موقعیت خود را انحصارا تثبیت نماید. البته پاریس اعلام کرده که از این پایگاه برای همکاری با اعضای « ناتو » هم بهره خواهد گرفت ولی مسئله اینست که حتی در این مورد هم « ابتکار عمل » در دست پاریس خواهد بود. علاوه بر این اصرار پاریس و برلین برای شکل دادن به « ارتش مستقل اروپائی » هم با واکنش منفی آمریکا مواجه شده و به نگرانیها نسبت به آینده و سرنوشت ناتو در واشنگتن دامن می زند.

سرمقاله روزنامه‌ی جمهوری اینگونه ادامه می‌دهد؛تصادفی نیست که آمریکائی ها هر چند وقت یکبار جمع کثیری از مردم افغانستان و شهروندان غیرنظامی را بمباران می کنند و قربانیان خود را تروریست می نامند. در واقع آنها با این اقدام خود مایلند همواره افغانستان را ناامن و در انحصار تروریستها معرفی کنند و با این اقدام خود حضور نظامی ناتو در افغانستان را توجیه نمایند تا فرصتی برای احداث و تکمیل پایگاههای نظامی و جاسوسی ناتو برفراز کوهستانهای منطقه فراهم شود.

در پایان سرمقاله می‌خوانید؛بدین ترتیب اگر آمریکا تاکنون به حضور فرانسه به عنوان شریک جرم آمریکا و « ناتو » در جمع ارتشهای اشغالگر افغانستان احتیاج داشت از این پس دیگر حتی به آنها هم احتیاجی ندارد و آنها را با بمباران نیروهای فرانسوی در کابل به پاریس باز می گرداند!

 مردم سالاری

میرزابابا مطهری نژاد نویسنده یادداشت روز روزنامه‌ی مردم سالاری این یادداشت را با عنوان «انتقاد، تخریب و تحمل دولت»آغز کرده و ادامه داده است؛به مناسبت هفته دولت شنبه دوم شهریور رهبر معظم انقلا ب اسلا می در دیدار رئیس جمهور و اعضای هیات دولت، رهنمودهای مهمی در مرز بین انتقاد و تخریب داشتند. برخی از روزنامه های وابسته به دولت در چند روز گذشته تلا ش دارند این مفهوم را القا کنند که نقد عملکرد دولت تعرض به فرمایشات رهبری است. در حالی که اصلا  چنین نیست، معظم له در بخشی از فرمایشاتشان که مشروح و کامل آن در روزنامه مردم سالا ری روز یکشنبه سوم شهریور چاپ شده است، می فرمایند؛
«حمایت از دولت به معنای چشم بستن بر ضعف های آن نیست، کارهایی وجود دارد که دولت باید تدبیر کند یا انجام دهد.»

همچنین ایشان در رابطه با طرح تحول اقتصادی، صراحتا به دولت تکلیف کردند که باید از شتابزدگی در اجرای طرح تحول اقتصادی پرهیز کرد اشاره ای که تاییدی است بر نگرانی و دغدغه اقتصاددانان و شخصیت های علمی، سیاسی کشور. بنابراین باب انتقاد از دولت و پرداختن به ضعف ها و نارسائی ها نه تنها باز است که با اشاره های مقام معظم رهبری وظیفه و نیاز است. به ویژه رسانه ها باید به وظایف و کارکرد خود در این زمینه بیش از گذشته توجه داشته باشند.

در همین راستا، مقام معظم رهبری به مرز بین انتقاد و تخریب اشاره فرمودند و بسیار ظریف آن را تبیین کردند. ایشان خاطرنشان کردند: انتقاد ارزشیابی منصفانه و کارشناسانه است که با نظر خیرخواهی انجام می شود و نکات مثبت و منفی در کنار هم مورد توجه قرار می گیرد، دولت باید با سعه صدر از این انتقادها استقبال کند، آنها را با گوش جان بشنود و با بررسی و توجه کافی و کامل، به انتقادهای صحیح عمل نماید.

بنابراین لا زم است اولا  دولت آستانه انتقادپذیری خود را ارتقا دهد و تحمل مباحث کارشناسی را داشته باشد. ثانیا فرمایش مقام معظم رهبری برای همه هست، خود دولت و رسانه های وابسته به دولت هم باید این مرز را در مورد سایرین، به ویژه احزاب و شخصیت های مورد احترام مردم رعایت کند. در سخنان رئیس جمهور محترم در سفر اخیر، اتهاماتی به گروه ها و احزاب منتقد دولت وارد شده است که به معنای دقیق کلمه تخریب است که در این مقام از ذکر آن خودداری می کنم.
در هر حال دولت تحمل خود را افزایش دهد واز تخریب متقابل منتقدین پرهیز کند.

رسالت

«هم افزایی دانش و ثروت» عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی رسالت به قلم صالح اسکندری است که در آن می‌خوانید؛ -1جنبش نرم افزاری ونهضت تولید علم در دوازده سال اخیر از جنس توسعه علم «development of science»  بوده و یا تولید علم«production of scienc »؟
دغدغه پاسخ به این سوال می تواند ما را به سوالی مهمتر رهنمون سازد که ایران اسلامی امروز در کجای دنیای علم قرار گرفته است.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی و بخصوص در 12 سال اخیر که به فرموده مقام معظم رهبری یک حرکت علمی در سراسر کشور شروع شده، پیشرفتهای بزرگی برای ایران به دست آمده است که حاصل خودباوری و اعتماد به نفس ملی جوانان این مرز و بوم است. دانشمندان ایرانی در اوج مظلومیت و محرومیت از امکانات پیشرفته آزمایشگاهی و علمی به دستاوردهای بزرگی بخصوص در عرصه فناوری های جهشی و استراتژیک دست یافته اند که جهانیان را مبهوت کرده است. چندی پیش واشنگتن پست در گزارشی با اشاره به اینکه دانشمندان ایران طی قرون گذشته اکتشافاتی در زمینه علوم طبیعی، ریاضی و فلسفه داشته و پس از ورود اسلام و در قرن هفتم دانشمندان ایرانی الکل طبی را تولید کردند و فعالیت‌های مهمی نیز در زمینه جبر و شیمی داشتند، نوشت دانشمندان ایرانی می‌گویند که در زمینه نانو فناوری به پیشرفتهایی رسیده‌اند وپژوهشگران بیولوژی مرزها را به سوی تحقیقات سلول‌های بنیادی پیش می‌برند و صنعت خودروسازی این کشور از هر نقطه دیگری در این منطقه تعداد خودروهای بیشتری تولید می‌کند و...

در ادامه سرمقاله می‌خوانید؛-2 مقام معظم رهبری روز گذشته با تاکید بر “هم افزایی علم و ثروت” پنجره جدیدی را مقابل دیدگان جامعه علمی کشور گشودند. دانش زمانی رشد می کند که تبدیل به قدرت و ثروت شود.برقراری پیوند مستمر بین دانش، ثروت  و اقتدار ملی قادر است مزیتهای نسبی دانشمندان ایرانی از قبیل هوش بالا، اعتماد به نفس ملی، ایمان به عنایات الهی و ... را بالفعل کند و مسیر تحقق الگوی اسلامی جنبش نرم افزاری را هموار نماید. الگوبندی سهم دانش در قدرت و متناسب با آن نقش ثروت در انگیزه پروری دانشمندان و محققان جوان  اقتضای “ طبیعت جریان زندگی بشر” است . اقتدار کشورها علاوه بر ظرفیتهای تعریف شده در حوزه سخت افزاری،  در پیوند مستقیم با مجموعه سرمایه های فرهنگی، اجتماعی و علمی جوامع است که با مدیریت صحیح این سرمایه ها می توان روز به روز بر اقتدار ملی افزود.

در بخش دیگر سرمقاله آمده است؛-3 برخی محققان در یک پارادایم مدرن مدعی هستند که دانش محصول قدرت است و اراده حاکمیت می‌تواند در سمت و سو دادن دانش بسیار موثر باشد. بر اساس این تفسیر نمی‌توان نقش‌ هادی نظام جمهوری اسلامی ایران را در پدیده جهش علمی کشور نادیده گرفت. در واقع رشد فزاینده علوم در جامعه ایرانی از اقتضائات حتمی استراتژی‌های کلان نظام اسلامی است. نمونه عینی این اهداف بلندمدت در سند چشم‌انداز بیست‌ساله کشور به چشم می‌خورد. رساندن ایران به مقام اول علمی در منطقه یکی از آمال اصلی سند چشم‌انداز 20ساله است اما نشاط علمی کشور را نمی‌توان صرفا در اراده حاکمیت خلاصه کرد. بلکه بخش معتنابهی از این رشد علمی متاثر از جنبش نرم‌افزاری مردمی است که از ابتدای انقلاب شکل گرفته و هر روز متکامل‌تر می‌شود. این جنبش اگرچه در موازات و همسو با اهداف نظام اسلامی است اما توانسته ماهیت مردمی خود را حفظ کند.

در پایان سرمقاله می‌خوانید؛امروز یکی از گفتمان های پایه ای کشور، گفتمان پیشرفت علم و فناوری است و با هدایت و التفات ویژه رهبر فرزانه انقلاب کارهای بزرگی برای جبران  عقب ماندگی های کشور صورت گرفته است. این موضوع مرهون الگوی اصلاحی جمهوری اسلامی در نهضت تولید علم و جنبش نرم افزاری است که روز به روز جایگاه ایران را در جامعه علمی ارتقا می دهد..

کارگزاران

«تا باده در خم است...» عنوان سرمقاله‌ یروزنامه‌ی کارگزاران به قلم محمدباقر نوبخت است که در آن آمده است؛غائله‌ای که این روزها به بهانه چند انتقاد ساده و مشفقانه آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی از دولت آقای احمدی‌نژاد ایجاد شده بسیار تامل‌برانگیز است. هرچند که این شخصیت روحانی و انقلابی در سه دهه اخیر همواره در معرض حملات سازماندهی‌شده و غیرمنصفانه قرار داشته است اما حملات چند هفته اخیر را از نگاهی می‌توان نگران‌کننده‌تر از همیشه دانست. صورت مسئله بسیار ساده است. آقای هاشمی‌رفسنجانی با حدود 50 سال فعالیت انقلابی، سیاسی و مذهبی و با قریب 30 سال تلاش جانکاه در مسیر استقرار و اعتلای نظام مقدس جمهوری اسلامی نسبت به سرنوشت نظام و کشور نگرانی‌هایی غیرقابل انکار دارد. نباید فراموش کرد که هاشمی‌رفسنجانی نه فقط از نگاه دوستدارانش که حتی از نگاه مخالفانش هم یکی از محرم‌ترین، دوراندیش‌ترین، مطلع‌ترین، کارآزموده‌ترین و فداکارترین بانیان جمهوری اسلامی است.

در ادامه سرمقاله می‌خوانید؛پیوند میان هاشمی و انقلاب به قدری درهم تنیده و ریشه‌دار است که با جرات می‌توان گفت تفکیک این دو از یکدیگر و شناخت هرکدام بدون دیگری غیرممکن است. در این شرایط، نگرانی‌های هاشمی درباره سرنوشت نظام و کشور چیزی نیست که بتوان به سادگی از کنار آن عبور کرد یا آن را نادیده گرفت چه رسد به اینکه برخی به خود حق دهند نگرانی‌های او را با سیل اتهامات و تخریب و دشنام پاسخ دهند. اشتباه بزرگ مخالفان آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی که ظرف چند هفته اخیر غائله بزرگی را در حمله به او سازماندهی کرده‌اند این است که این یار نزدیک امام و رهبری را «رقیب سیاسی» خود می‌دانند و بر این اساس، استفاده از هر ابزاری ولو غیراخلاقی و غیردینی را برای حذف یا تضعیف این «رقیب» مجاز می‌شمارند.

در بخش دیگر سرمقاله آمده است؛نکته تاسف‌برانگیز آن است که آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی در حقیقت به دلیل طرح انتقادات مشفقانه و ناصحانه‌ای در معرض تاخت‌و‌تاز رسانه‌ای قرار می‌گیرد که بیان آنها نه‌فقط ناشی از نگرانی‌های حقیقی وی که تکلیف شرعی، قانونی و سیاسی اوست؛ تکلیفی که از سوی قانون اساسی و رهبر معظم انقلاب بر عهده مجمع تشخیص مصلحت نظام گذاشته شده است. در شرایطی که سند چشم‌انداز بیست‌ساله و سیاست‌های کلی اصل 44 قانون اساسی به استراتژی کلان نظام تبدیل شده و بارها و موکدا توسط مقام معظم رهبری مورد ابرام قرار گرفته است، سکوت و تعلل مجمع تشخیص مصلحت (که مسوول نظارت بر حسن اجرای موارد فوق است) در قبال تخطی از این فرامین طبیعتا قابل پذیرش نخواهد بود. در شرایطی که برخی از تصمیمات دولت آقای احمدی‌نژاد در زمینه نقدینگی، واردات کالا و... نهایتا بر مشکلات اقتصادی و فاصله کشور با اهداف برنامه بیست‌ساله افزوده است، سکوت ریاست مجمع تشخیص نتیجه‌ای جز تایید تلویحی این شرایط نخواهد داشت. در شرایطی که بر اساس آمارهای موجود وابستگی کشور به نفت طی سه سال اخیر افزایش یافته و اقتصاد دولتی‌تر شده است، این موضوع که هاشمی مطلقا سکوت نماید برای افکار عمومی قابل دفاع نخواهد بود. در یک کلام؛ انتظار سکوت از شخصیتی چون آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی در قبال تعلل در اجرای اسناد فرادستی یا مسائلی مانند تورم افسارگسیخته، قطع گسترده برق، صف‌های طویل بنزین و گاز و... انتظاری غیرقانونی است که نه با چهره و سابقه هاشمی سازگاری دارد و نه با وظایف شرعی و حکومتی ایشان. همچنان که انتقادات ملایم ایشان از عملکرد اجرایی کشور نیز به معنی فراموش کردن موفقیت‌های دولت‌ها در زمینه‌های دیگر نیست.

در پایان یادآوری خاطره‌ای از آقای حسین شریعتمداری مدیرمسوول روزنامه کیهان درباره آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی را خالی از لطف نمی‌دانم. آقای شریعتمداری نقل می‌کند در یکی از شب‌هایی که در زندان شاه محبوس بوده است، یکی از زندانیان مبارز را برای گرفتن اعتراف تحت شکنجه قرار دادند و این زندانی تا صبح در مقابل فشارها و شکنجه‌های بازجویان مقاومت کرد و حتی یک کلمه دم بر نیاورد؛ زندانی‌ای که بعدا مشخص می‌شود کسی نبوده است جز آیت‌الله هاشمی. چنین پیشینه و مقاومت و شخصیتی است که باعث می‌شود آقای مسیح مهاجری مدیرمسئول روزنامه جمهوری اسلامی فریاد سر دهد با آنکه حمایت از هاشمی‌رفسنجانی در شرایط کنونی «گناهی نابخشودنی» محسوب می‌شود و «عوارض منفی و ناگواری» دارد؛ اما دفاع از وی را ادای دین و یک «واجب شرعی» می‌داند و تمام عوارض آن را نیز به جان می‌خرد، همانطور که دیگر دوستداران انقلاب و هاشمی چنین می‌کنند.
ما را ز کوی باده‌فروشان گریز نیست / تا باده در خم است همینجا نشسته‌ایم

اعتماد ملی

«گام مثبت» عنوان سرمقاله امروز روزنامه‌ی اعتماد ملی است که در آن می‌خوانید؛چهارمین اجلا‌س خبرگان رهبری فرصتی بود که نمایندگان خبرگان ملت از سراسر کشور دور هم جمع شوند تا درباره مسوولیت بسیار مهم و حساس خویش به رایزنی و مطالعه بپردازند. مجلس خبرگان رهبری در نظام جمهوری اسلا‌می دارای اهمیت راهبردی و حیاتی است. این مجلس ضمن داشتن مسوولیت انتخاب رهبری نظام جمهوری اسلا‌می، بر عملکرد وی و نهادهای تابعه آن نظارت دارد.

اجلا‌س چهارم خبرگان دو محور اساسی را در نشست خود مدنظر قرار داده است؛ فرآیند پرونده هسته‌ای ایران و موضوع طرح تغییر ساختاری اقتصاد ایران. در اجلا‌س دیروز هاشمی‌رفسنجانی رئیس مجلس خبرگان رهبری با تاکید بر نقش حساس و بسیار مهم خبرگان رهبری، از اهمیت شرایط سیاسی کشور سخن به میان آوردند. در حالی که کشور از سوی قدرت‌های بزرگ در معرض تهدید قرار دارد و شورای امنیت با زبان تهدید با ایران سخن می‌راند و اوضاع منطقه قفقاز و خاورمیانه بسیار بحرانی است، برای اولین بار پس از جنگ سرد، آمریکا و روسیه در شرایطی قرار گرفته‌اند که احتمال تنش و بحران متزایدتر چندان بیراه نیست.در خاورمیانه نیز، فرآیند صلح نه‌تنها به نقطه اطمینان‌بخشی نرسیده، بلکه تهدیدها همچنان ثبات و امنیت منطقه را تهدید می‌کند.

اما به برکت انقلا‌ب و فداکاری‌های فرزندان ملت، کشور از آرامش و امنیت برخوردار است. نکته مهم در این اجلا‌س اعتراف زحمات فراوان دولت‌های پس از انقلا‌ب توسط محمود احمدی‌نژاد بود. این سخنان که در نوع خود تازگی دارد، می‌تواند امیدبخش تلقی شود. در حالی که کشور از همه جهت نیازمند وحدت، همدلی و تاکید بر میراث مشترک گذشتگان و حال است، این سنتی شایسته است که مدیران فعلی از زحمات قبلی‌ها غافل نشوند. سنت انکار گذشته، محدود به امروز نخواهد شد، اگر این بدعت غلط جا بیفتد، آیندگان نیز خدمات دولت نهم را به هیچ خواهند انگاشت. از سوی دیگر موضعگیری‌هاشمی‌رفسنجانی در این اجلا‌س نشان داد که خبرگان رهبری آماده همکاری و معاضدت با دولت نهم است.

همراهی و مساعدت زمانی شایسته‌تر و منسجم‌تر خواهد بود که دولتمردان نیز از راهنمایی‌ها و ارشادهای مدیران قبلی استقبال نمایند. شرایط فعلی کشور به گونه‌ای نیست که یک فرد یا جریان خاص مدعی باشد می‌تواند به‌تنهایی از پس مشکلا‌ت برآید. حال که در سخنان احمدی‌نژاد و رفسنجانی بارقه‌هایی از درک متقابل از مشکلا‌ت و ارائه راه‌حل‌های همدلا‌نه وجود دارد، باید از آن استقبال کرد و طرحی برای آینده و ایران داشت.

دنیای اقتصاد

«پیام بازار پول به تصمیم‌سازان» عنوان سرمقاله‌ی روزنامه دنیای اقتصاد به قلم محمود صدری که در آن آمده است؛مدیرعامل بانک ملی ایران، دیروز از رویگردانی تدریجی سپرده‌گذاران ایرانی از بانک‌های دولتی و روی آوردن آنها به بانک‌های خصوصی خبر داد. علتی که علی صدقی درباره این تحول ذکر کرده، تفاضل نرخ سود سپرده‌ها در بانک‌های دولتی و خصوصی است که البته علت‌های دیگری را هم به ویژه امکان فراهم‌سازی رضایت بیشتر برای مشتری در شرکت‌های خصوصی می‌توان به آن افزود. رویگردانی مردم از بانک‌های دولتی حتما اتفاق مهمی است و توجه به پیام این تحول ضرورت دارد.البته این واقعه، بیش از آنکه نگران‌کننده باشد، حاوی پیامی مثبت برای اقتصاد ایران و نشانه رفتار عقلایی سپرده‌گذاران است که باید آن را به فال نیک گرفت و در تکمیل آن کوشید.

در ادامه سرمقاله می‌خوانید؛...این پیام بازار، علی‌القاعده باید دولت را به این نتیجه برساند که برنامه‌های استراتژیک نظام در حوزه اقتصاد، یعنی مفاد سند چشم‌انداز 20‌ساله برنامه چهارم توسعه (حتی نسخه تغییر یافته آن) و ابلاغیه مقام معظم رهبری درباره اصل 44 قانون اساسی، با منطق بازار و فطرت انسان سازگارترند تا تلاش‌های مقطعی برای حل آنی و احساسی مسائل اقتصادی.
اینکه چند بانک خصوصی کوچک و کم‌قدرت ایرانی به فاصله یک سال توانسته‌اند سهم خود را از منابع بانکی کشور به 20 درصد برسانند، نباید خطری برای نظام بانکی و اقتصاد کشور تلقی شود، بلکه می‌باید از این رفتار سپرده‌گذاران آموخت که روش بانک‌های دولتی و در راس آنها وام‌های تکلیفی است که از بنیه بانک‌های دولتی کاسته است. به گفته مدیرعامل بانک ملی، در سال‌های 84 و 85 این بانک 40 درصد از منابع تسهیلاتی خود را به طرح بنگاه‌های زودبازده اختصاص داده است. این تسهیلات تکلیفی، در کنار افزایش تقاضای وام کم‌بهره، از سویی و رویگردانی سپرده‌گذاران از بانک‌های دولتی به علت نرخ سود پایین از سوی دیگر، موجب کاهش منابع بانک‌های دولتی شده است.

در بخش پایانی سرمقاله می‌خوانید؛نه در ایران و نه در هیچ کشور دیگری، سپرده‌گذاران، پول خود را به ثمن بخس در اختیار بانک‌های دولتی نمی‌گذارند تا دولت با بهره‌گیری از آن، مشکلات خود را حل کند.سهم دولت از دارایی‌های کشور، همان است که در بودجه‌های سالانه‌اش می‌آید و هرچه آن بودجه کمتر باشد، توانایی و فضیلت آن بیشتر خواهد بود. نتیجه اینکه مخاطب هشدار مدیرعامل بانک ملی ایران، منطقا «روش دولتی» است، نه بانک‌های خصوصی. زیرا مجازات بنگاه اقتصادی موفق، بی‌عدالتی و متوقف کردن روش‌های اقتصادی زیان‌ده، عین عدالت است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها